شهادت مالک اشتر: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار')
خط ۱۸: خط ۱۸:
* [[تاریخ]] [[الیعقوبی (کتاب)|الیعقوبی]]: چون خبر کشته شدن [[محمد بن ابی بکر]] و مالک اشتر به [[علی]]{{ع}} رسید، بر [[مرگ]] آن دو به‌شدت نالید و به‌درد آمد و فرمود: "ای مالک! گریه‌کنندگان باید بر همچون تویی بگریند. کجا کسی همانند مالک است؟!"<ref>تاریخ [[الیعقوبی (کتاب)|الیعقوبی]]، ج ۲، ص ۱۹۴.</ref>.
* [[تاریخ]] [[الیعقوبی (کتاب)|الیعقوبی]]: چون خبر کشته شدن [[محمد بن ابی بکر]] و مالک اشتر به [[علی]]{{ع}} رسید، بر [[مرگ]] آن دو به‌شدت نالید و به‌درد آمد و فرمود: "ای مالک! گریه‌کنندگان باید بر همچون تویی بگریند. کجا کسی همانند مالک است؟!"<ref>تاریخ [[الیعقوبی (کتاب)|الیعقوبی]]، ج ۲، ص ۱۹۴.</ref>.
* [[امام علی]]{{ع}}‌- وقتی خبر درگذشت مالک اشتر را شنید-: مالک، و چه بود مالک؟! به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر کوه بود، کوهی تک بود و اگر صخره بود، سخت و محکم بود؛ به گونه‌ای که سُم هیچ ستوری بر فراز آن نمی‌توانست برسد و هیچ پرنده‌ای بر اوج آن نمی‌توانست بپرد<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}}- لَما جاءَهُ نَعی الأَشتَرِ-: مالِک وما مالِک! وَاللهِ، لَو کانَ جَبَلًا لَکانَ فِنداً، ولَو کانَ حَجَراً لَکانَ صَلداً، لا یرتَقیهِ الحافِرُ، ولا یوفی عَلَیهِ الطائِرُ}} (نهج البلاغة، حکمت ۴۴۳).</ref>.
* [[امام علی]]{{ع}}‌- وقتی خبر درگذشت مالک اشتر را شنید-: مالک، و چه بود مالک؟! به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر کوه بود، کوهی تک بود و اگر صخره بود، سخت و محکم بود؛ به گونه‌ای که سُم هیچ ستوری بر فراز آن نمی‌توانست برسد و هیچ پرنده‌ای بر اوج آن نمی‌توانست بپرد<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}}- لَما جاءَهُ نَعی الأَشتَرِ-: مالِک وما مالِک! وَاللهِ، لَو کانَ جَبَلًا لَکانَ فِنداً، ولَو کانَ حَجَراً لَکانَ صَلداً، لا یرتَقیهِ الحافِرُ، ولا یوفی عَلَیهِ الطائِرُ}} (نهج البلاغة، حکمت ۴۴۳).</ref>.
* [[الغارات‌ (کتاب)|الغارات‌]]- به [[نقل]] از علقمة بن [[قیس]] [[نخعی]]-: پس از [[شهادت مالک اشتر]]، [[علی]]{{ع}} پیوسته [[اندوهگین]] و ناراحت بود، تا آنجا که پنداشتیم اوست که [[مصیبت]] دیده است نه ما. این [[اندوه]]، روزهایی چند از چهره وی [[آشکار]] بود<ref>الغارات، ج ۱، ص ۲۶۵.</ref>.
* [[الغارات‌ (کتاب)|الغارات‌]]- به [[نقل]] از علقمة بن [[قیس]] [[نخعی]]-: پس از [[شهادت مالک اشتر]]، [[علی]]{{ع}} پیوسته [[اندوهگین]] و ناراحت بود، تا آنجا که پنداشتیم اوست که [[مصیبت]] دیده است نه ما. این [[اندوه]]، روزهایی چند از چهره وی آشکار بود<ref>الغارات، ج ۱، ص ۲۶۵.</ref>.
==[[شکست]] [[مردم]] [[عراق]] در پی [[مرگ]] مالک اشتر==
==[[شکست]] [[مردم]] [[عراق]] در پی [[مرگ]] مالک اشتر==
* [[أنساب الأشراف‌ (کتاب)|أنساب الأشراف‌]]- به [[نقل]] از مدائنی-: نزد [[معاویه]] [به بدی‌][[سخن]] از مالک اشتر به‌میان آمد. مردی از [[قبیله]] نَخَع به کسی که از او یاد کرد، گفت: ساکت باش! همانا [[مرگ]] او [[اهل عراق]] را [[ذلیل]] ساخت، و [[حیات]] او نیز [[شامیان]] را [[ذلیل]] ساخته بود. [[معاویه]] هم [[سکوت]] کرد و چیزی نگفت<ref>أنساب الأشراف، ج ۵، ص ۴۱.</ref><ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۵۳۱.</ref>.
* [[أنساب الأشراف‌ (کتاب)|أنساب الأشراف‌]]- به [[نقل]] از مدائنی-: نزد [[معاویه]] [به بدی‌][[سخن]] از مالک اشتر به‌میان آمد. مردی از [[قبیله]] نَخَع به کسی که از او یاد کرد، گفت: ساکت باش! همانا [[مرگ]] او [[اهل عراق]] را [[ذلیل]] ساخت، و [[حیات]] او نیز [[شامیان]] را [[ذلیل]] ساخته بود. [[معاویه]] هم [[سکوت]] کرد و چیزی نگفت<ref>أنساب الأشراف، ج ۵، ص ۴۱.</ref><ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۵۳۱.</ref>.
۲۲۴٬۹۷۲

ویرایش