←جستارهای وابسته
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
==[[اسامی]] غدیر خم== | ==[[اسامی]] غدیر خم== | ||
*روز [[تاریخی]] [[غدیر]] به نامهای دیگری نیز شناخته میشود از جمله: [[یوم الغدیر]]؛ [[یوم البلاغ]]؛ [[یوم التّمام]]؛ [[یوم التّتویج]] و... <ref>ماهنامۀ کوثر، ش ۲، ص ۲۹.</ref>. | *روز [[تاریخی]] [[غدیر]] به نامهای دیگری نیز شناخته میشود از جمله: [[یوم الغدیر]]؛ [[یوم البلاغ]]؛ [[یوم التّمام]]؛ [[یوم التّتویج]] و... <ref>ماهنامۀ کوثر، ش ۲، ص ۲۹.</ref>. | ||
==[[نصب امام علی]]{{ع}} به [[امامت]] در [[غدیر خم]]== | |||
*بعد از تمام شدن [[اعمال]] [[رسول خدا]] و رفتن آن [[حضرت]] به سمت [[مدینه]] از [[حجة الوداع]]، [[آیه]] بلاغ نازل شد که [[خداوند]] در آن به آن [[حضرت]] [[دستور]] داد که [[جانشین]] بعد از خودش را معرفی کند. [[خداوند]] در این [[آیه]] میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>. | |||
*این [[آیه]] آنقدر مهم است که [[رسول خدا]]{{صل}} در میان بیان [[خطبه]] آن را مطرح و درباره [[نزول]] این [[آیه]] و تأکید [[خدا]] در [[ابلاغ]] [[ولایت]] در [[غدیر خم]]، با [[مردم]] سخن میگوید و در بخش زیادی از [[خطبه]] به بیان مسائل مربوط به این [[آیه]] میپردازد و میفرماید: "هان [[مردمان]]! آنچه بر من فرود آمده، در [[تبلیغ]] آن کوتاهی نکردهام و حال برایتان [[سبب نزول]] [[آیه]] را بیان میکنم؛ همانا [[جبرئیل]] سه مرتبه از سوی [[سلام]]، پروردگارم - که تنها او [[سلام]] است - بر من فرود آمد و فرمانی آورد که در این مکان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که [[علی بن ابی طالب]]، [[برادر]]، [[وصی]] و [[جانشین]] من در میان [[امت]] و [[امام]] پس از من است. [[جایگاه]] او نسبت به من همچون [[هارون]] نسبت به [[موسی]] است، لیکن [[پیامبری]] پس از من نخواهد بود. او ([[علی]])، صاحب اختیارتان پس از [[خدا]] و [[رسول]] است". به سبب اهمیت این [[آیه]]، [[مخالفان]] [[ولایت اهل بیت]]{{عم}} نیز بسیار تلاش کردهاند تا در دلالت آن بر [[ولایت]] [[امیرمؤمنان]] خدشه وارد کنند و به این منظور، [[شبهات]] فراوانی را مطرح کردند. در منابع و مصادر معتبر [[اهل سنت]] به این [[حقیقت]]، اعتراف شده که [[آیه]] [[ابلاغ]] نیز در [[روز غدیر]] نازل شد. [[اسامی]] تعدادی از علمای [[اهل سنت]] که این مطلب را یادآور شدهاند: | |||
#[[ابن أبی حاتم عبدالرحمن بن محمد بن ادریس رازی]]؛ | |||
#[[احمد بن موسی بن مردویه]]؛ | |||
#[[احمد بن حمد ثعلبی]]؛ | |||
#[[ابو نعیم أحمد بن عبدالله اصفهانی]]؛ | |||
#[[ابو الحسن علی بن أحمد واحدی]]؛ | |||
#[[مسعود بن ناصر سجستانی]]؛ | |||
#[[عبدالله بن عبیدالله حسکانی]]؛ | |||
#[[ابن عساکر علی بن حسن دمشقی]]؛ | |||
#[[فخرالدین محمد بن عمر رازی]]؛ | |||
#[[محمد بن طلحه نصیبی شافعی]]. | |||
