بنی عدی بن کعب: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} ==مقدمه== بنی‌عدی، خاندان عدی بن کعب بن لُؤَ...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:


==مقدمه==
==مقدمه==
[[بنی‌عدی]]، [[خاندان]] [[عدی بن کعب بن لُؤَی]] بودند که در جد هشتم [[پیامبر]]{{صل}}، هم‌نسب هستند و از طوائف [[قریش]] به شمار می‌روند. برخی از افراد این [[قبیله]] [[مناصب]] مهمی از جمله [[خلافت]] پیامبر{{صل}}، را به عهده داشته و در تصمیمات [[حکومتی]] نقش بسزایی داشتند. نقش این قبیله در تاثیرات حرمین بسیار پررنگ است و آنها با توجه به در دست داشتن [[حکومت]] در دوره‌های مختلف در رویدادهای حرمین و در پیشبرد یا ممانعت از گسترس [[اسلام]] بسیار تاثیرگذار بودند.<ref>[[مهدی ایوبی|ایوبی، مهدی]]، [[بنی ‌عدی بن کعب (مقاله)|مقاله «بنی ‌عدی بن کعب»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۴۷۰.</ref>
[[بنی عدی]]، [[خاندان]] [[عدی بن کعب بن لُؤَی]] بودند که در جد هشتم [[پیامبر]]{{صل}}، هم‌نسب هستند و از طوائف [[قریش]] به شمار می‌روند. برخی از افراد این [[قبیله]] [[مناصب]] مهمی از جمله [[خلافت]] پیامبر{{صل}}، را به عهده داشته و در تصمیمات [[حکومتی]] نقش بسزایی داشتند. نقش این قبیله در تاثیرات حرمین بسیار پررنگ است و آنها با توجه به در دست داشتن [[حکومت]] در دوره‌های مختلف در رویدادهای حرمین و در پیشبرد یا ممانعت از گسترس [[اسلام]] بسیار تاثیرگذار بودند.<ref>[[مهدی ایوبی|ایوبی، مهدی]]، [[بنی ‌عدی بن کعب (مقاله)|مقاله «بنی ‌عدی بن کعب»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۴۷۰.</ref>


==نسب‌شناسی==
==نسب‌شناسی==
بنی‌عدی، خاندان [[عدی بن کعب بن لُؤَی]] بودند.<ref>انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۸۴؛ معجم قبائل العرب، ج۲، ص۷۶۶.</ref>  
بنی عدی، خاندان [[عدی بن کعب بن لُؤَی]] بودند.<ref>انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۸۴؛ معجم قبائل العرب، ج۲، ص۷۶۶.</ref>  
[[نسب]] این تیره با [[رسول خدا]]، در کعب، جد هشتم وی، به هم می‌رسد. بنی‌عدی قبیله [[خلیفه دوم]] [[عمر بن خطاب]] است. [[قبایل]] و تیره‌هایی دیگر نیز از [[عرب]] [[عدنانی]] و [[قحطانی]] با عنوان بنی‌عدی شناخته می‌شوند که [[بنی‌ عدی بن عبدمناه]]، [[بنی ‌عدی بن رباب]]، [[بنی ‌عدی بن اخرم]]، [[بنی‌ عدی بن اشرس]]، [[بنی‌ عدی بن جناب]]، [[بنی‌ عدی بن حارث]]، [[بنی‌ عدی بن نجار]] و [[بنی‌ عدی بن فزاره]] از آن جمله هستند.<ref>الانساب، ج۹، ص۲۵۱-۲۵۷؛ معجم قبائل العرب، ج۲، ص۷۶۳-۷۶۶.</ref>  
[[نسب]] این تیره با [[رسول خدا]]، در کعب، جد هشتم وی، به هم می‌رسد. بنی عدی قبیله [[خلیفه دوم]] [[عمر بن خطاب]] است. [[قبایل]] و تیره‌هایی دیگر نیز از [[عرب]] [[عدنانی]] و [[قحطانی]] با عنوان بنی عدی شناخته می‌شوند که [[بنی‌ عدی بن عبدمناه]]، [[بنی ‌عدی بن رباب]]، [[بنی ‌عدی بن اخرم]]، [[بنی‌ عدی بن اشرس]]، [[بنی‌ عدی بن جناب]]، [[بنی‌ عدی بن حارث]]، [[بنی‌ عدی بن نجار]] و [[بنی‌ عدی بن فزاره]] از آن جمله هستند.<ref>الانساب، ج۹، ص۲۵۱-۲۵۷؛ معجم قبائل العرب، ج۲، ص۷۶۳-۷۶۶.</ref>  


[[پدر]] عدی، کعب، نخستین کسی دانسته شده که [[مردم]] را در [[روز]] عَروبه (نام پیشین [[روز جمعه]] در [[جاهلیت]]) گرد آورد و آن را "[[جمعه]]" نامید و در آن روز و در ایام [[حج]] [[خطبه]] خواند.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۴۱؛ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۳۶.</ref> در منابع به [[محل]] [[خطابه]] وی در حج اشاره نشده است. کعب میان عرب منزلتی بس گران یافت؛ به گونه‌ای که از سوی قریش، [[سال]] درگذشت او تا هنگام [[عام الفیل]]، مبدأ [[تاریخ]] قرار گرفت.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۴۱؛ تاریخ خلیفه، ص۱۴؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۹۱.</ref>  
[[پدر]] عدی، کعب، نخستین کسی دانسته شده که [[مردم]] را در [[روز]] عَروبه (نام پیشین [[روز جمعه]] در [[جاهلیت]]) گرد آورد و آن را "[[جمعه]]" نامید و در آن روز و در ایام [[حج]] [[خطبه]] خواند.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۴۱؛ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۳۶.</ref> در منابع به [[محل]] [[خطابه]] وی در حج اشاره نشده است. کعب میان عرب منزلتی بس گران یافت؛ به گونه‌ای که از سوی قریش، [[سال]] درگذشت او تا هنگام [[عام الفیل]]، مبدأ [[تاریخ]] قرار گرفت.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۴۱؛ تاریخ خلیفه، ص۱۴؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۹۱.</ref>  


