جاهلیت: تفاوت میان نسخه‌ها

۷۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۳ اکتبر ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۴: خط ۲۴:
'''جاهلیت''' یعنی داشتن [[خلق و خوی]] [[جاهلی]] که آن هم نتیجه عدم کاربست صحیح [[عقل]] در امور [[زندگی]] است که [[خیره]] سری و [[تعصب]]، [[تفاخر]]، [[شرارت]] و... از مصادیق آن هستند و در [[فرهنگ]] [[عربی]] به [[دوران پیش از اسلام]] گفته می‌‌شود که در آن [[شرک]] و [[کفر]] و سنت‌های زشتِ بسیاری رواج داشت، البته [[خداپرستی]] و سنت‌های [[پسندیده]] نیز وجود داشت.
'''جاهلیت''' یعنی داشتن [[خلق و خوی]] [[جاهلی]] که آن هم نتیجه عدم کاربست صحیح [[عقل]] در امور [[زندگی]] است که [[خیره]] سری و [[تعصب]]، [[تفاخر]]، [[شرارت]] و... از مصادیق آن هستند و در [[فرهنگ]] [[عربی]] به [[دوران پیش از اسلام]] گفته می‌‌شود که در آن [[شرک]] و [[کفر]] و سنت‌های زشتِ بسیاری رواج داشت، البته [[خداپرستی]] و سنت‌های [[پسندیده]] نیز وجود داشت.


==مفهوم [[جاهلیت]]==
==مفهوم جاهلیت==
* [[جاهلیت]] همچون [[انسانیت]] و حیوانیت، مصدر جعلی از ریشۀ [[جهل]] است و [[جهل]] در [[فرهنگ دینی]] مقابل [[عقل]] است نه مقابل [[علم]]، چنانکه بعضی پنداشته‌اند، لذا [[امام علی]]{{ع}} فرمودند: «چه بسا عالمی را که جهلش از پای درآورد و حال آنکه، علمش با او بود و سودش نکرد»<ref>{{متن حدیث|وَ قَالَ{{ع}}: «رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ، وَ عِلْمُهُ مَعَهُ [لَمْ یَنْفَعْهُ] لَا یَنْفَعُهُ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۰۷.</ref>؛ در نتیجه [[جهل]] با [[علم]] قابل جمع است و [[فرد]] می‌‌تواند در عین عالم بودن [[جاهل]] باشد<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۳۸ـ ۲۳۹.</ref> و همچنین [[آیات]] فراوانی، برای بیان مفهوم [[نادانی]]، ندانستن و بی‌اطلاعی استفاده شده است؛ مانند: {{متن قرآن|بِغَيْرِ عِلْمٍ}}<ref>سوره انعام، آیه ۱۰۰.</ref>، {{متن قرآن|لَا عِلْمَ لَنَا}}<ref>سوره بقره، آیه ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ}}<ref>سوره هود، آیه ۴۶.</ref> و...<ref>المعجم المفهرس، «علم».</ref>، از این رو ضرورتی برای کاربرد [[جهل]] به معنای [[نادانی]] وجود نخواهد داشت، مگر آنکه معنایی متفاوت را برساند<ref>ر.ک: نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص۲۰۱ـ۲۰۳.</ref>.
* جاهلیت همچون [[انسانیت]] و حیوانیت، مصدر جعلی از ریشۀ [[جهل]] است و [[جهل]] در [[فرهنگ دینی]] مقابل [[عقل]] است نه مقابل [[علم]]، چنانکه بعضی پنداشته‌اند، لذا [[امام علی]]{{ع}} فرمودند: «چه بسا عالمی را که جهلش از پای درآورد و حال آنکه، علمش با او بود و سودش نکرد»<ref>{{متن حدیث|وَ قَالَ{{ع}}: «رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ، وَ عِلْمُهُ مَعَهُ [لَمْ یَنْفَعْهُ] لَا یَنْفَعُهُ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۰۷.</ref>؛ در نتیجه [[جهل]] با [[علم]] قابل جمع است و [[فرد]] می‌‌تواند در عین عالم بودن [[جاهل]] باشد<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۳۸ـ ۲۳۹.</ref> و همچنین [[آیات]] فراوانی، برای بیان مفهوم [[نادانی]]، ندانستن و بی‌اطلاعی استفاده شده است؛ مانند: {{متن قرآن|بِغَيْرِ عِلْمٍ}}<ref>سوره انعام، آیه ۱۰۰.</ref>، {{متن قرآن|لَا عِلْمَ لَنَا}}<ref>سوره بقره، آیه ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ}}<ref>سوره هود، آیه ۴۶.</ref> و...<ref>المعجم المفهرس، «علم».</ref>، از این رو ضرورتی برای کاربرد [[جهل]] به معنای [[نادانی]] وجود نخواهد داشت، مگر آنکه معنایی متفاوت را برساند<ref>ر.ک: نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص۲۰۱ـ۲۰۳.</ref>.
