بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
*اینک میتوان گفت: | *اینک میتوان گفت: | ||
#[[ولایت تکوینی]] به برخی [[بندگان]] داده شده است، از اینرو ایشان نیز به گونه [[ولایت]] تکوینیاند؛ | #[[ولایت تکوینی]] به برخی [[بندگان]] داده شده است، از اینرو ایشان نیز به گونه [[ولایت]] تکوینیاند؛ | ||
#[[حضرت رسول]]{{صل}} و مصداق مدنظر در این [[آیه]] نیز، ولی هستند؛ از اینرو با توجه به اطلاق و [[سیاق]] [[آیه ولایت]]، میتوان گفت ولی در این [[آیه]]، به [[اذن]] [[خداوند متعال]] از [[ولایت تکوینی]] برخوردار است که [[خداوند متعال]] بدو داده است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۷۶.</ref> | #[[حضرت رسول]]{{صل}} و مصداق مدنظر در این [[آیه]] نیز، ولی هستند؛ از اینرو با توجه به اطلاق و [[سیاق]] [[آیه ولایت]]، میتوان گفت ولی در این [[آیه]]، به [[اذن]] [[خداوند متعال]] از [[ولایت تکوینی]] برخوردار است که [[خداوند متعال]] بدو داده است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۷۶.</ref>. | ||
===[[رهبری اجتماعی]]=== | ===[[رهبری اجتماعی]]=== | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
*بنابراین میتوان گفت: | *بنابراین میتوان گفت: | ||
#[[خداوند متعال]] [[ولایت]] در [[اداره جامعه]] را به برخی [[بندگان]] داده است، از اینرو، ایشان نیز ولی در [[اداره جامعه]] هستند؛ | #[[خداوند متعال]] [[ولایت]] در [[اداره جامعه]] را به برخی [[بندگان]] داده است، از اینرو، ایشان نیز ولی در [[اداره جامعه]] هستند؛ | ||
#[[حضرت رسول]]{{صل}} و مصداق مدنظر در [[آیه ولایت]] نیز، ولیاند و بر اساس اطلاق و [[سیاق]] [[آیه ولایت]]، اینان نیز برخوردار از چنین [[ولایتی]] هستند؛ چرا که اعطای چنین [[ولایتی]] به ولی، نه تنها در [[آیات]] دیگر [[نفی]] شده است، بلکه بر دیگران نیز واقع شده است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۷۹.</ref> | #[[حضرت رسول]]{{صل}} و مصداق مدنظر در [[آیه ولایت]] نیز، ولیاند و بر اساس اطلاق و [[سیاق]] [[آیه ولایت]]، اینان نیز برخوردار از چنین [[ولایتی]] هستند؛ چرا که اعطای چنین [[ولایتی]] به ولی، نه تنها در [[آیات]] دیگر [[نفی]] شده است، بلکه بر دیگران نیز واقع شده است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۷۹.</ref>. | ||
===[[مرجعیت دینی]]=== | ===[[مرجعیت دینی]]=== | ||
*[[حق]] [[قانون]] گذاری، [[جعل]] و [[تشریع احکام]]، از جمله اموری است که اولاً و بالذات به [[خداوند]] اختصاص دارد. در [[قرآن کریم]]، بارها از [[حکم]] کردن [[پیامبران]] [[سخن]] به میان آمده که مقصود از آن، همان [[داوری]] و [[قضاوت]] میان [[مردم]] است؛ ضمن آنکه همان [[حکم]] کردن نیز در آیاتی به {{متن قرآن|بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ}} [[مقید]] است؛ چنانکه [[خداوند متعال]] خطاب به [[رسول اکرم]]{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ}}<ref>«و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستادهایم که کتاب پیش از خود را راست میشمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواستههای آنان پیروی مکن» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>. | *[[حق]] [[قانون]] گذاری، [[جعل]] و [[تشریع احکام]]، از جمله اموری است که اولاً و بالذات به [[خداوند]] اختصاص دارد. در [[قرآن کریم]]، بارها از [[حکم]] کردن [[پیامبران]] [[سخن]] به میان آمده که مقصود از آن، همان [[داوری]] و [[قضاوت]] میان [[مردم]] است؛ ضمن آنکه همان [[حکم]] کردن نیز در آیاتی به {{متن قرآن|بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ}} [[مقید]] است؛ چنانکه [[خداوند متعال]] خطاب به [[رسول اکرم]]{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ}}<ref>«و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستادهایم که کتاب پیش از خود را راست میشمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواستههای آنان پیروی مکن» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>. | ||
*در [[آیات]] دیگری که [[مبیّن]] [[رسالت پیامبر]] اکرم{{صل}} و سایر [[پیامبران الهی]] است نیز محور سخن، [[تبین]] [[احکام]]، و نه [[جعل]] و [[تشریع]] آنها، است؛ برای نمونه، [[خداوند متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>. | *در [[آیات]] دیگری که [[مبیّن]] [[رسالت پیامبر]] اکرم{{صل}} و سایر [[پیامبران الهی]] است نیز محور سخن، [[تبین]] [[احکام]]، و نه [[جعل]] و [[تشریع]] آنها، است؛ برای نمونه، [[خداوند متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>. | ||
*از اینرو، اگرچه بر اساس [[سیاق]] و اطلاق [[آیه ولایت]] ولی نیز از [[ولایت]] در [[جعل]] و [[تشریع احکام]]، برخوردار است، به نظر میرسد، بر اساس این [[آیات]] [[نورانی]] [[قرآن کریم]]، نتوان [[مقام]] [[جعل احکام]] و [[قانون]] گذاری را به روشنی برای [[بندگان]] [[ثابت]] کرد، بلکه میتوان گفت: [[خداوند متعال]]، [[ولایت]] در [[تبیین احکام]] و [[مرجعیت]] [[دین]] بر اساس آن چه خودش فرموده را به [[پیامبران]] داده است. البته باید گفت، به لحاظ [[عقلی]] منعی در برخورداری [[بندگان]] از [[ولایت]] در [[تشریع احکام]] نیست، بلکه در [[روایات]] نیز، به طور جزئی، شواهدی بر [[تشریع پیامبر]] اکرم{{صل}} در حوزه [[احکام عملی]] وجود دارد.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۶۵-۲۶۸؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۷۸-۳۷۹. برخی از اندیشمندان معاصر نیز بر اساس روایات، به نوعی نظریه ولایت تشریعی (ولایت بر جعل حکم) برای پیامبر را پذیرفتهاند. جعفر سبحانی، ولایت تشریعی و تکوینی، ص۲۰-۲۲؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۸، ص۳۲۸-۳۲۹. از سوی دیگر، برخی از عالمان معاصر نظریه یادشده را مخدوش دانستهاند. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت در قرآن، ص۲۷۰-۲۷۴. گفتنی است، استاد جوادی آملی در برخی از آثار دیگر خود، ولایت را به طور کلی، به سه قسم ولایت تکوینی، ولایت بر تشریع و ولایت تشریعی تقسیم کردهاند. ایشان ولایت بر تشریع را همان تصدی جعل احکام میدانند که معتقدند این نوع ولایت، مختص به ذات خداوند متعال است و ولایت تشریعی را برای فقیهان ثابت میدانند که همان ولایت در حیطه تشریع خداوند است. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت فقاهت و عدالت، ص۱۲۳-۱۲۴. شایان ذکر است، که از برخی سخنان علامه طباطبایی نیز استفاده میشود که جعل و قانونگذاری مختص به خداوند است. ایشان در تفسیر آیه {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا}} [«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستادهاش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶]، مینویسند: {{عربی|فقضاؤه{{صل}} قضاء منه بولايته وقضاء من الله سبحانه لأنه الجاعل لولايته المنفذ أمره، ويشهد سياق قوله:}} {{متن قرآن|إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا}} {{عربی|حيث جعل الأمر الواحد متعلقا لقضاء الله ورسوله معا، على أن المراد بالقضاء التصرف في شئون الناس دون الجعل التشريعي المختص بالله}}.