*[[ابن ابی حاتم رازی]]، [[ابن مردویه]] و [[ابن عساکر]] از [[ابوسعید خدری]] [[روایت]] کردهاند که [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ...}} در [[غدیر خم]] و درباره [[شأن]] [[[حضرت]]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} بر [[رسول خدا]]{{صل}} نازل شده است<ref>اسباب نزول الآیات، واحدی نیشابوری، ص۱۳۵؛ شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، ج۱، ص۲۵۰؛ الدر المنثور، سیوطی، ج۲، ص۲۹۸؛ تفسیر آلوسی، ج۶، ص۱۹۳.</ref>. | |||
*همچنین [[ابن مردویه]] از [[عبدالله بن مسعود]] [[روایت]] کرده است که در زمان [[رسول خدا]] ما این [[آیه]] را اینگونه قرائت میکردیم: {{عربی|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ أَنَّ عَلِيّاً مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}}<ref>الدر المنثور، سیوطی، ج۲، ص۲۹۸.</ref>. | |||
*در [[راه]] بازگشت از [[حج]] وقتی [[رسول خدا]]{{صل}} [[دستور]] داد تا [[مردم]] یکجا بایستند، ابتدای کاروان به [[جحفه]] رسیده بود که آن [[حضرت]] [[دستور]] داد تا آنها بازگردند و افراد در همان جا [[منتظر]] ماندند تا دنباله کاروان از [[راه]] برسد. به [[دستور]] [[جبرئیل]] آن [[حضرت]] کمی به سمت راست مسیر حرکت کرد. در آن منطقه درختچههای زیادی بود که [[رسول خدا]]{{صل}} [[دستور]] داد تا زیر این درختچهها را تمیز کنند و با سنگ مکان بلندی ساخته شود تا ایشان روی آن بایستد. از همان ابتدا که [[پیامبر]]{{صل}} بر روی بلندی ایستاد، [[علی]]{{ع}} هم کمی [[پایینتر]] از ایشان [[ایستاده]] بود تا اینکه آن [[حضرت]] [[دست]] خود را بر بازوی [[علی]]{{ع}} زد و [[علی]]{{ع}} [[دست]] خود را به سوی [[رسول خدا]]{{صل}} دراز کرد. آن [[حضرت]] [[دست]] [[علی]]{{ع}} را گرفت و بالا کشید به طوری که همردیف [[رسول خدا]]{{صل}} شد<ref>الاحتجاج، طبرسی، ج۱، ص۷۶-۷۰.</ref>. آنگاه [[رسول خدا]]{{صل}} [[خطبه]] معروف [[غدیر]] را خواندند و در آن ضمن بیان بسیاری از [[دستورهای الهی]] مانند [[احکام]] [[حج]] و [[واجبات]] و [[محرمات]]، [[انتصاب الهی]] [[امام علی]]{{ع}} را به امر [[خدای متعال]] به [[مردم]] [[ابلاغ]] فرمودند. | |||
*در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده است: "[[رسول خدا]]{{صل}} به [[مردم]] فرمود: "به [[علی]] برای [[امیرالمؤمنین]] شدن او [[درود]] بفرستید"<ref>اصول کافی، کلینی، ج۱، ص۲۹۲؛ مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب، ج۲، ص۲۵۲.</ref>. سپس [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} نزد [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} آمدند و ولایتش را به او تبریک گفتند و اولین کسی که به ایشان تبریک گفت، [[عمر بن خطاب]] بود که گفت: [[مبارک]] باد بر تو ای [[علی]]، مولای من، و مولای هر مرد و [[زن]] مؤمنی شدی"<ref>الامالی، شیخ صدوق، ص۵۰؛ الارشاد، شیخ مفید، ج۱، ص۱۷۷.</ref>. | |||
