بنی سلیم در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۳۰۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ دسامبر ۲۰۲۰
خط ۴۷: خط ۴۷:
با [[رحلت پیامبر]] و [[ارتداد]] بسیاری از نومسلمانان، گروهی از بنی‌‌سلیم بر [[اسلام]] خود ماندند و حتی در [[سرکوب]] [[سپاه]] [[مرتد]] طُلیحه به همراه [[مُعَنِ بن حاجز]] [[امیر]] خود که از سوی [[ابوبکر]] [[منصوب]] شده بود به [[خالد بن ولید]] پیوستند. در مقابل این گروه، بسیاری از بنی‌‌سلیم و از جمله بزرگان آنان از اسلام بازگشتند.<ref>تاریخ طبری، ج ۲، ص ۴۹۳.</ref> دسته‌‌ای به [[رهبری]] [[ایاس بن عبد یالیل]] (فُجْائه سُلمی) که توانسته بود با [[فریب]] ابوبکر مقادیر فراوانی [[سلاح]] از [[مدینه]] دریافت کند، پس از کشتن ۱۰ تن از مسلمانانی که از سوی ابوبکر از مدینه به همراه فُجائه اعزام شده بودند به [[کشتار]] و [[غارت]] [[مردم]] پرداختند. این گروه [[شورشی]] در پی [[دستور]] ابوبکر به دست [[طریفة بن حاجز]] سرکوب شدند و فُجْائه [[اسیر]] و سپس به [[فرمان]] ابوبکر در [[آتش]] سوزانده شد.<ref>فتوح البلدان، ج ۱، ص ۱۱۷؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۴۹۲ ـ ۴۹۳؛ البدایة والنهایه، ج ۶، ص ۳۵۲.</ref> گروه دیگر از [[سلیم]] به تحریک زنی بنام [[امّ زِمل سلمی]] در برابر سپاه [[خالد]] [[بسیج]] شدند؛ ولی در [[جنگ]] با خالد [[شکست]] خوردند. بنی سلیم با این شکست و همچنین اطلاع یافتن از شکست سپاه طُلیحه، پس از تحویل دادن [[مرتدان]] خود که به [[قتل عام]] [[مسلمانان]] پرداخته بودند خود را از گزند سپاه خالد در [[امان]] داشتند.<ref>تاریخ طبری، ج ۲، ص ۴۹۱ ـ ۴۹۳؛ البدایة والنهایه، ج ۶، ص ۳۵۱.</ref> پس از آن در حوادث و جریانات دوره [[خلفا]] نیز از بنی‌‌سلیم گزارشهای متعددی در دست است. برخی از آنان از [[کارگزاران]] خلفا شدند.<ref>الانساب، ج ۳، ص ۲۷۸؛ اسدالغابه، ج ۳، ص ۵۶۱.</ref> برخی نیز در [[فتوحات]] شرکت کردند.<ref>جمهرة انساب العرب، ص ۲۶۲؛ اسدالغابه، ج ۳، ص ۵۶۱.</ref> برخی از آنان در [[شام]] و در [[سپاه]] [[اموی]] قرار گرفتند که حضور بنی‌‌سلیم در [[صفین]] و [[جنگ]] مَرْج راهط (طرفداران [[مروان]] و [[ابن زبیر]]) از این موارد است.<ref>الانساب، ج ۳، ص ۲۷۸؛ جمهرة انساب العرب، ص ۲۶۱؛ الطبقات، ابن سعد، ج ۲، ص ۶۶.</ref>.<ref>[[سید علی خیرخواه علوی|خیرخواه علوی، سید علی]]، [[بنی سلیم (مقاله)|مقاله «بنی سلیم»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>.
با [[رحلت پیامبر]] و [[ارتداد]] بسیاری از نومسلمانان، گروهی از بنی‌‌سلیم بر [[اسلام]] خود ماندند و حتی در [[سرکوب]] [[سپاه]] [[مرتد]] طُلیحه به همراه [[مُعَنِ بن حاجز]] [[امیر]] خود که از سوی [[ابوبکر]] [[منصوب]] شده بود به [[خالد بن ولید]] پیوستند. در مقابل این گروه، بسیاری از بنی‌‌سلیم و از جمله بزرگان آنان از اسلام بازگشتند.<ref>تاریخ طبری، ج ۲، ص ۴۹۳.</ref> دسته‌‌ای به [[رهبری]] [[ایاس بن عبد یالیل]] (فُجْائه سُلمی) که توانسته بود با [[فریب]] ابوبکر مقادیر فراوانی [[سلاح]] از [[مدینه]] دریافت کند، پس از کشتن ۱۰ تن از مسلمانانی که از سوی ابوبکر از مدینه به همراه فُجائه اعزام شده بودند به [[کشتار]] و [[غارت]] [[مردم]] پرداختند. این گروه [[شورشی]] در پی [[دستور]] ابوبکر به دست [[طریفة بن حاجز]] سرکوب شدند و فُجْائه [[اسیر]] و سپس به [[فرمان]] ابوبکر در [[آتش]] سوزانده شد.<ref>فتوح البلدان، ج ۱، ص ۱۱۷؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۴۹۲ ـ ۴۹۳؛ البدایة والنهایه، ج ۶، ص ۳۵۲.</ref> گروه دیگر از [[سلیم]] به تحریک زنی بنام [[امّ زِمل سلمی]] در برابر سپاه [[خالد]] [[بسیج]] شدند؛ ولی در [[جنگ]] با خالد [[شکست]] خوردند. بنی سلیم با این شکست و همچنین اطلاع یافتن از شکست سپاه طُلیحه، پس از تحویل دادن [[مرتدان]] خود که به [[قتل عام]] [[مسلمانان]] پرداخته بودند خود را از گزند سپاه خالد در [[امان]] داشتند.<ref>تاریخ طبری، ج ۲، ص ۴۹۱ ـ ۴۹۳؛ البدایة والنهایه، ج ۶، ص ۳۵۱.</ref> پس از آن در حوادث و جریانات دوره [[خلفا]] نیز از بنی‌‌سلیم گزارشهای متعددی در دست است. برخی از آنان از [[کارگزاران]] خلفا شدند.<ref>الانساب، ج ۳، ص ۲۷۸؛ اسدالغابه، ج ۳، ص ۵۶۱.</ref> برخی نیز در [[فتوحات]] شرکت کردند.<ref>جمهرة انساب العرب، ص ۲۶۲؛ اسدالغابه، ج ۳، ص ۵۶۱.</ref> برخی از آنان در [[شام]] و در [[سپاه]] [[اموی]] قرار گرفتند که حضور بنی‌‌سلیم در [[صفین]] و [[جنگ]] مَرْج راهط (طرفداران [[مروان]] و [[ابن زبیر]]) از این موارد است.<ref>الانساب، ج ۳، ص ۲۷۸؛ جمهرة انساب العرب، ص ۲۶۱؛ الطبقات، ابن سعد، ج ۲، ص ۶۶.</ref>.<ref>[[سید علی خیرخواه علوی|خیرخواه علوی، سید علی]]، [[بنی سلیم (مقاله)|مقاله «بنی سلیم»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>.