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۷۹.</ref> | *از اینرو، اگرچه بر اساس [[سیاق]] و اطلاق [[آیه ولایت]] ولی نیز از [[ولایت]] در [[جعل]] و [[تشریع احکام]]، برخوردار است، به نظر میرسد، بر اساس این [[آیات]] [[نورانی]] [[قرآن کریم]]، نتوان [[مقام]] [[جعل احکام]] و [[قانون]] گذاری را به روشنی برای [[بندگان]] [[ثابت]] کرد، بلکه میتوان گفت: [[خداوند متعال]]، [[ولایت]] در [[تبیین احکام]] و [[مرجعیت]] [[دین]] بر اساس آن چه خودش فرموده را به [[پیامبران]] داده است. البته باید گفت، به لحاظ [[عقلی]] منعی در برخورداری [[بندگان]] از [[ولایت]] در [[تشریع احکام]] نیست، بلکه در [[روایات]] نیز، به طور جزئی، شواهدی بر [[تشریع پیامبر]] اکرم{{صل}} در حوزه [[احکام عملی]] وجود دارد.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۶۵-۲۶۸؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۷۸-۳۷۹. برخی از اندیشمندان معاصر نیز بر اساس روایات، به نوعی نظریه ولایت تشریعی (ولایت بر جعل حکم) برای پیامبر را پذیرفتهاند. جعفر سبحانی، ولایت تشریعی و تکوینی، ص۲۰-۲۲؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۸، ص۳۲۸-۳۲۹. از سوی دیگر، برخی از عالمان معاصر نظریه یادشده را مخدوش دانستهاند. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت در قرآن، ص۲۷۰-۲۷۴. گفتنی است، استاد جوادی آملی در برخی از آثار دیگر خود، ولایت را به طور کلی، به سه قسم ولایت تکوینی، ولایت بر تشریع و ولایت تشریعی تقسیم کردهاند. ایشان ولایت بر تشریع را همان تصدی جعل احکام میدانند که معتقدند این نوع ولایت، مختص به ذات خداوند متعال است و ولایت تشریعی را برای فقیهان ثابت میدانند که همان ولایت در حیطه تشریع خداوند است. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت فقاهت و عدالت، ص۱۲۳-۱۲۴. شایان ذکر است، که از برخی سخنان علامه طباطبایی نیز استفاده میشود که جعل و قانونگذاری مختص به خداوند است. ایشان در تفسیر آیه {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا}} [«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستادهاش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶]، مینویسند: {{عربی|فقضاؤه{{صل}} قضاء منه بولايته وقضاء من الله سبحانه لأنه الجاعل لولايته المنفذ أمره، ويشهد سياق قوله:}} {{متن قرآن|إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا}} {{عربی|حيث جعل الأمر الواحد متعلقا لقضاء الله ورسوله معا، على أن المراد بالقضاء التصرف في شئون الناس دون الجعل التشريعي المختص بالله}}.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۷۹.</ref>. | ||
===[[مرجعیت اخلاقی]] و [[تربیتی]]=== | ===[[مرجعیت اخلاقی]] و [[تربیتی]]=== | ||
*[[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]]، خود را [[تزکیه]] کننده و مربی [[انسانها]] معرفی میکند: {{متن قرآن|وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و اگر بخشش خداوند و بخشایش وی بر شما نبود هرگز هیچ یک از شما پاک نمیماند اما خداوند هر که را بخواهد پاک میدارد و خداوند شنوایی داناست» سوره نور، آیه ۲۱.</ref>. | *[[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]]، خود را [[تزکیه]] کننده و مربی [[انسانها]] معرفی میکند: {{متن قرآن|وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و اگر بخشش خداوند و بخشایش وی بر شما نبود هرگز هیچ یک از شما پاک نمیماند اما خداوند هر که را بخواهد پاک میدارد و خداوند شنوایی داناست» سوره نور، آیه ۲۱.</ref>. | ||
