بنی عبد مناف: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'بزرگی' به 'بزرگی'
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - 'بزرگی' به 'بزرگی')
خط ۱۲: خط ۱۲:
قُصَیّ [[پدر]] عبد مناف، کسی بود که [[مکه]] را از دست [[قبیله خزاعه]] خارج ساخت و [[خاندان]] خود را در مکه سکونت داد. بنی عبد مناف، از [[سادات]] قریش و از ساکنان اطراف بیت‌‌الله الحرام بودند، از این رو به قریش بطائح مشهورند <ref> المحبر، ص ۱۶۷؛ مروج الذهب، ج ۲، ص ۶۳؛ معجم‌‌البلدان، ج ۱، ص ۴۴۴.</ref> (در مقابلِ آن دسته از قریش که در حاشیه [[شهر]] مکه و بالای کوهها استقرار یافتند و قریش [[ظواهر]] خوانده شدند).<ref>المحبر، ص ۱۶۷؛ الطبقات، ج ۱، ص ۷۱.</ref> قُصَیّ پس از در [[اختیار]] گرفتن مکه برای [[اداره امور]] آن چندین [[منصب]] پدید آورد.
قُصَیّ [[پدر]] عبد مناف، کسی بود که [[مکه]] را از دست [[قبیله خزاعه]] خارج ساخت و [[خاندان]] خود را در مکه سکونت داد. بنی عبد مناف، از [[سادات]] قریش و از ساکنان اطراف بیت‌‌الله الحرام بودند، از این رو به قریش بطائح مشهورند <ref> المحبر، ص ۱۶۷؛ مروج الذهب، ج ۲، ص ۶۳؛ معجم‌‌البلدان، ج ۱، ص ۴۴۴.</ref> (در مقابلِ آن دسته از قریش که در حاشیه [[شهر]] مکه و بالای کوهها استقرار یافتند و قریش [[ظواهر]] خوانده شدند).<ref>المحبر، ص ۱۶۷؛ الطبقات، ج ۱، ص ۷۱.</ref> قُصَیّ پس از در [[اختیار]] گرفتن مکه برای [[اداره امور]] آن چندین [[منصب]] پدید آورد.


از مهم‌‌ترین حوادث مربوط به بنی عبد مناف در [[عصر جاهلی]]، [[نزاع]] ایشان با [[بنی عبدالدار بن قصیّ]] درباره عهده‌‌داری [[مناصب]] [[حجابت]] (پرده‌‌داری [[خانه خدا]])، سقایت (آبرسانی به [[حاجیان]])، رفادت ([[پذیرایی]] از [[زائران]])، [[سرپرستی]] [[دارالندوه]] (مجلس‌‌ مشورتی بزرگان قریش)، لواء (پرچمداری) و قیادت ([[فرماندهی]] [[جنگی]])<ref>اخبار مکه، ص ۱۰۹؛ تاریخ طبری، ج ۱، ص ۵۰۸؛ البدایة و النهایه، ج ۲، ص ۱۶۶.</ref> بود که قصیّ آنها را میان فرزندانش تقسیم کرده بود؛ به این نحو که سقایت و رفادت از آنِ عبد‌‌مناف و بقیه از آنِ عبدالدار باشد.<ref>اخبار مکه، ج ۱، ص ۱۱۰؛ التنبیه والاشراف، ص ۱۸۰.