بجیر بن زهیر: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'فرد' به 'فرد'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'فرد' به 'فرد')
خط ۲۳: خط ۲۳:
المذاکرة فی [[القاب]] الشعراء ج۱، ص۹.
المذاکرة فی [[القاب]] الشعراء ج۱، ص۹.
{{عربی| سقاک ابوبکر بکاس رویه فانهلک المأمون منها وعلکا}}،
{{عربی| سقاک ابوبکر بکاس رویه فانهلک المأمون منها وعلکا}}،
رویة الأغانی، [[أبو الفرج اصفهانی]]، ج۱۷، ص۹۱؛ البدایة و النهایه، [[ابن کثیر]]، ج۴، ص۳۷۲. ابن کثیر این گونه نقل می‌کند: {{عربی|و انهلک المأمون منها و علاء السیرة النبویه}}، ابن کثیر، ج۳، ص۷۰۵. البته به نظر می‌رسد کسانی که بیت را به این دو صورت اخیر نقل کرده‌اند و اسم [[ابوبکر]] را در آن آورده‌اند، به دنبال [[فضلیت]] تراشی برای وی بوده و می‌خواسته‌اند این گونه به مخاطب [[القاء]] کنند که ابوبکر در [[اسلام آوردن]] «بجیر» نقش داشته است و وقتی هم که کعب برای [[امان]] خواهی و [[توبه]] و [[پذیرش اسلام]] پیش [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌آید، ابوبکر به عنوان یک [[مهره]] شاخص و اصلی در کنار [[پیامبر]] بوده و در این قضیه هم نقش داشته است. و یا طبق برخی دیگر از نقلها که نقل خواهد شد، کعب وقتی برای امان خواهی از پیامبر و پذیرش اسلام وارد [[مدینه]] می‌شود، ابتدا پیش ابوبکر می‌رود و به همراه او [[خدمت]] پیامبر شرفیاب می‌شود. حالی که اگر اندکی [[تأمل]] کنیم با ابهاماتی مواجه می‌شویم که صحت این دو [[نقل]] را زیر سؤال می‌برند؛ از جمله: ١- وقتی کعب برای [[توبه]] و [[پذیرش اسلام]] به حضور [[پیامبر]]{{صل}} شرفیاب می‌شود، طبق [[نقلی]] با یکی از دوستانش می‌آید و او پیامبر را به کعب معرفی می‌کند و طبق نقل دوم، کعب پیامبر را با توجه به توصیفاتی که قبلا درباره [[حضرت]] شنیده است، می‌شناسد. حال سؤال ما این است که چگونه می‌شود کعب، [[پیامبری]] را که سال‌ها به عنوان «[[محمد امین]]» در میان [[عرب]] مشهور بوده، به طوری که این صفت وی به گوش کعب نیز رسیده است، و امور [[کعبه]] نیز بر عهده اجداد ایشان بوده است و علاوه بر این، شغل حضرت نیز [[تجارت]] بوده و حضرت به مقتضای شغل خود دائم به اطراف و اکناف [[سفر]] می‌نموده، نشناسد و وی را به او معرفی کنند و یا با توجه به آثار، حضرت را تشخیص دهد ولی [[ابوبکر]] را که یک [[فرد]] بسیار عادی بوده، به عنوان یکی از [[هدایت کنندگان]] [[برادر]] خود می‌شناسد و نام او را در این [[بیت]] ذکر می‌کند؟! ۲- در این داستان، بجیر به کعب می‌گوید: تو پیش گوسفندان بمان تا من بروم حرف این مرد، [[پیامبر اکرم]]، را بشنوم و بعد بجیر به محضر پیامبر شرفیاب می‌شود و [[مسلمان]] می‌شود. همان طوری که می‌بینید در این جا صحبتی از ابوبکر نیست؛ حال چگونه در این میان، ابوبکر نقش پیدا می‌کند و کعب، نام او را در شعرش قبل از ذکر پیامبر، به عنوان اولین شخص [[هدایتگر]] بجیر، مطرح می‌کند، [[خدا]] می‌داند؟! ٣- از همه مهم‌تر این که همین شخص هدایتگر! در همین سال یعنی [[سال نهم هجری]] طبق نقل [[ابن حزم]] اندلسی، از علمای [[اهل سنت]]، به نقل از [[ولید]] بن جمیع که از دیدگاه علمای اهل سنت فردی [[موثق]] و مورد [[اطمینان]] است، در بازگشت از [[تبوک]] به همراه همدستانش به قصد [[کشتن پیامبر]] به حضرت حمله ور می‌شوند، که به [[الطاف الهی]] نقشه شومشان نافرجام می‌ماند. حال آیا [[نسل]] [[پرسشگر]] می‌تواند بپذیرد شخصی که [[هدایت کننده]] و سخنگوی [[رسول خدا]] در [[مسجد]]! در این داستان است، در همین سال [[توطئه]] [[قتل پیامبر]] را طراحی کند؟! (المحلی، [[ابن حزم]] اندلسی، ج۱۱، ص۲۲۴).