*[[باری تعالی]] [[ولایت]] در این امر را به برخی [[بندگان]] [[برگزیده]] خود، همچون [[پیامبران]] گرامی سپرده است؛ چنانکه راجع به [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ}}<ref>«چنان که از خودتان پیامبری در میان شما فرستادیم که آیههای ما را بر شما میخواند و (جان) شما را پاکیزه میگرداند و به شما کتاب آسمانی و فرزانگی میآموزد و آنچه را نمیدانستید به شما یاد میدهد» سوره بقره، آیه ۱۵۱.</ref>. [[خداوند متعال]] در [[آیه ولایت]]، به طور مطلق و با [[سیاق]] واحد از [[حضرت رسول]]{{صل}} و مصداق مدنظر، با عنوان “ولی” یاد میکند؛ از اینرو، میتوان گفت [[ولایت]] مطلق ایشان، شامل [[ولایت]] در [[مرجعیت اخلاقی]] و [[تربیتی]] نیز میشود<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۸۱.</ref> | *[[باری تعالی]] [[ولایت]] در این امر را به برخی [[بندگان]] [[برگزیده]] خود، همچون [[پیامبران]] گرامی سپرده است؛ چنانکه راجع به [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ}}<ref>«چنان که از خودتان پیامبری در میان شما فرستادیم که آیههای ما را بر شما میخواند و (جان) شما را پاکیزه میگرداند و به شما کتاب آسمانی و فرزانگی میآموزد و آنچه را نمیدانستید به شما یاد میدهد» سوره بقره، آیه ۱۵۱.</ref>. [[خداوند متعال]] در [[آیه ولایت]]، به طور مطلق و با [[سیاق]] واحد از [[حضرت رسول]]{{صل}} و مصداق مدنظر، با عنوان “ولی” یاد میکند؛ از اینرو، میتوان گفت [[ولایت]] مطلق ایشان، شامل [[ولایت]] در [[مرجعیت اخلاقی]] و [[تربیتی]] نیز میشود<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۸۱.</ref>. | ||
===[[عالم بودن به علم الهی]]=== | ===[[عالم بودن به علم الهی]]=== | ||
*لازم است ولی از [[علم الهی]] برخوردار باشد تا از طریق آن بتواند اِعمال [[ولایت]] کند. این مدعا با مراجعه به [[قرآن کریم]] [[اثبات]] میشود؛ آنجا که [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي}}<ref>«آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم و چون (سلیمان) آن (اورنگ) را نزد خود پای برجا دید گفت: این از بخشش (های) پروردگار من است» سوره نمل، آیه ۴۰.</ref>؛ | *لازم است ولی از [[علم الهی]] برخوردار باشد تا از طریق آن بتواند اِعمال [[ولایت]] کند. این مدعا با مراجعه به [[قرآن کریم]] [[اثبات]] میشود؛ آنجا که [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي}}<ref>«آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم و چون (سلیمان) آن (اورنگ) را نزد خود پای برجا دید گفت: این از بخشش (های) پروردگار من است» سوره نمل، آیه ۴۰.</ref>؛ | ||
*در این [[آیه]]، [[سخن]] [[آصف بن برخیا]]، [[وزیر]] و [[وصی]]<ref>وصی بودن آصف برخیا برای حضرت سلیمان{{ع}} از برخی روایات استفاده میشود. ر.ک: شیخ صدوق، الامالی، ص۴۰۳؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۷۶؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۱۵۷.</ref> [[حضرت سلیمان]]{{ع}} آمده است<ref>البته در اینباره، دیدگاههای دیگری نیز بیان شده است. ر.