</ref> به ‌‌موجب پاره‌‌ای از گزارشها، قصیّ همه مناصب را به عبدالدار سپرد، از این رو که او از برادرانش بزرگ‌‌تر بود <ref> المنمق، ص ۱۹۰.</ref> یا برای ارتقای [[جایگاه]] وی که از حیث [[شرف]] و [[بزرگی]] به پایه برادرانش نمی‌‌رسید،<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص ۱۲۹؛ الطبقات، ج ۱، ص ۶۰، ۶۳؛ تاریخ‌‌طبری، ج ۱، ص ۵۰۸.</ref> از این رو به رغم [[احترام]] [[پسران]] قصی به [[وصیت]] پدرشان، آنان به تدریج بر سر [[مناصب]] یاد شده مقابل هم قرار گرفتند. شاید به سبب فزونی [[بنی عبد مناف]]، آنان خود را برای عهده‌‌داری مناصب یاد شده شایسته‌‌تر دانستند.<ref>التنبیه والاشراف، ص ۱۸۰.</ref> در پی آن، ۱۰ تیره مشهور [[قریش]] به دو دسته تقسیم شدند. از این میان، [[بنی‌‌اسد‌‌ بن عبدالعزی]]، [[بنی‌‌زهرة‌‌ بن کلاب]]، [[بنی تیم بن مرّه]]، [[بنی‌‌الحارث‌‌ بن فهر]]، با بنی‌‌ عبد مناف همدست شده، به عبد شمس پسر بزرگ عبد مناف پیوستند <ref> المعارف، ص ۶۰۴؛ المنمق، ص ۳۳؛ بلوغ الارب، ج ۱، ص ۲۷۷.</ref> (برخی فرزند بزرگ عبد مناف را [[هاشم]] و برخی دیگر مطّلب دانسته‌‌اند). آنان ظرفی سرشار از [[عطر]] را نزد [[کعبه]] نهاده، با فرو بردن دستانشان در آن [[عهد]] بستند. سپس برای تاکید بر این [[پیمان]]، با دستان عطرآلود [[خانه خدا]] را مسح کردند، از این رو این پیمان به "مطیبین" [[شهرت]] یافت.<ref> السیرة النبویه، ج ۱، ص ۱۳۱ ـ ۱۳۲؛ الطبقات، ج ۱، ص ۶۳؛ المنمق، ص ۵۱؛ البدایة والنهایه، ج ۲، ص ۲۶۶.</ref> در مقابل، [[بنی عبدالدار]] نیز به اتفاق ۵ تیره دیگر قریش، با فرو بردن دستانشان در ظرفی پر از [[خون]]، موجب پدید آمدن پیمان "اَحلاف" یا "لعقة الدم" شدند.<ref>المنمق، ص ۳۳؛ جمهرة انساب العرب، ص ۱۵۸؛ السیرة الحلبیه، ج ۱، ص ۱۳.</ref> سرانجام، [[ستیزه]] جویی آنان با وساطت برخی بزرگان قریش به [[صلح]] انجامید و [[مصالحه]] به نفع بنی ‌‌عبد‌‌ مناف پایان یافت؛ بدین‌‌گونه که [[دارالندوه]] به طور مشترک به دست هر ‌‌دو تیره اداره شود و سقایت و رفادت از آن بنی ‌‌عبد مناف و [[حجابت]] و لواء نیز متعلق به بنی‌‌عبدالدار باشد.<ref> السیرة النبویه، ج ۱، ص ۱۳۲؛ الطبقات، ج ۱، ص ۶۳؛ بلوغ الارب، ج ۱، ص ۲۷۸.</ref>پیمان مطیبین در بیشتر منابع‌‌انعکاس یافته و از مهم‌‌ترین رویدادهای آستانه [[ظهور اسلام]] است.