*[[امام باقر]]{{ع}} در این باره چنین [[روایت]] کردهاند که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: "ای [[مردم]]، شما بیشتر از آن هستید که همگی بخواهید در یک زمان با [[دست]] با من [[بیعت]] کنید. برای همین [[خدای متعال]] به من [[دستور]] داده است که از زبانهای شما برای [[ولایت علی]] و امامانی که بعد از او میآیند و از من و او هستند، [[اقرار]] بگیرم؛ چنانکه به شما اعلام کردم که [[ذریه]] من از صلب او هستند. پس همگی بگویید: ما شنیدیم و [[فرمانبردار]] و [[راضی]] هستیم و در مقابل آنچه از [[پروردگار]] درباره [[جانشینی علی]] و اولادش [[ابلاغ]] کردی، [[تسلیم]] هستیم. ما بر این امر، با قلبها و [[جانها]] و زبانها و دستهایمان با تو [[بیعت]] میکنیم و بر همین [[بیعت]] [[زندگی]] میکنیم و میمیریم و دوباره [[مبعوث]] میشویم. ما درباره آن هیچ [[تغییر]] و تبدیل و شکی روا نمیداریم و [[پیمانشکنی]] نمیکنیم و از [[خدا]] و تو و [[امیرالمؤمنین]] و فرزندانش که از [[ذریه]] تو و از صلب [[علی]] هستند و از [[امام حسن|حسن]] و [[حسین]] میآیند، [[اطاعت]] میکنیم؛ زیرا [[جایگاه]] و [[منزلت]] آنها را نزد [[خدا]] و خودم به شما اعلام کردم. هر آینه آنچه را که بر عهده داشتم به جای آوردم و بدانید که [[امام حسن|حسن]] و [[حسین]]{{عم}} [[جوانان]] [[اهل]] بهشتاند و بعد از و پدرشان [[علی]]، [[امام]] هستند و قبل از [[علی]] من [[پدر]] آنها هستم. بگویید: با قلبها و [[جانها]] و زبانها و دستهایمان با [[خدا]] و شما و [[علی]] و [[امام حسن|حسن]] و [[حسین]] و امامانی که یاد کردی [[پیمان]] میبندیم و آن را تبدیل نمیکنیم. | |||
*ما آنچه را که به ما [[ابلاغ]] کردی به بزرگ و کوچک [[فرزندان]] و [[اهل]] خود میرسانیم و [[خدا]] را بر عمل خود [[شاهد]] میگیریم که او کافی است و تو و [[ملائکه]] بر ما [[شاهد]] هستید و [[خداوند]] بزرگترین [[شاهد]] است. ای [[مردم]]، چه میگویید؟ هر آینه [[خداوند]] هر صدای [[آشکار]] و [[پنهانی]] را میداند و "هر کسی [[هدایت]] شود، به نفع خود [[هدایت]] شده است و هر کسی [[گمراه]] شود، علیه خود [[گمراه]] شده است" و هر کس [[بیعت]] کند، در واقع با [[خداوند]] [[بیعت]] کرده است، چرا که "[[دست خدا]] بالای دستهای آنها است". ای [[مردم]]، [[تقوای الهی]] پیشه و با [[علی]] [[بیعت]] کنید. ای [[مردم]]، آنچه را که به شما گفتم، بگویید و به [[علی]] برای [[ولایت]] یافتن او بر [[مؤمنین]] تبریک بگویید. ای [[مردم]]، کسانی که برای [[بیعت]] با وی و [[پذیرش]] ولایتش [[سبقت]] بگیرند، از [[رستگاران]] در بهشتهای جاودان هستند. ای [[مردم]]، سخنی را بگویید که [[خداوند]] به سبب آن از شما [[راضی]] باشد. | |||
*[[مردم]] در جواب [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فریاد زدند: "شنیدیم و امر [[خدا]] و رسولش را با قلبها و زبانها و دستهایمان [[اطاعت]] کردیم". سپس به طرف [[علی]]{{ع}} رفته، و با او [[بیعت]] کردند. این بیعتگیری سه روز ادامه پیدا کرد و هرگاه قومی با [[علی]]{{ع}} [[بیعت]] میکردند، [[رسول خدا]] میفرمود: "[[حمد]] و [[سپاس]] خدایی را که ما را بر تمام جهانیان [[برتری]] داده است"<ref>الاحتجاج، طبرسی، ج۱، ص۸۲-۸۴. استاد یوسفی غروی نیز مینویسد: ابن