ک: حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۴۷۸؛ محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۹۶؛ عبدالرحمن بن محمد بن ابیحاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج۹، ص۲۸۸۵؛ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۴۹؛ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۴، ص۵۵۶؛ محمد بن محمدرضا قمی مشهدی، کنز الدقائق، ج۹، ص۵۶۲؛ عبدالله بن عمر بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل، ج۴، ص۱۶۱؛ اسماعیل بن عمروبن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۶، ص۱۷۳؛ سید محمود آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج۱۰، ص۱۹۸.</ref>. یقیناً، اینکه وی میتواند در زمانی کمتر از یک چشم برهم زدن، تخت بالقیس را نزد [[پیامبر]] خود حاضر کند، از بهره مندی وی از [[ولایت تکوینی]] حکایت میکند که به تصریح این [[آیه]]، از [[فضل]] [[خداوند]] بدو داده شده است. آن چه موجب [[توانمندی]] [[آصف]] بن برخا نسبت به عمل مذکور میشود، همان [[برخورداری از علم الهی]] است که با عبارت {{متن قرآن|عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ}} از آن یاد شده و به تعبیر برخی محققان، همان [[اسم اعظم]] یا اسمای حسنایی است که غیر اکتسابی است<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۳۶۳.</ref> و موجب نیل [[حضرت آدم]]{{ع}} به [[مقام خلافت]] شد: {{متن قرآن|وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا}}<ref>«و همه نامها را به آدم آموخت» سوره بقره، آیه ۳۱.</ref>؛ با توجه به آن چه [[گذشت]]، [[الهی]] بودن [[علم]] ولی نیز ثابت میشود. | *در این [[آیه]]، [[سخن]] [[آصف بن برخیا]]، [[وزیر]] و [[وصی]]<ref>وصی بودن آصف برخیا برای حضرت سلیمان{{ع}} از برخی روایات استفاده میشود. ر.ک: شیخ صدوق، الامالی، ص۴۰۳؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۷۶؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۱۵۷.</ref> [[حضرت سلیمان]]{{ع}} آمده است<ref>البته در اینباره، دیدگاههای دیگری نیز بیان شده است. ر.ک: حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۴۷۸؛ محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۹۶؛ عبدالرحمن بن محمد بن ابیحاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج۹، ص۲۸۸۵؛ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۴۹؛ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۴، ص۵۵۶؛ محمد بن محمدرضا قمی مشهدی، کنز الدقائق، ج۹، ص۵۶۲؛ عبدالله بن عمر بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل، ج۴، ص۱۶۱؛ اسماعیل بن عمروبن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۶، ص۱۷۳؛ سید محمود آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج۱۰، ص۱۹۸.</ref>. یقیناً، اینکه وی میتواند در زمانی کمتر از یک چشم برهم زدن، تخت بالقیس را نزد [[پیامبر]] خود حاضر کند، از بهره مندی وی از [[ولایت تکوینی]] حکایت میکند که به تصریح این [[آیه]]، از [[فضل]] [[خداوند]] بدو داده شده است. آن چه موجب [[توانمندی]] [[آصف]] بن برخا نسبت به عمل مذکور میشود، همان [[برخورداری از علم الهی]] است که با عبارت {{متن قرآن|عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ}} از آن یاد شده و به تعبیر برخی محققان، همان [[اسم اعظم]] یا اسمای حسنایی است که غیر اکتسابی است<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۳۶۳.</ref> و موجب نیل [[حضرت آدم]]{{ع}} به [[مقام خلافت]] شد: {{متن قرآن|وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا}}<ref>«و همه نامها را به آدم آموخت» سوره بقره، آیه ۳۱.</ref>؛ با توجه به آن چه [[گذشت]]، [[الهی]] بودن [[علم]] ولی نیز ثابت میشود. | ||
