اکثم بن جون: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد)
 
خط ۲۳: خط ۲۳:
اکثم می‌گوید: “در یکی از [[جنگ‌ها]] ([[خیبر]]) <ref>الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۲۵۹.</ref> به [[رسول خدا]]{{صل}} عرض کردیم که فلان مرد در [[جنگ]] بسیار جدی است، [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: “او [[اهل]] [[جهنم]] است!” گفتیم: یا [[رسول‌الله]]! اگر این شخص با این [[عبادت]] و [[اخلاق نیکو]] و کوشش در [[جهاد]] [[جهنمی]] است پس ما چگونه‌ایم! ایشان فرمودند: “او [[منافق]] است و [[جهنمی]] است”. از آن پس در میدان [[جنگ]] کاملاً مراقب او بودیم و هیچ سواره و پیاده‌ای به او نزدیک نمی‌شد مگر آن‌که به او حمله کرده و او را از پا در می‌آورد تا آن‌که مجروح شد و از پای درآمد. به [[پیامبر]]{{صل}} گفتیم: یا [[رسول الله]]! آن مرد در حال [[شهادت]] است. [[پیامبر]]{{صل}} باز هم فرمود او در [[جهنم]] است! لحظه به لحظه تعجب ما زیادتر می‌شد تا این که در لحظات آخر [[زندگی]] که درد او زیاد شد نوک [[شمشیر]] را روی سینه خود گذاشت و خود را آن [[قدر]] روی [[شمشیر]] فشار داد تا این که [[شمشیر]] از پشتش خارج شد و [[جان]] داد. در این موقع معنی سخن [[رسول خدا]]{{صل}} برای ما روشن شد و تعجب ما بر طرف شد. پس به [[خدمت]] [[پیامبر]] رسیده و گفتیم [[گواهی]] می‌دهیم که به [[راستی]] شما [[پیامبر الهی]] می‌باشید. [[پیامبر]]{{صل}} فرمودند: “ممکن است شخصی کردارش [[کردار]] [[اهل بهشت]] ولی خود [[اهل]] [[جهنم]] باشد، و دیگری اعمالش [[اعمال]] [[اهل]] [[جهنم]] ولی خود [[اهل بهشت]] باشد که این [[سعادت]] و [[شقاوت]] موقع [[مرگ]] نصیبش می‌شود”<ref>اسد الغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۱۳۳؛ الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۲۵۹.</ref><ref>[[عباس اشراقی|اشراقی، عباس]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۲.</ref>.
اکثم می‌گوید: “در یکی از [[جنگ‌ها]] ([[خیبر]]) <ref>الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۲۵۹.</ref> به [[رسول خدا]]{{صل}} عرض کردیم که فلان مرد در [[جنگ]] بسیار جدی است، [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: “او [[اهل]] [[جهنم]] است!” گفتیم: یا [[رسول‌الله]]! اگر این شخص با این [[عبادت]] و [[اخلاق نیکو]] و کوشش در [[جهاد]] [[جهنمی]] است پس ما چگونه‌ایم! ایشان فرمودند: “او [[منافق]] است و [[جهنمی]] است”. از آن پس در میدان [[جنگ]] کاملاً مراقب او بودیم و هیچ سواره و پیاده‌ای به او نزدیک نمی‌شد مگر آن‌که به او حمله کرده و او را از پا در می‌آورد تا آن‌که مجروح شد و از پای درآمد. به [[پیامبر]]{{صل}} گفتیم: یا [[رسول الله]]! آن مرد در حال [[شهادت]] است. [[پیامبر]]{{صل}} باز هم فرمود او در [[جهنم]] است! لحظه به لحظه تعجب ما زیادتر می‌شد تا این که در لحظات آخر [[زندگی]] که درد او زیاد شد نوک [[شمشیر]] را روی سینه خود گذاشت و خود را آن [[قدر]] روی [[شمشیر]] فشار داد تا این که [[شمشیر]] از پشتش خارج شد و [[جان]] داد. در این موقع معنی سخن [[رسول خدا]]{{صل}} برای ما روشن شد و تعجب ما بر طرف شد. پس به [[خدمت]] [[پیامبر]] رسیده و گفتیم [[گواهی]] می‌دهیم که به [[راستی]] شما [[پیامبر الهی]] می‌باشید. [[پیامبر]]{{صل}} فرمودند: “ممکن است شخصی کردارش [[کردار]] [[اهل بهشت]] ولی خود [[اهل]] [[جهنم]] باشد، و دیگری اعمالش [[اعمال]] [[اهل]] [[جهنم]] ولی خود [[اهل بهشت]] باشد که این [[سعادت]] و [[شقاوت]] موقع [[مرگ]] نصیبش می‌شود”<ref>اسد الغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۱۳۳؛ الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۲۵۹.</ref><ref>[[عباس اشراقی|اشراقی، عباس]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۲.</ref>.
==اکثم و [[نقل]] روایتی از [[پیامبر]]{{صل}}==
==اکثم و [[نقل]] روایتی از [[پیامبر]]{{صل}}==
از اکثم [[روایت]] شده که [[پیامبر]]{{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|یا اکثم بن الجون، حسِّن خلقک و تکرَّم علی رفقائک}}؛ ای اکثم، اخلاقت را [[نیکو]] گردان و رفقایت را اکرام کن”<ref>الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۱، ص۱۴۱؛ الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۲۵۹.</ref><ref>[[عباس اشراقی|اشراقی، عباس]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۳.</ref>.
از اکثم [[روایت]] شده که [[پیامبر]]{{صل}} فرمودند: "ای اکثم، اخلاقت را [[نیکو]] گردان و رفقایت را اکرام کن"<ref>{{متن حدیث|يا اكثم بن الجون، حسِّن خلقك وتكرَّم على رفقائك}}؛ الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۱، ص۱۴۱؛ الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۲۵۹.</ref><ref>[[عباس اشراقی|اشراقی، عباس]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۳.</ref>.
 


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۱۵٬۳۰۶

ویرایش