عدی یکی از سه فرزند کعب<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۴۷؛ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۳۶.</ref> از همسرش حبیبه دختر [[بجالة بن سعد]]<ref>تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۳۶.</ref> بود. خود نیز دو پسر و یک دختر به نام رزاح، عُوَیج و الوف یا الود<ref>نسب قریش، ص۳۴۶، ۳۸۶.</ref> داشت. [[نسل]] عدی از هر دو پسر ادامه یافت<ref>جمهرة انساب العرب، ص۱۵۰-۱۵۹.</ref> و [[فرزندان]] آن دو، تیره‌های گوناگون [[بنی‌عدی]] را تشکیل دادند.
عدی یکی از سه فرزند کعب<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۴۷؛ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۳۶.</ref> از همسرش حبیبه دختر [[بجالة بن سعد]]<ref>تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۳۶.</ref> بود. خود نیز دو پسر و یک دختر به نام رزاح، عُوَیج و الوف یا الود<ref>نسب قریش، ص۳۴۶، ۳۸۶.</ref> داشت. [[نسل]] عدی از هر دو پسر ادامه یافت<ref>جمهرة انساب العرب، ص۱۵۰-۱۵۹.</ref> و [[فرزندان]] آن دو، تیره‌های گوناگون [[بنی عدی]] را تشکیل دادند.


[[نسب]] پیامبر{{صل}} از جانب جدّات [[مادری]] به [[عویج بن عدی]] می‌رسد<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۱۱۰؛ الطبقات، ج۱، ص۴۹؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۵۳۲.</ref> زیرا [[آمنه بنت وهب]]، دختر [[برّه بنت عبدالعزی بن عثمان]]، و او دختر‌ [[ام‌حبیبه بنت اسد بن عبدالعزی]]؛ و‌ [[ام‌حبیبه]] دختر [[برّه بنت عوف بن عبید بن عویج]] بود.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۵۳۲.</ref>  
[[نسب]] پیامبر{{صل}} از جانب جدّات [[مادری]] به [[عویج بن عدی]] می‌رسد<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۱۱۰؛ الطبقات، ج۱، ص۴۹؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۵۳۲.</ref> زیرا [[آمنه بنت وهب]]، دختر [[برّه بنت عبدالعزی بن عثمان]]، و او دختر‌ [[ام‌حبیبه بنت اسد بن عبدالعزی]]؛ و‌ [[ام‌حبیبه]] دختر [[برّه بنت عوف بن عبید بن عویج]] بود.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۵۳۲.</ref>  


خانه‌های بنی‌عدی در [[روزگار]] [[جاهلیت]] از کنار باب الصفا که پس از [[اسلام]] باب [[بنی‌مخزوم]] خوانده شد، تا [[کوه صفا]] امتداد داشت. از این‌رو، به آن "باب [[بنی‌عدی بن کعب]]" نیز گفته می‌شد.<ref>اخبار مکه، ازرقی، ج۲، ص۹۰؛ تاریخ مکة المشرفه، ج۱، ص۷۴.</ref>  
خانه‌های بنی عدی در [[روزگار]] [[جاهلیت]] از کنار باب الصفا که پس از [[اسلام]] باب [[بنی‌مخزوم]] خوانده شد، تا [[کوه صفا]] امتداد داشت. از این‌رو، به آن "باب [[بنی عدی بن کعب]]" نیز گفته می‌شد.<ref>اخبار مکه، ازرقی، ج۲، ص۹۰؛ تاریخ مکة المشرفه، ج۱، ص۷۴.</ref>  


[[فاکهی]] گویا این نام‌گذاری را نپذیرفته؛ زیرا آن را از گمان‌های مکیان شمرده است.<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۲، ص۱۹۱.</ref> بر پایه گزارش فاکهی، [[قصی بن کلاب]] هنگام [[تعیین]] و وا‌گذاری بخش‌های گوناگون [[مکه]] به تیره‌های [[قریش]] «[[اسفل]] الثنیه» را به بنی‌عدی واگذار کرد.<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۳، ص۲۶۰.</ref> بنی‌عدی بعدها به سبب [[ستیز]] با بنی‌عبدشمس منازل خود نزدیک [[صفا]] را ترک کردند و به محله [[بنی‌سهم]] در شمال غربی مکه رفته، با آنها هم‌پیمان شدند و شماری از منازل آنها را خریدند.<ref>اخبار مکه، ازرقی، ج۲، ص۹۰.</ref>  
[[فاکهی]] گویا این نام‌گذاری را نپذیرفته؛ زیرا آن را از گمان‌های مکیان شمرده است.<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۲، ص۱۹۱.</ref> بر پایه گزارش فاکهی، [[قصی بن کلاب]] هنگام [[تعیین]] و وا‌گذاری بخش‌های گوناگون [[مکه]] به تیره‌های [[قریش]] «[[اسفل]] الثنیه» را به بنی عدی واگذار کرد.<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۳، ص۲۶۰.</ref> بنی عدی بعدها به سبب [[ستیز]] با بنی‌عبدشمس منازل خود نزدیک [[صفا]] را ترک کردند و به محله [[بنی‌سهم]] در شمال غربی مکه رفته، با آنها هم‌پیمان شدند و شماری از منازل آنها را خریدند.<ref>اخبار مکه، ازرقی، ج۲، ص۹۰.</ref>  