از مهم‌‌ترین حوادث مربوط به بنی عبد مناف در [[عصر جاهلی]]، [[نزاع]] ایشان با [[بنی عبدالدار بن قصیّ]] درباره عهده‌‌داری [[مناصب]] [[حجابت]] (پرده‌‌داری [[خانه خدا]])، سقایت (آبرسانی به [[حاجیان]])، رفادت ([[پذیرایی]] از [[زائران]])، [[سرپرستی]] [[دارالندوه]] (مجلس‌‌ مشورتی بزرگان قریش)، لواء (پرچمداری) و قیادت ([[فرماندهی]] [[جنگی]])<ref>اخبار مکه، ص ۱۰۹؛ تاریخ طبری، ج ۱، ص ۵۰۸؛ البدایة و النهایه، ج ۲، ص ۱۶۶.</ref> بود که قصیّ آنها را میان فرزندانش تقسیم کرده بود؛ به این نحو که سقایت و رفادت از آنِ عبد‌‌مناف و بقیه از آنِ عبدالدار باشد.<ref>اخبار مکه، ج ۱، ص ۱۱۰؛ التنبیه والاشراف، ص ۱۸۰.</ref> به ‌‌موجب پاره‌‌ای از گزارشها، قصیّ همه مناصب را به عبدالدار سپرد، از این رو که او از برادرانش بزرگ‌‌تر بود <ref> المنمق، ص ۱۹۰.</ref> یا برای ارتقای [[جایگاه]] وی که از حیث [[شرف]] و بزرگی به پایه برادرانش نمی‌‌رسید،<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص ۱۲۹؛ الطبقات، ج ۱، ص ۶۰، ۶۳؛ تاریخ‌‌طبری، ج ۱، ص ۵۰۸.</ref> از این رو به رغم [[احترام]] [[پسران]] قصی به [[وصیت]] پدرشان، آنان به تدریج بر سر [[مناصب]] یاد شده مقابل هم قرار گرفتند. شاید به سبب فزونی [[بنی عبد مناف]]، آنان خود را برای عهده‌‌داری مناصب یاد شده شایسته‌‌تر دانستند.<ref>التنبیه والاشراف، ص ۱۸۰.</ref> در پی آن، ۱۰ تیره مشهور [[قریش]] به دو دسته تقسیم شدند. از این میان، [[بنی‌‌اسد‌‌ بن عبدالعزی]]، [[بنی‌‌زهرة‌‌ بن کلاب]]، [[بنی تیم بن مرّه]]، [[بنی‌‌الحارث‌‌ بن فهر]]، با بنی‌‌ عبد مناف همدست شده، به عبد شمس پسر بزرگ عبد مناف پیوستند <ref> المعارف، ص ۶۰۴؛ المنمق، ص ۳۳؛ بلوغ الارب، ج ۱، ص ۲۷۷.</ref> (برخی فرزند بزرگ عبد مناف را [[هاشم]] و برخی دیگر مطّلب دانسته‌‌اند). آنان ظرفی سرشار از [[عطر]] را نزد [[کعبه]] نهاده، با فرو بردن دستانشان در آن [[عهد]] بستند. سپس برای تاکید بر این [[پیمان]]، با دستان عطرآلود [[خانه خدا]] را مسح کردند، از این رو این پیمان به "مطیبین" [[شهرت]] یافت.<ref> السیرة النبویه، ج ۱، ص ۱۳۱ ـ ۱۳۲؛ الطبقات، ج ۱، ص ۶۳؛ المنمق، ص ۵۱؛ البدایة والنهایه، ج ۲، ص ۲۶۶.</ref> در مقابل، [[بنی عبدالدار]] نیز به اتفاق ۵ تیره دیگر قریش، با فرو بردن دستانشان در ظرفی پر از [[خون]]، موجب پدید آمدن پیمان "اَحلاف" یا "لعقة الدم" شدند.<ref>المنمق، ص ۳۳؛ جمهرة انساب العرب، ص ۱۵۸؛ السیرة الحلبیه، ج ۱، ص ۱۳.</ref> سرانجام، [[ستیزه]] جویی آنان با وساطت برخی بزرگان قریش به [[صلح]] انجامید و [[مصالحه]] به نفع بنی ‌‌عبد‌‌ مناف پایان یافت؛ بدین‌‌گونه که [[دارالندوه]] به طور مشترک به دست هر ‌‌دو تیره اداره شود و سقایت و رفادت از آن بنی ‌‌عبد مناف و [[حجابت]] و لواء نیز متعلق به بنی‌‌عبدالدار باشد.<ref> السیرة النبویه، ج ۱، ص ۱۳۲؛ الطبقات، ج ۱، ص ۶۳؛ بلوغ الارب، ج ۱، ص ۲۷۸.</ref>پیمان مطیبین در بیشتر منابع‌‌انعکاس یافته و از مهم‌‌ترین رویدادهای آستانه [[ظهور اسلام]] است.


