عصمت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۹: خط ۹:
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
==مقدمه==
==مقدمه==
[[عصمت]] در لغت به معنای برکنار بودن و نگه‌داشته شدن است، و در اصطلاح به معنای برکنار بودن از هرگونه [[گناه]] و [[خطا]] و نگه‌داشته شدن از هر کژی و [[انحراف]] در [[اندیشه]]، گفتار و [[رفتار]] است. همه [[امّت اسلامی]] بر [[عصمت پیامبران]]{{عم}} نسبت به چیزهایی مانند [[کفر به خدا]]، [[دروغ]] عمدی و به طور کلّی [[گناهان کبیره]] اتّفاق نظر دارند؛ زیرا چنین گناهانی موجب [[فسق]] می‌شود و خبر [[فاسق]] به اتّفاق [[حجّت]] نیست. اما مشهور [[علمای شیعه]] بر آن است که [[پیامبران]]{{عم}} از مطلق [[گناهان]] [[معصوم]] هستند و با تقوای والای خود و [[توفیق الهی]] هیچ‌گاه از روی عمد یا [[سهو]] [[مرتکب گناه]] یا لغزشی نمی‌شوند. [[قرآن کریم]] در [[آیات]] فراوانی به [[ستایش]] [[پیامبران]] پرداخته، و آنان را از [[فریب]] [[شیطان]] برکنار شمرده و آنان را از [[بندگان]] [[پاک]] و منزه (مُخلَص) خود شمرده است: {{متن قرآن|إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref> و دارای [[ویژگی‌های اخلاقی]] بلندی دانسته که از [[شر]] [[شیطان]] برحذر هستند و معنای آن چیزی جز [[عصمت]] آنان نیست. {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۴۰.</ref> یکی از آیاتی که می‌تواند دلیلی بر [[عصمت پیامبران]] به شمار آید، [[آیه]] شریفه‌ای است که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref> تردیدی نیست که [[لزوم اطاعت]] مطلق از [[پیامبران الهی]] با [[عصمت]] آنان ملازمه و [[ارتباط مستقیم]] دارد؛ زیرا ممکن نیست [[خداوند متعال]] کسی را که ممکن است سهواً یا عمداً [[مرتکب معصیت]] و [[انحراف]] از مسیر [[الهی]] شود برای [[اطاعت]] فرستاده باشد. گذشته از [[حکم]] [[نقل]]، این یک [[حکم عقلی]] غیر قابل تردید است که [[سفیران الهی]] باید از هر گونه [[گناه]] و [[خطا]] مصون باشند تا [[دل]] به [[پیروی]] از آنان آرام گیرد و [[اطاعت]] از آنان نتایج زیان‌باری نداشته باشد. از میان [[عالمان شیعه]] می‌توان به [[سید مرتضی]] (م ۴۳۶ق) صاحب کتاب “تنزیه الأنبیاء”، و از میان [[عالمان اهل سنّت]] می‌توان به [[فخر رازی]] (م ۶۰۶ق) صاحب کتاب “عصمة الأنبیاء” اشاره نمود. مشکل دسته‌ای از [[آیات قرآن]] در [[حق]] [[پیامبران]] و [[پیامبر اسلام]] است که [[خدا]] [[دستور]] به [[استغفار]] می‌دهد، یا کارهایی را [[نقل]] می‌کند که با [[عصمت]] آنان ناسازگار می‌نماید: البته [[عصمت]] در چندین مرحله از [[زندگی پیامبر]] مطرح است، مانند [[دریافت وحی]]، [[عصمت]] در مرحله [[ابلاغ]] آن. [[عصمت]] از [[معصیت]] و [[گناه]]. و [[عصمت از خطا]] در امور فردی و [[اجتماعی]] به گونه‌ای که به [[شخصیت]] و [[اعتماد]] [[مردم]] آسیب برساند.
*[[عصمت]] در لغت به معنای برکنار بودن و نگه‌داشته شدن است، و در اصطلاح به معنای برکنار بودن از هرگونه [[گناه]] و [[خطا]] و نگه‌داشته شدن از هر کژی و [[انحراف]] در [[اندیشه]]، گفتار و [[رفتار]] است. همه [[امّت اسلامی]] بر [[عصمت پیامبران]]{{عم}} نسبت به چیزهایی مانند [[کفر به خدا]]، [[دروغ]] عمدی و به طور کلّی [[گناهان کبیره]] اتّفاق نظر دارند؛ زیرا چنین گناهانی موجب [[فسق]] می‌شود و خبر [[فاسق]] به اتّفاق [[حجّت]] نیست. اما مشهور [[علمای شیعه]] بر آن است که [[پیامبران]]{{عم}} از مطلق [[گناهان]] [[معصوم]] هستند و با تقوای والای خود و [[توفیق الهی]] هیچ‌گاه از روی عمد یا [[سهو]] [[مرتکب گناه]] یا لغزشی نمی‌شوند.
*[[قرآن کریم]] در [[آیات]] فراوانی به [[ستایش]] [[پیامبران]] پرداخته، و آنان را از [[فریب]] [[شیطان]] برکنار شمرده و آنان را از [[بندگان]] [[پاک]] و منزه (مُخلَص) خود شمرده است: {{متن قرآن|إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref> و دارای [[ویژگی‌های اخلاقی]] بلندی دانسته که از [[شر]] [[شیطان]] برحذر هستند و معنای آن چیزی جز [[عصمت]] آنان نیست. {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۴۰.</ref>.
*یکی از آیاتی که می‌تواند دلیلی بر [[عصمت پیامبران]] به شمار آید، [[آیه]] شریفه‌ای است که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref> تردیدی نیست که [[لزوم اطاعت]] مطلق از [[پیامبران الهی]] با [[عصمت]] آنان ملازمه و [[ارتباط مستقیم]] دارد؛ زیرا ممکن نیست [[خداوند متعال]] کسی را که ممکن است سهواً یا عمداً [[مرتکب معصیت]] و [[انحراف]] از مسیر [[الهی]] شود برای [[اطاعت]] فرستاده باشد. گذشته از [[حکم]] [[نقل]]، این یک [[حکم عقلی]] غیر قابل تردید است که [[سفیران الهی]] باید از هر گونه [[گناه]] و [[خطا]] مصون باشند تا [[دل]] به [[پیروی]] از آنان آرام گیرد و [[اطاعت]] از آنان نتایج زیان‌باری نداشته باشد.
*از میان [[عالمان شیعه]] می‌توان به [[سید مرتضی]] صاحب کتاب "تنزیه الأنبیاء"، و از میان [[عالمان اهل سنّت]] می‌توان به [[فخر رازی]] صاحب کتاب "عصمة الأنبیاء" اشاره نمود. مشکل دسته‌ای از [[آیات قرآن]] در [[حق]] [[پیامبران]] و [[پیامبر اسلام]] است که [[خدا]] [[دستور]] به [[استغفار]] می‌دهد، یا کارهایی را [[نقل]] می‌کند که با [[عصمت]] آنان ناسازگار می‌نماید: البته [[عصمت]] در چندین مرحله از [[زندگی پیامبر]] مطرح است، مانند [[دریافت وحی]]، [[عصمت]] در مرحله [[ابلاغ]] آن. [[عصمت]] از [[معصیت]] و [[گناه]]. و [[عصمت از خطا]] در امور فردی و [[اجتماعی]] به گونه‌ای که به [[شخصیت]] و [[اعتماد]] [[مردم]] آسیب برساند.


==[[ادله عصمت پیامبر]]==
==[[ادله عصمت پیامبر]]==
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش