←توجه به مظلومان
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
*[[امام علی]]{{ع}} [[ظلم]] را به سه دسته تقسیم میکند و میفرماید: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّ الظُّلْمَ ثَلَاثَةٌ: فَظُلْمٌ لَا يُغْفَرُ وَ ظُلْمٌ لَا يُتْرَكُ و ظُلْمٌ مَغْفُورٌ لَا يُطْلَبُ؛ فَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لَا يُغْفَرُ فَالشِّرْكُ بِاللَّهِ، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ}}<ref>«بیگمان خداوند این را که بدو شرک ورزند نمیآمرزد» سوره نساء، آیه ۴۸.</ref>، وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي يُغْفَرُ فَظُلْمُ الْعَبْدِ نَفْسَهُ عِنْدَ بَعْضِ الْهَنَاتِ، وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لَا يُتْرَكُ فَظُلْمُ الْعِبَادِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً، الْقِصَاصُ هُنَاكَ شَدِيدٌ لَيْسَ هُوَ جَرْحاً بِاْلمُدَى وَ لَا ضَرْباً بِالسِّيَاطِ وَ لَكِنَّهُ مَا يُسْتَصْغَرُ ذَلِكَ مَعَهُ. فَإِيَّاكُمْ وَ التَّلَوُّنَ فِي دِينِ اللَّهِ فَإِنَّ جَمَاعَةً فِيمَا تَكْرَهُونَ مِنَ الْحَقِّ خَيْرٌ مِنْ فُرْقَةٍ فِيمَا تُحِبُّونَ مِنَ الْبَاطِلِ، وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يُعْطِ أَحَداً بِفُرْقَةٍ خَيْراً مِمَّنْ مَضَى وَ لَا مِمَّنْ بَقِيَ}}؛ [[آگاه]] باشید که [[ظلم]] بر سه نوع است: ظلمی که آمرزیده نمیشود و ظلمی که بازخواست میشود و ظلمی که آمرزیده شده و بازخواست ندارد. و اما ظلمی که آمرزیده نمیشود،[[ شرک]] به [[پروردگار]] است. چنانکه [[حق تعالی]] میفرماید: "همانا خدای کسی را که به او [[شرک]] ورزد، نمیآمرزد". و اما ظلمی که آمرزیده میشود، [[ظلم]] [[بنده]] است نسبت به خویشتن، به هنگام انجام [[گناهان]] صغیره. و نیز ظلمی که بازخواست میشود، [[ظلم]] بندهای نسبت به [[بنده]] دیگر است. [[قصاص]] و تلافی -چنین ظلمی- در [[آخرت]] سخت و دشوار میباشد و [[قصاص]] [[اخروی]] به وسیله زخم کاردها و ضربت تازیانهها نیست. [[قصاص]] در [[آخرت]] چنانست که زخم و تازیانه در برابر آن بسی کوچک شمرده میشود". از دیدگاه [[حضرت]] تنها ظلمی که بازخواست میشود و قابل [[بخشش]] نیست، [[ظلم]] [[بنده]] است به [[بنده]] دیگر. لذا [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بارها بر این امر و دوری از [[ظلم]] به [[مردم]] و [[مظلومان]] تأکید داشتهاند<ref>[[نگین علی اکبری|علی اکبری، نگین]] و [[زینب نصیری زرندی|نصیری زرندی، زینب]] ، [[پژوهش و اطلاعات اسلامی (نشریه)|ماهنامه پژوهش و اطلاعات اسلامی]]، [[ دفاع از مظلوم از منظر نهجالبلاغه (مقاله)|دفاع از مظلوم از منظر نهجالبلاغه]]، ص16.