* [[جاهلیت]] در حوزۀ [[ادب]] و [[فرهنگ]] [[عربی]] به دوران قبل از [[اسلام]] اطلاق می‎‌شود و برای اینکه حال [[مردم]] [[عصر جاهلیت]] با همه جنبه‌‎های شرک‎‌آمیز و [[اخلاق]] مبتنی بر [[عصبیت]] و انتقام‎‌جویی و خون‎‌خواری و تبه‎ کاری<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۳۹.</ref> با حال [[مردم]] بعد از [[بعثت پیامبر]]{{صل}} جدا شود این اصطلاح رایج شد<ref>ر.ک: میرزایی، عباس، سلطانی مقدم، سعیده، عصر جاهلیت، فرهنگ‎نامۀ تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص۸۶.</ref>.
* جاهلیت در حوزۀ [[ادب]] و [[فرهنگ]] [[عربی]] به دوران قبل از [[اسلام]] اطلاق می‎‌شود و برای اینکه حال [[مردم]] [[عصر جاهلیت]] با همه جنبه‌‎های شرک‎‌آمیز و [[اخلاق]] مبتنی بر [[عصبیت]] و انتقام‎‌جویی و خون‎‌خواری و تبه‎ کاری<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۳۹.</ref> با حال [[مردم]] بعد از [[بعثت پیامبر]]{{صل}} جدا شود این اصطلاح رایج شد<ref>ر.ک: میرزایی، عباس، سلطانی مقدم، سعیده، عصر جاهلیت، فرهنگ‎نامۀ تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص۸۶.</ref>.
*در بعضی از موارد [[جاهلیت]] به [[زمان فترت]] (عصر بین دو [[پیامبر]])، دوران [[کفر]]، زمان پیش از [[فتح مکه]] و عصر بین ولادت و [[بعثت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نیز اطلاق می‎‌شود<ref>ر.ک: دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۳۸.</ref> و این تسمیه از این باب است که در همه این دوران‌ها [[مردم]] به علت دوری از تعلیمات [[انبیاء]] بر اساس [[هوی و هوس]] خویش [[زندگی]] می‌‌کردند نه بر مدار [[حق]]. در نتیجه [[جاهلیت]] در همه جا به یک معنا بیشتر نیست و آن هم داشتن [[خلق و خوی]] [[جاهلی]] است و [[خلق و خوی]] [[جاهلی]]، نتیجه عدم کاربست صحیح [[عقل]] در امور [[زندگی]] است که [[خیره]] سری و [[تعصب]] [[تفاخر]]، [[شرارت]] و... از مصادیق آن هستند<ref>ر.ک: دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص۲۳۸.</ref>.  
*در بعضی از موارد جاهلیت به [[زمان فترت]] (عصر بین دو [[پیامبر]])، دوران [[کفر]]، زمان پیش از [[فتح مکه]] و عصر بین ولادت و [[بعثت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نیز اطلاق می‎‌شود<ref>ر.ک: دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۳۸.</ref> و این تسمیه از این باب است که در همه این دوران‌ها [[مردم]] به علت دوری از تعلیمات [[انبیاء]] بر اساس [[هوی و هوس]] خویش [[زندگی]] می‌‌کردند نه بر مدار [[حق]]. در نتیجه جاهلیت در همه جا به یک معنا بیشتر نیست و آن هم داشتن [[خلق و خوی]] [[جاهلی]] است و [[خلق و خوی]] [[جاهلی]]، نتیجه عدم کاربست صحیح [[عقل]] در امور [[زندگی]] است که [[خیره]] سری و [[تعصب]] [[تفاخر]]، [[شرارت]] و... از مصادیق آن هستند<ref>ر.ک: دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص۲۳۸.</ref>.  
