جز
جایگزینی متن - 'تحقیق' به 'تحقیق'
جز (جایگزینی متن - 'فرد' به 'فرد') |
جز (جایگزینی متن - 'تحقیق' به 'تحقیق') |
||
| خط ۸۹: | خط ۸۹: | ||
==[[امام عصر]] و [[مبارزه]] با [[حاکم جائر]]== | ==[[امام عصر]] و [[مبارزه]] با [[حاکم جائر]]== | ||
یکی از ویژگیهای مؤمنان بنابر [[آیه]] {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا... يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا}}<ref>«خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند وعده داده است... (آنان) مرا میپرستند و چیزی را شریک من نمیگردانند» سوره نور، آیه ۵۵.</ref>[[شرک]] نورزیدن به خداست. [[طبرسی]] ذیل این [[آیه]] مینویسد: “... [[امام چهارم]] این [[آیه]] را خواند و فرمود: بر اساس روایاتی که در ذیل این [[آیه شریفه]] وارد شده است، به [[خدا]] آنها [[شیعیان]] ما هستند که [[خداوند]] به [[دست]] مردی از ما که [[مهدی این امت]] است، این وعدهها را درباره آنها انجام میدهد”<ref>{{متن حدیث|المروی عن اهل البیت{{عم}} أنها فی المهدی من آل محمد{{صل}} وَ رَوَى الْعَيَّاشِيُّ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ{{ع}} أَنَّهُ قَرَأَ هَذِهِ الْآيَةَ وَ قَالَ هُمْ وَ اللَّهِ شِيعَتُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ يَفْعَلُ اللَّهُ ذَلِكَ بِهِمْ عَلَى يَدَيْ رَجُلٍ مِنَّا وَ هُوَ مَهْدِيُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ الَّذِي قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فِيهِ لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّى يَأْتِيَ رَجُلٌ مِنْ عِتْرَتِي اسْمُهُ اسْمِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً وَ قَالَ وَ رَوَى مِثْلَ ذَلِكَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}}}. (امین الاسلام ابی علی الفضل بن الحسن الطبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه جمعی از مترجمان، ج۷، ص۲۴۰).</ref>. بر پایه بخششهای پایانی [[دعای افتتاح]]<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ الدَّاعِيَ إِلَى كِتَابِكَ وَ الْقَائِمَ بِدِينِكَ... لَا يُشْرِكُ بِكَ شَيْئاً}} (ر.ک: سیدعلی بن موسی بن طاووس، إقبال الاعمال، ص۶۰؛ ابیجعفر محمد بن حسن طوسی، مصباح المتهجد، ص۵۸۰).</ref>. مقصود از شاخص [[مؤمن]] در این [[آیه]]، [[حضرت مهدی موعود]]{{ع}} است، یا دستکم یکی از مصادیق بارز آن، [[حضرت حجت]] به شمار میرود. همچنین مراد از [[شرک]] بالله، که دامن ولیاش را از آن مبرّا دانسته است، [[پذیرش بیعت]] و [[اطاعت]] [[حاکمان جائر]] است؛ چنانکه به فرموده خود [[حضرت]]<ref> {{عربی|لیس فی عنقی بیعه طاغیه زمانی}} کلینی از اسحاق بن یعقوب نقل کرده که محمد بن عثمان از ناحیه مقدسه وارد کرده است: {{متن حدیث|... إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنْ آبَائِي إِلَّا وَ قَدْ وَقَعَتْ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطَاغِيَةِ زَمَانِهِ وَ إِنِّي أَخْرُجُ حِينَ أَخْرُجُ وَ لَا بَيْعَةَ لِأَحَدٍ مِنَ الطَّوَاغِيتِ فِي عُنُقِي}} (ر.ک: ابومنصور، احمد بن علی طبرسی، الإحتجاج، ج۲، ص۴۷۰؛ قطبالدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۳، ص۱۱۱۳؛ ابیجعفر محمد بن حسن طوسی، الغیبة، ص۲۹۰).</ref>،[[بیعت]] [[حاکمان جور]] بر [[ذمه]] ایشان نیست<ref>ر.ک: میرزا محمد حسین نایینی، تنبیه الامه و تنزیه المله، تصحیح و تحقیق سیدجواد ورعی، ص۵۶-۵۷.</ref>. بنابراین، [[شیعه]] [[معتقد]] است که نه تنها [[امام عصر]] زیر بار [[ستم]] و [[بیعت]] طاغوتهای زمان نمیرود، بلکه آن [[امام همام]] [[نظم]] و ساختار [[جهان]] را دگرگون خواهد کرد و آن را از [[ظلم]] و [[بیعدالتی]] [[نجات]] خواد داد. [[شیعه]] در [[انتظار]] چنین روزی به سر میبرد و برای فرارسیدن چنین روزی [[مبارزه]] میکند. در واقع، این [[انتظار]]،[[پیروزی]] [[حکومت عدل الهی]] بر حکومتهای [[کفر]] و [[ستم]] و | یکی از ویژگیهای مؤمنان بنابر [[آیه]] {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا... يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا}}<ref>«خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند وعده داده است... (آنان) مرا میپرستند و چیزی را شریک من نمیگردانند» سوره نور، آیه ۵۵.</ref>[[شرک]] نورزیدن به خداست. [[طبرسی]] ذیل این [[آیه]] مینویسد: “... [[امام چهارم]] این [[آیه]] را خواند و فرمود: بر اساس روایاتی که در ذیل این [[آیه شریفه]] وارد شده است، به [[خدا]] آنها [[شیعیان]] ما هستند که [[خداوند]] به [[دست]] مردی از ما که [[مهدی این امت]] است، این وعدهها را درباره آنها انجام میدهد”<ref>{{متن حدیث|المروی عن اهل البیت{{عم}} أنها فی المهدی من آل محمد{{صل}} وَ رَوَى الْعَيَّاشِيُّ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ{{ع}} أَنَّهُ قَرَأَ هَذِهِ الْآيَةَ وَ قَالَ هُمْ وَ اللَّهِ شِيعَتُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ يَفْعَلُ اللَّهُ ذَلِكَ بِهِمْ عَلَى يَدَيْ رَجُلٍ مِنَّا وَ هُوَ مَهْدِيُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ الَّذِي قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فِيهِ لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّى يَأْتِيَ رَجُلٌ مِنْ عِتْرَتِي اسْمُهُ اسْمِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً وَ قَالَ وَ رَوَى مِثْلَ ذَلِكَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}}}. (امین الاسلام ابی علی الفضل بن الحسن الطبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه جمعی از مترجمان، ج۷، ص۲۴۰).</ref>. بر پایه بخششهای پایانی [[دعای افتتاح]]<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ الدَّاعِيَ إِلَى كِتَابِكَ وَ الْقَائِمَ بِدِينِكَ... لَا يُشْرِكُ بِكَ شَيْئاً}} (ر.ک: سیدعلی بن موسی بن طاووس، إقبال الاعمال، ص۶۰؛ ابیجعفر محمد بن حسن طوسی، مصباح المتهجد، ص۵۸۰).