</ref>. | *[[امام علی]]{{ع}} [[ظلم]] را به سه دسته تقسیم میکند و میفرماید: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّ الظُّلْمَ ثَلَاثَةٌ: فَظُلْمٌ لَا يُغْفَرُ وَ ظُلْمٌ لَا يُتْرَكُ و ظُلْمٌ مَغْفُورٌ لَا يُطْلَبُ؛ فَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لَا يُغْفَرُ فَالشِّرْكُ بِاللَّهِ، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ}}<ref>«بیگمان خداوند این را که بدو شرک ورزند نمیآمرزد» سوره نساء، آیه ۴۸.</ref>، وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي يُغْفَرُ فَظُلْمُ الْعَبْدِ نَفْسَهُ عِنْدَ بَعْضِ الْهَنَاتِ، وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لَا يُتْرَكُ فَظُلْمُ الْعِبَادِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً، الْقِصَاصُ هُنَاكَ شَدِيدٌ لَيْسَ هُوَ جَرْحاً بِاْلمُدَى وَ لَا ضَرْباً بِالسِّيَاطِ وَ لَكِنَّهُ مَا يُسْتَصْغَرُ ذَلِكَ مَعَهُ. فَإِيَّاكُمْ وَ التَّلَوُّنَ فِي دِينِ اللَّهِ فَإِنَّ جَمَاعَةً فِيمَا تَكْرَهُونَ مِنَ الْحَقِّ خَيْرٌ مِنْ فُرْقَةٍ فِيمَا تُحِبُّونَ مِنَ الْبَاطِلِ، وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يُعْطِ أَحَداً بِفُرْقَةٍ خَيْراً مِمَّنْ مَضَى وَ لَا مِمَّنْ بَقِيَ}}؛ [[آگاه]] باشید که [[ظلم]] بر سه نوع است: ظلمی که آمرزیده نمیشود و ظلمی که بازخواست میشود و ظلمی که آمرزیده شده و بازخواست ندارد. و اما ظلمی که آمرزیده نمیشود،[[ شرک]] به [[پروردگار]] است. چنانکه [[حق تعالی]] میفرماید: "همانا خدای کسی را که به او [[شرک]] ورزد، نمیآمرزد". و اما ظلمی که آمرزیده میشود، [[ظلم]] [[بنده]] است نسبت به خویشتن، به هنگام انجام [[گناهان]] صغیره. و نیز ظلمی که بازخواست میشود، [[ظلم]] بندهای نسبت به [[بنده]] دیگر است. [[قصاص]] و تلافی -چنین ظلمی- در [[آخرت]] سخت و دشوار میباشد و [[قصاص]] [[اخروی]] به وسیله زخم کاردها و ضربت تازیانهها نیست. [[قصاص]] در [[آخرت]] چنانست که زخم و تازیانه در برابر آن بسی کوچک شمرده میشود". از دیدگاه [[حضرت]] تنها ظلمی که بازخواست میشود و قابل [[بخشش]] نیست، [[ظلم]] [[بنده]] است به [[بنده]] دیگر. لذا [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بارها بر این امر و دوری از [[ظلم]] به [[مردم]] و [[مظلومان]] تأکید داشتهاند<ref>[[نگین علی اکبری|علی اکبری، نگین]] و [[زینب نصیری زرندی|نصیری زرندی، زینب]] ، [[پژوهش و اطلاعات اسلامی (نشریه)|ماهنامه پژوهش و اطلاعات اسلامی]]، [[ دفاع از مظلوم از منظر نهجالبلاغه (مقاله)|دفاع از مظلوم از منظر نهجالبلاغه]]، ص16.</ref>. | ||
==توجه به مظلومان== | ==[[توجه به مظلومان]]== | ||
*[[علی]]{{ع}} مرد [[حق]] و [[حقیقت]] بود و میخواست [[عدالت]] را در [[جامعه]] پیاده کند و [[حقوق زیردستان]] را از [[ستمگران]] بگیرد، در این مسیر برای او هیچ تفاوتی بین اشخاص و افراد وجود نداشت؛ زیرا از منظر [[علی]]{{ع}}، [[غلام]] سیاه حبشی با [[فرزند]] دلبندش یکسان بود و باید از مزایایی یکسان در [[اجتماع]] برخوردار میشدند. چون [[هدف امام]] ریشهکن نمودن [[فساد]]، [[تبعیض]] طبقاتی و تحقق [[عدالت]] در [[جامعه]] بود، برای همین، از [[ظلم و ستم]][[ تبری]] میجست و برای فرماندارانش [[اصول اخلاقی]]، راهکارهای [[حکومتداری]] و عدالتپروری را یادآور میشد. به این هم [[قناعت]] نمیکرد و بلکه [[رفتار]] آنان را با [[رعیت]] و [[مردم]] زیر نظر داشت، تا مبادا در [[حکومت]] او حقی پایمال گردد و مظلومی [[محروم]] شود. [[امام]]{{ع}} در [[نامه]] به [[مالک اشتر]] [[نخعی]]، فرمانروای [[مصر]]، این مسأله را یادآور میشود و به او سفارش میکند: مقداری از وقت خود را در [[اختیار]] [[نیازمندان]]، [[ضعیفان]] و محرومان قرار بده و درهای «[[دارالاماره]]» را باز بگذار، تا [[مردم]] آزادانه و بدون موانع نزد تو بیایند و [[مشکلات]] خود را با تو در میان بگذارند تا خود شخصاً به [[کارها]] و گرفتاریهای ایشان رسیدگی نمایی، چرا که من بارها از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم که میفرمود: {{متن حدیث|لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لَا يُؤْخَذُ لِلضَّعِيفِ فِيهَا حَقُّهُ مِنَ الْقَوِيِّ غَيْرَ مُتَتَعْتِعٍ}}<ref>نهج البلاغه (صبحی صالح)، نامه ۵۳.</ref>؛ امتی که [[حق]] [[ضعیفان]] را از [[زورمندان]] باصراحت و بدون [[خوف]] و [[ترس]] نگیرد، هرگز [[پاک]] نمیشود و روی [[سعادت]] را نمیبیند. | *[[علی]]{{ع}} مرد [[حق]] و [[حقیقت]] بود و میخواست [[عدالت]] را در [[جامعه]] پیاده کند و [[حقوق زیردستان]] را از [[ستمگران]] بگیرد، در این مسیر برای او هیچ تفاوتی بین اشخاص و افراد وجود نداشت؛ زیرا از منظر [[علی]]{{ع}}، [[غلام]] سیاه حبشی با [[فرزند]] دلبندش یکسان بود و باید از مزایایی یکسان در [[اجتماع]] برخوردار میشدند. چون [[هدف امام]] ریشهکن نمودن [[فساد]]، [[تبعیض]] طبقاتی و تحقق [[عدالت]] در [[جامعه]] بود، برای همین، از [[ظلم و ستم]][[ تبری]] میجست و برای فرماندارانش [[اصول اخلاقی]]، راهکارهای [[حکومتداری]] و عدالتپروری را یادآور میشد. به این هم [[قناعت]] نمیکرد و بلکه [[رفتار]] آنان را با [[رعیت]] و [[مردم]] زیر نظر داشت، تا مبادا در [[حکومت]] او حقی پایمال گردد و مظلومی [[محروم]] شود. [[امام]]{{ع}} در [[نامه]] به [[مالک اشتر]] [[نخعی]]، فرمانروای [[مصر]]، این مسأله را یادآور میشود و به او سفارش میکند: مقداری از وقت خود را در [[اختیار]] [[نیازمندان]]، [[ضعیفان]] و محرومان قرار بده و درهای «[[دارالاماره]]» را باز بگذار، تا [[مردم]] آزادانه و بدون موانع نزد تو بیایند و [[مشکلات]] خود را با تو در میان بگذارند تا خود شخصاً به [[کارها]] و گرفتاریهای ایشان رسیدگی نمایی، چرا که من بارها از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم که میفرمود: {{متن حدیث|لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لَا يُؤْخَذُ لِلضَّعِيفِ فِيهَا حَقُّهُ مِنَ الْقَوِيِّ غَيْرَ مُتَتَعْتِعٍ}}<ref>نهج البلاغه (صبحی صالح)، نامه ۵۳.</ref>؛ امتی که [[حق]] [[ضعیفان]] را از [[زورمندان]] باصراحت و بدون [[خوف]] و [[ترس]] نگیرد، هرگز [[پاک]] نمیشود و روی [[سعادت]] را نمیبیند. | ||
