بدون خلاصۀ ویرایش
(←مقدمه) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
{{ولایت}} | {{ولایت}} | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">"''' | : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">"'''نظام'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[نظام در قرآن]] | [[نظام در حدیث]] | [[نظام در فقه سیاسی]] | [[نظام در اصول فقه]]</div> | : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[نظام در قرآن]] | [[نظام در حدیث]] | [[نظام در فقه سیاسی]] | [[نظام در اصول فقه]]</div> | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
* [[ضرورت]] [[نظامسازی]]، [[ضرورت]] پاسخ دادن [[دین]] است به مجموعه سؤالات ریز و درشت و بنیادی و اساسی [[انسان]] در عرصههای مختلف حیات [[اجتماعی]]، [[فرهنگی]] و [[سیاسی]]. این [[ضرورت]] با تکیه زدن بر اریکه [[قدرت]] و رسیدن [[دین]] به [[حکومت]]، بیشتر میشود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]] ش ۸، ص ۴۶</ref> | * [[ضرورت]] [[نظامسازی]]، [[ضرورت]] پاسخ دادن [[دین]] است به مجموعه سؤالات ریز و درشت و بنیادی و اساسی [[انسان]] در عرصههای مختلف حیات [[اجتماعی]]، [[فرهنگی]] و [[سیاسی]]. این [[ضرورت]] با تکیه زدن بر اریکه [[قدرت]] و رسیدن [[دین]] به [[حکومت]]، بیشتر میشود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]] ش ۸، ص ۴۶</ref> | ||
== | ==نظام چیست؟== | ||
* | * نظام، [[سیستم]] یا دستگاه، واژهای است که گاه برای [[حکومت]] یا [[دولت]] به کار میرود. به عبارتی دیگر، نظام عبارت است از [[اجتماع]] [[قواعد]] مربوط به یک موضوع و مرتبط به هم به نحوی که یک نظریه یا [[مکتب]] را شکل دهد.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۰</ref> نظام مجموعهای از اجزای به هم وابسته است که در راه نیل به هدفهای معینی باهم هماهنگی دارند<ref>رضائیان، علی، تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم</ref>. <ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۵۵</ref> در هر نظام، تغییر هر جزء بر اجزای دیگر و بر کل، تأثیر دارد و هیچ یک از عناصر، اثری مستقل و جدا از مجموعه نمیگذارد و نمیپذیرد<ref>واسطی، عبدالحمید، نگرش سیستمی به دین، مجلۀ کتاب نقد، ش ۳۳، ص ۱۰۵</ref>. <ref>[[حسین بابایی مجرد|بابایی مجرد، حسین]]، [[بهروز رضاییمنش|رضاییمنش، بهروز]]؛ [[معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی (مقاله)|معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی]]، قبسات، ش ۷۶، ص ۱۶۲</ref> | ||
==چیستی نظاممندی== | ==چیستی نظاممندی== | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
==[[نظامسازی]] و [[ضرورت]] آن== | ==[[نظامسازی]] و [[ضرورت]] آن== | ||
* [[نظامسازی]] عبارت است از: "ایجاد منسجمترین و معقولترین ساختار بین اجزای یک مجموعه که کوتاهترین و سریعترین مسیر به سوی [[هدف]] را موجب شود"<ref>نبوی، سیدعباس، فقه، زمان و نظام سازی، نشریه کیهان اندیشه، ش ٦٧</ref>.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه، ش ۶۷، ص ۳]]</ref>؛ <ref>[[حسین بابایی مجرد|بابایی مجرد، حسین]]، [[بهروز رضاییمنش|رضاییمنش، بهروز]]؛ [[معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی (مقاله)|معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی]]، قبسات، ش ۷۶، ص ۱۶۲</ref> نظامسازى عبارت است از طراحى و ایجاد مجموعهاى از زیرساختها، سازوکارها، روندها، ساختارها و نهادها که حرکت بر مبناى اصول برای [[تحقق آرمانها]] را سازمان دهی و در نهایت تضمین میکند.