طاووس از کتاب النشر و الطیّ از حذیفة بن یمان نقل میکند: هنگامی که علی{{ع}} از یمن آمد و در مکه با پیامبر{{صل}} ملاقات کرد؛ ما در آنجا حاضر بودیم. روزی علی{{ع}} رو به کعبه نماز میخواند که به هنگام رکوع سائلی به وی مراجعه کرد و او در همان حالت رکوع، حلقه انگشترش را به وی صدقه داد. در همین زمان، رسول خدا{{صل}} که در جای دیگر بود تکبیر گفت و آیهای را که خداوند درباره این عمل علی{{ع}} نازل کرده بود قرائت کرد: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}} «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵. پس از قرائت [[آیه]]، آن [[حضرت]] فرمود: برخیزید تا صاحب این صفات که [[خدا]] او را توصیف کرده است، بیابیم. به دنبال آن هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} وارد [[مسجد]] میشد، با سائلی مواجه شد. آن [[حضرت]] از او پرسید: از کجا میآیی؟ جواب داد: از پیش آن [[نمازگزار]] که در حال [[رکوع]] این حلقه [[انگشتر]] را به من داد. پس [[رسول خدا]]{{صل}} [[تکبیر]] گفت و به سوی [[علی]]{{ع}} رفت. آنگاه از او پرسید: ای [[علی]]، امروز چه کار خیری انجام دادهای؟ [[علی]]{{ع}} جریان را برای آن [[حضرت]] بازگو کرد و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} برای سومین بار [[تکبیر]] گفت. [[حلبی]] مینویسد: [[روایت]] شده است که وقتی [[آیه]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ...}} نازل شد، [[پیامبر]]{{صل}} [[دستور]] داد که [[ولایت علی]]{{ع}} اعلام شود و از این امر نگران بود. [[بحرانی]] در البرهان از [[زید بن ارقم]] [[روایت]] کرده است: [[رسول خدا]]{{صل}} عدهای را نزد خود فراخواند که من هم از جمله آنها بودم. او به ما فرمود که [[روح]] الامین، [[جبرئیل]] موضوع [[ولایت]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} را بر او نازل کرده است و با ما [[مشورت]] کرد تا این مطلب را در ایام موسم [[حج]] اعلام کند. ما نمیدانستیم که چه بگوییم و از نزد وی پراکنده شدیم تا اینکه در [[جحفه]] فرود آمدیم و مشغول برپا کردن چادرهای خود بودیم که ناگهان شنیدیم [[رسول خدا]]{{صل}} با صدای بلند اعلام میکند: ای [[مردم]]! من [[فرستاده خدا]] هستم، پس [[دعوت]] کسی که شما را به سوی [[خدا]] فرا میخواند، [[اجابت]] کنید. در آن هنگام که هوا به شدت گرم بود به سوی او رفتیم. آن [[حضرت]] فرمود: ای [[مردم]]! بعد از ظهر [[عرفه]] چیزی بر من نازل شد که [[قلب]] مرا در فشار قرار داده است، زیرا [[خوف]] آن را دارم که [[اهل]] إفک آن را [[تکذیب]] کنند. تا اینکه در اینجا [[خداوند]] این [[آیه]] را نازل فرمود: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}} «ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد» سوره مائده، آیه ۶۷. | |||
