قدرت: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'کف' به 'کف'
(←منابع) |
جز (جایگزینی متن - 'کف' به 'کف') |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
در این مدخل در جهت روشن کردن [[جایگاه]] و موضع [[پیامبر]] نسبت به قدرت و [[شوکت]] هستیم. برای [[فهم]] این عنوان نیاز به این توضیح است که قدرت از باجاذبهترین انگیزههای [[انسان]] در [[تاریخ]] و در عین حال از لغزندهترین و بسا از خطرناکترین آنها بوده است. قدرت هم میتواند مطلوب باشد و از آن در جهت خیر، [[صلاح]]، [[آسایش]] و [[امنیت]] و [[هدایت]] [[جامعه]] استفاده کرد و هم میتواند نامطلوب و در جهت [[ستم]] و [[استبداد]] و نابودی و یا [[تحمیق]] [[مردم]] [[جهان]] باشد و از آن در جهت [[شر]]، [[افساد]]، [[ناامنی]] و [[هرج و مرج]] استفاده کرد. [[قرآن]] در داستان [[حضرت آدم]] و [[ابلیس]] این پدیده فریبانگیز را شرح میدهد و [[جایگاه]] آن را برملا میکند. در این داستان آمده که [[پروردگار]] به [[آدم]] [[اطمینان]] داد که در [[بهشت]] گرسنه و برهنه و [[تشنه]] و گرمازده نخواهد ماند و [[آسایش]] دائمی او تضمین خواهد شد، پس مبادا که [[فریب]] [[شیطان]] را بخورند. اما [[شیطان]] که [[روحیات]] [[آدم]] فزونطلب را میشناسد و میداند که تمام نیازهای این موجود آب و نان نیست و خواستههای دیگری به مراتب افزونتر از اینها دارد، [[دست]] به کار میشود و با وسوسههای خود به او [[وعده]] درخت [[جاودانی]] و [[پادشاهی]] تباهیناپذیر میدهد. [[قرآن]] در ادامه در [[آیات]] ۱۲۰ تا ۱۲۱ [[سوره طه]] (۲۰) میفرماید: {{متن قرآن|فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَى}}<ref>«اما شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! میخواهی تو را به درخت جاودانگی و (آن) فرمانروایی که فرسوده نمیشود راهبر شوم» سوره طه، آیه ۱۲۰.</ref>، پس [[شیطان]] او را [[وسوسه]] کرد و گفت: ای [[آدم]] آیا تو را به درخت [[جاودانی]] و [[پادشاهی]] تباهناپذیر راه بنمایم. برای [[انسانی]] همچون [[آدم]]، قدرت و [[پادشاهی]] تباهیناپذیر مهمتر از رفع [[گرسنگی]] و [[تشنگی]] و برهنگی است، به همین جهت حاضر میشود که [[روضه]] دارالسلام را از | در این مدخل در جهت روشن کردن [[جایگاه]] و موضع [[پیامبر]] نسبت به قدرت و [[شوکت]] هستیم. برای [[فهم]] این عنوان نیاز به این توضیح است که قدرت از باجاذبهترین انگیزههای [[انسان]] در [[تاریخ]] و در عین حال از لغزندهترین و بسا از خطرناکترین آنها بوده است. قدرت هم میتواند مطلوب باشد و از آن در جهت خیر، [[صلاح]]، [[آسایش]] و [[امنیت]] و [[هدایت]] [[جامعه]] استفاده کرد و هم میتواند نامطلوب و در جهت [[ستم]] و [[استبداد]] و نابودی و یا [[تحمیق]] [[مردم]] [[جهان]] باشد و از آن در جهت [[شر]]، [[افساد]]، [[ناامنی]] و [[هرج و مرج]] استفاده کرد. [[قرآن]] در داستان [[حضرت آدم]] و [[ابلیس]] این پدیده فریبانگیز را شرح میدهد و [[جایگاه]] آن را برملا میکند. در این داستان آمده که [[پروردگار]] به [[آدم]] [[اطمینان]] داد که در [[بهشت]] گرسنه و برهنه و [[تشنه]] و گرمازده نخواهد ماند و [[آسایش]] دائمی او تضمین خواهد شد، پس مبادا که [[فریب]] [[شیطان]] را بخورند. اما [[شیطان]] که [[روحیات]] [[آدم]] فزونطلب را میشناسد و میداند که تمام نیازهای این موجود آب و نان نیست و خواستههای دیگری به مراتب افزونتر از اینها دارد، [[دست]] به کار میشود و با وسوسههای خود به او [[وعده]] درخت [[جاودانی]] و [[پادشاهی]] تباهیناپذیر میدهد. [[قرآن]] در ادامه در [[آیات]] ۱۲۰ تا ۱۲۱ [[سوره طه]] (۲۰) میفرماید: {{متن قرآن|فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَى}}<ref>«اما شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! میخواهی تو را به درخت جاودانگی و (آن) فرمانروایی که فرسوده نمیشود راهبر شوم» سوره طه، آیه ۱۲۰.</ref>، پس [[شیطان]] او را [[وسوسه]] کرد و گفت: ای [[آدم]] آیا تو را به درخت [[جاودانی]] و [[پادشاهی]] تباهناپذیر راه بنمایم. برای [[انسانی]] همچون [[آدم]]، قدرت و [[پادشاهی]] تباهیناپذیر مهمتر از رفع [[گرسنگی]] و [[تشنگی]] و برهنگی است، به همین جهت حاضر میشود که [[روضه]] دارالسلام را از کف نهد، اما این [[ملک]] را در [[اختیار]] داشته باشد. [[قرآن]] از [[حضرت یوسف]] در [[آیه]] ۵۵ [[سوره یوسف]] [[نقل]] میکند که او رسماً از [[عزیز مصر]] درخواست قدرت و [[مسئولیت]] خزانهداری و [[اقتصاد]] [[کشور]] را کرد: ({{متن قرآن|قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ}}<ref>«(یوسف) گفت: مرا بر گنجینههای این سرزمین بگمار که من نگاهبانی دانایم» سوره یوسف، آیه ۵۵.</ref> و به [[پادشاه]] [[مصر]] گفت، مرا بر خزانههای این سرزمین بگمار که من نگهبانی [[دانا]] هستم. حال یکی از ابعاد قدرت، قدرت [[دینی]] و مذهبی است. [[انبیا]] نیز طالب قدرت بودهاند، زیرا میدانستهاند با [[کسب قدرت]] میتوان جامعهای سالم و [[معنوی]] پدید آورد. قدرت در [[قرآن]] با تعبیرهای مختلفی مانند [[سلطان]]، [[قوت]]، شدت، {{عربی|اشد قُوّتاً}}، [[عمران]] و آبادی، [[نفوذ]] [[کلام]] و [[شخصیت]] و [[سرمایه]] [[اجتماعی]] و قدرت [[دینی]] بیان شده است. از سوی دیگر بخشی از مباحث قدرت و [[پیامبر]] آسیبشناسی آن و توجه به [[اقوام]] قدرتمند گذشته است | ||
==طلب قدرت== | ==طلب قدرت== | ||