میان بنی‌عدی و بنی‌سهم، [[قرابت]] نسبی و پیمانی دو جانبه وجود داشت؛ اما در ستیزی که میان افرادی از این دو [[قبیله]] روی داد و به [[قتل]] یکی از عدویون انجامید، این [[پیمان]] از سوی بنی‌عدی فسخ شد.<ref>المنمق، ص۲۶۶-۲۶۷.</ref> بنی‌عدی همچنین بعدها سراهایی در [[مدینه]] داشتند. ابن‌شبه بابی به آنها اختصاص داده است.<ref>تاریخ المدینه، ج۱، ص۲۴۷.</ref> از [[هم‌پیمانان]] دیگر بنی‌عدی می‌توان به [[عامر بن ربیعة بن مالک عنزی]] و [[واقد بن عبدالله تمیمی]]، هم‌پیمانان [[خطاب بن نفیل]] در روزگار جاهلیت، و نیز [[عاقل بن ابی‌البکیر]] یا [[غافل بن ابی‌البکیر]]<ref>الطبقات، ج۳، ص۲۹۸؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۳۹. انساب الاشراف، ج۱، ص۲۹۶؛ الاستیعاب، ج۳، ص۱۲۳۵.</ref> از [[بنی‌ سعد بن لیث]]، هم‌پیمان [[نفیل بن عبدالعزی]]، جد [[عمر بن خطاب]]، اشاره کرد. خطاب پس از هم‌پیمانی با [[عامر]] وی را فرزند خود خواند و از آن پس به عامر بن خطاب شناخته می‌شد تا این که [[آیه]] {{متن قرآن|ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَلَكِنْ مَا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«آنان را به (نام) پدرانشان بخوانید، این نزد خداوند دادگرانه‌تر است و اگر پدرانشان را نمی‌شناسید برادران دینی و وابستگان  شمایند و شما را در آنچه اشتباه کرده‌اید گناهی نیست اما در آنچه دل‌هایتان به قصد، خواسته است (گناهکارید) و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده» سوره احزاب، آیه ۵.</ref> نازل شد و عامر به [[نسب]] خود بازگشت.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۸؛ تاریخ دمشق، ج۲۵، ص۳۲۰.</ref> وی پیش از ورود [[پیامبر]] به [[خانه]] [[ارقم مخزومی]] [[مسلمان]] شد و همراه همسرش [[لیلی]] دختر [[ابی‌حثمه عدویه]] به [[حبشه]] [[هجرت]] کرد.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۷؛ الاستیعاب، ج۲، ص۷۹۰-۷۹۱.</ref>  
میان بنی عدی و بنی‌سهم، [[قرابت]] نسبی و پیمانی دو جانبه وجود داشت؛ اما در ستیزی که میان افرادی از این دو [[قبیله]] روی داد و به [[قتل]] یکی از عدویون انجامید، این [[پیمان]] از سوی بنی عدی فسخ شد.<ref>المنمق، ص۲۶۶-۲۶۷.</ref> بنی عدی همچنین بعدها سراهایی در [[مدینه]] داشتند. ابن‌شبه بابی به آنها اختصاص داده است.<ref>تاریخ المدینه، ج۱، ص۲۴۷.</ref> از [[هم‌پیمانان]] دیگر بنی عدی می‌توان به [[عامر بن ربیعة بن مالک عنزی]] و [[واقد بن عبدالله تمیمی]]، هم‌پیمانان [[خطاب بن نفیل]] در روزگار جاهلیت، و نیز [[عاقل بن ابی‌البکیر]] یا [[غافل بن ابی‌البکیر]]<ref>الطبقات، ج۳، ص۲۹۸؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۳۹. انساب الاشراف، ج۱، ص۲۹۶؛ الاستیعاب، ج۳، ص۱۲۳۵.</ref> از [[بنی‌ سعد بن لیث]]، هم‌پیمان [[نفیل بن عبدالعزی]]، جد [[عمر بن خطاب]]، اشاره کرد. خطاب پس از هم‌پیمانی با [[عامر]] وی را فرزند خود خواند و از آن پس به عامر بن خطاب شناخته می‌شد تا این که [[آیه]] {{متن قرآن|ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَلَكِنْ مَا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«آنان را به (نام) پدرانشان بخوانید، این نزد خداوند دادگرانه‌تر است و اگر پدرانشان را نمی‌شناسید برادران دینی و وابستگان  شمایند و شما را در آنچه اشتباه کرده‌اید گناهی نیست اما در آنچه دل‌هایتان به قصد، خواسته است (گناهکارید) و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده» سوره احزاب، آیه ۵.</ref> نازل شد و عامر به [[نسب]] خود بازگشت.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۸؛ تاریخ دمشق، ج۲۵، ص۳۲۰.</ref> وی پیش از ورود [[پیامبر]] به [[خانه]] [[ارقم مخزومی]] [[مسلمان]] شد و همراه همسرش [[لیلی]] دختر [[ابی‌حثمه عدویه]] به [[حبشه]] [[هجرت]] کرد.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۷؛ الاستیعاب، ج۲، ص۷۹۰-۷۹۱.</ref>  