*در پایان، یادکرد این نکته بسیار ضروری است که [[ولایت]] داشتن [[رسول خدا]]{{صل}} و مصداق مذکور در [[آیه ولایت]]، به معنای واگذاری برخی از [[امور دنیا]] به ایشان، به گونه [[تفویض]] یا [[توکیل]] نیست. به دیگر بیان، چنین نیست که [[خداوند متعال]] زمام برخی از امور عالم را به ولی داده باشد تا او مستقلاً به رتق وفتق امور بپردازد و خود دیگر در آن امور دخالتی نداشته باشد<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت در قرآن، ص۲۰۱.</ref>؛ زیرا لازمه این مدعا، محدود شدن [[ربوبیت خداوند]] [[متعال]] است، در حالی که [[آیات قرآن کریم]] به نامحدود بودن آن تصریح کردهاند؛ از اینرو، همیشه باید توجه داشت که اگر ولی [[ولایتی]] دارد، [[ولایت]] او در طول [[ولایت خداوند]] [[متعال]] است<ref>گفتنی است، اگر چه برخی محققان اصل ولایت تکوینی را برای ولی الله پذیرفتهاند، منکر ولایت طولی ولی الله شدهاند. اینان با این استدلال که ولایت طولی ولی الله موجب محدودیت ولایت خداوند میشود، با رویکردی عرفانی، بر این باور شدهاند که ولایت ولی الله، مظهر ولایت خداوند است؛ بدین معنا که «شخص، مجلی، و ولایت خداوند سبحان متجلی در آن مجلی است». عبدالله جوادی آملی، ولایت در قرآن، ص۲۲۳-۲۲۵. به نظر میرسد، مدعای یادشده خلاف ظاهر آیات قرآن کریم؛ چنانکه حضرت عیسی{{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ... بِإِذْنِ اللَّهِ... وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ}} (سوره آل عمران، آیه ۴۹). این آیه، مؤید نظریه ولایت طولی ولی الله است. همچنین، با توجه به آنچه گذشت، کلام برخی محققان فرهیخته معاصر نیز در این باره، خالی از تأمل نیست که در تفسیر آیه ولایت فرموده اند: «مقصود از ولایت تصرف یا ولایت تکوینی، این نیست که بعضی جهّال پنداشتهاند که انسانی از انسانها سمت سرپرستی و قیمومیت نسبت به جهان پیدا کند، به طوری که او گرداننده زمین و آسمان و خالق و رازق و محیی و ممیت من جانب الله باشد». مرتضی مطهری، ولاءها و ولایتها، ص۵۸-۵۹. البته استاد شهید در یکی دیگر از آثار خود، تبیین بهتری از مقصود خود عرضه کردهاند که با مبانی دینی سازگار است. ایشان در کتاب آزادی معنوی میگویند: «اگر کسی گفته ولایت تکوینی... نگفته خدا کار عالم را العیاذبالله به یک انسان واگذار کرده و خودش رفته گوشهای نشسته؛ چنین چیزی محال است». مجموعه آثار، ج۲۳، ص۴۹۵. جمع میان سخنان استاد شهید چنین است که تفویض کار عالم به یک بنده محال است، نه آنکه ولایت تکوینی مأذون از جانب خداوند محال باشد.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۸۲.</ref> | *در پایان، یادکرد این نکته بسیار ضروری است که [[ولایت]] داشتن [[رسول خدا]]{{صل}} و مصداق مذکور در [[آیه ولایت]]، به معنای واگذاری برخی از [[امور دنیا]] به ایشان، به گونه [[تفویض]] یا [[توکیل]] نیست. به دیگر بیان، چنین نیست که [[خداوند متعال]] زمام برخی از امور عالم را به ولی داده باشد تا او مستقلاً به رتق وفتق امور بپردازد و خود دیگر در آن امور دخالتی نداشته باشد<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت در قرآن، ص۲۰۱.