*مراد از [[عصر جاهلی]] دورۀ زمانی نیست که عده‌ای در مورد طول و عرض آن مناقشه کرده‌اند؛ بلکه مراد [[فرهنگ]] و تمدنی با ویژگی‌هایی است که [[اسلام]] در مقابل آن [[قیام]] کرد و [[فرهنگ]] [[اسلام]] را جایگزین آن نمود.
*مراد از [[عصر جاهلی]] دورۀ زمانی نیست که عده‌ای در مورد طول و عرض آن مناقشه کرده‌اند؛ بلکه مراد [[فرهنگ]] و تمدنی با ویژگی‌هایی است که [[اسلام]] در مقابل آن [[قیام]] کرد و [[فرهنگ]] [[اسلام]] را جایگزین آن نمود.
*در وجه تسمیه [[جاهلیت]] آمده است: «مقصود از [[جاهلیت]]، [[نادانی]] نیست؛ بلکه بر اساس شواهد "[[جهالت]]" در برابر "[[حلم]]" است.... مقصود از [[جاهلیت]] در [[قرآن]] عصری است که با تمام [[موازین]] و [[ارزش‌های اخلاقی]] و [[دینی]] و [[فرهنگی]] کاملاً در مقابل [[اسلام]] بوده است»<ref>بهاءالدین خرمشاهی، "جاهلیت"، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۱، ص ۸۳۱ ـ۸۳۳.</ref>.<ref>ر.ک: نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص۲۰۱ـ۲۰۳.</ref>
*در وجه تسمیه جاهلیت آمده است: «مقصود از جاهلیت، [[نادانی]] نیست؛ بلکه بر اساس شواهد "[[جهالت]]" در برابر "[[حلم]]" است.... مقصود از جاهلیت در [[قرآن]] عصری است که با تمام [[موازین]] و [[ارزش‌های اخلاقی]] و [[دینی]] و [[فرهنگی]] کاملاً در مقابل [[اسلام]] بوده است»<ref>بهاءالدین خرمشاهی، "جاهلیت"، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۱، ص ۸۳۱ ـ۸۳۳.</ref>.<ref>ر.ک: نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص۲۰۱ـ۲۰۳.</ref>
==[[جاهلیت]] در [[قرآن]]==
==جاهلیت در [[قرآن]]==
*واژۀ [[جاهلیت]] در چهار [[آیه]] از [[آیات]] [[مدنی]] مطرح گردیده و هر بار دارای مصداق جدیدی است که عبارت‌اند از:
*واژۀ جاهلیت در چهار [[آیه]] از [[آیات]] [[مدنی]] مطرح گردیده و هر بار دارای مصداق جدیدی است که عبارت‌اند از:
# [[جاهلیت]] در [[افکار]] و [[سوء]] [[اعتقاد]]: {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعَاسًا يَغْشَىٰ طَائِفَةً مِنْكُمْ ۖ وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ}}<ref>« پس از آن غم، خدا شما را ایمنی بخشید که خواب آسایش، گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی هنوز در غم جان خود بودند و از روی نادانی به خدا گمان ناحق می‌بردندد» سوره آل عمران، آیه ۱۵۴.</ref>.  
# جاهلیت در [[افکار]] و [[سوء]] [[اعتقاد]]: {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعَاسًا يَغْشَىٰ طَائِفَةً مِنْكُمْ ۖ وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ}}<ref>« پس از آن غم، خدا شما را ایمنی بخشید که خواب آسایش، گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی هنوز در غم جان خود بودند و از روی نادانی به خدا گمان ناحق می‌بردندد» سوره آل عمران، آیه ۱۵۴.</ref>.  
# [[جاهلیت]] در [[رفتار]]: {{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى}}<ref>«و در خانه‌هایتان آرام گیرید و چون خویش‌آرایی دوره جاهلیت نخستین خویش‌آرایی  مکنید» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>.
# جاهلیت در [[رفتار]]: {{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى}}<ref>«و در خانه‌هایتان آرام گیرید و چون خویش‌آرایی دوره جاهلیت نخستین خویش‌آرایی  مکنید» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>.