در [[ستیز]] [[بنی‌عبدمناف]] با [[بنی‌عبدالدار]] بر تقسیم [[مناصب]] [[مکه]] به سال ۳۵<ref>تاریخ خلیفه، ص۱۶؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۲۹۰.</ref> [[عام الفیل]]،<ref>المنمق، ص۲۷۳؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۲۸۹.</ref> [[بنی‌عدی]] و برخی از تیره‌های [[قریش]] در پیمان لعقة الدم ([[حلف]] الاحلاف)<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۵۶.</ref> به [[حمایت]] از [[بنی‌عبدالدار]] برخاستند.<ref>المنمق، ص۳۳، ۲۷۳-۲۷۵؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۵۸.</ref> این پیمان از آن رو "لعقة الدم" نام گرفت که بنی‌عدی به بستن پیمان با [[خون]] [[اصرار]] کردند و حتی برخی از آنها خون لیسیدند.<ref>المنمق، ص۳۳، ۱۹۰؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۵۸.</ref>  
در [[ستیز]] [[بنی‌عبدمناف]] با [[بنی‌عبدالدار]] بر تقسیم [[مناصب]] [[مکه]] به سال ۳۵<ref>تاریخ خلیفه، ص۱۶؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۲۹۰.</ref> [[عام الفیل]]،<ref>المنمق، ص۲۷۳؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۲۸۹.</ref> [[بنی عدی]] و برخی از تیره‌های [[قریش]] در پیمان لعقة الدم ([[حلف]] الاحلاف)<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۵۶.</ref> به [[حمایت]] از [[بنی‌عبدالدار]] برخاستند.<ref>المنمق، ص۳۳، ۲۷۳-۲۷۵؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۵۸.</ref> این پیمان از آن رو "لعقة الدم" نام گرفت که بنی عدی به بستن پیمان با [[خون]] [[اصرار]] کردند و حتی برخی از آنها خون لیسیدند.<ref>المنمق، ص۳۳، ۱۹۰؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۵۸.</ref>  


در نبردهای قریش با [[قبایل]] دیگر و نیز ستیزهای درونی قریش در [[جاهلیت]]، [[سفارت]] قریش ([[نمایندگی]] در مذاکراتشان میان قبایل گوناگون)<ref>الاستیعاب، ج۳، ص۱۱۴۵.</ref> بر عهده افرادی از بنی‌عدی از جمله عمر بن خطاب بود.<ref>اسد الغابه، ج۳، ص۶۴۳.</ref> نیز آورده‌اند که اگر داوری یا مفاخره‌ای رخ می‌داد، وی را به نمایندگی برمی‌گزیدند.<ref>اسد الغابه، ج۳، ص۶۴۳.</ref> همچنین [[نفیل بن عبدالعزی بن ریاح]]، جد [[عمر]]، در [[روزگار]] جاهلیت یکی از [[کاهنان]] و داوران قریش و از جمله کسانی بود که [[مردم]] برای [[رفع اختلافات]] به او [[رجوع]] می‌کردند.<ref>المحبر، ص۱۳۳؛ المنمق، ص۳۶۸.</ref>  
در نبردهای قریش با [[قبایل]] دیگر و نیز ستیزهای درونی قریش در [[جاهلیت]]، [[سفارت]] قریش ([[نمایندگی]] در مذاکراتشان میان قبایل گوناگون)<ref>الاستیعاب، ج۳، ص۱۱۴۵.</ref> بر عهده افرادی از بنی عدی از جمله عمر بن خطاب بود.<ref>اسد الغابه، ج۳، ص۶۴۳.</ref> نیز آورده‌اند که اگر داوری یا مفاخره‌ای رخ می‌داد، وی را به نمایندگی برمی‌گزیدند.<ref>اسد الغابه، ج۳، ص۶۴۳.</ref> همچنین [[نفیل بن عبدالعزی بن ریاح]]، جد [[عمر]]، در [[روزگار]] جاهلیت یکی از [[کاهنان]] و داوران قریش و از جمله کسانی بود که [[مردم]] برای [[رفع اختلافات]] به او [[رجوع]] می‌کردند.<ref>المحبر، ص۱۳۳؛ المنمق، ص۳۶۸.</ref>  


بنی‌عدی در بازسازیی کعبه (پنج سال [[پیش از بعثت]]) همراه [[بنی‌عبدالدار]] و [[بنی‌اسد بن عبدالعزّی]] [[مسؤولیت]] بنای دیوار برابر [[حجرالاسود]] (حد فاصل رکن شامی و [[یمانی]]) را بر عهده گرفتند<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۱۹۵-۱۹۶؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۹۹؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۲۸۸.</ref>.<ref>[[مهدی ایوبی|ایوبی، مهدی]]، [[بنی ‌عدی بن کعب (مقاله)|مقاله «بنی ‌عدی بن کعب»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۴۷۰-۴۷۲.</ref>
بنی عدی در بازسازیی کعبه (پنج سال [[پیش از بعثت]]) همراه [[بنی‌عبدالدار]] و [[بنی‌اسد بن عبدالعزّی]] [[مسؤولیت]] بنای دیوار برابر [[حجرالاسود]] (حد فاصل رکن شامی و [[یمانی]]) را بر عهده گرفتند<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۱۹۵-۱۹۶؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۹۹؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۲۸۸.</ref>.<ref>[[مهدی ایوبی|ایوبی، مهدی]]، [[بنی ‌عدی بن کعب (مقاله)|مقاله «بنی ‌عدی بن کعب»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۴۷۰-۴۷۲.</ref>


==[[بنی‌عدی]] و [[دعوت پیامبر]]==
==[[بنی عدی]] و [[دعوت پیامبر]]==
با آغاز [[دعوت]] [[رسول خدا]]، به تدریج برخی از بنی‌عدی [[اسلام]] را پذیرفتند، هر چند بیشتر آنها مانند دیگر قبیله‌های [[قریش]]، بر [[شرک]] خود باقی ماندند.
با آغاز [[دعوت]] [[رسول خدا]]، به تدریج برخی از بنی عدی [[اسلام]] را پذیرفتند، هر چند بیشتر آنها مانند دیگر قبیله‌های [[قریش]]، بر [[شرک]] خود باقی ماندند.