</ref>؛ زیرا لازمه این مدعا، محدود شدن [[ربوبیت خداوند]] [[متعال]] است، در حالی که [[آیات قرآن کریم]] به نامحدود بودن آن تصریح کردهاند؛ از اینرو، همیشه باید توجه داشت که اگر ولی [[ولایتی]] دارد، [[ولایت]] او در طول [[ولایت خداوند]] [[متعال]] است<ref>گفتنی است، اگر چه برخی محققان اصل ولایت تکوینی را برای ولی الله پذیرفتهاند، منکر ولایت طولی ولی الله شدهاند. اینان با این استدلال که ولایت طولی ولی الله موجب محدودیت ولایت خداوند میشود، با رویکردی عرفانی، بر این باور شدهاند که ولایت ولی الله، مظهر ولایت خداوند است؛ بدین معنا که «شخص، مجلی، و ولایت خداوند سبحان متجلی در آن مجلی است». عبدالله جوادی آملی، ولایت در قرآن، ص۲۲۳-۲۲۵. به نظر میرسد، مدعای یادشده خلاف ظاهر آیات قرآن کریم؛ چنانکه حضرت عیسی{{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ... بِإِذْنِ اللَّهِ... وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ}} (سوره آل عمران، آیه ۴۹). این آیه، مؤید نظریه ولایت طولی ولی الله است. همچنین، با توجه به آنچه گذشت، کلام برخی محققان فرهیخته معاصر نیز در این باره، خالی از تأمل نیست که در تفسیر آیه ولایت فرموده اند: «مقصود از ولایت تصرف یا ولایت تکوینی، این نیست که بعضی جهّال پنداشتهاند که انسانی از انسانها سمت سرپرستی و قیمومیت نسبت به جهان پیدا کند، به طوری که او گرداننده زمین و آسمان و خالق و رازق و محیی و ممیت من جانب الله باشد». مرتضی مطهری، ولاءها و ولایتها، ص۵۸-۵۹. البته استاد شهید در یکی دیگر از آثار خود، تبیین بهتری از مقصود خود عرضه کردهاند که با مبانی دینی سازگار است. ایشان در کتاب آزادی معنوی میگویند: «اگر کسی گفته ولایت تکوینی... نگفته خدا کار عالم را العیاذبالله به یک انسان واگذار کرده و خودش رفته گوشهای نشسته؛ چنین چیزی محال است». مجموعه آثار، ج۲۳، ص۴۹۵. جمع میان سخنان استاد شهید چنین است که تفویض کار عالم به یک بنده محال است، نه آنکه ولایت تکوینی مأذون از جانب خداوند محال باشد.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۸۲.</ref>. | ||
===[[منصوب بودن به نصب الهی]]=== | ===[[منصوب بودن به نصب الهی]]=== | ||
*از تمام آن چه تاکنون بیان شد، به روشنی ثابت میشود که [[مردم]] نمیتوانند ولی را برگزینند؛ در توضیح این مطلب باید گفت [[حق]] اداره [[جهان]] اصالتاً از آنِ [[خداوند]] است؛ از اینرو، اگر کسی بخواهد بر [[جهان]] [[مدیریت]] کند، روشن است که صاحب [[حق]] باید این [[حق]] را به او بدهد. همچنین [[ولی الله]] که [[خداوند]]، [[قدرت]] [[تصرف]] در کائنات، [[سرپرستی]] [[جهان]] و [[منصب]] [[مرجعیت دینی]] را به او داده است و برخوردار از [[علم ویژه]] [[الهی]]، برای اِعمال این ولایات است، نمیتواند به وسیله [[مردم]] شناخته شود، از اینرو، لزوماً [[خداوند]] او را [[تعیین]] میکند<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۸۴.</ref> | *از تمام آن چه تاکنون بیان شد، به روشنی ثابت میشود که [[مردم]] نمیتوانند ولی را برگزینند؛ در توضیح این مطلب باید گفت [[حق]] اداره [[جهان]] اصالتاً از آنِ [[خداوند]] است؛ از اینرو، اگر کسی بخواهد بر [[جهان]] [[مدیریت]] کند، روشن است که صاحب [[حق]] باید این [[حق]] را به او بدهد. همچنین [[ولی الله]] که [[خداوند]]، [[قدرت]] [[تصرف]] در کائنات، [[سرپرستی]] [[جهان]] و [[منصب]] [[مرجعیت دینی]] را به او داده است و برخوردار از [[علم ویژه]] [[الهی]]، برای اِعمال این ولایات است، نمیتواند به وسیله [[مردم]] شناخته شود، از اینرو، لزوماً [[خداوند]] او را [[تعیین]] میکند<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۸۴.</ref>. | ||
==ویژگیهای [[ولایت]] [[خلیفه الهی]]== | ==ویژگیهای [[ولایت]] [[خلیفه الهی]]== | ||