==شخصیت‌های [[بنی سلیم]]==
==شخصیت‌های [[بنی‌سلیم]]==
در معرفی شخصیت‌های بنی سلیم باید به این افراد اشاره کرد: [[ورد بن خالد بن حذیفه]] از تیره [[بنی مالک بن ثعلبه]]. وی از [[دوستان]] [[پیامبر]] در [[جاهلیت]] و از [[نخستین مسلمانان]] بود،<ref>جمهرة انساب العرب، ص ۲۶۴.</ref> [[خُفاف بن نُدْبَه]] از ثابت قدمان بر‌‌اسلام در جریان [[ارتداد]]،<ref>اسدالغابه، ج ۲، ص ۱۱۸.</ref> [[حَجّاج‌‌ بن عِلاط]] از تیره بنی بَهْز و از [[ثروتمندان]] بنی‌‌سلیم و صاحب معدن طلا،<ref>جمهرة انساب العرب، ص ۲۶۲.</ref> [[عُروَة بن أَسماء]] از مبلّغان و [[شهیدان]] بِئر ‌‌معونه،<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۴، ص ۳۷۷؛ اسدالغابه، ج ۳، ص ۴۰۳؛ جمهرة انساب العرب، ص ۲۶۲.</ref> [[قیس بن نُشْبَه]] یا نُسَیبه که پیامبر{{صل}} او را [[بهترین]] بنی سلیم خواند،<ref> المنمق، ص ۱۴۴ ـ ۱۴۵.</ref> [[غاوی‌‌ بن عبدالعزی]] که [[مأمور]] نگهداری [[بت]] [[سُواع]] از بتهای بنی‌‌سلیم بود و پیامبر نام او را به [[راشد بن عبد ربه]] [[تغییر]] داد،<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۱، ص ۳۰۸؛ اسدالغابه، ج ۱، ص ۲۳۰.</ref> [[عباس بنِ مرْداس ]]از بزرگان بنی‌‌سلیم و از مؤلفة‌‌ القلوب<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۴، ص ۲۷۱ ـ ۲۷۲.</ref>، [[اسماء]] دختر صَلْت از تیره [[بنی حرام]] که با پیامبر [[ازدواج]] کرد؛<ref>البدایة والنهایه، ج ۵، ص ۲۲۶.</ref>همچنین برخی منابع [[تفسیری]] از [[خوله دختر حکیم]] به عنوان [[همسر پیامبر]] که بدون مهر به [[ازدواج پیامبر]]{{صل}} درآمد ـ و [[خداوند]] چنین ازدواجی را به پیامبر{{صل}} منحصر کرد {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای بر تو حلال کرده‌ایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّه‌ها و دختران دایی‌ها و دختران خاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند و هر زن مؤمنی را که خود را به پیامبر ببخشد- اگر پیامبر بخواهد او را به همسری برگزیند- در حالی که این ویژه توست نه مؤمنان؛ ما نیک می‌دانیم که برای آنان در مورد همسران و کنیزهاشان چه مقرّر داشته‌ایم؛ تا برای تو تنگنایی نباشد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref> ـ یاد کرده‌‌اند.<ref>روض الجنان، ج ۱۶، ص ۷.</ref>.<ref>[[سید علی خیرخواه علوی|خیرخواه علوی، سید علی]]، [[بنی سلیم (مقاله)|مقاله «بنی سلیم»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>.
شخصیت‌های بنی‌سلیم بر اساس دوران‌های مختلف تقسیم‌بندی شده است:
===[[دوران پیامبر]]{{صل}}===