در [[هجرت به حبشه]] (۵ بعثت) افرادی از بنی‌عدی حضور داشتند. [[مُعَمّر بن عبدالله بن نَضله]]، [[عُروة بن عبدالعزّی بن حرثان]]، و [[عدی بن نَضلة بن عبدالعزّی]] از آن جمله هستند. [[معمر]] به سال هفتم ق. همراه [[جعفر بن ابی‌طالب]] به [[مدینه]] آمد؛ اما [[عروه]] و عدی پیش از بازگشت در [[حبشه]] درگذشتند.<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص۳۶۵؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۷.</ref> معمّر که در [[حجة الوداع]] سر [[مبارک]] [[پیامبر]]{{صل}} را تراشید. وی در [[روزگار]] [[خلیفه دوم]] در حبشه درگذشت.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۶؛ الاستیعاب، ج۳، ص۱۴۳۴.</ref> [[عدی بن نضله]] نخستین [[مسلمانی]] دانسته شده که در اسلام از او [[ارث]] بردند.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۷؛ الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۶۱؛ ج۴، ص۱۵۰۲.</ref> [[واقد بن عبدالله تمیمی]] از دیگر مسلمانان بود که پیش از ورود پیامبر{{صل}} به [[خانه]] [[ارقم]] [[مسلمان]] شد و در آغاز [[خلافت عمر]] (۱۳ق.) درگذشت و نسلی باقی نگذاشت.<ref>الاستیعاب، ج۴، ص۱۵۵۰؛ الطبقات، ج۳، ص۲۹۸.</ref>  
در [[هجرت به حبشه]] (۵ بعثت) افرادی از بنی عدی حضور داشتند. [[مُعَمّر بن عبدالله بن نَضله]]، [[عُروة بن عبدالعزّی بن حرثان]]، و [[عدی بن نَضلة بن عبدالعزّی]] از آن جمله هستند. [[معمر]] به سال هفتم ق. همراه [[جعفر بن ابی‌طالب]] به [[مدینه]] آمد؛ اما [[عروه]] و عدی پیش از بازگشت در [[حبشه]] درگذشتند.<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص۳۶۵؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۷.</ref> معمّر که در [[حجة الوداع]] سر [[مبارک]] [[پیامبر]]{{صل}} را تراشید. وی در [[روزگار]] [[خلیفه دوم]] در حبشه درگذشت.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۶؛ الاستیعاب، ج۳، ص۱۴۳۴.</ref> [[عدی بن نضله]] نخستین [[مسلمانی]] دانسته شده که در اسلام از او [[ارث]] بردند.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۷؛ الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۶۱؛ ج۴، ص۱۵۰۲.</ref> [[واقد بن عبدالله تمیمی]] از دیگر مسلمانان بود که پیش از ورود پیامبر{{صل}} به [[خانه]] [[ارقم]] [[مسلمان]] شد و در آغاز [[خلافت عمر]] (۱۳ق.) درگذشت و نسلی باقی نگذاشت.<ref>الاستیعاب، ج۴، ص۱۵۵۰؛ الطبقات، ج۳، ص۲۹۸.</ref>  


آورده‌اند که بنی‌عدی در غزوه بدر قریش را همراهی نکرد.<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۶۱۹؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۴۳۸؛ تاریخ الاسلام، ج۲، ص۵۱.</ref> بر پایه گزارشی، آنها در [[سپاه قریش]] بودند؛ ولی در پی [[آگاهی]] از [[نجات]] کاروان تجاری [[مکه]] به [[ریاست]] [[ابوسفیان]] و [[اطمینان]] از [[سلامتی]] [[اموال]] تجاری‌شان، همراه [[بنی‌زهره]]، از تیره‌های قریش، از میانه [[راه]] (ثنیه لَفت) به مکه بازگشتند.<ref>المغازی، ج۱، ص۴۵؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۹۱؛ سبل الهدی، ج۴، ص۲۹.</ref>  
آورده‌اند که بنی عدی در غزوه بدر قریش را همراهی نکرد.<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۶۱۹؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۴۳۸؛ تاریخ الاسلام، ج۲، ص۵۱.</ref> بر پایه گزارشی، آنها در [[سپاه قریش]] بودند؛ ولی در پی [[آگاهی]] از [[نجات]] کاروان تجاری [[مکه]] به [[ریاست]] [[ابوسفیان]] و [[اطمینان]] از [[سلامتی]] [[اموال]] تجاری‌شان، همراه [[بنی‌زهره]]، از تیره‌های قریش، از میانه [[راه]] (ثنیه لَفت) به مکه بازگشتند.<ref>المغازی، ج۱، ص۴۵؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۹۱؛ سبل الهدی، ج۴، ص۲۹.</ref>  