</ref>. مقصود از شاخص [[مؤمن]] در این [[آیه]]، [[حضرت مهدی موعود]]{{ع}} است، یا دستکم یکی از مصادیق بارز آن، [[حضرت حجت]] به شمار میرود. همچنین مراد از [[شرک]] بالله، که دامن ولیاش را از آن مبرّا دانسته است، [[پذیرش بیعت]] و [[اطاعت]] [[حاکمان جائر]] است؛ چنانکه به فرموده خود [[حضرت]]<ref> {{عربی|لیس فی عنقی بیعه طاغیه زمانی}} کلینی از اسحاق بن یعقوب نقل کرده که محمد بن عثمان از ناحیه مقدسه وارد کرده است: {{متن حدیث|... إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنْ آبَائِي إِلَّا وَ قَدْ وَقَعَتْ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطَاغِيَةِ زَمَانِهِ وَ إِنِّي أَخْرُجُ حِينَ أَخْرُجُ وَ لَا بَيْعَةَ لِأَحَدٍ مِنَ الطَّوَاغِيتِ فِي عُنُقِي}} (ر.ک: ابومنصور، احمد بن علی طبرسی، الإحتجاج، ج۲، ص۴۷۰؛ قطبالدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۳، ص۱۱۱۳؛ ابیجعفر محمد بن حسن طوسی، الغیبة، ص۲۹۰).</ref>،[[بیعت]] [[حاکمان جور]] بر [[ذمه]] ایشان نیست<ref>ر.ک: میرزا محمد حسین نایینی، تنبیه الامه و تنزیه المله، تصحیح و تحقیق سیدجواد ورعی، ص۵۶-۵۷.</ref>. بنابراین، [[شیعه]] [[معتقد]] است که نه تنها [[امام عصر]] زیر بار [[ستم]] و [[بیعت]] طاغوتهای زمان نمیرود، بلکه آن [[امام همام]] [[نظم]] و ساختار [[جهان]] را دگرگون خواهد کرد و آن را از [[ظلم]] و [[بیعدالتی]] [[نجات]] خواد داد. [[شیعه]] در [[انتظار]] چنین روزی به سر میبرد و برای فرارسیدن چنین روزی [[مبارزه]] میکند. در واقع، این [[انتظار]]،[[پیروزی]] [[حکومت عدل الهی]] بر حکومتهای [[کفر]] و [[ستم]] و تحقیق آرمانهای بزرگ [[عدالتخواهی]]، [[اصلاحطلبی]] و [[ظلمستیزی]] است. این [[انتظار]]، [[انتظار]] [[قیام]] و انقلابی جهانی برای [[ظهور]] [[قدرت اسلام]] است. به فرموده [[امام خمینی]] “انتظار [[فرج]]، [[انتظار]] [[قدرت اسلام]] است”<ref>[[امام خمینی]]، صحیفه نور، ج۸، ص۳۷۴.</ref><ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۱۲۰.</ref>. | ||
==[[سیره مسلمانان]]== | ==[[سیره مسلمانان]]== | ||
[[سیره مسلمانان]] امروز و [[صدر اسلام]] نشان آن است که ایشان با [[حاکم جائر]] [[مبارزه]] میکردند و در برابر [[اعمال]] و خواستههای غیر [[مشروع]] آنان [[تسلیم]] نمیشدند. در اینجا تنها به چند نمونه آن، اشاره میکنیم. در [[واقعه حره]] که [[یزید بن معاویه]] [[حرم]] [[رسول خدا]]{{صل}} را [[مباح]] کرد، برگزیدههای [[مسلمانان]] و [[تابعان]] و [[فرزندان]] [[صحابه]] همچون [[عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه]]، [[عبدالله بن ابی عمرو بن حفص]]، [[منذر بن زبیر]] و [[عبدالله بن مطیع]] بر ضد [[یزید]] [[خروج]] کردند. [[عبدالله بن حنظله]] دراینباره میفرمود: “به [[خدا]] [[سوگند]]! ما بر [[یزید]] [[خروج]] نکردیم تا اینکه ترسیدیم از [[آسمان]] بر ما سنگ ببارد؛ مردی که [[مادران]]، [[دختران]] و [[خواهران]] را به [[نکاح]] میآورد و شراب مینوشد و [[نماز]] نمیخواند و [[فرزندان]] [[پیغمبران]] را میکشد”<ref>تذکره الخواص، ص۲۸۹؛ به نقل از: [[محمد مهدی آصفی|آصفی، محمد مهدی]]، مبانی نظری حکومت اسلامی (بررسی فقهی تطبیقی)، ترجمه محمد سپهری، ص۳۴۰-۳۴۱.