رویة الأغانی، [[أبو الفرج اصفهانی]]، ج۱۷، ص۹۱؛ البدایة و النهایه، [[ابن کثیر]]، ج۴، ص۳۷۲. ابن کثیر این گونه نقل می‌کند: {{عربی|و انهلک المأمون منها و علاء السیرة النبویه}}، ابن کثیر، ج۳، ص۷۰۵. البته به نظر می‌رسد کسانی که بیت را به این دو صورت اخیر نقل کرده‌اند و اسم [[ابوبکر]] را در آن آورده‌اند، به دنبال [[فضلیت]] تراشی برای وی بوده و می‌خواسته‌اند این گونه به مخاطب [[القاء]] کنند که ابوبکر در [[اسلام آوردن]] «بجیر» نقش داشته است و وقتی هم که کعب برای [[امان]] خواهی و [[توبه]] و [[پذیرش اسلام]] پیش [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌آید، ابوبکر به عنوان یک [[مهره]] شاخص و اصلی در کنار [[پیامبر]] بوده و در این قضیه هم نقش داشته است. و یا طبق برخی دیگر از نقلها که نقل خواهد شد، کعب وقتی برای امان خواهی از پیامبر و پذیرش اسلام وارد [[مدینه]] می‌شود، ابتدا پیش ابوبکر می‌رود و به همراه او [[خدمت]] پیامبر شرفیاب می‌شود. حالی که اگر اندکی [[تأمل]] کنیم با ابهاماتی مواجه می‌شویم که صحت این دو [[نقل]] را زیر سؤال می‌برند؛ از جمله: ١- وقتی کعب برای [[توبه]] و [[پذیرش اسلام]] به حضور [[پیامبر]]{{صل}} شرفیاب می‌شود، طبق [[نقلی]] با یکی از دوستانش می‌آید و او پیامبر را به کعب معرفی می‌کند و طبق نقل دوم، کعب پیامبر را با توجه به توصیفاتی که قبلا درباره [[حضرت]] شنیده است، می‌شناسد. حال سؤال ما این است که چگونه می‌شود کعب، [[پیامبری]] را که سال‌ها به عنوان «[[محمد امین]]» در میان [[عرب]] مشهور بوده، به طوری که این صفت وی به گوش کعب نیز رسیده است، و امور [[کعبه]] نیز بر عهده اجداد ایشان بوده است و علاوه بر این، شغل حضرت نیز [[تجارت]] بوده و حضرت به مقتضای شغل خود دائم به اطراف و اکناف [[سفر]] می‌نموده، نشناسد و وی را به او معرفی کنند و یا با توجه به آثار، حضرت را تشخیص دهد ولی [[ابوبکر]] را که یک فرد بسیار عادی بوده، به عنوان یکی از [[هدایت کنندگان]] [[برادر]] خود می‌شناسد و نام او را در این [[بیت]] ذکر می‌کند؟! ۲- در این داستان، بجیر به کعب می‌گوید: تو پیش گوسفندان بمان تا من بروم حرف این مرد، [[پیامبر اکرم]]، را بشنوم و بعد بجیر به محضر پیامبر شرفیاب می‌شود و [[مسلمان]] می‌شود. همان طوری که می‌بینید در این جا صحبتی از ابوبکر نیست؛ حال چگونه در این میان، ابوبکر نقش پیدا می‌کند و کعب، نام او را در شعرش قبل از ذکر پیامبر، به عنوان اولین شخص [[هدایتگر]] بجیر، مطرح می‌کند، [[خدا]] می‌داند؟! ٣- از همه مهم‌تر این که همین شخص هدایتگر! در همین سال یعنی [[سال نهم هجری]] طبق نقل [[ابن حزم]] اندلسی، از علمای [[اهل سنت]]، به نقل از [[ولید]] بن جمیع که از دیدگاه علمای اهل سنت فردی [[موثق]] و مورد [[اطمینان]] است، در بازگشت از [[تبوک]] به همراه همدستانش به قصد [[کشتن پیامبر]] به حضرت حمله ور می‌شوند، که به [[الطاف الهی]] نقشه شومشان نافرجام می‌ماند. حال آیا [[نسل]] [[پرسشگر]] می‌تواند بپذیرد شخصی که [[هدایت کننده]] و سخنگوی [[رسول خدا]] در [[مسجد]]! در این داستان است، در همین سال [[توطئه]] [[قتل پیامبر]] را طراحی کند؟! (المحلی، [[ابن حزم]] اندلسی، ج۱۱، ص۲۲۴).
{{عربی| ففارقت أسباب الهدی واتبعته  علی أی شیء ویب غیرک دلکا}}،
{{عربی| ففارقت أسباب الهدی واتبعته  علی أی شیء ویب غیرک دلکا}}،
{{عربی| علی خلق لم تلف أما ولا أبا  علیه ولم تدرک علیه أخالکا }}،
{{عربی| علی خلق لم تلف أما ولا أبا  علیه ولم تدرک علیه أخالکا }}،
۲۲۴٬۸۳۹

ویرایش