در معرفی شخصیت‌های برجسته بنی‌سلیم در دوران [[پیامبر]]{{صل}} باید به این افراد اشاره کرد: [[ورد بن خالد بن حذیفه]] از تیره [[بنی‌مالک بن ثعلبه]] که از [[دوستان]] [[پیامبر]] در [[روزگار]] [[جاهلیت]] و از [[نخستین مسلمانان]] بود، <ref>جمهرة انساب العرب، ص۲۶۴.</ref> [[خُفاف بن نُدْبَه]] از ثابت ‌قدمان بر [[اسلام]] در جریان [[ارتداد]]، <ref>اسد الغابه، ج۲، ص۱۱۸.</ref> [[حجاج بن عِلاط]] از تیره بنی‌بَهْز و از [[ثروتمندان]] بنی‌سلیم و صاحب معدن طلا، <ref>جمهرة انساب العرب، ص۲۶۲.</ref> [[عُروَة بن اَسماء]] از مبلّغان و [[شهیدان]] بِئر معونه، <ref>الطبقات، ابن‌سعد، ج۴، ص۳۷۷؛ جمهرة انساب العرب، ص۲۶۲؛ اسد الغابه، ج۳، ص۴۰۲.</ref> [[قیس بن نُشْبَه]] که پیامبر{{صل}} او را بهترینِ [[فرد]] بنی‌سلیم خواند، <ref>المنمق، ص۱۴۴-۱۴۵؛ الطبقات، ابن‌سعد، ج۱، ص۳۰۷.</ref> [[غاوی بن عبدالعزی]] که مأمور نگهداری [[بت]] [[سُواع]] از بت‌های بنی‌سلیم بود و پیامبر نام او را به [[راشد بن عبد]] ربه [[تغییر]] داد، <ref>الطبقات، ابن‌سعد، ج۱، ص۳۰۷-۳۰۸؛ اسد الغابه، ج۱، ص۱۴۹.</ref> [[عباس بنِ مرْداس ]] از بزرگان بنی‌سلیم و از [[مؤلفة القلوب]]، <ref>الطبقات، ابن‌سعد، ج۴، ص۲۷۱-۲۷۲.</ref> [[اسماء]] دختر صَلْت از تیره بنی‌حرام که با پیامبر [[ازدواج]] کرد.<ref>البدایة و النهایه، ج۵، ص۳۱۹.</ref>
 
برخی منابع [[تفسیری]] از [[خوله دختر حکیم]] به عنوان [[همسر پیامبر]] یاد کرده‌اند که بدون مهر به [[ازدواج پیامبر]]{{صل}} درآمد و [[خداوند]] چنین ازدواجی را به پیامبر{{صل}} منحصر دانست ([[سوره احزاب]]، آیه۵۰). <ref>روض الجنان، ج۱۶، ص۷.</ref>
===دوران خلفای نخستین===
در میان شخصیت‌های [[سلمی]] در دوران خلفای نخستین و [[حکومت اموی]]، می‌توان از این افراد یاد کرد: [[عتبة بن فرقد]] [[حاکم]] جزیره در دوره [[عمر]]<ref>الفتوح، ج۱، ص۲۶۱.</ref> که از سوی ساکنان [[کوفه]] به عنوان [[برترین]] [[مردم کوفه]] [[برگزیده]] شد<ref>تاریخ دمشق، ج۳، ص۱۰۷؛ النهایه، ج۳، ص۱۸۰.</ref>؛ [[معن بن یزید]] از [[صحابه]] مورد توجه عمر که پس از [[مهاجرت]] به کوفه و [[مصر]] سرانجام در [[شام]] ساکن شد<ref>تاریخ دمشق، ج۵۹، ص۴۳۹-۴۴۰؛ تقریب التهذیب، ج۲، ص۲۰۴.</ref> و فرزند او از محرکان و مشوقان [[معاویه]] برای طرح [[جانشینی]] [[یزید]] بود.<ref>الامامة و السیاسه، ج۱، ص۱۸۹-۱۹۰.</ref>
 
[[ابوالاعور]] [[عمرو بن سفیان]] که در دوره [[عمر]] از سوی [[شامیان]] به عنوان [[برترین]] [[مردم]] آن منطقه [[برگزیده]] شد<ref>الفائق، ج۲، ص۳۳۰.</ref> و از [[دشمنان]] سرسخت [[علی]]{{ع}} بود که در درگیری‌های معاویه و علی{{ع}} نقش بسزایی داشت و در [[صفین]] از سوی معاویه به [[فرماندهی]] ۵۰۰۰ تن برای [[پیشگیری]] از دستیابی [[سپاه امام]] به آب [[منصوب]] شد؛<ref>تاریخ خلیفه، ص۱۴۵؛ تهذیب الکمال، ج۳، ص۲۹۱؛ سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۴۰.