# [[جاهلیت]] در [[حکم]] و [[تشریع]]: {{متن قرآن|أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}}<ref>«آیا داوری (دوره) «جاهلیّت» را می‌جویند؟ و برای گروهی که یقین دارند، در داوری از خداوند بهتر کیست؟» سوره مائده، آیه ۵۰.</ref>.
# جاهلیت در [[حکم]] و [[تشریع]]: {{متن قرآن|أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}}<ref>«آیا داوری (دوره) «جاهلیّت» را می‌جویند؟ و برای گروهی که یقین دارند، در داوری از خداوند بهتر کیست؟» سوره مائده، آیه ۵۰.</ref>.
# [[جاهلیت]] در [[حمیّت]] و [[ارتباط]] و انتساب: {{متن قرآن|إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ}}<ref>« آن گاه که کافران در دلها ناموس و حمیّت، آن هم حمیّت جاهلیّت پروردند» سوره فتح، آیه ۲۶.</ref>.
# جاهلیت در [[حمیّت]] و [[ارتباط]] و انتساب: {{متن قرآن|إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ}}<ref>« آن گاه که کافران در دلها ناموس و حمیّت، آن هم حمیّت جاهلیّت پروردند» سوره فتح، آیه ۲۶.</ref>.
*البته مشتقات [[جاهلیت]] در برخی از [[آیات]] دیگر<ref>مانند: سوره اعراف، آیه ۱۹۹؛ سوره فرقان، آیه ۶۳؛ سوره بقره، آیه ۲۷۳ و سوره نساء، آیه ۱۷. </ref> نیز به کار رفته است<ref>ر.ک: اسماعیلی، مهران، مقاله «جاهلیت»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص؟؟؟</ref>.
*البته مشتقات جاهلیت در برخی از [[آیات]] دیگر<ref>مانند: سوره اعراف، آیه ۱۹۹؛ سوره فرقان، آیه ۶۳؛ سوره بقره، آیه ۲۷۳ و سوره نساء، آیه ۱۷. </ref> نیز به کار رفته است<ref>ر.ک: اسماعیلی، مهران، مقاله «جاهلیت»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص؟؟؟</ref>.
==[[مرگ جاهلی]]==
==[[مرگ جاهلی]]==
*در روایتی [[رسول خدا]]{{صل}} فرمودند: «هر‎کس بمیرد در حالی که [[امام]] خودش را نمی‌‏شناسد به [[مرگ جاهلی]] مرده است»<ref>{{متن قرآن|مَنْ‏ مَاتَ‏ لَا یَعْرِفُ‏ إِمَامَهُ‏ مَاتَ‏ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً}}؛ نعمانی، الغیبة، ص ۱۲۹؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص ۴۰۹، ح ۹.</ref>. [[مرگ جاهلی]]، یعنی مردن بدون [[شناخت خدا]] و [[رسول]] و کسی که [[امام زمان]] خود را نشناسد در واقع از [[گمراهی]] زمان [[جاهلیت]] که [[خدا]] و [[پیغمبر]]{{صل}} را نمی‌‏شناختند، خارج نشده است.  
*در روایتی [[رسول خدا]]{{صل}} فرمودند: «هر‎کس بمیرد در حالی که [[امام]] خودش را نمی‌‏شناسد به [[مرگ جاهلی]] مرده است»<ref>{{متن قرآن|مَنْ‏ مَاتَ‏ لَا یَعْرِفُ‏ إِمَامَهُ‏ مَاتَ‏ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً}}؛ نعمانی، الغیبة، ص ۱۲۹؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص ۴۰۹، ح ۹.</ref>. [[مرگ جاهلی]]، یعنی مردن بدون [[شناخت خدا]] و [[رسول]] و کسی که [[امام زمان]] خود را نشناسد در واقع از [[گمراهی]] زمان جاهلیت که [[خدا]] و [[پیغمبر]]{{صل}} را نمی‌‏شناختند، خارج نشده است.  