*اساس [[حکومت]] [[علی]]{{ع}} بر پایه [[عدالت]]، [[مساوات]] و [[ارزشهای الهی]] و [[انسانی]] پیریزی شده بود و روی همین جهت، هیچ چیز نتوانست [[امام]]{{ع}} را از بازگو نمودن [[حقیقت]] بازدارد. بدین لحاظ وقتی اطلاع حاصل میکند که فرزندش [[امام حسن]]{{ع}} یک مقدار از عسل [[بیت المال]] را قرض گرفته است، سخت ناراحت میشود و او را مورد [[سرزنش]] و ملامت قرار میدهد<ref>علی کیست؟، فضلالله کمپانی، ص ۲۰۹.</ref>. | *اساس [[حکومت]] [[علی]]{{ع}} بر پایه [[عدالت]]، [[مساوات]] و [[ارزشهای الهی]] و [[انسانی]] پیریزی شده بود و روی همین جهت، هیچ چیز نتوانست [[امام]]{{ع}} را از بازگو نمودن [[حقیقت]] بازدارد. بدین لحاظ وقتی اطلاع حاصل میکند که فرزندش [[امام حسن]]{{ع}} یک مقدار از عسل [[بیت المال]] را قرض گرفته است، سخت ناراحت میشود و او را مورد [[سرزنش]] و ملامت قرار میدهد<ref>علی کیست؟، فضلالله کمپانی، ص ۲۰۹.</ref>. | ||
*[[علی]]{{ع}} در پرورش [[عدالت]] و [[حمایت]] از زیردستان در اوجی قرار دارد که بدون اغماض و گذشت، [[اعمال]] و [[کردار]] خود را نیز مورد [[محاسبه]] قرار میداد و [[ستمگران]] را [[مجازات]] میکرد و [[حقوق]] [[مظلومین]] را به آنان بازمیگرداند و با [[قاطعیت]] فریاد میزد: {{متن حدیث|الذَّلِيلُ عِنْدِي عَزِيزٌ حَتَّى آخُذَ الْحَقَّ لَهُ وَ الْقَوِيُّ عِنْدِي ضَعِيفٌ حَتَّى آخُذَ الْحَقَّ مِنْهُ رَضِينَا عَنِ اللَّهِ قَضَاءَهُ وَ سَلَّمْنَا لِلَّهِ أَمْرَهُ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳۷.</ref>؛ [[ناتوان]] ستمدیده در نظر من، [[عزیز]] است تا حقش را بگیرم و زورمند [[ستمگر]] نزد من، حقیر و [[ضعیف]] است تا [[حق دیگران]] را از او بستانم. ما در برابر [[فرمان خدا]] [[راضی]] هستیم و در مقابل امر او [[تسلیم]] میباشیم. [[امام]]{{ع}} در این فراز از سخنانش که بعد از [[جنگ نهروان]] ایراد گردیده، به بیان حالات روحیاش میپردازد و [[دفاع از مظلومین]] را به عنوان یکی از اهداف خود مطرح میکند و عملکرد خلفای پیشین را که به [[ستم]] و تبعیضهای ناروایی منجر گردیده و در زمان [[خلیفه سوم]] به اوج خود رسیده بود، مورد [[نکوهش]] قرار داده و تأکید داشت: "من در مقابل [[رفتار]] دیگران که چه کردند، هیچگونه مسؤولیتی ندارم و آنچه که من را به قبول [[خلافت]] واداشت، اجرای [[حق]] و [[عدالت]] و گرفتن [[حق]] [[ضعیفان]] از [[زورمندان]] بود". به خاطر این [[رفتار]] عدالتخواهانه است که [[امام]]{{ع}} بعد از [[پذیرفتن]] [[مقام خلافت]]، درصدد برمیآید تا [[حکام]] [[ظالم]] و [[ستمگر]] را از [[تصدی]] امور [[مسلمین]] معزول دارد و در این [[تصمیم]] خود [[قاطع]] و مصمم بود. لذا در مقابل [[ابن عباس]] و عدهای دیگر که با [[عزل]] [[معاویه]] از [[قدرت]] [[مخالف]] بودند و [[حضرت]] را به [[سازش]] توصیه میکردند و میگفتند: فعلاً [[عزل]] [[معاویه]] به [[صلاح]] نیست، ایستاد و در جواب آنها فرمود: "من برای یک روز هم نمیتوانم اشخاص [[فاسد]] و ناشایست را بر [[جماعت]] [[مسلمین]] حکمروا ببینم"<ref>علی کیست؟