</ref> [[عبدالملک بن حارث]] که از سوی [[ابن‌زیاد]] مأمور خبررسانی [[شهادت امام حسین]]{{ع}} به [[مدینه]] بود؛<ref>اعیان الشیعه، ج۱، ص۶۱۴.</ref> [[عبدالله بن شجره]] از بزرگان [[خوارج]] و [[فرمانده]] [[جناح چپ]] آنها در [[نبرد نهروان]]؛<ref>تاریخ طبری، ج۴، ص۶۲-۶۵.</ref> [[کعب بن مره]] از [[اصحاب]] که در کتب رجالی [[شیعه]] از او به سبب [[جعل حدیث]] به سود معاویه، به عنوان [[دروغگو]] و [[پلید]] یاد کرده‌اند؛<ref>قاموس الرجال، ج۱۰، ص۴۵.</ref> [[عبدالله بن خازم]] از دلیران و [[امیران]] [[خراسان]] در دوره معاویه؛<ref>تاریخ دمشق، ج۲۸، ص۶-۸؛ تهذیب التهذیب، ج۵، ص۱۷۰-۱۷۱.</ref> [[عمیر بن حباب بن جعده]] از [[فرماندهان]] نظامی [[عبدالملک بن مروان]].<ref>فتوح البلدان، ص۱۸۴؛ تاریخ دمشق، ج۴۶، ص۴۷۵-۴۷۶.</ref>
===دوران [[عباسیان]]===
در دوران عباسیان از این افراد می‌توان یاد کرد: [[یزید بن اسید]] از فرماندهان نظامی [[منصور عباسی]] و از [[حاکمان]] ارمنستان در این دوره؛<ref>تاریخ خلیفه، ص۳۴۶؛ تاریخ دمشق، ج۶۵، ص۱۱۹؛ الاعلام، ج۸، ص۱۷۹.</ref> [[ابو ولید اشجع بن عمرو]] که در دوره‌ [[هارون الرشید]] به [[بغداد]] عزیمت نمود و مورد توجه برامکه دربار قرار گرفت <ref>تاریخ الاسلام، ج۱۳، ص۱۰۹-۱۱۰؛ الاعلام، ج۱، ص۳۳۱.</ref> و او را از ستایشگران [[امام صادق]]{{ع}} و مرثیه‌سرایان [[امام رضا]]{{ع}} دانسته‌اند.<ref>تاریخ دمشق، ج۹، ص۱۰۵؛ مقاتل الطالبیین، ص۳۷۸؛ اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۴۷.</ref>
===چهره‌های [[علمی]]===
در کنار شخصیت‌های [[سیاسی]] و نظامی [[بنی‌سلیم]]، باید از برخی چهره‌های علمی این [[قبیله]] نیز نام برد: [[عبدالملک بن حبیب]] از سرآمدان [[فقه]]، [[حدیث]]، لغت و نحو در‌ [[اندلس]] که باورهای [[مالک]] را نخستین بار در‌ اندلس [[تبلیغ]] کرد؛<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۱۲، ص۱۰۲-۱۰۴؛ تقریب التهذیب، ج۱، ص۶۱۴.</ref> [[ابو عدنان عبدالرحمن بن عبدالاعلی]] از دانشوران لغت و [[تفسیر]] در [[بصره]]؛<ref>الفهرست، ص۵۱؛ الوافی بالوفیات، ج۱۸، ص۹۳.</ref> [[عرام بن اصبغ]] مؤلف کتاب "اسماء جبال تهامه و سکان‌ها و ما فیها من القری"؛<ref>معجم المؤلفین، ج۶، ص۲۷۵.</ref> و [[معمر بن عباد]] از بزرگان [[معتزله]] که [[پیروان]] او به معمریه مشهور شدند.<ref>الفهرست، ص۲۰۷؛ الملل و النحل، ج۱، ص۶۵-۶۶.</ref>.<ref>[[سید علی خیرخواه علوی|خیرخواه علوی، سید علی]]، [[ثقیف (مقاله)|مقاله «ثقیف»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۵ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۵]]، ج۵، ص:۳۷۷-۳۷۹.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۱۵٬۲۸۷

ویرایش