پس ازدرگذشت [[عبد مناف]]، [[مناصب]] متعلق به او بین بنی‌‌هاشم ‌‌و بنی‌‌امیه تقسیم شد.<ref>اخبار مکه، ج ۱، ص ۱۱۱؛ المجموع، ج ۸، ص ۲۴۶.</ref> [[قبایل]] [[قریش]] فضای اطراف [[کعبه]] را میان خود قسمت کردند که از این میان سهم بنی‌‌عبد مناف پس از قرعه کشی مابین دو رکن [[اسود]] و [[حِجْر]] (وجه البیت) [[تعیین]] گردید.<ref> تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۲۴۱؛ السیرة‌‌النبویه، ج ۱، ص ۱۹۵.</ref> از اقداماتی که جزو افتخارات بنی عبد مناف به شمار می‌‌آید (افزون بر عهده‌‌داری برخی مناصب کعبه)، تأسیس و راه‌‌اندازی شبکه تجاری بود که [[مکه]] در آن نقش موثری ایفا می‌‌کرد. در این راستا [[فرزندان]] عبد مناف با انعقاد توافق نامه‌‌های تجاری با کانون‌های [[تجارت]] در اطراف [[جزیرة العرب]] چون [[شام]] و [[عراق]] و نیز بستن پیمانهایی با قبایل ساکن در مسیر کاروانهای تجاری، زمینه لازم برای تأمین تجارت [[آزاد]] را فراهم کردند. بر اساس گزارش منابع، [[هاشم]] در دوران ریاستش بر مکه، تجارت مکه را [[گسترش داد]] و برای استمرار دو [[سفر]] زمستانی و تابستانی قریش به شام و [[یمن]] تدابیری اندیشید و با [[شامیان]] [[پیمان]] بست.<ref>الطبقات، ج ۱، ص ۶۲؛ تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۲۴۲.</ref> [[عبد‌‌شمس بن عبدمناف]]، عامل ایجاد پیمان تجاری با [[حبشه]]<ref>الطبقات، ج ۱، ص ۶۱؛ المحبر، ص ۱۶۳؛ تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۲۴۴.</ref> (برخی منابع تجارت او را به عراق و [[ایران]] گزارش کرده‌‌اند)<ref> مبهمات القرآن، ج ۲، ص ۷۴۶.</ref>.
پس ازدرگذشت [[عبد مناف]]، [[مناصب]] متعلق به او بین بنی‌‌هاشم ‌‌و بنی‌‌امیه تقسیم شد.<ref>اخبار مکه، ج ۱، ص ۱۱۱؛ المجموع، ج ۸، ص ۲۴۶.</ref> [[قبایل]] [[قریش]] فضای اطراف [[کعبه]] را میان خود قسمت کردند که از این میان سهم بنی‌‌عبد مناف پس از قرعه کشی مابین دو رکن [[اسود]] و [[حِجْر]] (وجه البیت) [[تعیین]] گردید.<ref> تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۲۴۱؛ السیرة‌‌النبویه، ج ۱، ص ۱۹۵.</ref> از اقداماتی که جزو افتخارات بنی عبد مناف به شمار می‌‌آید (افزون بر عهده‌‌داری برخی مناصب کعبه)، تأسیس و راه‌‌اندازی شبکه تجاری بود که [[مکه]] در آن نقش موثری ایفا می‌‌کرد. در این راستا [[فرزندان]] عبد مناف با انعقاد توافق نامه‌‌های تجاری با کانون‌های [[تجارت]] در اطراف [[جزیرة العرب]] چون [[شام]] و [[عراق]] و نیز بستن پیمانهایی با قبایل ساکن در مسیر کاروانهای تجاری، زمینه لازم برای تأمین تجارت [[آزاد]] را فراهم کردند. بر اساس گزارش منابع، [[هاشم]] در دوران ریاستش بر مکه، تجارت مکه را [[گسترش داد]] و برای استمرار دو [[سفر]] زمستانی و تابستانی قریش به شام و [[یمن]] تدابیری اندیشید و با [[شامیان]] [[پیمان]] بست.<ref>الطبقات، ج ۱، ص ۶۲؛ تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۲۴۲.</ref> [[عبد‌‌شمس بن عبدمناف]]، عامل ایجاد پیمان تجاری با [[حبشه]]<ref>الطبقات، ج ۱، ص ۶۱؛ المحبر، ص ۱۶۳؛ تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۲۴۴.</ref> (برخی منابع تجارت او را به عراق و [[ایران]] گزارش کرده‌‌اند)<ref> مبهمات القرآن، ج ۲، ص ۷۴۶.</ref>.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش