آسیب‌شناسی مهدویت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ']](' به ']] ('
جز (جایگزینی متن - '{{یادآوری پانویس}} ' به '')
جز (جایگزینی متن - ']](' به ']] (')
خط ۴۲: خط ۴۲:
پس از درگذشت [[کاظم رشتی]]، یکی از [[شاگردان]] او به نام [[علی محمد شیرازی]]، مدعی [[جانشینی]] او شد که با [[حمایت]] جمعی از [[شاگردان]] رشتی از او، مرحله‌ای جدید و حسّاس در شکل‌گیری [[فرقه‌های انحرافی]] پدید آمد. سرانجام فرقه‌ای به نام بابیّت شکل گرفت که خود بستری آماده برای [[انحرافی]] بزرگ‌تر به نام بهائیّت شد.
پس از درگذشت [[کاظم رشتی]]، یکی از [[شاگردان]] او به نام [[علی محمد شیرازی]]، مدعی [[جانشینی]] او شد که با [[حمایت]] جمعی از [[شاگردان]] رشتی از او، مرحله‌ای جدید و حسّاس در شکل‌گیری [[فرقه‌های انحرافی]] پدید آمد. سرانجام فرقه‌ای به نام بابیّت شکل گرفت که خود بستری آماده برای [[انحرافی]] بزرگ‌تر به نام بهائیّت شد.


پس از انتشار خبر [[جانشینی]] [[علی محمّد شیرازی]]، وی [[فرصت]] را [[غنیمت]] شمرده، پای را از [[جانشینی]] استادش فراتر نهاد و در ابتدای کار، ادعای ذِکریّت<ref>به معنای مفسر قرآن بودن است. او بخش‌هایی از قرآن کریم را با روشی که از مکتب شیخیه آموخته بود تأویل کرده، مدعی شد که امام دوازدهم شیعیان، او را مأمور کرده است تا جهانیان را ارشاد کند و همزمان خود را ذکر نامید. تلخیص تاریخ نبیل، ص ۱۲۷.</ref> کرد، سپس با [[ادعای بابیت]]، خود را باب [[امام دوازدهم شیعیان ]](یعنی واسطه میان [[مردم]] و [[امام زمان]]{{ع}}) معرّفی نمود. و او بر این [[اعتقاد]] [[اصرار]] داشت که برای پی‌بردن به [[اسرار]] و حقایق بزرگ و [[مقدّس]]، باید [[مردم]] به ناچار از در بگذرند و به [[حقیقت]] برسند؛ لذا می‌گفت: [[مردم]]، باید به من [[ایمان]] آورند، تا به کمک من –که واقف به [[اسرار]] هستم- بر آن [[اسرار]] [[دست]] یابند.
پس از انتشار خبر [[جانشینی]] [[علی محمّد شیرازی]]، وی [[فرصت]] را [[غنیمت]] شمرده، پای را از [[جانشینی]] استادش فراتر نهاد و در ابتدای کار، ادعای ذِکریّت<ref>به معنای مفسر قرآن بودن است. او بخش‌هایی از قرآن کریم را با روشی که از مکتب شیخیه آموخته بود تأویل کرده، مدعی شد که امام دوازدهم شیعیان، او را مأمور کرده است تا جهانیان را ارشاد کند و همزمان خود را ذکر نامید. تلخیص تاریخ نبیل، ص ۱۲۷.</ref> کرد، سپس با [[ادعای بابیت]]، خود را باب [[امام دوازدهم شیعیان ]] (یعنی واسطه میان [[مردم]] و [[امام زمان]]{{ع}}) معرّفی نمود. و او بر این [[اعتقاد]] [[اصرار]] داشت که برای پی‌بردن به [[اسرار]] و حقایق بزرگ و [[مقدّس]]، باید [[مردم]] به ناچار از در بگذرند و به [[حقیقت]] برسند؛ لذا می‌گفت: [[مردم]]، باید به من [[ایمان]] آورند، تا به کمک من –که واقف به [[اسرار]] هستم- بر آن [[اسرار]] [[دست]] یابند.
او آشکارا می‌گفت: {{عربی|يا عبادالله! اسمعوا نداء الحجة من حول الباب}}؛ ای [[بندگان خدا]]! صدای [[حجت خدا]] و [[امام زمان]]{{ع}} را از طرف باب بشنوید.
او آشکارا می‌گفت: {{عربی|يا عبادالله! اسمعوا نداء الحجة من حول الباب}}؛ ای [[بندگان خدا]]! صدای [[حجت خدا]] و [[امام زمان]]{{ع}} را از طرف باب بشنوید.
[[علی محمد شیرازی]]، پیش از رفتن به [[مکّه]]، خود را باب [[امام زمان]] می‌خواند و [[دعوت]] خود را هم [[پنهانی]] انجام می‌داد؛ ولی پس از آنکه از [[مکه]] به [[شیراز]] بازگشت، هم عنوان خود را عوض کرد و خود را [[مهدی موعود]] و همان [[امام غایب]] خواند و هم دعوتش را علنی کرد. او آشکارا می‌گفت که من همان [[مهدی]] موعودم که هزاران سال است در [[انتظار ظهور]] و بوده‌اند. مریدان او و به ویژه [[شاگردان]] [[کاظم رشتی]] این ادّعای [[باطل]] او را نیز [[تأیید]] کرده، به او [[ایمان]] آوردند؛ چرا که تحت تأثیر سخنان استاد خود، [[کاظم رشتی]] بودند که پیش از [[وفات]] خود [[بشارت]] داده بود: زود است که پس از من، [[امام غایب]]، [[آشکار]] شود و شاید [[امام غایب]] در میان شما باشد. او به پیروانش تأکید می‌کرد که بر یک یک شما لازم است که در [[شهرها]] بگردید و ندای [[امام غایب]] را [[اجابت]] کنید.<ref>شیخی‌گری، بابی‌گری، ص۷۹.</ref>
[[علی محمد شیرازی]]، پیش از رفتن به [[مکّه]]، خود را باب [[امام زمان]] می‌خواند و [[دعوت]] خود را هم [[پنهانی]] انجام می‌داد؛ ولی پس از آنکه از [[مکه]] به [[شیراز]] بازگشت، هم عنوان خود را عوض کرد و خود را [[مهدی موعود]] و همان [[امام غایب]] خواند و هم دعوتش را علنی کرد. او آشکارا می‌گفت که من همان [[مهدی]] موعودم که هزاران سال است در [[انتظار ظهور]] و بوده‌اند. مریدان او و به ویژه [[شاگردان]] [[کاظم رشتی]] این ادّعای [[باطل]] او را نیز [[تأیید]] کرده، به او [[ایمان]] آوردند؛ چرا که تحت تأثیر سخنان استاد خود، [[کاظم رشتی]] بودند که پیش از [[وفات]] خود [[بشارت]] داده بود: زود است که پس از من، [[امام غایب]]، [[آشکار]] شود و شاید [[امام غایب]] در میان شما باشد. او به پیروانش تأکید می‌کرد که بر یک یک شما لازم است که در [[شهرها]] بگردید و ندای [[امام غایب]] را [[اجابت]] کنید.<ref>شیخی‌گری، بابی‌گری، ص۷۹.</ref>
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش