بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
==مفهومشناسی== | ==مفهومشناسی== | ||
[[اراده]] در لغت مصدر باب [[افعال]]، بهمعنای قصد کردن<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ج۳، ص۱۸۸.</ref>، خواستن و به چیزی میل و رغبت کردن<ref>القاموسالمحیط، ج۱، ص۴۱۵ «رود».</ref> و از مادّه «رَوْد» بهمعنای طلب کردن با [[اختیار]] و [[انتخاب]]<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۴، ص۲۷۰.</ref> و تردّد کردن برای [[طلب]] چیزی با [[رفق]] و [[نرمی]]<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۳۷۱.</ref> است<ref>[[محمد حسین حشمتپور|حشمتپور، محمد حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۲، ص ۴۴۲؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص:۶۶-۶۷.</ref>. همچنین اراده صفت ترجیحدهنده یکی از دو طرف فعل و ترک، همراه با [[علم]] و [[شعور]] است<ref>محمد حسین حشمتپور|حشمتپور، محمد | [[اراده]] در لغت مصدر باب [[افعال]]، بهمعنای قصد کردن<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ج۳، ص۱۸۸.</ref>، خواستن و به چیزی میل و رغبت کردن<ref>القاموسالمحیط، ج۱، ص۴۱۵ «رود».</ref> و از مادّه «رَوْد» بهمعنای طلب کردن با [[اختیار]] و [[انتخاب]]<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۴، ص۲۷۰.</ref> و تردّد کردن برای [[طلب]] چیزی با [[رفق]] و [[نرمی]]<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۳۷۱.</ref> است<ref>[[محمد حسین حشمتپور|حشمتپور، محمد حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۲، ص ۴۴۲؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص:۶۶-۶۷.</ref>. همچنین اراده صفت ترجیحدهنده یکی از دو طرف فعل و ترک، همراه با [[علم]] و [[شعور]] است<ref>[[محمد حسین حشمتپور|حشمتپور، محمد حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۲، ص ۴۴۲.</ref>. | ||
و در اصطلاح عبارت است از: تحت کنترل قراردادن همه [[میلهای نفسانی]] و ضد میلهای [[نفسانی]] یعنی تنفّرها، خوفها و ترسها. اراده نیرویی است در [[انسان]] که همه میلها و ضد میلها، همه کششها و تنفّرها، خوفها، [[بیمها]] و ترسها را تحت اختیار خود قرار میدهد و نمیگذارد یک میل یا ضدّ میل انسان را به یک طرف بکشد<ref>[[مرتضی مطهری]]، فلسفه اخلاق، ص۴۹.</ref>. به عبارتی اراده مربوط است به [[مالک]] بودن بر نفس و [[احساسات]] خود<ref>مرتضی | و در اصطلاح عبارت است از: تحت کنترل قراردادن همه [[میلهای نفسانی]] و ضد میلهای [[نفسانی]] یعنی تنفّرها، خوفها و ترسها. اراده نیرویی است در [[انسان]] که همه میلها و ضد میلها، همه کششها و تنفّرها، خوفها، [[بیمها]] و ترسها را تحت اختیار خود قرار میدهد و نمیگذارد یک میل یا ضدّ میل انسان را به یک طرف بکشد<ref>[[مرتضی مطهری]]، فلسفه اخلاق، ص۴۹.</ref>. به عبارتی اراده مربوط است به [[مالک]] بودن بر نفس و [[احساسات]] خود<ref>[[مرتضی مطهری]]، مجموعه آثار، ج۷، ص۳۵۹.</ref>. البته باید دانست اراده نیز تحت [[فرمان]] [[عقل]] است؛ یعنی عقل تشخیص میدهد و اراده انجام میدهد<ref>[[مرتضی مطهری]]، مجموعه آثار، ج۲، ص۲۸۱.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۷۴.</ref> | ||