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۵۵</ref> باید دانست فرایند [[نظامسازی]] بدون داشتن [[قدرت]] قابل تحقق نیست، لذا [[نظامسازی]] پیرو تشکیل یک [[نظام حکومتی]] [[مقتدر]] و کارآمد میتواند صورت پذیرد.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۵۵</ref> | * [[نظامسازی]] عبارت است از: "ایجاد منسجمترین و معقولترین ساختار بین اجزای یک مجموعه که کوتاهترین و سریعترین مسیر به سوی [[هدف]] را موجب شود"<ref>نبوی، سیدعباس، فقه، زمان و نظام سازی، نشریه کیهان اندیشه، ش ٦٧</ref>.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه، ش ۶۷، ص ۳]]</ref>؛ <ref>[[حسین بابایی مجرد|بابایی مجرد، حسین]]، [[بهروز رضاییمنش|رضاییمنش، بهروز]]؛ [[معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی (مقاله)|معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی]]، قبسات، ش ۷۶، ص ۱۶۲</ref> نظامسازى عبارت است از طراحى و ایجاد مجموعهاى از زیرساختها، سازوکارها، روندها، ساختارها و نهادها که حرکت بر مبناى اصول برای [[تحقق آرمانها]] را سازمان دهی و در نهایت تضمین میکند.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۵۵</ref> باید دانست فرایند [[نظامسازی]] بدون داشتن [[قدرت]] قابل تحقق نیست، لذا [[نظامسازی]] پیرو تشکیل یک [[نظام حکومتی]] [[مقتدر]] و کارآمد میتواند صورت پذیرد.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۵۵</ref> | ||
* [[نظامسازی]] در سطوح مختلفی صورت میپذیرد، سطح عالی آن طراحی [[نظام حکومتی]] است که ارکان اصلی [[حاکمیت]] و ساز و کارهای کلان [[مدیریت جامعه]] را ترسیم میکند؛ سطح میانی آن طراحی و ایجاد نهادها و سیستمهای کلان در عرصههای [[اقتصاد]]، [[آموزش]]، [[فرهنگ]]، رسانه، [[امنیت]]، [[قضا]]، [[سلامت]] و [[مدیریت]] است و سطوح پایینتر مربوط به خرده سیستمها در هر یک از این عرصههای کلان است، مانند | * [[نظامسازی]] در سطوح مختلفی صورت میپذیرد، سطح عالی آن طراحی [[نظام حکومتی]] است که ارکان اصلی [[حاکمیت]] و ساز و کارهای کلان [[مدیریت جامعه]] را ترسیم میکند؛ سطح میانی آن طراحی و ایجاد نهادها و سیستمهای کلان در عرصههای [[اقتصاد]]، [[آموزش]]، [[فرهنگ]]، رسانه، [[امنیت]]، [[قضا]]، [[سلامت]] و [[مدیریت]] است و سطوح پایینتر مربوط به خرده سیستمها در هر یک از این عرصههای کلان است، مانند نظام بانکداری، [[سیستم]] پولی، نظام کار، تولید، توزیع و [[تجارت]] در نظام کلان [[اقتصاد]]. و از آنجا که [[اسلام]]، منبع [[تبیین]] مبانی، اصول، [[ارزشها]] و [[آرمانها]] و اهداف است، [[نظامسازی]] در همۀ این سطوح باید بر اساس [[آموزههای اسلام]] صورت پذیرد.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۵۵</ref> | ||
* [[نظامسازی]]، تلاشی است [[علمی]] و حاکمیتی برای دستیابی به [[آرمانها]] و در [[بینش الهی]] و [[اسلامی]]، [[آرمان]] اصلی، ایجاد فضای برابر و مناسب برای [[رشد]] و تعالی همه [[انسانها]] است. از سوی دیگر تلاش برای تحقق این [[آرمان]] در [[فرهنگ]] [[اهل بیت]]{{عم}} همان [[انتظار]] است.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۵۹</ref> و [[انتظار]]، تلاش [[مؤمنان]] و [[صالحان]] است برای تحقق آرمانهای [[دین]] که در رأس آن ایجاد [[دولت]] فراگیر [[حق]] پرستان و برگزیدگان [[الهی]] است تا بستر تعالی همگان فراهم گردد. و دکترین [[انتظار]]، [[تبیین]] نظاممند این تلاش است بر اساس اقتضائات زمان و [[موازین]] [[علمی]]. عنصر محوری دکترین [[انتظار]] در [[اندیشه]] [[رهبر]] معظم [[انقلاب]]، [[تبیین]] [[هدف]] [[دین]] و روش رسیدن به این [[هدف]] است و برآیند این روش، [[نظامسازی]] است.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۶۰</ref> | * [[نظامسازی]]، تلاشی است [[علمی]] و حاکمیتی برای دستیابی به [[آرمانها]] و در [[بینش الهی]] و [[اسلامی]]، [[آرمان]] اصلی، ایجاد فضای برابر و مناسب برای [[رشد]] و تعالی همه [[انسانها]] است. از سوی دیگر تلاش برای تحقق این [[آرمان]] در [[فرهنگ]] [[اهل بیت]]{{عم}} همان [[انتظار]] است.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۵۹</ref> و [[انتظار]]، تلاش [[مؤمنان]] و [[صالحان]] است برای تحقق آرمانهای [[دین]] که در رأس آن ایجاد [[دولت]] فراگیر [[حق]] پرستان و برگزیدگان [[الهی]] است تا بستر تعالی همگان فراهم گردد. و دکترین [[انتظار]]، [[تبیین]] نظاممند این تلاش است بر اساس اقتضائات زمان و [[موازین]] [[علمی]]. عنصر محوری دکترین [[انتظار]] در [[اندیشه]] [[رهبر]] معظم [[انقلاب]]، [[تبیین]] [[هدف]] [[دین]] و روش رسیدن به این [[هدف]] است و برآیند این روش، [[نظامسازی]] است.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۶۰</ref> | ||
* [[ضرورت]] [[نظامسازی]]، [[ضرورت]] پاسخ دادن [[دین]] به مجموعۀ پرسشهای ریز و درشت و بنیادی و اساسی [[انسان]] در عرصههای گوناگون [[حیات]] فردی و [[اجتماعی]] [[بشر]] است، از تربیت و [[اخلاق]] گرفته تا [[اقتصاد]] و [[سیاست]] و [[حقوق]]. این [[ضرورت]] با تکیهزدن [[دین]] بر اریکۀ قدرت و رسیدن [[دین]] به [[حکومت]]، بیشتر میشود<ref>صفایی حائری، علی، دین و نظام سازی</ref>. <ref>[[حسین بابایی مجرد|بابایی مجرد، حسین]]، [[بهروز رضاییمنش|رضاییمنش، بهروز]]؛ [[معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی (مقاله)|معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی]]، قبسات، ش ۷۶، ص ۱۶۷</ref> | * [[ضرورت]] [[نظامسازی]]، [[ضرورت]] پاسخ دادن [[دین]] به مجموعۀ پرسشهای ریز و درشت و بنیادی و اساسی [[انسان]] در عرصههای گوناگون [[حیات]] فردی و [[اجتماعی]] [[بشر]] است، از تربیت و [[اخلاق]] گرفته تا [[اقتصاد]] و [[سیاست]] و [[حقوق]]. این [[ضرورت]] با تکیهزدن [[دین]] بر اریکۀ قدرت و رسیدن [[دین]] به [[حکومت]]، بیشتر میشود<ref>صفایی حائری، علی، دین و نظام سازی</ref>. <ref>[[حسین بابایی مجرد|بابایی مجرد، حسین]]، [[بهروز رضاییمنش|رضاییمنش، بهروز]]؛ [[معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی (مقاله)|معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی]]، قبسات، ش ۷۶، ص ۱۶۷</ref> | ||
==ارکان و مختصات [[نظامسازی]]== | ==ارکان و مختصات [[نظامسازی]]== | ||
# '''ساختار کلی''': اولین عنصر مقوم و شکل دهنده یک | # '''ساختار کلی''': اولین عنصر مقوم و شکل دهنده یک نظام و [[سیستم]]، ساختار کلی آن است. این ساختار کلی باید برای خود معنی و مفهوم قابل قبولی پیدا کند، و با [[حیات انسانی]] سازگار باشد. منتها در این ساختار کلی باید دانست اولاً به سوی کدام [[هدف]] روان است؟ و ثانیاً چنین مسیر حرکتی با بعد [[حیات انسانی]] سازگار است خیر؟