ظلم: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۹۵۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۶ اکتبر ۲۰۲۰
خط ۴۴: خط ۴۴:


===ارتباط ظلم با سایر مفاهیم===
===ارتباط ظلم با سایر مفاهیم===
# [[حکومت]] و ظلم  
==== [[حکومت]] و ظلم ====
# [[عدالت]] و ظلم
====[[عدالت]] و ظلم====
# [[ایمان]] و ظلم  
====[[ایمان]] و ظلم====
# [[امامت]] و  ظلم  
*[[قرآن کریم]] [[شرک]] را [[ظلم عظیم]] نامیده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۳۳۴؛ صدوق، ثواب الاعمال، ص۲۷۴.</ref>. [[شرک]] در مقابل [[ایمان]] است؛ بنابراین، ظلم، همانند [[شرک]] با [[ایمان]] نسبت معکوس دارد؛ به این معنی که هر چه [[ایمان]] قوی‌تر باشد، [[انسان]] از [[ستم]] دورتر است و هرچه به [[ستم]] نزدیک‌تر باشد، ایمانش ضعیف‌تر. [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ}}<ref>«آنان که ایمان آورده‌اند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالوده‌اند، امن (و آرامش) دارند و رهیافته‌اند» سوره انعام، آیه ۸۲.</ref>.
# [[آرامش]] وامنیت و ظلم  
*ظلم در این [[آیه کریمه]] همه اقسام و مراتب خود را شامل می‌شود<ref>ر.ک: سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۷، ص۲۰۰.</ref>. به همین [[دلیل]] در [[روایات]] به معانی گوناگون که همه از مصداق‌های ظلم‌اند، [[تفسیر]] شده است: از جمله: [[شک]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۳۶۶.</ref>، [[ناامیدی از رحمت خدا]]<ref>محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۳۶۶.</ref>، [[ضلالت]] و [[گمراهی]]<ref>محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۳۶۶.</ref> و قبول [[ولایت]] کسانی که [[منصوب]] [[خداوند متعال]] نیستند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ص۳۱۴.</ref>، نتیجه آنکه هریک از [[مراتب ایمان]] با مرتبه‌ای از ظلم مقابله دارد.
# [[آبادانی]] و ظلم  
*'''[[مراتب ایمان]] و ظلم'''
# [[مهدویت]] و ظلم  
#مرتبه اول [[ایمان]] و ظلم: کسی که [[ایمان]] می‌آورد و می‌پذیرد که [[جهان آفرینش]] با همه اجرای و ارکان خود صانعی دارد که همه موجودات [[جهان]] و از جمله خود [[انسان]] [[آفریده]] و تحت [[ربوبیت]] او هستند، در مرتبه اول قرار دارد. در مقابل این مرتبه [[ایمان]]، ظلم به معنی [[شرک]] و دوگانه پرستی قرار دارد. کسانی که [[گمان]] می‌کنند غیر [[خدا]] کسی یا چیزی دیگر در [[جهان]] تأثیری مستقل دارد به این معنی ستمکارند.
# [[سیاست]] و ظلم
#مرتبه دوم [[ایمان]] و ظلم: وقتی که اینان در [[جان انسان]] ریشه‌دار شود و به [[اوامر]] الاهی گردن بگذارد، به مرتبه بالاتری از [[ایمان]] [[دست]] یافته است، در این مرتبه، ظلم به معنی ارتکاب کبائر است. کسی که [[گناه]] کبیره‌ای انجام می‌دهد [[ایمان]] خویش را به ظلم [[آلوده]] است.
#مرتبه سوم [[ایمان]] و ظلم: در مرتبه سوم که [[ایمان]] قوی‌تر و ریشه‌دارتر می‌شود و [[انسان]] از ارتکاب به کبائر [[رهایی]] می‌یابد، ایمانش در مقابل مرتبه‌ای دیگر از ظلم قرار می‌گیرد. در این مرتبه اگر کسی [[گناهان]] صغیره انجام دهد یا در مرتبه‌ای بالاتر، [[مستحبات]] را ترک کند و مکروهات را به جا آورد، [[ایمان]] خویش را با ظلم آمیخته است.
#مرتبه چهارم [[ایمان]] و ظلم: در این مرتبه ظلم به معنی [[غوطه]] خوردن در مباحات است. کسی که مراحل مختلف [[ایمان]] را پشت‌سر می‌گذارد به طوری که هیچ حرامی از او سر نمی‌زند و حتی [[احکام]] غیرالزامی [[خدا]] یعنی [[مستحبات]] و مکروهات را نیز مراعات می‌کند، [[لطافت]] ایمانش حتی با توجه بیش از نیاز به مباحات خراش بر می‌دارد و در این صورت است که می‌گوییم ایمانش را به ظلم آمیخته است.
#مرتبه پنجم [[ایمان]] و ظلم: یکی دیگر از مراتب ظلم که با مرتبه‌ای عالی از [[ایمان]] مقابله می‌کند، اتصاف به [[اخلاق ناپسند]] و بی‌توجهی به [[تهذیب نفس]] است. کسی که در این مرتبه قرار می‌گیرد اگر لحظه‌ای از نفس خویش [[غافل]] شود و فراموش کند که باید پیوسته با بدی‌های آن [[مبارزه]] کند و به [[زینت]] [[اخلاق]] نیکش بیاراید، دچار [[ستم]] شده و ایمانش را به ظلم آمیخته است.
#مرتبه ششم [[ایمان]] و ظلم: در مرتبه‌ای بسیار عالی از [[ایمان]] که [[انسان]]، [[محبوب]] [[حقیقی]] خود را یافته و سوار بر مرکب [[شوق]] به سوی مقصد اعلی می‌تازد، هر چیزی که اندکی از مهرش [[غافل]] کند یا از شوقش بکاهد، برای او ظلم است<ref>ر.ک: سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۷، ص۲۰۱.</ref>.
*بنابر آنچه گذشت، ظلم در همه مراتب خود در مقابل [[ایمان]] قرار دارد به هر [[میزان]] که ظلم در وجود [[آدمی]] [[رشد]] کند، [[ایمان]] [[ضعیف]] شود.
====[[امامت]] و  ظلم ====
====[[آرامش]] وامنیت و ظلم ====
====[[آبادانی]] و ظلم ====
==== [[مهدویت]] و ظلم ====
====[[سیاست]] و ظلم====


==گستره و مصداق‌های ظلم==
==گستره و مصداق‌های ظلم==
۱۹٬۴۱۸

ویرایش