، فضلالله کمپانی، ص ۲۱۲.</ref>. گرچه برخی از کوتهنظران، بر این [[رفتار]] [[امام]]{{ع}} با گماشتگان [[عثمان]] خرده گرفتهاند و میگویند: [[علی]]{{ع}} با [[سیاست]] آشنایی نداشت و الّا [[معاویه]] را فوراً [[عزل]] نمیکرد و یا در [[شورای شش نفره]] [[عمر]] سخن [[عبدالرحمن بن عوف]] را که گفت: "با تو [[بیعت]] میکنیم به شرطی که به [[کتاب خدا]]،[[ سنت]] [[پیغمبر]] و [[سیرت]] [[ابوبکر]] و [[عمر]] [[رفتار]] کنی"، موقتاً میپذیرفت. اما از آنجایی که [[علی]]{{ع}} [[مرد ]][[حقیقت]] و [[انسان]] پاکباخته بود، هدفش از [[تصدی]] [[خلافت]] جز پیاده کردن [[احکام الهی]] و احقاق [[حقوق]] محرومین نبود، تمام این اشکالات را یاوهسرایی بیش ندانسته و میفرماید: {{متن حدیث|لَوْ لَا التُّقَى لَكُنْتُ أَدْهَى الْعَرَبِ}}<ref>بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۱۵۰.</ref>؛ اگر من [[تقوی]] و [[حقیقت]] را به فرض محال، کنار گذارم، در [[زندگی]] هم از تمام [[عرب]] زرنگتر میشدم. | *[[علی]]{{ع}} در پرورش [[عدالت]] و [[حمایت]] از زیردستان در اوجی قرار دارد که بدون اغماض و گذشت، [[اعمال]] و [[کردار]] خود را نیز مورد [[محاسبه]] قرار میداد و [[ستمگران]] را [[مجازات]] میکرد و [[حقوق]] [[مظلومین]] را به آنان بازمیگرداند و با [[قاطعیت]] فریاد میزد: {{متن حدیث|الذَّلِيلُ عِنْدِي عَزِيزٌ حَتَّى آخُذَ الْحَقَّ لَهُ وَ الْقَوِيُّ عِنْدِي ضَعِيفٌ حَتَّى آخُذَ الْحَقَّ مِنْهُ رَضِينَا عَنِ اللَّهِ قَضَاءَهُ وَ سَلَّمْنَا لِلَّهِ أَمْرَهُ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳۷.</ref>؛ [[ناتوان]] ستمدیده در نظر من، [[عزیز]] است تا حقش را بگیرم و زورمند [[ستمگر]] نزد من، حقیر و [[ضعیف]] است تا [[حق دیگران]] را از او بستانم. ما در برابر [[فرمان خدا]] [[راضی]] هستیم و در مقابل امر او [[تسلیم]] میباشیم. [[امام]]{{ع}} در این فراز از سخنانش که بعد از [[جنگ نهروان]] ایراد گردیده، به بیان حالات روحیاش میپردازد و [[دفاع از مظلومین]] را به عنوان یکی از اهداف خود مطرح میکند و عملکرد خلفای پیشین را که به [[ستم]] و تبعیضهای ناروایی منجر گردیده و در زمان [[خلیفه سوم]] به اوج خود رسیده بود، مورد [[نکوهش]] قرار داده و تأکید داشت: "من در مقابل [[رفتار]] دیگران که چه کردند، هیچگونه مسؤولیتی ندارم و آنچه که من را به قبول [[خلافت]] واداشت، اجرای [[حق]] و [[عدالت]] و گرفتن [[حق]] [[ضعیفان]] از [[زورمندان]] بود". به خاطر این [[رفتار]] عدالتخواهانه است که [[امام]]{{ع}} بعد از [[پذیرفتن]] [[مقام خلافت]]، درصدد برمیآید تا [[حکام]] [[ظالم]] و [[ستمگر]] را از [[تصدی]] امور [[مسلمین]] معزول دارد و در این [[تصمیم]] خود [[قاطع]] و مصمم بود. لذا در مقابل [[ابن عباس]] و عدهای دیگر که با [[عزل]] [[معاویه]] از [[قدرت]] [[مخالف]] بودند و [[حضرت]] را به [[سازش]] توصیه میکردند و میگفتند: فعلاً [[عزل]] [[معاویه]] به [[صلاح]] نیست، ایستاد و در جواب آنها فرمود: "من برای یک روز هم نمیتوانم اشخاص [[فاسد]] و ناشایست را بر [[جماعت]] [[مسلمین]] حکمروا ببینم"<ref>علی کیست؟