<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۷</ref>. [[هدف]] و مسیر سیستمها دائماً برگزیده و [[انتخاب]] میشوند، و در همین جاست که اهداف و مبانی [[دین]] به سیستمها معنا میدهد و به آن، مسیر و [[هدف]] روشن میبخشد. در مورد [[سازگاری]] ساختار کلی سیستم با ابعاد [[حیات انسانی]] نیز مسأله بر همین منوال است. از طرف دیگر نقش [[دانش]] [[عقلانی]] و تجربی در اینجا، از این جهت است که [[حیات انسانی]] مستقیماً در مجموعۀ دنیای مادی جریان دارد، و هر گونه [[آگاهی]] و دانش دقیقتر در تنظیم ساختاری کارآمدتر تأثیر مستقیم دارد. شاید بتوان گفت که در اصول و اجزاء اولیه یک [[سیستم]]، بُعد دانشی آن بر بُعد ارزشی آن مقدم است، چرا که یک مجموعه بیانسجام و بدون ساختار معقول و موفق [[دنیوی]]، بعید است بتواند پذیرای جریان [[هنجارها]] در درون خود باشد.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۸</ref> | ||
# '''[[روابط]] پیوسته و منسجم''': دومین عنصر در سیستمسازی، [[پیوستگی]] و [[انسجام]] است. این [[پیوستگی]] از حد پایینی شروع میشود و میتواند به درجات بسیار پیچیده برسد. طبعا، با گسترش [[سیستم]]، نیاز به [[پیوستگی]] بیشتر میشود. [[پیوستگی]] و [[انسجام]] بیش از پیش بر [[دانش بشری]] تکیه میزند و به مرور زمان صورتهای مختلف و پیچیدهتر به خود میگیرد. چرا که تأکید صرف بر [[ارزشها]] و [[هنجارها]]، نمیتواند خود به خود [[انسجام]] آفرین باشد، بلکه در حد شعارهایی کلی باقی خواهد ماند [[عدالت]]، [[رشد]]، کمال و هر آنچه ازرشهای متعالی بشری است، زمانی جریان واقعی مییابد که صورتی پیوسته در ابعاد [[زندگی]] [[انسان]] ها پیدا کند و در سطوح مختلف یک [[سیستم]] [[تجلی]] یابد، و این امر متوقف بر مطالعه عقلانی و [[تجربی]] در صورتهای مختلف سیستمهاست. از طرف دیگر [[حفظ]] [[پیوستگی]] و [[انسجام]] در سیستمهای [[اجتماعی]]، دائما به تزریق ارزشهای لازم محتاج است، زیرا در غیر این صورت [[پیوستگی]] در مدل دانشی صرف، چیزی جز [[جبر]] به دنبال نخواهد داشت، و با ملاحظۀ [[اختیار]] انسانها، احتمال دارد که [[سیستم]] دائماً به سوی [[گسستگی]] حرکت کند.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۹</ref> نکته مهم این است که این "خودپیوستگی"[[دست]] آورد جریان ارزشهای [[اسلامی]] در [[سیستم سیاسی]] و اجتماعی بوده، و این همان چیزی است که غربیان تاکنون کمتر به [[درک]] آن نائل آمدهاند.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۱۰</ref> | # '''[[روابط]] پیوسته و منسجم''': دومین عنصر در سیستمسازی، [[پیوستگی]] و [[انسجام]] است. این [[پیوستگی]] از حد پایینی شروع میشود و میتواند به درجات بسیار پیچیده برسد. طبعا، با گسترش [[سیستم]]، نیاز به [[پیوستگی]] بیشتر میشود. [[پیوستگی]] و [[انسجام]] بیش از پیش بر [[دانش بشری]] تکیه میزند و به مرور زمان صورتهای مختلف و پیچیدهتر به خود میگیرد. چرا که تأکید صرف بر [[ارزشها]] و [[هنجارها]]، نمیتواند خود به خود [[انسجام]] آفرین باشد، بلکه در حد شعارهایی کلی باقی خواهد ماند [[عدالت]]، [[رشد]]، کمال و هر آنچه ازرشهای متعالی بشری است، زمانی جریان واقعی مییابد که صورتی پیوسته در ابعاد [[زندگی]] [[انسان]] ها پیدا کند و در سطوح مختلف یک [[سیستم]] [[تجلی]] یابد، و این امر متوقف بر مطالعه عقلانی و [[تجربی]] در صورتهای مختلف سیستمهاست. از طرف دیگر [[حفظ]] [[پیوستگی]] و [[انسجام]] در سیستمهای [[اجتماعی]]، دائما به تزریق ارزشهای لازم محتاج است، زیرا در غیر این صورت [[پیوستگی]] در مدل دانشی صرف، چیزی جز [[جبر]] به دنبال نخواهد داشت، و با ملاحظۀ [[اختیار]] انسانها، احتمال دارد که [[سیستم]] دائماً به سوی [[گسستگی]] حرکت کند.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۹</ref> نکته مهم این است که این "خودپیوستگی"[[دست]] آورد جریان ارزشهای [[اسلامی]] در [[سیستم سیاسی]] و اجتماعی بوده، و این همان چیزی است که غربیان تاکنون کمتر به [[درک]] آن نائل آمدهاند.