بر پایه گزارشی، به سال هفتم ق. هم‌زمان با [[فتح خیبر]]، ۷۰ تن از بنی‌عدی به صورت گروهی به مدینه [[هجرت]] کردند و مردی از آنها در مکه باقی نماند.<ref>الاستیعاب، ج۱، ص۲۹۴؛ اسد الغابه، ج۱، ص۴۰۸.</ref> در مدینه نقشی برجسته از این تیره گزارش نشده و تنها بعضی از آنها مانند [[عمر بن خطاب]] [[فرمانده]] سریه‌هایی چون تربه در [[شعبان]] [[سال]] ششم ق. بوده‌اند.<ref>المغازی، ج۱، ص۵؛ الطبقات، ج۲، ص۸۹.</ref> آورده‌اند که مَهجِع [[غلام]] [[سیاه پوست]] و [[یمنی]] عمر بن خطاب، نخستین فردی بود که در [[بدر]] به [[شهادت]] رسید<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۶۸۳؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۹۶.</ref>.<ref>[[مهدی ایوبی|ایوبی، مهدی]]، [[بنی ‌عدی بن کعب (مقاله)|مقاله «بنی ‌عدی بن کعب»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۴۷۲-۴۷۳.</ref>
بر پایه گزارشی، به سال هفتم ق. هم‌زمان با [[فتح خیبر]]، ۷۰ تن از بنی عدی به صورت گروهی به مدینه [[هجرت]] کردند و مردی از آنها در مکه باقی نماند.<ref>الاستیعاب، ج۱، ص۲۹۴؛ اسد الغابه، ج۱، ص۴۰۸.</ref> در مدینه نقشی برجسته از این تیره گزارش نشده و تنها بعضی از آنها مانند [[عمر بن خطاب]] [[فرمانده]] سریه‌هایی چون تربه در [[شعبان]] [[سال]] ششم ق. بوده‌اند.<ref>المغازی، ج۱، ص۵؛ الطبقات، ج۲، ص۸۹.</ref> آورده‌اند که مَهجِع [[غلام]] [[سیاه پوست]] و [[یمنی]] عمر بن خطاب، نخستین فردی بود که در [[بدر]] به [[شهادت]] رسید<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۶۸۳؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۹۶.</ref>.<ref>[[مهدی ایوبی|ایوبی، مهدی]]، [[بنی ‌عدی بن کعب (مقاله)|مقاله «بنی ‌عدی بن کعب»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۴۷۲-۴۷۳.</ref>


==[[بنی‌عدی]] پس از [[رسول خدا]]==
==[[بنی عدی]] پس از [[رسول خدا]]==
برخی از بنی‌عدی همانند عمر بن خطاب در دوران [[خلافت ابوبکر]]، نقش محوری داشتند.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۵۸۰-۵۸۴؛ الرده، ص۳۳-۳۵.</ref> [[ابوبکر]] به سبب این [[خدمت]]، وی را [[جانشین]] خود کرد. [[عمر]] در [[روزگار]] خلافتش و هنگام تقسیم [[عطایا]]، بسیاری از تیره‌های [[قریش]] را بر بنی‌عدی مقدم داشت.<ref>الطبقات، ج۳، ص۲۲۴؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۲۱۰.</ref>  
برخی از بنی عدی همانند عمر بن خطاب در دوران [[خلافت ابوبکر]]، نقش محوری داشتند.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۵۸۰-۵۸۴؛ الرده، ص۳۳-۳۵.</ref> [[ابوبکر]] به سبب این [[خدمت]]، وی را [[جانشین]] خود کرد. [[عمر]] در [[روزگار]] خلافتش و هنگام تقسیم [[عطایا]]، بسیاری از تیره‌های [[قریش]] را بر بنی عدی مقدم داشت.<ref>الطبقات، ج۳، ص۲۲۴؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۲۱۰.</ref>  


بنی‌عدی در نبردهای رده و فتوحات شرکت داشتند. [[زید بن خطاب بن نفیل]] به [[سال ۱۲ق]]. [[پرچم‌دار]] [[نبرد]] با [[مسیلمه کذاب]] در یمامه بود و در این نبرد کشته شد.<ref>الطبقات، ج۳، ص۳۵۴؛ تاریخ طبری، ج۱۱، ص۵۶۳؛ اسد الغابه، ج۲، ص۱۳۳.</ref>  
بنی عدی در نبردهای رده و فتوحات شرکت داشتند. [[زید بن خطاب بن نفیل]] به [[سال ۱۲ق]]. [[پرچم‌دار]] [[نبرد]] با [[مسیلمه کذاب]] در یمامه بود و در این نبرد کشته شد.<ref>الطبقات، ج۳، ص۳۵۴؛ تاریخ طبری، ج۱۱، ص۵۶۳؛ اسد الغابه، ج۲، ص۱۳۳.</ref>  