*شخصی از [[امام صادق]]{{ع}} پرسید: «منظور از [[جاهلیت]]، [[جهل]] مطلق و دربارۀ همه چیز است یا نشناختن [[امام]]؟ [[حضرت]] فرمودند: «[[جاهلیت]]، [[کفر]] و [[نفاق]] و [[گمراهی]] است»<ref>{{متن قرآن|جَاهِلِیَّةَ کُفْرٍ و نِفَاقٍ‏ و ضَلَال}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۳۷۷.</ref>. پس نتیجه عدم [[شناخت امام زمان]]{{ع}}، نیز [[کفر]] و [[نفاق]] و [[گمراهی]] است و نشناختن [[امام]]، اگر در اثر عدم معرفی [[امام]] از سوی [[خدا]] "بدون کوتاهی خود شخص" باشد، این حالت ضلال نامیده می‏‌شود و مرادف با [[استضعاف]] است و در این حالت، شخص مقصر نیست؛ ولی به هرحال از [[هدایت الهی]] و دین‎‏داری [[محروم]] شده است و حالت [[کفر]] و [[نفاق]]، مربوط به شخصی است که معرفی [[الهی]] برایش صورت گرفته است؛ ولی او در [[پذیرفتن]] آن کوتاهی کرده است. این، دو حالت دارد: یا [[انکار]] و عدم [[تسلیم]] خود را به صراحت ابراز می‏دارد که [[کفر]] نامیده می‏‌شود یا آن را مخفی می‏‌کند که [[نفاق]] است. در هر سه صورت، شخص، از مسیر [[عبودیت]] [[خداوند سبحانه و تعالی]] دور افتاده و سرانجام [[نیک]] نخواهد داشت؛ پس [[شناخت]] و [[پیروی از امامان]]{{ع}}، نه از باب تعبّد بلکه به [[حکم عقل]] است؛ زیرا [[انسان]] [[خداشناس]] راهی به سوی [[خدا]] ندارد، مگر از طریقی که خود [[خداوند]] قرار داده است و جز از این [[راه]]، نمی‏‌تواند از [[رضا]] و [[خشم]] [[الهی]] [[آگاه]] شود و مراجعۀ [[مردم]] به [[ائمه اطهار]]{{ع}} از باب مراجعۀ [[نادان]] به داناست و این [[حکم عقلی]] است؛ زیرا همچنان ‏که [[عاقل]] در [[امور مادی]] و [[دنیایی]] خود به [[دانا]] و متخصص آن مراجعه می‏‌کند، در [[امور معنوی]] و غیر مادی نیز [[عقل]] همین‏‎گونه [[حکم]] می‎‌کند<ref>بنی هاشمی، سید محمد، معرفت امام عصر{{ع}}، ص ۱۱۱.</ref>.<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‎نامۀ مهدویت، ص ۳۹۱ ـ ۳۹۳.</ref>  
*شخصی از [[امام صادق]]{{ع}} پرسید: «منظور از جاهلیت، [[جهل]] مطلق و دربارۀ همه چیز است یا نشناختن [[امام]]؟ [[حضرت]] فرمودند: «جاهلیت، [[کفر]] و [[نفاق]] و [[گمراهی]] است»<ref>{{متن قرآن|جَاهِلِیَّةَ کُفْرٍ و نِفَاقٍ‏ و ضَلَال}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۳۷۷.</ref>. پس نتیجه عدم [[شناخت امام زمان]]{{ع}}، نیز [[کفر]] و [[نفاق]] و [[گمراهی]] است و نشناختن [[امام]]، اگر در اثر عدم معرفی [[امام]] از سوی [[خدا]] "بدون کوتاهی خود شخص" باشد، این حالت ضلال نامیده می‏‌شود و مرادف با [[استضعاف]] است و در این حالت، شخص مقصر نیست؛ ولی به هرحال از [[هدایت الهی]] و دین‎‏داری [[محروم]] شده است و حالت [[کفر]] و [[نفاق]]، مربوط به شخصی است که معرفی [[الهی]] برایش صورت گرفته است؛ ولی او در [[پذیرفتن]] آن کوتاهی کرده است. این، دو حالت دارد: یا [[انکار]] و عدم [[تسلیم]] خود را به صراحت ابراز می‏دارد که [[کفر]] نامیده می‏‌شود یا آن را مخفی می‏‌کند که [[نفاق]] است. در هر سه صورت، شخص، از مسیر [[عبودیت]] [[خداوند سبحانه و تعالی]] دور افتاده و سرانجام [[نیک]] نخواهد داشت؛ پس [[شناخت]] و [[پیروی از امامان]]{{ع}}، نه از باب تعبّد بلکه به [[حکم عقل]] است؛ زیرا [[انسان]] [[خداشناس]] راهی به سوی [[خدا]] ندارد، مگر از طریقی که خود [[خداوند]] قرار داده است و جز از این [[راه]]، نمی‏‌تواند از [[رضا]] و [[خشم]] [[الهی]] [[آگاه]] شود و مراجعۀ [[مردم]] به [[ائمه اطهار]]{{ع}} از باب مراجعۀ [[نادان]] به داناست و این [[حکم عقلی]] است؛ زیرا همچنان ‏که [[عاقل]] در [[امور مادی]] و [[دنیایی]] خود به [[دانا]] و متخصص آن مراجعه می‏‌کند، در [[امور معنوی]] و غیر مادی نیز [[عقل]] همین‏‎گونه [[حکم]] می‎‌کند<ref>بنی هاشمی، سید محمد، معرفت امام عصر{{ع}}، ص ۱۱۱.</ref>.<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‎نامۀ مهدویت، ص ۳۹۱ ـ ۳۹۳.</ref>  
==خصوصیات [[عصر جاهلیت]]==
==خصوصیات [[عصر جاهلیت]]==
===[[نظام سیاسی]] ـ [[اجتماعی]] و [[اخلاقی]] در [[عصر جاهلی]]===
===[[نظام سیاسی]] ـ [[اجتماعی]] و [[اخلاقی]] در [[عصر جاهلی]]===
*جامعۀ [[اعراب]] از واحدهای کوچکی به نام [[قبیله]] و [[قبیله]] از مجموعۀ افرادی تشکیل می‌‌شد که با یکدیگر رابطه خونی و جدی مشترک داشتند و از لحاظ طبقات [[اجتماعی]] نیز هر قبیله‎‌ای از سه طبقۀ [[اجتماعی]] تشکیل می‎‌شد. طبقه اصیل؛ طبقۀ [[موالی]]؛ طبقۀ [[بندگان]] و بردگان که در [[عصر جاهلی]]، بردگان از هرگونه امتیازی [[محروم]] بودند<ref>سالم، عبدالعزیز، تاریخ عرب قبل از اسلام، ص۳۳۶ـ ۳۳۸.</ref>.<ref>ر.ک: میرزایی، عباس، سلطانی مقدم، سعیده، عصر جاهلیت، فرهنگ‎نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص۸۷ ـ ۸۸.</ref>
*جامعۀ [[اعراب]] از واحدهای کوچکی به نام [[قبیله]] و [[قبیله]] از مجموعۀ افرادی تشکیل می‌‌شد که با یکدیگر رابطه خونی و جدی مشترک داشتند و از لحاظ طبقات [[اجتماعی]] نیز هر قبیله‎‌ای از سه طبقۀ [[اجتماعی]] تشکیل می‎‌شد. طبقه اصیل؛ طبقۀ [[موالی]]؛ طبقۀ [[بندگان]] و بردگان که در [[عصر جاهلی]]، بردگان از هرگونه امتیازی [[محروم]] بودند<ref>سالم، عبدالعزیز، تاریخ عرب قبل از اسلام، ص۳۳۶ـ ۳۳۸.</ref>.<ref>ر.ک: میرزایی، عباس، سلطانی مقدم، سعیده، عصر جاهلیت، فرهنگ‎نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص۸۷ ـ ۸۸.</ref>
*به عبارتی دیگر [[قوم عرب]] در [[جاهلیت]] به دو گروه حَضَری (شهرنشین، متمدن) و بدوی (صحرا نشین) تقسیم می‎‌شدند<ref>ر.ک: دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۳۹.</ref>. بدویان [[جاهلی]] به هیچ [[نظام حکومتی]] جز [[نظام]] قبیلگی گردن ننهاده بودند و [[حکومتی]] جز [[خانواده]] و [[عشیره]] نمی‎‌شناختند و هر [[قبیله]] رئیسی داشت که شیخ یا بزرگ [[قبیله]] به ‌شمار می‎‌رفت و رشتۀ [[وحدت]] بین افراد و داور داد‎رسی‎‌ها بود.
*به عبارتی دیگر [[قوم عرب]] در جاهلیت به دو گروه حَضَری (شهرنشین، متمدن) و بدوی (صحرا نشین) تقسیم می‎‌شدند<ref>ر.ک: دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۳۹.</ref>. بدویان [[جاهلی]] به هیچ [[نظام حکومتی]] جز [[نظام]] قبیلگی گردن ننهاده بودند و [[حکومتی]] جز [[خانواده]] و [[عشیره]] نمی‎‌شناختند و هر [[قبیله]] رئیسی داشت که شیخ یا بزرگ [[قبیله]] به ‌شمار می‎‌رفت و رشتۀ [[وحدت]] بین افراد و داور داد‎رسی‎‌ها بود.
*عنصر "[[تعصب]]" نقطۀ مشترک و قوام و [[همبستگی]] [[قبیله]] را تشکیل می‎‌داد و این [[تعصب]] به ویژه در [[نبردها]]، [[ضرورت]] کامل داشت<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۱۶۰ـ۱۶۱.</ref> و بر اساس این عنصر هر [[فرد]] [[قبیله]]، حاضر بود هر نوع [[فداکاری]] و ایثاری را در [[راه]] [[قبیله]] بپذیرد و اگر به فردی از افراد [[قبیله]] [[ظلم]] و یا ستمی می‌شد، افراد [[قبیله]]، خود را ملزم به [[یاری]] او می‌دانستند. آنان [[معتقد]] بودند "[[خون]] را جز [[خون]] نمی‌شوید" و حتی حاضر بودند به [[جهنم]] بروند؛ ولی [[انتقام]] خود را بگیرند<ref> نویری، شهاب الدین احمد، نهایة الارب فی فنون الأدب، ج۶، ص۶۷.</ref>. این [[احساس]] [[حمایت]] "[[عصبیت]]" یا "[[فرهنگ جاهلی]]" نامیده می‎‌شد<ref>ر.ک: دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۴۰.</ref>.  
*عنصر "[[تعصب]]" نقطۀ مشترک و قوام و [[همبستگی]] [[قبیله]] را تشکیل می‎‌داد و این [[تعصب]] به ویژه در [[نبردها]]، [[ضرورت]] کامل داشت<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۱۶۰ـ۱۶۱.</ref> و بر اساس این عنصر هر [[فرد]] [[قبیله]]، حاضر بود هر نوع [[فداکاری]] و ایثاری را در [[راه]] [[قبیله]] بپذیرد و اگر به فردی از افراد [[قبیله]] [[ظلم]] و یا ستمی می‌شد، افراد [[قبیله]]، خود را ملزم به [[یاری]] او می‌دانستند. آنان [[معتقد]] بودند "[[خون]] را جز [[خون]] نمی‌شوید" و حتی حاضر بودند به [[جهنم]] بروند؛ ولی [[انتقام]] خود را بگیرند<ref> نویری، شهاب الدین احمد، نهایة الارب فی فنون الأدب، ج۶، ص۶۷.</ref>. این [[احساس]] [[حمایت]] "[[عصبیت]]" یا "[[فرهنگ جاهلی]]" نامیده می‎‌شد<ref>ر.ک: دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۴۰.</ref>.  
* [[عصبیت]] قبیله‌ای همواره تنش‎‌هایی را میان [[قبایل]] [[رقیب]] یا همجوار پدید می‌‌آورد. در [[سال هشتم هجری]] که تقریبا عمدۀ [[قبایل]] [[حجاز]]، [[اسلام]] را پذیرفته بودند، همچنان [[تصفیه]] حساب‌های [[قبیله]] ای وجود داشت و در گزارش‌هایی منسوب به [[پیامبر]]{{صل}}، ایشان از آن با عنوان "امر الجاهلیه" یاد کرده‌اند<ref>المغازی، ج ۳، ص ۸۸۲؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۴۳۰ ـ ۴۳۱؛ شرح الاخبار، ج ۱، ص ۳۰۹ ـ۳۱۰.</ref>.<ref>ر.ک: اسماعیلی، مهران، مقاله «جاهلیت»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص؟؟؟</ref> [[امام علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] به این [[سنت]] [[زشت]] اشاره کرده و فرموده: «پس شراره‎‌های [[تعصّب]] و کینه‎‌های [[جاهلی]] را در [[قلب]] خود خاموش سازید، که [[تکبّر]] و خود پرستی در [[دل]] [[مسلمان]] از آفت‎‌های [[شیطان]]، غرور‎ها و کشش‎‌ها و وسوسه‎‌های او‎ست.»<ref>{{متن حدیث|فَأَطْفِئُوا مَا کَمَنَ فِی قُلُوبِکُمْ مِنْ نِیرَانِ الْعَصَبِیَّةِ وَ أَحْقَادِ الْجَاهِلِیَّةِ فَإِنَّمَا تِلْکَ الْحَمِیَّةُ تَکُونُ فِی الْمُسْلِمِ مِنْ خَطَرَاتِ الشَّیْطَانِ وَ نَخَوَاتِهِ وَ نَزَغَاتِهِ وَ نَفَثَاتِهِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.</ref>. [[عرب]] بیابانی برای ابراز [[قدرت]] خود [[عادت]] کرده بود بلند سخن بگوید و کمتر [[مهربان]]، خوش [[اخلاق]] و [[خنده]] رو باشد و در [[وصف]] [[کرم]]، [[شجاعت]] و دیگر صفات نیکوی خود [[مبالغه]] کند<ref>الرسائل، ص ۴۷۷، ۵۲۲؛ المفصل، ج ۴، ص ۲۹۱ ـ ۲۹۹.</ref>.<ref>ر.ک: اسماعیلی، مهران، مقاله «جاهلیت»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص؟؟؟</ref>
* [[عصبیت]] قبیله‌ای همواره تنش‎‌هایی را میان [[قبایل]] [[رقیب]] یا همجوار پدید می‌‌آورد. در [[سال هشتم هجری]] که تقریبا عمدۀ [[قبایل]] [[حجاز]]، [[اسلام]] را پذیرفته بودند، همچنان [[تصفیه]] حساب‌های [[قبیله]] ای وجود داشت و در گزارش‌هایی منسوب به [[پیامبر]]{{صل}}، ایشان از آن با عنوان "امر الجاهلیه" یاد کرده‌اند<ref>المغازی، ج ۳، ص ۸۸۲؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۴۳۰ ـ ۴۳۱؛ شرح الاخبار، ج ۱، ص ۳۰۹ ـ۳۱۰.</ref>.<ref>ر.ک: اسماعیلی، مهران، مقاله «جاهلیت»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص؟؟؟</ref> [[امام علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] به این [[سنت]] [[زشت]] اشاره کرده و فرموده: «پس شراره‎‌های [[تعصّب]] و کینه‎‌های [[جاهلی]] را در [[قلب]] خود خاموش سازید، که [[تکبّر]] و خود پرستی در [[دل]] [[مسلمان]] از آفت‎‌های [[شیطان]]، غرور‎ها و کشش‎‌ها و وسوسه‎‌های او‎ست.»<ref>{{متن حدیث|فَأَطْفِئُوا مَا کَمَنَ فِی قُلُوبِکُمْ مِنْ نِیرَانِ الْعَصَبِیَّةِ وَ أَحْقَادِ الْجَاهِلِیَّةِ فَإِنَّمَا تِلْکَ الْحَمِیَّةُ تَکُونُ فِی الْمُسْلِمِ مِنْ خَطَرَاتِ الشَّیْطَانِ وَ نَخَوَاتِهِ وَ نَزَغَاتِهِ وَ نَفَثَاتِهِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.</ref>. [[عرب]] بیابانی برای ابراز [[قدرت]] خود [[عادت]] کرده بود بلند سخن بگوید و کمتر [[مهربان]]، خوش [[اخلاق]] و [[خنده]] رو باشد و در [[وصف]] [[کرم]]، [[شجاعت]] و دیگر صفات نیکوی خود [[مبالغه]] کند<ref>الرسائل، ص ۴۷۷، ۵۲۲؛ المفصل، ج ۴، ص ۲۹۱ ـ ۲۹۹.</ref>.<ref>ر.ک: اسماعیلی، مهران، مقاله «جاهلیت»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص؟؟؟</ref>
۱۱۸٬۳۵۶

ویرایش