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۱۰</ref> | ||
# '''[[عقلانیت]]''': سومین عنصر اصلی در سیستمسازی، عقلانیت است. [[عقلانیت]]، به معنی ذهنیت ضابطهمند منطقی و [[فلسفی]] است که دستاورد آن [[اطمینان]] عقلی در ساختار [[حیات انسانی]] است. این عقلانیت، راهنمای انسانها در ایجاد سیستمهای درخور شرایط خاص خود میشود، و ساختار و [[پیوستگی]] [[سیستم]] را با واقعیات موجود حول و حوش [[انسانها]] گره میزند، تناقضات را میزداید و مسیر کارآیی [[سیستم]] را هموار میسازد. زندگی [[انسانها]] و [[حیات اجتماعی]] نمیتواند آزمایشگاه سیستمهای بدون [[عقلانیت]] باشد، و نمیتوان قرنها به [[انتظار]] نشست و بدون به کار گرفتن [[عقلانیت]]، سیستمهای مختلف را آزمود؛ چرا که [[حیات]] هر نسل انسانی برای خودش از همه چیز با ارزشتر است و قابلیت چنین آزمون پذیری را ندارد.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۱۰ ـ ۱۱</ref> | # '''[[عقلانیت]]''': سومین عنصر اصلی در سیستمسازی، عقلانیت است. [[عقلانیت]]، به معنی ذهنیت ضابطهمند منطقی و [[فلسفی]] است که دستاورد آن [[اطمینان]] عقلی در ساختار [[حیات انسانی]] است. این عقلانیت، راهنمای انسانها در ایجاد سیستمهای درخور شرایط خاص خود میشود، و ساختار و [[پیوستگی]] [[سیستم]] را با واقعیات موجود حول و حوش [[انسانها]] گره میزند، تناقضات را میزداید و مسیر کارآیی [[سیستم]] را هموار میسازد. زندگی [[انسانها]] و [[حیات اجتماعی]] نمیتواند آزمایشگاه سیستمهای بدون [[عقلانیت]] باشد، و نمیتوان قرنها به [[انتظار]] نشست و بدون به کار گرفتن [[عقلانیت]]، سیستمهای مختلف را آزمود؛ چرا که [[حیات]] هر نسل انسانی برای خودش از همه چیز با ارزشتر است و قابلیت چنین آزمون پذیری را ندارد.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۱۰ ـ ۱۱</ref> | ||
# '''تسریع در جهت [[هدف]]''': آخرین عنصر اصلی در سیستمسازی، ملاحظه سرعت است، سرعتی قابل قبول و در جهت [[هدف]]. سیستمهای [[فرهنگی]] برای رسیدن به نتیجه و کارکرد مؤثر، به زمان طولانی احتیاج دارند، چون حرکت [[فرهنگی]] همواره با نوعی [[تأنی]] و [[آرامش]] و دیریابی همراه است، در عین حال [[حفظ]] [[میزان]] معقولی از سرعت در همین سیستمهای زمان بر نیز لازم است. اما سرعت در سیستمهای سیاسی عموما نقش اول را دارد، و [[سیستم]] که در زمانی کوتاه بتواند [[اراده]] [[سیاسی]] خود را عملی کند، در عرصه رقابت، دیگران را پشت سر مینهد.زولو در جهت [[هدف]].<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۱۱</ref> | # '''تسریع در جهت [[هدف]]''': آخرین عنصر اصلی در سیستمسازی، ملاحظه سرعت است، سرعتی قابل قبول و در جهت [[هدف]]. سیستمهای [[فرهنگی]] برای رسیدن به نتیجه و کارکرد مؤثر، به زمان طولانی احتیاج دارند، چون حرکت [[فرهنگی]] همواره با نوعی [[تأنی]] و [[آرامش]] و دیریابی همراه است، در عین حال [[حفظ]] [[میزان]] معقولی از سرعت در همین سیستمهای زمان بر نیز لازم است. اما سرعت در سیستمهای سیاسی عموما نقش اول را دارد، و [[سیستم]] که در زمانی کوتاه بتواند [[اراده]] [[سیاسی]] خود را عملی کند، در عرصه رقابت، دیگران را پشت سر مینهد.زولو در جهت [[هدف]].<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۱۱</ref> | ||
==انواع | ==انواع نظام== | ||