[[خارجة بن حذافة بن غانم عدوی]] که از جنگاوران قریش بود، همراه [[عمرو بن عاص]] در روزگار عمر، نقشی مهم در [[فتح مصر]] ایفا کرد.<ref>الاستیعاب، ج۲، ص۴۱۸.</ref> وی در [[حکومت]] [[عمرو]] بر [[مصر]]، [[منصب]] [[قضاوت]] آنجا را داشت و در [[سحرگاه]] ۱۹ [[رمضان]] [[سال ۴۰ق]]. [[امامت]] [[جماعت]] صبح را به [[نیابت]] از [[عمرو عاص]] بر عهده داشت و به [[اشتباه]] به دست فردی از [[خوارج]] به [[قتل]] رسید.<ref>الطبقات، ج۷، ص۳۴۴؛ الاستیعاب، ج۲، ص۴۱۸.</ref> از [[خارجه]] روایتی به [[نقل]] از رسول خدا{{صل}} در [[فضیلت]] [[نماز وتر]] وارد شده است<ref>الطبقات، ج۴، ص۱۴۳.</ref>.<ref>[[مهدی ایوبی|ایوبی، مهدی]]، [[بنی ‌عدی بن کعب (مقاله)|مقاله «بنی ‌عدی بن کعب»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۴۷۳.</ref>
[[خارجة بن حذافة بن غانم عدوی]] که از جنگاوران قریش بود، همراه [[عمرو بن عاص]] در روزگار عمر، نقشی مهم در [[فتح مصر]] ایفا کرد.<ref>الاستیعاب، ج۲، ص۴۱۸.</ref> وی در [[حکومت]] [[عمرو]] بر [[مصر]]، [[منصب]] [[قضاوت]] آنجا را داشت و در [[سحرگاه]] ۱۹ [[رمضان]] [[سال ۴۰ق]]. [[امامت]] [[جماعت]] صبح را به [[نیابت]] از [[عمرو عاص]] بر عهده داشت و به [[اشتباه]] به دست فردی از [[خوارج]] به [[قتل]] رسید.<ref>الطبقات، ج۷، ص۳۴۴؛ الاستیعاب، ج۲، ص۴۱۸.</ref> از [[خارجه]] روایتی به [[نقل]] از رسول خدا{{صل}} در [[فضیلت]] [[نماز وتر]] وارد شده است<ref>الطبقات، ج۴، ص۱۴۳.</ref>.<ref>[[مهدی ایوبی|ایوبی، مهدی]]، [[بنی ‌عدی بن کعب (مقاله)|مقاله «بنی ‌عدی بن کعب»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۴۷۳.</ref>


==نقش بنی‌عدی در [[دوران خلافت امام علی]]==
==نقش بنی عدی در [[دوران خلافت امام علی]]==
از نقش بنی‌عدی در دوران خلافت امام علی{{ع}} [[آگاهی]] چندان در دست نیست، جز این که در [[نبرد جمل]] به [[حمایت]] از [[اصحاب جمل]] برخاستند<ref>انساب الاشراف، ج۱۱، ص۲۹۴.</ref> و کشتگانی نیز دادند.<ref>الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۶.</ref>  
از نقش بنی عدی در دوران خلافت امام علی{{ع}} [[آگاهی]] چندان در دست نیست، جز این که در [[نبرد جمل]] به [[حمایت]] از [[اصحاب جمل]] برخاستند<ref>انساب الاشراف، ج۱۱، ص۲۹۴.</ref> و کشتگانی نیز دادند.<ref>الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۶.</ref>  


[[عبدالله بن عمر بن خطاب]] در شمار [[قاعدین]] بود و از [[بیعت]] با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} خودداری نمود<ref> الاخبار الطوال، ص۱۴۱.</ref> و در [[جنگ‌ها]] او را [[یاری]] نکرد و هنگام فوت از این بابت ابراز [[ندامت]] می‌کرد.<ref>الاستیعاب، ج۳، ص۹۵۱؛ اسد الغابه، ج۳، ص۲۳۸.</ref> برادرش عبیدالله نیز در [[صفین]] در [[سپاه معاویه]] بود.<ref>[[مهدی ایوبی|ایوبی، مهدی]]، [[بنی ‌عدی بن کعب (مقاله)|مقاله «بنی ‌عدی بن کعب»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۴۷۳.</ref>
[[عبدالله بن عمر بن خطاب]] در شمار [[قاعدین]] بود و از [[بیعت]] با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} خودداری نمود<ref> الاخبار الطوال، ص۱۴۱.</ref> و در [[جنگ‌ها]] او را [[یاری]] نکرد و هنگام فوت از این بابت ابراز [[ندامت]] می‌کرد.<ref>الاستیعاب، ج۳، ص۹۵۱؛ اسد الغابه، ج۳، ص۲۳۸.</ref> برادرش عبیدالله نیز در [[صفین]] در [[سپاه معاویه]] بود.<ref>[[مهدی ایوبی|ایوبی، مهدی]]، [[بنی ‌عدی بن کعب (مقاله)|مقاله «بنی ‌عدی بن کعب»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۴۷۳.</ref>


==[[ستیز]] درون‌ قبیله‌ای==
==[[ستیز]] درون‌ قبیله‌ای==
برخی منابع به ستیز درون‌ قبیله‌ای میان طوایف [[بنی‌عدی]]، از جمله بنی‌عمر، بنی‌جهم و بنی‌مطیع در نیمه سده اول ق. و دوره [[حکمرانی]] [[مروان بن حکم]] بر [[مدینه]] اشاره کرده‌اند.<ref>المنمق، ص۱۳، ۲۹۴-۳۲۴؛ انساب الاشراف، ج۱۰، ص۴۸۷؛ تاریخ ابن‌خلدون، ج۳، ص۶.</ref>  
برخی منابع به ستیز درون‌ قبیله‌ای میان طوایف [[بنی عدی]]، از جمله بنی‌عمر، بنی‌جهم و بنی‌مطیع در نیمه سده اول ق. و دوره [[حکمرانی]] [[مروان بن حکم]] بر [[مدینه]] اشاره کرده‌اند.<ref>المنمق، ص۱۳، ۲۹۴-۳۲۴؛ انساب الاشراف، ج۱۰، ص۴۸۷؛ تاریخ ابن‌خلدون، ج۳، ص۶.</ref>  