</ref>. [[مسلمانان]] در زمان [[خلیفه سوم]] نیز بر [[حاکم جائر]] [[خروج]] کردند. [[مردم]] پس از آنکه دریافتند [[خلیفه]] [[مسلمانان]] به آنان [[ظلم]] میکند، علیه او [[اجماع]] و [[خروج]] کردند و او را کشتند<ref>ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۸، ص۴۰۵.</ref>. [[محمد عبده]] نیز با استناد به [[سیره امام حسین]]{{ع}} دراینباره میگوید: [[رأی]] غالب [[امتها]] در این روزگار، [[وجوب]] [[خروج]] بر [[ملوک]] [[مستبد]] و [[مفسد]] است. [[امت]] [[عثمانی]] بر [[سلطان]] خود [[خروج]] کرد و [[سلطنت]] را از او گرفت، و به موجب فتوای شیخالاسلام او را از [[خلافت]] [[خلع]] کرد<ref>ر.ک: محمد رشید رضا، المنار، ج۶، ص۲۶۸؛ به نقل از: [[محمد مهدی آصفی|آصفی، محمد مهدی]]، مبانی نظری حکومت اسلامی (بررسی فقهی تطبیقی)، ترجمه محمد سپهری، ص۳۳۹.</ref>. بدین ترتیب، [[مسلمانان]] در هر عصر و دورهای به [[خواری]] در برابر [[پادشاهان]] [[جائر]] خویش تن نداده و در برابر [[ظلم و ستم]] آنان [[مقاومت]] کردهاند و او را [[خلع]] میکردند یا با وی میجنگیدند. بنابراین، دستکم [[سیره]] [[مسلمانان]] [[صدر اسلام]] بر این نکته دلالت دارد که اگر شرایط فراهم بود، نه تنها با [[حکام جائر]] [[بیعت]] نمیکردند، بلکه از [[اوامر]] آنان سر میپیچیدند و با آنها [[مبارزه]] میکردند<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۱۲۱.</ref>. | [[سیره مسلمانان]] امروز و [[صدر اسلام]] نشان آن است که ایشان با [[حاکم جائر]] [[مبارزه]] میکردند و در برابر [[اعمال]] و خواستههای غیر [[مشروع]] آنان [[تسلیم]] نمیشدند. در اینجا تنها به چند نمونه آن، اشاره میکنیم. در [[واقعه حره]] که [[یزید بن معاویه]] [[حرم]] [[رسول خدا]]{{صل}} را [[مباح]] کرد، برگزیدههای [[مسلمانان]] و [[تابعان]] و [[فرزندان]] [[صحابه]] همچون [[عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه]]، [[عبدالله بن ابی عمرو بن حفص]]، [[منذر بن زبیر]] و [[عبدالله بن مطیع]] بر ضد [[یزید]] [[خروج]] کردند. [[عبدالله بن حنظله]] دراینباره میفرمود: “به [[خدا]] [[سوگند]]! ما بر [[یزید]] [[خروج]] نکردیم تا اینکه ترسیدیم از [[آسمان]] بر ما سنگ ببارد؛ مردی که [[مادران]]، [[دختران]] و [[خواهران]] را به [[نکاح]] میآورد و شراب مینوشد و [[نماز]] نمیخواند و [[فرزندان]] [[پیغمبران]] را میکشد”<ref>تذکره الخواص، ص۲۸۹؛ به نقل از: [[محمد مهدی آصفی|آصفی، محمد مهدی]]، مبانی نظری حکومت اسلامی (بررسی فقهی تطبیقی)، ترجمه محمد سپهری، ص۳۴۰-۳۴۱.</ref>. [[مسلمانان]] در زمان [[خلیفه سوم]] نیز بر [[حاکم جائر]] [[خروج]] کردند. [[مردم]] پس از آنکه دریافتند [[خلیفه]] [[مسلمانان]] به آنان [[ظلم]] میکند، علیه او [[اجماع]] و [[خروج]] کردند و او را کشتند<ref>ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۸، ص۴۰۵.