# '''[[نظام اجتماعی]]''': [[نظام اجتماعی]] ساختار سازمانی و نهادی [[اجتماع]] است که شامل مقولههای ارزشی، نگرشها، ساختارهای [[قدرت]] و سنتهای [[جامعه]] میشود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۴۹</ref> | # '''[[نظام اجتماعی]]''': [[نظام اجتماعی]] ساختار سازمانی و نهادی [[اجتماع]] است که شامل مقولههای ارزشی، نگرشها، ساختارهای [[قدرت]] و سنتهای [[جامعه]] میشود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۴۹</ref> | ||
# '''[[نظام فرهنگی]]''': اگر اجزاء دستگاه فرهنگی از طریق نوع و درجهای از [[وابستگی]] متقابل یافته باشند و پیوندهای درونی آن خصوصیات کل را مشخص سازد یا مجموعهای از [[اندیشهها]] که خصایص منظم آن در سازگاری منطقی و زیبا شناختی نهفته است. این تعریف در مقابل این نظریه است که فرهنگ را همان تودهای از مشخصات بیپیوند و دارای ریشهها و [[تاریخ]] پراکنده میداند و در نظام [[فرهنگی]] [[پیوستگی]] متقابل، [[نظم]]، رابطه، [[یگانگی]] [[فرهنگی]] و [[سازگاری]] وجود دارد.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۱</ref> | # '''[[نظام فرهنگی]]''': اگر اجزاء دستگاه فرهنگی از طریق نوع و درجهای از [[وابستگی]] متقابل یافته باشند و پیوندهای درونی آن خصوصیات کل را مشخص سازد یا مجموعهای از [[اندیشهها]] که خصایص منظم آن در سازگاری منطقی و زیبا شناختی نهفته است. این تعریف در مقابل این نظریه است که فرهنگ را همان تودهای از مشخصات بیپیوند و دارای ریشهها و [[تاریخ]] پراکنده میداند و در نظام [[فرهنگی]] [[پیوستگی]] متقابل، [[نظم]]، رابطه، [[یگانگی]] [[فرهنگی]] و [[سازگاری]] وجود دارد.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۱</ref> | ||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
*فواید [[نظامسازی]] عبارت است از: | *فواید [[نظامسازی]] عبارت است از: | ||
#[[شناخت]] منشأها، زمینهها، جایگاه و روح [[احکام]]. | #[[شناخت]] منشأها، زمینهها، جایگاه و روح [[احکام]]. | ||
#[[شناخت]] [[روابط]] یک [[حکم]] با دیگر اجزای یک | #[[شناخت]] [[روابط]] یک [[حکم]] با دیگر اجزای یک نظام و با دیگر [[احکام]]. | ||
#[[پاسخگویی]] به [[مشکلات]] برخاسته از مساحتهای مختلف حیات فردی و [[اجتماعی]][[ بشر]]. | #[[پاسخگویی]] به [[مشکلات]] برخاسته از مساحتهای مختلف حیات فردی و [[اجتماعی]][[ بشر]]. | ||
#[[تبیین]] [[ارتباط]] منطقی، عقلایی، طبیعتی، علیّتی و [[ذهنی]] بین مجموعه دادههای یک [[دین]] در یک حوزه. | #[[تبیین]] [[ارتباط]] منطقی، عقلایی، طبیعتی، علیّتی و [[ذهنی]] بین مجموعه دادههای یک [[دین]] در یک حوزه. | ||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
==[[نظاممندی اسلام]]== | ==[[نظاممندی اسلام]]== | ||
*در [[اسلام]] هر یک از [[فرایض]] دارای یک | *در [[اسلام]] هر یک از [[فرایض]] دارای یک نظام کامل است مثلاً: در نماز هماهنگی کامل در اجزای آن ملاحظه میشود که عبارت از: [[لزوم]] [[نظافت]]، [[وحدت]] با جماعت، خدا محوری، [[نظم]]، وقتشناسی، [[دست]]گیری از دیگران، [[مخالفت]] با [[شیطان]]، [[آرامش]] و پاکی از [[گناه]] است. در [[حج]] که یکی از عبادات دسته جمعی است [[نظم]] و هماهنگی در آن کاملاً مشهود است، نظیر [[نظافت]] در [[احرام]]، [[شیطان]] ستیزی، [[وحدت]]گرایی (در [[لباس]]، شعار، مکان) و وقتشناسی. در [[روزه]] نیز [[وحدت]] زمانی، [[عدالتخواهی]]، رسیدگی به فقرت و [[همدردی]] را ملاحظه میکند. | ||