، فضلالله کمپانی، ص ۲۱۲.</ref>. گرچه برخی از کوتهنظران، بر این [[رفتار]] [[امام]]{{ع}} با گماشتگان [[عثمان]] خرده گرفتهاند و میگویند: [[علی]]{{ع}} با [[سیاست]] آشنایی نداشت و الّا [[معاویه]] را فوراً [[عزل]] نمیکرد و یا در [[شورای شش نفره]] [[عمر]] سخن [[عبدالرحمن بن عوف]] را که گفت: "با تو [[بیعت]] میکنیم به شرطی که به [[کتاب خدا]]،[[ سنت]] [[پیغمبر]] و [[سیرت]] [[ابوبکر]] و [[عمر]] [[رفتار]] کنی"، موقتاً میپذیرفت. اما از آنجایی که [[علی]]{{ع}} [[مرد ]][[حقیقت]] و [[انسان]] پاکباخته بود، هدفش از [[تصدی]] [[خلافت]] جز پیاده کردن [[احکام الهی]] و احقاق [[حقوق]] محرومین نبود، تمام این اشکالات را یاوهسرایی بیش ندانسته و میفرماید: {{متن حدیث|لَوْ لَا التُّقَى لَكُنْتُ أَدْهَى الْعَرَبِ}}<ref>بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۱۵۰.</ref>؛ اگر من [[تقوی]] و [[حقیقت]] را به فرض محال، کنار گذارم، در [[زندگی]] هم از تمام [[عرب]] زرنگتر میشدم. | ||
==[[عدالت در تقسیم بیت المال]]== | ==[[عدالت در تقسیم بیت المال]]== | ||
*[[علی]]{{ع}} در زمان خلافتش میخواست جلو [[حیف]] و میل [[اموال عمومی]] و [[سیستم]] ظالمانهای که در [[تقسیم بیت المال]] به وجود آمده بود را بگیرد و [[جامعه اسلامی]] را به [[مساوات]] و [[سادگی]] عصر [[پیغمبر]]{{صل}} برگرداند. این چیزی بود که اشرافزادگان [[قریش]] و ثروتمندان [[حجاز]] و [[صاحبان زر و زور]] و [[تزویر]] هرگز با آن موافق نبودند. چون میدانستند که [[امام]]{{ع}} در [[تقسیم بیت المال]] همه را به یک چشم مینگرد و نهایت [[سعی]] و تلاشش این است تا از [[حقوق]] [[مظلومین]][[ دفاع]] نماید و این شیوه را تا آخر به کار برد و تحت هیچ شرایط، [[عدالت]] را فدای [[مصلحت]] و [[منافع]] شخصی نمیکند و بر خود لازم میبیند که با همگان برخورد یکسان داشته باشد و برای همین هم، بارها [[رفتار]] آن [[حضرت]] مورد [[اعتراض]] عدهای امتیاز [[طلب]] و سودجو قرار گرفت. ولی [[امام]]{{ع}} در مقابل تمام این [[توطئه]] و خردهگیریها ایستاد و از مسیر [[حق]] قدم فراتر نگذاشت و با [[استدلال]] و [[منطق]] جواب آنها را میداد، در این زمینه به یک نمونه اکتفا میشود: روزی [[حضرت علی]]{{ع}} [[خراج]] و موجودی [[بیت المال]] را بین [[مسلمین]] تقسیم میکرد. مرد سرشناسی از [[انصار]] جلو آمد و [[امام]]{{ع}} سه [[دینار]] به او داد و بعد از او، [[غلام]] سیاهی آمد. [[امام]]{{ع}} به او نیز سه [[دینار]] پرداخت کرد. [[مرد ]][[انصاری]] در [[مقام]] [[اعتراض]] عرض