</ref>. [[محمد عبده]] نیز با استناد به [[سیره امام حسین]]{{ع}} دراینباره میگوید: [[رأی]] غالب [[امتها]] در این روزگار، [[وجوب]] [[خروج]] بر [[ملوک]] [[مستبد]] و [[مفسد]] است. [[امت]] [[عثمانی]] بر [[سلطان]] خود [[خروج]] کرد و [[سلطنت]] را از او گرفت، و به موجب فتوای شیخالاسلام او را از [[خلافت]] [[خلع]] کرد<ref>ر.ک: محمد رشید رضا، المنار، ج۶، ص۲۶۸؛ به نقل از: [[محمد مهدی آصفی|آصفی، محمد مهدی]]، مبانی نظری حکومت اسلامی (بررسی فقهی تطبیقی)، ترجمه محمد سپهری، ص۳۳۹.</ref>. بدین ترتیب، [[مسلمانان]] در هر عصر و دورهای به [[خواری]] در برابر [[پادشاهان]] [[جائر]] خویش تن نداده و در برابر [[ظلم و ستم]] آنان [[مقاومت]] کردهاند و او را [[خلع]] میکردند یا با وی میجنگیدند. بنابراین، دستکم [[سیره]] [[مسلمانان]] [[صدر اسلام]] بر این نکته دلالت دارد که اگر شرایط فراهم بود، نه تنها با [[حکام جائر]] [[بیعت]] نمیکردند، بلکه از [[اوامر]] آنان سر میپیچیدند و با آنها [[مبارزه]] میکردند<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۱۲۱.</ref>. | ||
| خط ۱۰۴: | خط ۱۰۴: | ||
#شواهد و قرائنی وجود دارد که مراد از [[پرچم]] برافراشته شده پیش از [[قیام قائم]]{{ع}} هر پرچمی نیست، بلکه منظور [[علمی]] است که در مقابل [[خدا]] و [[رسول]] و [[امام]] برافراشته شود و صاحب آن [[پرچم]]، [[مردم]] را به نفس خویش [[دعوت]] کند. بنابراین نمیتوان [[قیام]] فقهایی را که به [[نیابت از امام زمان]]{{ع}} [[مبارزه]] کردهاند در زمره این دسته از [[روایات]] دانست. [[بهترین]] [[شاهد]] این مدعا آن است که [[امام صادق]] و [[امام رضا]]{{ع}} [[قیام زید بن علی]] را بسیار [[تأیید]] کردهاند. [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[زید]] میفرماید: “زید مردی عالم و راستگو بود و هرگز به سوی خود [[دعوت]] نکرد، بلکه به [[امام]] مقبول و [[مرضی]] از [[آل]] [[رسول]]{{صل}} [[دعوت]] کرد و اگر موفق شده بود به [[عهد]] خود [[وفا]] میکرد. او برای شکستن [[قدرت]] منسجم طاغوتی و غیرخدایی [[بنیامیه]] [[خروج]] کرد”<ref>{{متن حدیث|مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ{{ع}}: أَنَّهُ سَمِعَ أَبَاهُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ يَقُولُ رَحِمَ اللَّهُ عَمِّي زَيْداً إِنَّهُ دَعَا إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَوْ ظَفِرَ لَوَفَى بِمَا دَعَا إِلَيْهِ وَ قَدِ اسْتَشَارَنِي فِي خُرُوجِهِ}} (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۷۴).</ref>. همچنین در روایتی، [[امام صادق]]{{ع}} وی را [[شهید]] خوانده است. در [[روایت]] دیگری، [[هدف]] [[قیام]] [[زید]] اجرای [[فریضه]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] معرفی شده است<ref>{{متن حدیث|إِنَّ زَيْدَ بْنَ عَلِيٍّ{{ع}} خَرَجَ عَلَى سَبِيلِ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ- لَا عَلَى سَبِيلِ الْمُخَالَفَةِ لِابْنِ أَخِيهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ{{ع}}}} (ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۹۸).</ref>. بنابراین از دیدگاه این [[روایات]]، هر قیامی مردود نیست و قیامهایی که در [[خدمت]] [[دین]] و [[اهل بیت]] باشد، پذیرفته است. | #شواهد و قرائنی وجود دارد که مراد از [[پرچم]] برافراشته شده پیش از [[قیام قائم]]{{ع}} هر پرچمی نیست، بلکه منظور [[علمی]] است که در مقابل [[خدا]] و [[رسول]] و [[امام]] برافراشته شود و صاحب آن [[پرچم]]، [[مردم]] را به نفس خویش [[دعوت]] کند. بنابراین نمیتوان [[قیام]] فقهایی را که به [[نیابت از امام زمان]]{{ع}} [[مبارزه]] کردهاند در زمره این دسته از [[روایات]] دانست. [[بهترین]] [[شاهد]] این مدعا آن است که [[امام صادق]] و [[امام رضا]]{{ع}} [[قیام زید بن علی]] را بسیار [[تأیید]] کردهاند. [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[زید]] میفرماید: “زید مردی عالم و راستگو بود و هرگز به سوی خود [[دعوت]] نکرد، بلکه به [[امام]] مقبول و [[مرضی]] از [[آل]] [[رسول]]{{صل}} [[دعوت]] کرد و اگر موفق شده بود به [[عهد]] خود [[وفا]] میکرد. او برای شکستن [[قدرت]] منسجم طاغوتی و غیرخدایی [[بنیامیه]] [[خروج]] کرد”<ref>{{متن حدیث|مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ{{ع}}: أَنَّهُ سَمِعَ أَبَاهُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ يَقُولُ رَحِمَ اللَّهُ عَمِّي زَيْداً إِنَّهُ دَعَا إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَوْ ظَفِرَ لَوَفَى بِمَا دَعَا إِلَيْهِ وَ قَدِ اسْتَشَارَنِي فِي خُرُوجِهِ}} (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۷۴).</ref>. همچنین در روایتی، [[امام صادق]]{{ع}} وی را [[شهید]] خوانده است. در [[روایت]] دیگری، [[هدف]] [[قیام]] [[زید]] اجرای [[فریضه]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] معرفی شده است<ref>{{متن حدیث|إِنَّ زَيْدَ بْنَ عَلِيٍّ{{ع}} خَرَجَ عَلَى سَبِيلِ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ- لَا عَلَى سَبِيلِ الْمُخَالَفَةِ لِابْنِ أَخِيهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ{{ع}}}} (ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۹۸).</ref>. بنابراین از دیدگاه این [[روایات]]، هر قیامی مردود نیست و قیامهایی که در [[خدمت]] [[دین]] و [[اهل بیت]] باشد، پذیرفته است. | ||
#برخی افراد با عنوان [[مهدی موعود]] [[قیام]] کرده و با [[سوء]] استفاده از [[فرهنگ انتظار]] [[شیعه]]، [[ادعای مهدویت]] نمودهاند. برای مثال، از [[بحث مهدویت]] در زمان [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{ع}} سوءاستفادههای بسیار شد. حتی [[پدر]] مختار به [[مهدویت]] [[محمد بن حنفیه]] [[معتقد]] بود. در روایاتی نیز آمده است که گاهی برخی [[اصحاب ائمه]]{{عم}} به آنان [[قیام]] و [[مبارزه مسلحانه]] را با عنوان [[مهدویت]] پیشنهاد میدادند، ولی آن بزرگواران این [[فکر]] را به شدت رد میکردند و میفرمودند: امامی که باید [[قیام]] کند و [[حکومت جهانی]] را تشکیل دهد ما نیستیم؛ بلکه از [[فرزندان]] ماست و هنوز متولد نشده است<ref>برای مطالعه بیشتر در این زمینه، ر.