*در [[قرآن]] [[کریم]] از اینکه کسانی به خود اجازه دهند به برخی از [[دستورات]] [[دین]] که مطابق میل آنهاست عمل کنند و برخی دیگر را کنار بگذارند سخت انتقاد کرده و فرموده: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً}}<ref>«کسانى که به خدا و پیامبرانش کفر میورزند مىگویند ما به بعضى ایمان داریم و بعضى را انکار مىیکنیم ومىخواهند میان این [دو] راهى براى خود اختیار کنند». سورۀ نساء، آیۀ ۱۵۰</ref> این امر حکایت میکند، کسانی که نظاممندی [[دین]] و [[یکپارچگی]] همه احکام را باور ندارند هر چند که برخی از [[احکام]] را [[باور]] داشته باشند، کافرند.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۲</ref> | *در [[قرآن]] [[کریم]] از اینکه کسانی به خود اجازه دهند به برخی از [[دستورات]] [[دین]] که مطابق میل آنهاست عمل کنند و برخی دیگر را کنار بگذارند سخت انتقاد کرده و فرموده: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً}}<ref>«کسانى که به خدا و پیامبرانش کفر میورزند مىگویند ما به بعضى ایمان داریم و بعضى را انکار مىیکنیم ومىخواهند میان این [دو] راهى براى خود اختیار کنند». سورۀ نساء، آیۀ ۱۵۰</ref> این امر حکایت میکند، کسانی که نظاممندی [[دین]] و [[یکپارچگی]] همه احکام را باور ندارند هر چند که برخی از [[احکام]] را [[باور]] داشته باشند، کافرند.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۲</ref> | ||
| خط ۵۸: | خط ۵۸: | ||
*در [[اسلام]]، [[فکری]] و واقعی، یا [[معنوی]] و مادی، دو نیروی [[مخالف]] نیستند که با هم سازگار نباشند. [[حیات]] جزء [[معنوی]] در این نیست که [[آدمی]] از جزء مادی و واقعی [[قطع]] علاقه کامل کند که این خود سبب [[خرد]] کردن کلیت اساسی [[زندگی]] و تبدیل آن به تعارضات دردناک میشود، بلکه در این است که جزء [[معنوی]] پیوسته در آن بکوشد که جزء مادی را بدان منظور در [[خدمت]] خود بگیرد که سر انجام آن را جذب کند و به صورت خود در آورد و تمام وجود آن را [[نورانی]] سازد. [[تعارض]] حاد میان شخص و شئ و میان عوامل ریاضی در خارج و عامل زیست شناختی در داخل، چیزی است که در [[مسیحیت]] اثر گذاشته بود. ولی [[اسلام]] با نظری به این [[تعارض]] مینگرد که میخواهد آن را از میان بردارد<ref>اقبال لاهوری، محمد، احیای فکر دینی در اسلام</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۳.</ref> | *در [[اسلام]]، [[فکری]] و واقعی، یا [[معنوی]] و مادی، دو نیروی [[مخالف]] نیستند که با هم سازگار نباشند. [[حیات]] جزء [[معنوی]] در این نیست که [[آدمی]] از جزء مادی و واقعی [[قطع]] علاقه کامل کند که این خود سبب [[خرد]] کردن کلیت اساسی [[زندگی]] و تبدیل آن به تعارضات دردناک میشود، بلکه در این است که جزء [[معنوی]] پیوسته در آن بکوشد که جزء مادی را بدان منظور در [[خدمت]] خود بگیرد که سر انجام آن را جذب کند و به صورت خود در آورد و تمام وجود آن را [[نورانی]] سازد. [[تعارض]] حاد میان شخص و شئ و میان عوامل ریاضی در خارج و عامل زیست شناختی در داخل، چیزی است که در [[مسیحیت]] اثر گذاشته بود. ولی [[اسلام]] با نظری به این [[تعارض]] مینگرد که میخواهد آن را از میان بردارد<ref>اقبال لاهوری، محمد، احیای فکر دینی در اسلام</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۳.</ref> | ||
==مبنای [[قرآنی]] | ==مبنای [[قرآنی]] نظام سازی== | ||
# [[نماز]]: [[نماز]] علاوه بر جنبۀ فردی، جنبۀ [[اجتماعی]] هم دارد. هنگام [[نماز]] یکایک [[مسلمانان]] به [[وسیله]] [[نماز]] با یک مرکز واحدی در تماس میشوند و در آنِ [[واحد]] در وقت [[نماز]]، همه [[مسلمانان]] در همه نقاطی که دنیای [[اسلام]] گسترده است، [[دل]] را به یک مرکز واحدی متّصل میکنند. اتّصال همۀ [[دلها]] به یک مرکز [[واحد]]، یک مسئله [[اجتماعی]]، و یک مسئله | # [[نماز]]: [[نماز]] علاوه بر جنبۀ فردی، جنبۀ [[اجتماعی]] هم دارد. هنگام [[نماز]] یکایک [[مسلمانان]] به [[وسیله]] [[نماز]] با یک مرکز واحدی در تماس میشوند و در آنِ [[واحد]] در وقت [[نماز]]، همه [[مسلمانان]] در همه نقاطی که دنیای [[اسلام]] گسترده است، [[دل]] را به یک مرکز واحدی متّصل میکنند. اتّصال همۀ [[دلها]] به یک مرکز [[واحد]]، یک مسئله [[اجتماعی]]، و یک مسئله نظام ساز است.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۶۹</ref> | ||
# [[زکات]]: [[زکات]] نیز علاوه بر جنبههای فردی، یک ترجمان [[اجتماعی]] دارد. [[انسانی]] که در محیط [[اسلامی]] و [[جامعه اسلامی]]، برخوردار از [[مال]] [[دنیوی]] است، خود را طلبکار نمیداند، بلکه متعهّد و بدهکار [[جامعه اسلامی]] و مدیون در مقابل [[فقرا]] و [[ضعفا]] و در مقابل [[سبیل الله]] میداند، بنابراین، [[زکات]] با این نگاه، یک [[حکم]] و شاخص | # [[زکات]]: [[زکات]] نیز علاوه بر جنبههای فردی، یک ترجمان [[اجتماعی]] دارد. [[انسانی]] که در محیط [[اسلامی]] و [[جامعه اسلامی]]، برخوردار از [[مال]] [[دنیوی]] است، خود را طلبکار نمیداند، بلکه متعهّد و بدهکار [[جامعه اسلامی]] و مدیون در مقابل [[فقرا]] و [[ضعفا]] و در مقابل [[سبیل الله]] میداند، بنابراین، [[زکات]] با این نگاه، یک [[حکم]] و شاخص نظام ساز است.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۷۰</ref> | ||
# [[امر به معروف]]: امربه معروف و [[نهی از منکر]] زیربنای همۀ حرکات [[اجتماعی]] [[اسلام]] است که {{عربی|بِها تُقامُ الفَرائِض}} امربه معروف یعنی همه [[مؤمنان]] در هر نقطهای از عالم که هستند، موظّفاند [[جامعه]] را به سمت [[نیکی]]، به سمت معروف، به سمت همه کارهای [[نیکو]] حرکت دهند. برخی از مصادیق مهم و | # [[امر به معروف]]: امربه معروف و [[نهی از منکر]] زیربنای همۀ حرکات [[اجتماعی]] [[اسلام]] است که {{عربی|بِها تُقامُ الفَرائِض}} امربه معروف یعنی همه [[مؤمنان]] در هر نقطهای از عالم که هستند، موظّفاند [[جامعه]] را به سمت [[نیکی]]، به سمت معروف، به سمت همه کارهای [[نیکو]] حرکت دهند. برخی از مصادیق مهم و نظام [[امر به معروف]] عبارت است از ایجاد [[نظام اسلامی]] و [[حفظ]] آن، اعتلای [[فرهنگ]] و [[سلامت]] محیط [[اخلاقی]]، [[سلامت]] محیط [[خانوادگی]]، تکثیر [[نسل]] و [[تربیت]] [[نسل جوان]] آماده برای اعتلای [[کشور]]، رونق دادن به [[اقتصاد]] و تولید، همگانی کردن [[اخلاق اسلامی]]، [[گسترش علم]] و فنّاوری، استقرار [[عدالت]] قضائی و [[عدالت]] [[اقتصادی]] و.... ناگفته پیداست که همه این امور در گفتمان [[نظامسازی]] قابل تحلیل است.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۷۰</ref> | ||
# [[نهی از منکر]]: [[نهی از منکر]] دور داشتن همگان از [[بدیها]]، پستیها است و مهمترین مصادیق آن ابتذال، کمک به [[دشمنان اسلام]]، [[تضعیف]] [[نظام اسلامی]]، [[تضعیف]] [[فرهنگ اسلامی]]، [[تضعیف]] [[اقتصاد]] [[جامعه]] و [[تضعیف]] [[علم]] و فنّاوری است که باید از آن [[نهی]] کرد.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۷۰</ref> | # [[نهی از منکر]]: [[نهی از منکر]] دور داشتن همگان از [[بدیها]]، پستیها است و مهمترین مصادیق آن ابتذال، کمک به [[دشمنان اسلام]]، [[تضعیف]] [[نظام اسلامی]]، [[تضعیف]] [[فرهنگ اسلامی]]، [[تضعیف]] [[اقتصاد]] [[جامعه]] و [[تضعیف]] [[علم]] و فنّاوری است که باید از آن [[نهی]] کرد.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۷۰</ref> | ||