*مرحوم [[طبرسی]] در [[الاحتجاج]] با [[سند]] خود از [[شیخ طوسی]] از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] میکند: هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} در محل وقوف اقامت کرد، [[جبرئیل]] بر وی نازل شد و فرمود: ای [[محمد]]، [[خداوند عزوجل]] [[سلام]] میرساند و میفرماید: هر آینه أجل تو نزدیک شده است و تو را خبر میدهم از چیزی که [[گریز]] و چارهای از آن نیست، پس به [[عهد]] خود [[وفا]] کن و [[وصیت]] خود را اعلام کن و [[علم]] خود و [[میراث]] [[علوم]] انبیای قبل و [[سلاح]] و تابوت و تمام [[آیات]] و [[نشانههای پیامبران]] را به [[وصی]] و [[خلیفه]] بعد از خود [[تسلیم]] کن. [[حجت کامل]] من بر بندگانم؛ [[علی بن ابی طالب]] است. او را به عنوان نشانه در میان [[مردم]] به پای دار و [[عهد]] و [[میثاق]] و [[بیعت]] با او را [[تجدید]] کن و [[بیعت]] و میثاقی را که با من بستهاند متذکر شو مبنی بر اینکه [[ولیّ]] من و مولای خودشان و مولای هر مرد و [[زن]] مؤمنی [[علی بن ابی طالب]] است و به [[درستی]] که هیچ یک از انبیای خودم را [[قبض روح]] نمیکنم، مگر بعد از [[اکمال دین]] و حجتم و اتمام نعمتم با اظهار [[ولایت]] نسبت به اولیایم و اظهار [[عداوت]] نسبت به دشمنانم. و این [[کمال توحید]] و [[دین]] من است و [[اتمام نعمت]] بر بندگانم با [[پیروی]] و [[اطاعت]] از ولی من حاصل میشود و من هیچگاه [[زمین]] را بدون ولی و [[قیّم]] خودم باقی نمیگذارم تا آنها [[حجت]] من بر بندگانم باشند. ای [[محمد]]، برخیز و [[علی]] را به عنوان ولی و [[جانشین]] خود اعلام کن و از [[مردم]] [[بیعت]] بگیر و [[عهد]] و میثاقی را که، با من بستهاند، [[تجدید]] کن، زیرا که به زودی تو را پیش خودم میبرم. [[امام باقر]]{{ع}} میفرماید: [[رسول خدا]]{{صل}} [[خوف]] این را داشت که [[قریش]] و [[منافقان]] [[آشوب]] برپا کنند و به [[دوران جاهلیت]] بازگردند، زیرا میدانست که [[دشمنی]] و [[کینه]] دیرینه و عمیقی با [[علی]]{{ع}} دارند. برای همین از [[جبرئیل]] درخواست کرد که از [[خدا]] بخواهد تا او را از [[شرّ]] [[مردم]] نگه دارد، لذا [[اعلان]] [[ولایت علی]]{{ع}} را به تأخیر انداخت تا [[جبرئیل]] [[امان]] [[الهی]] را برایش بیاورد تا به [[مسجد]] خیف رسید. در [[مسجد]] خیف [[جبرئیل]] نازل شد و به او فرمود که به [[عهد]] خود [[وفا]] کند و [[علی]]{{ع}} را به [[جانشینی]] خود اعلام کند تا [[مردم]] به وسیله او [[هدایت]] شوند و هنوز [[امان]] [[الهی]] را که [[پیامبر]]{{صل}} درخواست کرده بود، نازل نشده بود، تا اینکه آن [[حضرت]] به کراع الغمیم رسید. در آنجا هم [[جبرئیل]] بر روی نازل شد و همان امر قبلی را بر روی نازل کرد، تا اینکه [[پیامبر]] به منطقه [[غدیر خم]] رسید. در آنجا به هنگامی که پنج [[ساعت]] از روز گذشته بود، [[جبرئیل]] همراه با [[امان]] [[الهی]] نازل شد و آن [[حضرت]] را [[تحریض]] و [[تهدید]] کرد که هر چه سریعتر [[رسالت الهی]] را [[ابلاغ]] کند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}} «ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد» سوره مائده، آیه ۶۷. | |||