ک: احمد آذری قمی، “انقلابهای قبل از انقلاب مهدی{{ع}}”، مجله نور علم، ش۹، فروردین ۱۳۶۴، ص۵۹-۶۵.</ref>. پس منظور از [[طاغوت]] در این گروه [[روایات]] کسی است که [[لباس]] [[مهدویت]] را به [[باطل]] میپوشد و خود را جای آن [[حضرت]] به [[مردم]] معرفی میکند. بنابراین این دسته از [[روایات]] را نمیتوان به طور عام شامل هر قیامی، از جمله [[فقها]] که به [[حق]] و به [[نیابت از امام زمان]]{{ع}} برمی خیزند، دانست. | #برخی افراد با عنوان [[مهدی موعود]] [[قیام]] کرده و با [[سوء]] استفاده از [[فرهنگ انتظار]] [[شیعه]]، [[ادعای مهدویت]] نمودهاند. برای مثال، از [[بحث مهدویت]] در زمان [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{ع}} سوءاستفادههای بسیار شد. حتی [[پدر]] مختار به [[مهدویت]] [[محمد بن حنفیه]] [[معتقد]] بود. در روایاتی نیز آمده است که گاهی برخی [[اصحاب ائمه]]{{عم}} به آنان [[قیام]] و [[مبارزه مسلحانه]] را با عنوان [[مهدویت]] پیشنهاد میدادند، ولی آن بزرگواران این [[فکر]] را به شدت رد میکردند و میفرمودند: امامی که باید [[قیام]] کند و [[حکومت جهانی]] را تشکیل دهد ما نیستیم؛ بلکه از [[فرزندان]] ماست و هنوز متولد نشده است<ref>برای مطالعه بیشتر در این زمینه، ر.ک: احمد آذری قمی، “انقلابهای قبل از انقلاب مهدی{{ع}}”، مجله نور علم، ش۹، فروردین ۱۳۶۴، ص۵۹-۶۵.</ref>. پس منظور از [[طاغوت]] در این گروه [[روایات]] کسی است که [[لباس]] [[مهدویت]] را به [[باطل]] میپوشد و خود را جای آن [[حضرت]] به [[مردم]] معرفی میکند. بنابراین این دسته از [[روایات]] را نمیتوان به طور عام شامل هر قیامی، از جمله [[فقها]] که به [[حق]] و به [[نیابت از امام زمان]]{{ع}} برمی خیزند، دانست. | ||
# [[سند]] بسیاری از این [[روایات ضعیف]] و مخدوش است و در | # [[سند]] بسیاری از این [[روایات ضعیف]] و مخدوش است و در تحقیق جداگانهای باید تکتک آنها بررسی شود. همچنین این دسته از [[روایات]] با [[عقل]]، [[روایات]] دیگر، [[سیره]] ائمه{{عم}} و [[آیات محکم]] [[قرآن]] که درباره [[ظلم]] و [[استکبارستیزی]] و کوشش برای برپایی [[قسط]] و داد بر روی [[زمین]] آمده، [[تعارض]] دارد. افزون بر این، خطاب برخی از این [[روایات]] خاص است، نه عام، و درباره واقعهای خاص وارد شده است و حکمی عام را برای همه [[قیامها]] صادر نمیکند. در پاسخِ آخرین دسته از [[روایات]] باید گفت که این [[روایات]] ناظر به آن است که در [[مبارزه]] با [[حاکمان جور]] باید [[تدبیر]] و [[تأمل]] داشت و بدون آن، نیرو و توان خود را هدر نداد تا با موفقیت همراه شود. همچنین برخی از این [[روایات]] از سر [[تقیه]] صادر شده است<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۱۳۲.</ref>. | ||
==[[همکاری با حاکم جائر]]== | ==[[همکاری با حاکم جائر]]== | ||