"اراده" قوّهای مرکب از [[شهوت]]، [[حاجت]] و آرزوست و بر [[اشتیاق]] [[دل]] به چیزی یا حکمی که سزاوار است ـ خواه انجام شود یا نشود ـ اطلاق میشود<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۳۷۱.</ref>.<ref>عبدالله نظرزاده|نظرزاده، | "اراده" قوّهای مرکب از [[شهوت]]، [[حاجت]] و آرزوست و بر [[اشتیاق]] [[دل]] به چیزی یا حکمی که سزاوار است ـ خواه انجام شود یا نشود ـ اطلاق میشود<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۳۷۱.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص:۶۶-۶۷.</ref> | ||
==اراده در [[قرآن]]== | ==اراده در [[قرآن]]== | ||
اراده در در قرآن ۹۰ بار بهکار رفته و ضمن آن، به موارد گوناگون اراده [[انسانها]] مانند: اراده [[خوبیها]] و [[بدیها]]، اراده [[دنیا]] و [[آخرت]]، اراده [[پاداش]] گرفتن، اراده [[برتری]] یافتن، اراده وجه [[اللّه]]، اراده [[عزّت]]، یا اراده اموری که [[توانایی]] انجام آنها را ندارند، اشاره و نیز بیان شده که اراده [[شیطان]]، [[گمراه کردن]] انسانها و ایجاد [[دشمنی]] بین آنها است<ref>محمد حسین حشمتپور|حشمتپور، محمد | اراده در در قرآن ۹۰ بار بهکار رفته و ضمن آن، به موارد گوناگون اراده [[انسانها]] مانند: اراده [[خوبیها]] و [[بدیها]]، اراده [[دنیا]] و [[آخرت]]، اراده [[پاداش]] گرفتن، اراده [[برتری]] یافتن، اراده وجه [[اللّه]]، اراده [[عزّت]]، یا اراده اموری که [[توانایی]] انجام آنها را ندارند، اشاره و نیز بیان شده که اراده [[شیطان]]، [[گمراه کردن]] انسانها و ایجاد [[دشمنی]] بین آنها است<ref>[[محمد حسین حشمتپور|حشمتپور، محمد حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۲، ص ۴۴۴.</ref>. | ||
==تفاوت اراده با دیگر عناوین مشابه== | ==تفاوت اراده با دیگر عناوین مشابه== | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
===تفاوت اراده با [[مشیّت]]=== | ===تفاوت اراده با [[مشیّت]]=== | ||
# مشیّت، صرفاً خواستن چیزی است؛ ولی اراده، به سمت آن چیز رفتن و [[اقدام]] کردن است و روشن است گاهی چیزی خواسته میشود؛ ولی اراده بر انجام آن تعلّق نمیگیرد؛ ازاینرو میتوان گفت: مشیّت، مرتبه [[ضعیف]] اراده است که با فعل فاصله دارد و اراده، مرتبه [[قوی]] مشیّت و متّصل به فعل است<ref>الفروق اللغویه، ص۳۵، ش ۱۳۸.</ref>. | # مشیّت، صرفاً خواستن چیزی است؛ ولی اراده، به سمت آن چیز رفتن و [[اقدام]] کردن است و روشن است گاهی چیزی خواسته میشود؛ ولی اراده بر انجام آن تعلّق نمیگیرد؛ ازاینرو میتوان گفت: مشیّت، مرتبه [[ضعیف]] اراده است که با فعل فاصله دارد و اراده، مرتبه [[قوی]] مشیّت و متّصل به فعل است<ref>الفروق اللغویه، ص۳۵، ش ۱۳۸.</ref>. | ||
#در نگاه دیگر، اراده از تعیّنات مشیّت و متأخّر از آن است<ref>شرح فصوص الحکم، ص۸۱۶ـ۸۱۷.</ref>؛ زیرا مشیّت، مربوط به [[مرتبه علم]] و اراده مربوط به مرتبه خارج است<ref>محمد حسین حشمتپور|حشمتپور، محمد | #در نگاه دیگر، اراده از تعیّنات مشیّت و متأخّر از آن است<ref>شرح فصوص الحکم، ص۸۱۶ـ۸۱۷.</ref>؛ زیرا مشیّت، مربوط به [[مرتبه علم]] و اراده مربوط به مرتبه خارج است<ref>[[محمد حسین حشمتپور|حشمتپور، محمد حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۲، ص ۴۴۴.</ref>. | ||
===تفاوت اراده با قصد=== | ===تفاوت اراده با قصد=== | ||
