نظام: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۱۷۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰۶: خط ۱۰۶:
==نتیجه‌ گیری==
==نتیجه‌ گیری==
اینکه [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]] بر ادیان و حکومت‌های زمان خود غالب شد و به سرعت در جهان پیش رفت، به واسطۀ تعلیمات قوی و اصول محکمی بود‌ که‌ به این جهت دل‌ها را‌ ربود‌ و افکار را متوجه خود ساخت و مردم با رغبت آن را پذیرفتند و پیروان خود را ترقّی داد.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی]]، [[پژوهش‌های اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهش‌های اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۶۳</ref>
اینکه [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]] بر ادیان و حکومت‌های زمان خود غالب شد و به سرعت در جهان پیش رفت، به واسطۀ تعلیمات قوی و اصول محکمی بود‌ که‌ به این جهت دل‌ها را‌ ربود‌ و افکار را متوجه خود ساخت و مردم با رغبت آن را پذیرفتند و پیروان خود را ترقّی داد.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی]]، [[پژوهش‌های اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهش‌های اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۶۳</ref>
==نظام در اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت==
واژه [[نظام]] در لغت از ریشه [[نظم]] و به معنای [[نظم]] دادن، آراستن، به رشته کشیدن مروارید، رویه، [[عادت]] و روش است<ref>ر.ک: حسن عمید، فرهنگ عمید، ج۲، ص۱۱۶۳.</ref>. در لسان العرب واژه [[نظام]] به معنای تألیف، تجمیع و قرین کردن چیزی به چیز دیگر و نخی که با آن لؤلؤ یا هر چیز دیگری به [[نظم]] در می‌آید، آمده است. افزون بر این، کابرد دیگر واژه [[نظام]] در معانی هدیه، [[سیره]] و [[عادت]] است<ref>ر.ک: محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۵۷۹.</ref>. طریحی در مجمع البحرین نیز شبیه همین معنا را ذیل واژه [[نظام]] آورده است<ref>{{عربی|النِّظَام بالكسر: الخيط الذي يُنْظَمُ به اللؤلؤ}} (ر.ک: فخر الدین الطریحی، مجمع البحرین، ج۴، ص۳۱۹).</ref>. در معجم الوسیط نیز واژه [[نظام]] به همین معنا آمده است<ref>{{عربی| النظام: الخيط الذي ينظم فيه اللؤلؤ و غيره. و الترتيب و الاتساق...}} (ر.ک: إبراهیم مصطفی، أحمد الزیات، حامد عبدالقادر و محمد النجار، المعجم الوسیط، تحقیق مجمع اللغة العربیة، ج۲، ص۹۳۳).</ref>. به هر حال، واژه [[نظام]] در لغت به معنای [[نظم]] بخشیدن و مرتب کردن است. اما در اصطلاح، تعاریف مختلفی با رویکردهای متفاوت، از جمله [[جامعه‌شناسی]] برای این واژه آمده است که برخی از آنها با موضوع بحث حاضر ارتباطی ندارد. آن‌چه با مبحث پیش رو [[ارتباط]] دارد، تعریف‌های [[سیاسی]] از این واژه است. برخی از نویسندگان، تعریف‌های مختلفی از این واژه جمع‌آوری کرده‌اند: “مجموع عناصر دارای کنش و واکنش”، “مجموعه [[هدف‌ها]] همراه با [[روابط]] میان [[هدف‌ها]] و میان [[خواص]] آنها”، “کلی که از اجزای زیادی ترکیب شده” و “هر مجموعه از عناصر که بتواند به نحوی به طور متوازن با یکدیگر عمل کند، می‌تواند به صورت یک [[سیستم]] نگریسته شود؛ کهکشان‌ها، تیم‌های فوتبال، [[قوه مقننه]] و [[احزاب]] [[سیاسی]] هرکدام یک [[سیستم]] هستند”. نویسنده پس از بیان تعریف‌های بالا نتیجه می‌گیرد که [[نظام]] دسته‌ای از [[هدف‌ها]] یا عناصر موجود در برخی [[روابط]] مشخص ساختاری و دارای کنش و واکنش بر پایه روندهای مشخص خاص است<ref>ر.ک: عبدالرحمن عالم، بنیادهای علم سیاست، ص۱۴۹.</ref>. بنابراین تعدد اجزا، وجود رابطه [[منظم]] و منطقی میان آنها، به طوری که همگی با یکدیگر یک کل بزرگ‌تر را تشکیل می‌دهند، از جمله ویژگی‌های [[نظام]] است. [[نظام]] در اصطلاح تعریف‌های متفاوتی دارد که آنچه در این نوشتار به کار رفته، به معنای [[حکومت]] یا رژیم [[سیاسی]] است. برخی از نویسندگان در این باره گفته‌اند: [[دانش]] واژه‌های “رژیم و رژیم سیاسی” با [[دانش]] واژه‌های “نظام و [[نظام]] سیاسی” مترادف است<ref>ر.ک: عبدالحمید ابوالحمد، مبانی علم سیاست، ص۱۹۶.</ref>. در این نوشتار نیز مراد از [[نظام]]، همان رژیم [[سیاسی]] است. البته از این نکته نیز نباید [[غافل]] شد که نظام‌های [[سیاسی]] را بر حسب معیارهای گوناگون<ref>برای مطالعه بیشتر درباره طبقه‌بندی نظام‌های سیاسی، ر.ک: حسین بشیریه، آموزش دانش سیاسی: مبانی علم سیاست نظری و تأسیسی، ص۱۰۵. </ref> و هدف‌های متفاوت<ref>ر.ک: عبدالرحمن عالم، بنیادهای علم سیاست، ص۱۵۱.</ref> می‌توان تقسیم‌بندی کرد. پس طبیعی است که [[نظام سیاسی اسلام]] از این جهت با دیگر نظام‌های [[سیاسی]] متفاوت خواهد بود<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۴۲.</ref>.


==جستارهای وابسته==
==جستارهای وابسته==
۸۰٬۴۱۹

ویرایش