کرد: ای [[امیرمؤمنان]]! این [[غلام]] من بود که دیروز آزادش کردم، تو او را با من یکسان قرار میدهی؟! [[امام]]{{ع}} در جواب آن [[مرد ]][[انصاری]] فرمود: من در [[کتاب خدا]] نظر کردم، و هیچ برتریای برای [[فرزندان]] [[اسماعیل]] بر [[فرزندان]] [[اسحاق]] ندیدم. {{متن حدیث|إِنَّ آدَمَ لَمْ يَلِدْ عَبْداً وَ لَا أَمَةً وَ إِنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ أَحْرَارٌ}}<ref>الکافی، ج ۸، ص ۶۹، ح ۲۶.</ref>؛ همانا از [[آدم]] [[غلام]] و کنیزی متولد نشد، همه [[مردم]] آزادند. بنابراین اگر در برههای از زمان و تحت شرایط خاص، طوق [[بندگی]] بر گردن بعضی از افراد [[انسان]] بیفتد، سرانجام باید [[آزاد]] شوند و به اصل خود بازگردند. | *[[علی]]{{ع}} در زمان خلافتش میخواست جلو [[حیف]] و میل [[اموال عمومی]] و [[سیستم]] ظالمانهای که در [[تقسیم بیت المال]] به وجود آمده بود را بگیرد و [[جامعه اسلامی]] را به [[مساوات]] و [[سادگی]] عصر [[پیغمبر]]{{صل}} برگرداند. این چیزی بود که اشرافزادگان [[قریش]] و ثروتمندان [[حجاز]] و [[صاحبان زر و زور]] و [[تزویر]] هرگز با آن موافق نبودند. چون میدانستند که [[امام]]{{ع}} در [[تقسیم بیت المال]] همه را به یک چشم مینگرد و نهایت [[سعی]] و تلاشش این است تا از [[حقوق]] [[مظلومین]][[ دفاع]] نماید و این شیوه را تا آخر به کار برد و تحت هیچ شرایط، [[عدالت]] را فدای [[مصلحت]] و [[منافع]] شخصی نمیکند و بر خود لازم میبیند که با همگان برخورد یکسان داشته باشد و برای همین هم، بارها [[رفتار]] آن [[حضرت]] مورد [[اعتراض]] عدهای امتیاز [[طلب]] و سودجو قرار گرفت. ولی [[امام]]{{ع}} در مقابل تمام این [[توطئه]] و خردهگیریها ایستاد و از مسیر [[حق]] قدم فراتر نگذاشت و با [[استدلال]] و [[منطق]] جواب آنها را میداد، در این زمینه به یک نمونه اکتفا میشود: روزی [[حضرت علی]]{{ع}} [[خراج]] و موجودی [[بیت المال]] را بین [[مسلمین]] تقسیم میکرد. مرد سرشناسی از [[انصار]] جلو آمد و [[امام]]{{ع}} سه [[دینار]] به او داد و بعد از او، [[غلام]] سیاهی آمد. [[امام]]{{ع}} به او نیز سه [[دینار]] پرداخت کرد. [[مرد ]][[انصاری]] در [[مقام]] [[اعتراض]] عرض کرد: ای [[امیرمؤمنان]]! این [[غلام]] من بود که دیروز آزادش کردم، تو او را با من یکسان قرار میدهی؟! [[امام]]{{ع}} در جواب آن [[مرد ]][[انصاری]] فرمود: من در [[کتاب خدا]] نظر کردم، و هیچ برتریای برای [[فرزندان]] [[اسماعیل]] بر [[فرزندان]] [[اسحاق]] ندیدم. {{متن حدیث|إِنَّ آدَمَ لَمْ يَلِدْ عَبْداً وَ لَا أَمَةً وَ إِنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ أَحْرَارٌ}}<ref>الکافی، ج ۸، ص ۶۹، ح ۲۶.</ref>؛ همانا از [[آدم]] [[غلام]] و کنیزی متولد نشد، همه [[مردم]] آزادند. بنابراین اگر در برههای از زمان و تحت شرایط خاص، طوق [[بندگی]] بر گردن بعضی از افراد [[انسان]] بیفتد، سرانجام باید [[آزاد]] شوند و به اصل خود بازگردند. | ||