#قصد فقط به فعل خود قصدکننده تعلّق میگیرد؛ ولی اراده هم به فعل ارادهکننده و هم به فعل غیرش متعلّق میشود<ref>الفروق اللغویه، ص۴۲۹.</ref>. علاوه بر این، در معنای قصد، نوعی [[میانهروی]] نیز مورد نظر است<ref>نثر طوبی، ج۲، ص۳۰۱.</ref><ref>محمد حسین حشمتپور|حشمتپور، محمد | #قصد فقط به فعل خود قصدکننده تعلّق میگیرد؛ ولی اراده هم به فعل ارادهکننده و هم به فعل غیرش متعلّق میشود<ref>الفروق اللغویه، ص۴۲۹.</ref>. علاوه بر این، در معنای قصد، نوعی [[میانهروی]] نیز مورد نظر است<ref>نثر طوبی، ج۲، ص۳۰۱.</ref><ref>[[محمد حسین حشمتپور|حشمتپور، محمد حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۲، ص ۴۴۵.</ref>. | ||
===تفاوت [[اراده]] با عناوین دیگر=== | ===تفاوت [[اراده]] با عناوین دیگر=== | ||
اراده با عناوین دیگری مانند [[قدرت]]، [[شهوت]] و میل، تمنّی و [[رضا]]، [[محبّت]] و [[شوق]] که ممکن است با اراده یکی دانسته شوند نیز تفاوت دارد: | اراده با عناوین دیگری مانند [[قدرت]]، [[شهوت]] و میل، تمنّی و [[رضا]]، [[محبّت]] و [[شوق]] که ممکن است با اراده یکی دانسته شوند نیز تفاوت دارد: | ||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
همانگونه که انجام هر فعل اختیاری، به اراده مسبوق است، خود اراده نیز به مبادی و عللی مسبوق است که باعث تحقّق ارادهای خاص میشوند. در آیاتی از [[قرآن]] به برخی از این مبادی اشاره شده؛ مانند اینکه [[ایمان آوردن]] انسان در پی آن است که [[خداوند]]، [[ایمان]] را [[محبوب]] وی قرار داده، در [[قلب]] او [[زینت]] دهد: {{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِّنَ الأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُوْلَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ }}<ref> و بدانید که فرستاده خداوند در میان شماست، اگر در بسیاری از کارها از شما پیروی کند به سختی میافتید امّا خداوند ایمان را در نظر شما محبوب ساخت و آن را در دلهای شما آراست و کفر و بزهکاری و سرکشی را در نظر شما ناپسند گردانید؛ آنانند که راهدانند؛ سوره حجرات، آیه:۷.</ref>. [[پیامبران]] به واسطه [[وحی]] [[الهی]]، [[کارهای نیک]] را [[اراده]] کرده و انجام میدهند: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ }}<ref> و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند؛ سوره انبیاء، آیه:۷۳.</ref> [[امر الهی]] سبب اراده برخی امور بهوسیله پیامبران میشود.{{متن قرآن|أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا}}<ref>، امّا آن کشتی از آن مستمندانی بود که (با آن) در دریا کار میکردند؛ بر آن شدم به آن آسیب رسانم چون در پی آن پادشاهی بود که هر کشتی (بیآسیب) را به زور میگرفت؛ سوره کهف، آیه:۷۹.</ref>، {{متن قرآن|وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذَلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا}}<ref> و امّا آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجی از آن آن دو و پدرشان مردی شایسته بود، بنابراین پروردگارت از سر بخشایش خویش اراده فرمود که آنان به برومندی خود برسند و گنجشان را بیرون کشند و من آن کارها را از پیش خویش نکردم، این بود معنی آنچه بر آن شکیبایی نتوانستی کرد؛ سوره کهف، آیه:۷۹.</ref> رویگردانی از یاد [[خدا]] باعث میشود که [[انسان]] فقط [[زندگی دنیا]] را [[اراده]] کند{{متن قرآن|فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلاَّ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref> پس، از آن کس که از یاد ما دل گردانده و جز زندگی این جهان را نخواسته است روی بگردان؛ سوره نجم، آیه:۲۹.</ref>. [[پیروی]] از [[شهوات]] باعث میشود شخص، [[انحراف]] دیگران را نیز اراده کند: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُواْ مَيْلاً عَظِيمًا}}<ref> و خداوند میخواهد توبه شما را بپذیرد و آنان که از شهوتها پیروی دارند میخواهند که شما به کجروی سترگی بیفتید؛ سوره نساء، آیه:۲۷.</ref> و....<ref>[[محمد حسین حشمتپور|حشمتپور، محمد حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج ۲، ص ۴۴۵.</ref>. | همانگونه که انجام هر فعل اختیاری، به اراده مسبوق است، خود اراده نیز به مبادی و عللی مسبوق است که باعث تحقّق ارادهای خاص میشوند. در آیاتی از [[قرآن]] به برخی از این مبادی اشاره شده؛ مانند اینکه [[ایمان آوردن]] انسان در پی آن است که [[خداوند]]، [[ایمان]] را [[محبوب]] وی قرار داده، در [[قلب]] او [[زینت]] دهد: {{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِّنَ الأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُوْلَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ }}<ref> و بدانید که فرستاده خداوند در میان شماست، اگر در بسیاری از کارها از شما پیروی کند به سختی میافتید امّا خداوند ایمان را در نظر شما محبوب ساخت و آن را در دلهای شما آراست و کفر و بزهکاری و سرکشی را در نظر شما ناپسند گردانید؛ آنانند که راهدانند؛ سوره حجرات، آیه:۷.</ref>. [[پیامبران]] به واسطه [[وحی]] [[الهی]]، [[کارهای نیک]] را [[اراده]] کرده و انجام میدهند: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ }}<ref> و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند؛ سوره انبیاء، آیه:۷۳.</ref> [[امر الهی]] سبب اراده برخی امور بهوسیله پیامبران میشود.{{متن قرآن|أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا}}<ref>، امّا آن کشتی از آن مستمندانی بود که (با آن) در دریا کار میکردند؛ بر آن شدم به آن آسیب رسانم چون در پی آن پادشاهی بود که هر کشتی (بیآسیب) را به زور میگرفت؛ سوره کهف، آیه:۷۹.</ref>، {{متن قرآن|وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذَلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا}}<ref> و امّا آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجی از آن آن دو و پدرشان مردی شایسته بود، بنابراین پروردگارت از سر بخشایش خویش اراده فرمود که آنان به برومندی خود برسند و گنجشان را بیرون کشند و من آن کارها را از پیش خویش نکردم، این بود معنی آنچه بر آن شکیبایی نتوانستی کرد؛ سوره کهف، آیه:۷۹.</ref> رویگردانی از یاد [[خدا]] باعث میشود که [[انسان]] فقط [[زندگی دنیا]] را [[اراده]] کند{{متن قرآن|فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلاَّ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref> پس، از آن کس که از یاد ما دل گردانده و جز زندگی این جهان را نخواسته است روی بگردان؛ سوره نجم، آیه:۲۹.</ref>. [[پیروی]] از [[شهوات]] باعث میشود شخص، [[انحراف]] دیگران را نیز اراده کند: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُواْ مَيْلاً عَظِيمًا}}<ref> و خداوند میخواهد توبه شما را بپذیرد و آنان که از شهوتها پیروی دارند میخواهند که شما به کجروی سترگی بیفتید؛ سوره نساء، آیه:۲۷.</ref> و....<ref>[[محمد حسین حشمتپور|حشمتپور، محمد حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج ۲، ص ۴۴۵.</ref>. | ||
از دیدگاه [[فلسفی]]، مبادی اراده بهترتیب [[تصوّر]]، [[تصدیق]] و [[شوق]] است؛ یعنی در ابتدا چیزی تصوّر میشود، بعد از تصوّر، تصدیق به فایده یا ضرر پیدا میشود و در اثر این تصدیق، شوق به جذب [[منفعت]] که [[شهوت]] نامیده میشود یا شوق به دفع ضرر که [[غضب]] نام دارد، پدید میآید و با قویشدن این شوق، اراده تحقّق مییابد<ref>محمد حسین حشمتپور|حشمتپور، محمد | از دیدگاه [[فلسفی]]، مبادی اراده بهترتیب [[تصوّر]]، [[تصدیق]] و [[شوق]] است؛ یعنی در ابتدا چیزی تصوّر میشود، بعد از تصوّر، تصدیق به فایده یا ضرر پیدا میشود و در اثر این تصدیق، شوق به جذب [[منفعت]] که [[شهوت]] نامیده میشود یا شوق به دفع ضرر که [[غضب]] نام دارد، پدید میآید و با قویشدن این شوق، اراده تحقّق مییابد<ref>[[محمد حسین حشمتپور|حشمتپور، محمد حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۲، ص ۴۴۶.</ref>. | ||
[[تصدیقی]] که از مبادی اراده است، به سه قسم تقسیم میشود: | [[تصدیقی]] که از مبادی اراده است، به سه قسم تقسیم میشود: | ||
| خط ۶۶: | خط ۶۶: | ||
==انواع اراده== | ==انواع اراده== | ||
# [[اراده آزاد]]: ارادهای که تابع [[قانون]] علّیّت نباشد<ref>[[مرتضی مطهری]]، مجموعه آثار، ج۱، ص۳۸۸.</ref> | # [[اراده آزاد]]: ارادهای که تابع [[قانون]] علّیّت نباشد<ref>[[مرتضی مطهری]]، مجموعه آثار، ج۱، ص۳۸۸.</ref> | ||
# [[اراده تشریعی]]: یعنی اینکه [[خدا]] اینطور [[راضی]] است، خدا اینچنین میخواهد<ref>مرتضی | # [[اراده تشریعی]]: یعنی اینکه [[خدا]] اینطور [[راضی]] است، خدا اینچنین میخواهد<ref>[[مرتضی مطهری]]، حماسه حسینی، جلد اول، ص۳۱۷ و جلد سوم، ص۳۴۸.</ref> | ||
# [[اراده تکوینی]]: یعنی [[قضاء و قدر]] [[الهی]] که اگر چیزی [[قضا و قدر]] حتمی الهی به آن تعلق گرفت، معنایش این است که در مقابل [[قضا و قدر الهی]] دیگر کاری نمیشود کرد<ref>حماسه حسینی، جلد اول، ص۳۱۷.</ref>. مقصود از اراده تکوینی، قضا و قدر حتمی الهی است<ref>حماسه حسینی، جلد سوم، ص۳۴۸.</ref> | # [[اراده تکوینی]]: یعنی [[قضاء و قدر]] [[الهی]] که اگر چیزی [[قضا و قدر]] حتمی الهی به آن تعلق گرفت، معنایش این است که در مقابل [[قضا و قدر الهی]] دیگر کاری نمیشود کرد<ref>[[مرتضی مطهری]]، حماسه حسینی، جلد اول، ص۳۱۷.</ref>. مقصود از اراده تکوینی، قضا و قدر حتمی الهی است<ref>حماسه حسینی، جلد سوم، ص۳۴۸.</ref> | ||
# [[اراده کامله]]: ارادهای بالفعل و [[ازلی]] که احتیاج به [[انگیزه]] و محرّک و باعث ندارد، مانند [[اراده خداوند]] و همچنین [[عقول]] مجرده که حکمای الهی به آن قائلاند<ref>مجموعه آثار، ج۵، ص۴۳۱.</ref> | # [[اراده کامله]]: ارادهای بالفعل و [[ازلی]] که احتیاج به [[انگیزه]] و محرّک و باعث ندارد، مانند [[اراده خداوند]] و همچنین [[عقول]] مجرده که حکمای الهی به آن قائلاند<ref>مجموعه آثار، ج۵، ص۴۳۱.</ref> | ||
# [[اراده نیک]]: اراده نیک انسان یعنی در مقابل فرمانهای [[وجدان]] [[مطیع]] مطلق باشد<ref>فلسفه اخلاق، ص۷۰.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد | # [[اراده نیک]]: اراده نیک انسان یعنی در مقابل فرمانهای [[وجدان]] [[مطیع]] مطلق باشد<ref>فلسفه اخلاق، ص۷۰.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۷۴.</ref> | ||
==[[اراده الهی]] و [[انسانی]]== | ==[[اراده الهی]] و [[انسانی]]== | ||