*عیاشی از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] کرده است: [[وحی الهی]] درباره [[ولایت علی]]{{ع}} در [[منی]] نازل شده بود، اما [[رسول خدا]]{{صل}} از [[اعلان]] آن خودداری کرد؛ زیرا از واکنش [[مردم]] نسبت به این [[دستور الهی]] [[خوف]] داشت. تا اینکه از [[مکه]] بازگشت در حالی که پنج هزار نفر از [[اهل مکه]] او را مشایعت میکردند. پس از اینکه به [[جحفه]] رسید، [[جبرئیل]] نازل شد و فرمود: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}}؛ از آنچه که [[پیامبر]] در [[منی]] از آن [[کراهت]] داشت. و قبل از آن روایتی را به همین معنا از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] میکند: [[جبرئیل]] بر [[رسول خدا]]{{صل}} نازل شد و فرمود که [[ولایت]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} را [[اعلان]] کند، اما آن [[حضرت]] از [[ترس]] ایجاد [[تفرقه]] و [[شورش]] این کار را نکرد تا [[نزول جبرئیل]] سه مرتبه تکرار شد و آن [[حضرت]] به منزلگاه [[جحفه]] رسید. پس وقتی که به [[ناحیه]] معیعه در [[جحفه]] رسید، [[مردم]] را برای [[نماز جماعت]] فراخواند. و در جامع الاخبار با [[سند]] خود از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] کرده است: هنگامی که [[رسول خدا]] از [[حجة الوداع]] فارغ شد. [[جبرئیل]] در مسیر بازگشت بر او نازل شد و این [[آیه]] را قرائت کرد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ...}}؛ [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: ای [[جبرئیل]]، [[مردم]] تازه [[مسلمان]] هستند و [[خوف]] آن را دارم که دچار [[شک و تردید]] شوند و از من [[اطاعت]] نکنند. پس [[جبرئیل]] به [[آسمان]] [[عروج]] کرد. در روز دوم [[جبرئیل]] در [[غدیر]] [به همین صورت آمده است!] بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل و فرمود: ای [[محمد]]! {{متن قرآن|بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ...}}؛ اما آن [[حضرت]] عرض کرد: ای [[جبرئیل]]، میترسم که اصحابم با من [[مخالفت]] کنند! به دنبال آن [[جبرئیل]] به [[آسمان]] [[عروج]] کرد. در روز سوم [[جبرئیل]] بر [[رسول خدا]]{{صل}} نازل شد، در حالی که آن [[حضرت]] در [[غدیر خم]] بود و فرمود: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ...}}؛ وقتی که [[رسول خدا]]{{صل}} این سخن را شنید، به [[مردم]] فرمود: به [[خدا]] قسم که از این مکان تکان نمیخورم تا [[رسالت]] پروردگارم را [[ابلاغ]] کنم. [[علامه طباطبائی]] در اینباره میفرماید: باید در [[آیه]] سوم [[سوره مائده]] که میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ...}} و احادیثی که درباره آن از طرف [[شیعه]] و [[سنی]] وارد شده و [[خبرهای متواتر]] مربوط به [[حادثه غدیر]] [[خم]] و اوضاع [[اجتماعی]] زمان [[رسول خدا]] دقت کرد. آنچه از [[تأمل]] و دقت در این امور به نظر میرسد، این است که موضوع [[ولایت]] چند روز قبل از [[غدیر]] نازل شده بود، اما [[پیامبر]]{{صل}} از [[اعلان]] آن واهمه داشت، زیرا میترسید که مورد قبول قرار نگیرد و یا نسبت به وی [[سوء]] قصدی انجام گیرد و به