کمیل بن زیاد نخعی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۷: خط ۲۷:


==[[شهادت]] [[کمیل]] به دست [[حجاج بن یوسف ثقفی]]==
==[[شهادت]] [[کمیل]] به دست [[حجاج بن یوسف ثقفی]]==
[[حجاج بن یوسف ثقفی]] [[حاکم ستمگر]] [[کوفه]] از جانب [[معاویه]] در این [[اندیشه]] بود که همه [[یاران حضرت علی]]{{ع}} را به [[قتل]] برساند تا برای همیشه [[تاریخ]] نامی از [[علی]]{{ع}} نماند و در همین راستا وقتی [[تصمیم]] به کشتن [[کمیل]] گرفت، [[کمیل]] فرار کرد، اما [[حجاج بن یوسف ثقفی]] بر [[اقوام]] و [[قبیله]] او بسیار سخت گرفت، تا [[کمیل]] را تحویل دهند و یا از مخفیگاه او خبررسانی نمایند، لذا [[کمیل]] برای در [[امان]] ماندن [[قبیله]] و خویشاوندانش خود را [[تسلیم]] نمود، همین که [[حجاج بن یوسف ثقفی]] چشمش به او افتاد، گفت: من [[آرزو]] داشتم تو را دستگیر می‌کردم تا بهانه‌ای برای کشتنت داشته باشم، اکنون تو خود آمده‌ای؟
[[حجاج بن یوسف ثقفی]] [[حاکم ستمگر]] [[کوفه]] از جانب [[معاویه]] در این [[اندیشه]] بود که همه [[یاران حضرت علی]]{{ع}} را به [[قتل]] برساند تا برای همیشه نامی از [[علی]]{{ع}} نماند. به همین منظور در سال ۸۲ یا ۸۳ [[هجری]] [[دستور]] داد سر [[کمیل بن زیاد]]، آن پیرمرد [[مظلوم]] و با [[فضیلت]] را از [[بدن]] جدا کردند و همان گونه که مولایش [[علی]]{{ع}} به او خبر داده بود به [[شهادت]] رسید و پیکر مطهرش در محلی به نام [[ثویه]] (نزدیکی [[مسجد]] حنانه در اطراف [[نجف اشرف]] که امروز [[مزار]] [[شیعیان]] است) به [[خاک]] سپردند<ref>ارشاد مفید، ج۱، ص۳۲۷؛ تاریخ طبری، ج۶، ص۳۶۵؛ تهذیب التهذیب، ج۶، ص۵۸۹؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۲۲.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۱۷۶-۱۱۷۷؛ [[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۷۲-۴۷۵؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۷۵؛ [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۵۲-۶۵۵.</ref>
 
[[کمیل]] گفت: ای [[حجاج بن یوسف ثقفی]]، صدایت را برای من بلند نکن، و بنای خانه‌ات را منهدم مساز، به [[خدا]] [[سوگند]]، از [[عمر]] من چیزی باقی نمانده است جز به مقدار باقی مانده غبار. پس در مورد من هر چه می‌خواهی بکن که وعدۀ [[دیدار]] ما در پیشگاه [[خداوند]] است و بعد از کشتن هم حسابی در کار است. و البته ای [[حجاج بن یوسف ثقفی]]، این را نیز بدان که مولایم [[امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب]]{{ع}} به من خبر داده است که تو [[قاتل]] من خواهی بود! [[حجاج بن یوسف ثقفی]] گفت: پس در این صورت [[حجت]] بر تو تمام است (و [[حق]] توست که کشته شوی) و من تو را به [[قتل]] خواهم رساند. [[کمیل]] گفت: در صورتی [[حجت]] بر من تمام خواهد بود که [[قضاوت]] به دست تو باشد. [[حجاج]] گفت: آری، [[قضاوت]] به دست من است، مگر نه اینکه تو از قاتلانِ [[عثمان بن عفان]] بودی؟ سپس [[دستور]] داد سر آن پیرمرد [[مظلوم]] و با [[فضیلت]] را از [[بدن]] جدا کردند و همان گونه که مولایش [[علی]]{{ع}} به او خبر داده بود، به [[شهادت]] رسید و [[روح]] بلندش به مولایش [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} پیوست و پیکر مطهرش در محلی به نام [[ثویه]] (نزدیکی [[مسجد]] حنانه در اطراف [[نجف اشرف]] که امروز [[مزار]] [[شیعیان]] است) به [[خاک]] سپردند<ref>ارشاد مفید، ج۱، ص۳۲۷؛ تاریخ طبری، ج۶، ص۳۶۵؛ تهذیب التهذیب، ج۶، ص۵۸۹؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۲۲.</ref>.
 
این واقعه دلخراش به سال ۸۲ یا ۸۳ [[هجری]] است و [[شهادت]] این رادمرد [[الهی]] و افسر [[فداکار]] [[اسلام]] به دست ابوجهم بن [[کنانه]] کلبی و به [[فرمان]] [[حجاج بن یوسف ثقفی]]، انجام شد<ref>ر.ک: تهذیب التهذیب، ج۶، ص۵۹۳.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۱۷۶-۱۱۷۷؛ [[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۷۲-۴۷۵؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۷۵؛ [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۵۲-۶۵۵.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۲۹٬۵۷۲

ویرایش