دنبال آن امر [[دعوت الهی]] مختل شود، برای همین [[اعلان]] این امر را به تأخیر میانداخت و امروز و فردا میکرد تا اینکه [[آیه]] شصت و هفت [[سوره مائده]] نازل شد. آنگاه [[پیامبر]]{{صل}} این [[دستور الهی]] را [[اعلان]] کرد. بنابراین، این احتمال وجود دارد که [[خداوند]] بخش اعظم [[سوره مائده]] که امر [[ولایت]] هم در آن بوده است را در روز [[عرفه]] (یا غروب آن) بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل کرده باشد و آن [[حضرت]] آن را [[تلاوت]] کرده باشد، اما بیان امر [[ولایت]] را تا [[غدیر]] به تأخیر انداخته باشد. در این صورت بعید به نظر نمیرسد که مقصود بعضی از [[روایات]] که میگوید: این [[آیه]] در [[غدیر]] نازل شده است، [[تلاوت]] این [[آیه]] به وسیله [[پیامبر اکرم]]{{صل}} باشد و در صدد بیان [[شأن نزول]] [[آیه]] بودهاند و بدین جهت گفتهاند که این [[آیه]] در [[روز غدیر]] نازل شده است. ([[تاریخ]] تحقیقی [[اسلام]]، (ترجمه: حسینعلی [[عربی]])، ج۴، ص۵۰۴-۵۰۷).</ref>. | |||
*[[ابن عباس]] در ادامه بیان داستان [[معراج]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از زبان آن [[حضرت]]، به بیان [[واقعه غدیر]] میپردازد و میگوید: سپس [[رسول خدا]] دو [[دست]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} را گرفت و ایشان را از [[زمین]] بلند کرد... سپس فرمود: "ای [[مردم]]! [[خداوند]] -تبارک و تعالی- مولا و [[سرپرست]] من است و من [[سرپرست]] و مولای [[مؤمنان]] هستم؛ هر فردی که من مولایش هستم پس [[علی]] مولای اوست؛ خداوندا! هر کسی [[علی]] را [[دوست]] دارد، او را [[دوست]] بدار و هر کسی که با [[علی]] [[دشمنی]] میکند [[دشمن]] بدار و یاریکننده او را [[یاری]] کن و کسی که در پی [[خواری]] اوست [[خوار]] گردان". | |||
*[[ابن عباس]] در ادامه میگوید: "[[منافقان]] و مریض دلان و کسانی که در فرمایش [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[شک]] داشتند، گفتند: "ما از درگاه [[خدا]] از این گفتار او که واقع نخواهد شد [[بیزاری]] میجوئیم و هیچ گاه [[راضی]] نخواهیم شد که [[علی]]، [[وزیر]] و [[یاور]] (و [[جانشین]]) او شود؛ [[پیامبر]]{{صل}} [[علی]]{{ع}} را به سبب [[تعصب]] فامیلی [[انتخاب]] کرد". [[سلمان]] و [[ابوذر]] و [[مقداد]] و [[عمار بن یاسر]] گفتند: "به [[خدا]] قسم، ما از آنجا حرکت نکرده بودیم که [[آیه]] ([[اکمال دین]]) نازل شد، و [[رسول خدا]]{{صل}} سه بار [[آیه]] را تکرار کرده سپس فرمود: "همانا [[اکمال دین]] و [[اتمام نعمت]] و [[رضایت]] پروردگارم به [[رسالت]] من و [[جانشینی]] [[علی بن ابی طالب]] تعلق گرفت (و در [[حقیقت]]، کامل شدن [[دین]] به [[ولایت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است)<ref>الامالی، شیخ صدوق، ص۴۳۵.</ref>.<ref>[[ حبیب عباسی| عباسی، حبیب]]، [[علی بن ابیطالب (مقاله)| مقاله «علی بن ابیطالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۸۹-۱۹۶.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||