[[زید بن عمر بن خطاب]] که بعضی مادرش را‌ [[ام‌کلثوم]] [[دختر امیرالمؤمنین]]{{ع}} دانسته‌اند، در این ستیز همراه مادرش کشته شد.<ref>المنمق، ص۳۱۰؛ الاستیعاب، ج۱، ص۱۲۴.</ref> علت این حادثه، [[باور]] [[خرافی]] خوله [[همسر]] [[ابوجهم بن حذافه]] بود که می‌پنداشت برای درمان پادرد خود و [[باطل]] کردن جادوی [[کنیز]] همسرش به نام زجاجه، باید پاهایش را با مغز او چرب کند و شوهرش را نیز به این کار متقاعد کرد. [[اعتراض]] و مراجعه [[فرزندان]] زجاجه به سرشناسان بنی‌عدی چون [[عبدالله بن عمر]] و [[عبدالله بن مطیع]]، به [[اختلاف]] میان آنها در این زمینه و سرانجام درگیری و ستیز و [[خونریزی]] انجامید.<ref>انساب الاشراف، ج۱۰، ص۴۸۶؛ المنمق، ص۲۹۶؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۵۷.</ref>  
[[زید بن عمر بن خطاب]] که بعضی مادرش را‌ [[ام‌کلثوم]] [[دختر امیرالمؤمنین]]{{ع}} دانسته‌اند، در این ستیز همراه مادرش کشته شد.<ref>المنمق، ص۳۱۰؛ الاستیعاب، ج۱، ص۱۲۴.</ref> علت این حادثه، [[باور]] [[خرافی]] خوله [[همسر]] [[ابوجهم بن حذافه]] بود که می‌پنداشت برای درمان پادرد خود و [[باطل]] کردن جادوی [[کنیز]] همسرش به نام زجاجه، باید پاهایش را با مغز او چرب کند و شوهرش را نیز به این کار متقاعد کرد. [[اعتراض]] و مراجعه [[فرزندان]] زجاجه به سرشناسان بنی عدی چون [[عبدالله بن عمر]] و [[عبدالله بن مطیع]]، به [[اختلاف]] میان آنها در این زمینه و سرانجام درگیری و ستیز و [[خونریزی]] انجامید.<ref>انساب الاشراف، ج۱۰، ص۴۸۶؛ المنمق، ص۲۹۶؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۵۷.</ref>  


در رخداد [[حرّه]] به [[سال ۶۳ق]]. در [[حمله]] [[لشکر]] [[یزید]] به مدینه و [[کشتار]] [[مردم]] آن [[شهر]]، گروهی از بنی‌عدی نیز به دست [[شامیان]] به [[قتل]] رسیدند<ref>جمهرة انساب العرب، ص۱۵۱.</ref>.<ref>[[مهدی ایوبی|ایوبی، مهدی]]، [[بنی ‌عدی بن کعب (مقاله)|مقاله «بنی ‌عدی بن کعب»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۴۷۳-۴۷۴.</ref>
در رخداد [[حرّه]] به [[سال ۶۳ق]]. در [[حمله]] [[لشکر]] [[یزید]] به مدینه و [[کشتار]] [[مردم]] آن [[شهر]]، گروهی از بنی عدی نیز به دست [[شامیان]] به [[قتل]] رسیدند<ref>جمهرة انساب العرب، ص۱۵۱.</ref>.<ref>[[مهدی ایوبی|ایوبی، مهدی]]، [[بنی ‌عدی بن کعب (مقاله)|مقاله «بنی ‌عدی بن کعب»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۴۷۳-۴۷۴.</ref>


==دوران [[خلافت]] الفائز فاطمی==
==دوران [[خلافت]] الفائز فاطمی==
به سال ۵۴۵ ق. در دوران خلافت الفائز فاطمی، جماعتی از بنی‌عدی به [[مصر]] [[مهاجرت]] کردند و مورد استقبال [[صالح طلائع بن رزّیک]] [[وزیر]] [[فاطمیان]] قرار گرفتند و در برلّس، از مناطق ساحلی [[غرب]] مصر، سکنا یافتند.<ref>صبح الاعشی، ج۱، ص۴۰۷؛ معجم قبائل العرب، ج۲، ص۷۶۶.</ref> برخی از بنی‌عدی نیز در [[قزوین]] ساکن بودند که گویا در رویداد [[فتوحات]] و یا پس از آن بدان‌جا رفته‌اند. [[جعفر بن ادریس قزوینی]] که حدود ۳۰ سال [[امام الحرمین]] بود، از آن جمله است.<ref>التدوین فی اخبار قزوین، ج۱، ص۱۷۰؛ ج۲، ص۳۷۵؛ ضیافة الاخوان، ص۱۳۶.</ref>  
به سال ۵۴۵ ق. در دوران خلافت الفائز فاطمی، جماعتی از بنی عدی به [[مصر]] [[مهاجرت]] کردند و مورد استقبال [[صالح طلائع بن رزّیک]] [[وزیر]] [[فاطمیان]] قرار گرفتند و در برلّس، از مناطق ساحلی [[غرب]] مصر، سکنا یافتند.<ref>صبح الاعشی، ج۱، ص۴۰۷؛ معجم قبائل العرب، ج۲، ص۷۶۶.</ref> برخی از بنی عدی نیز در [[قزوین]] ساکن بودند که گویا در رویداد [[فتوحات]] و یا پس از آن بدان‌جا رفته‌اند. [[جعفر بن ادریس قزوینی]] که حدود ۳۰ سال [[امام الحرمین]] بود، از آن جمله است.<ref>التدوین فی اخبار قزوین، ج۱، ص۱۷۰؛ ج۲، ص۳۷۵؛ ضیافة الاخوان، ص۱۳۶.</ref>  
[[زید بن عمرو بن نفیل]] از [[حنفا]] بود<ref>البدایة و النهایه، ج۲، ص۲۳۸؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۲۲۵.</ref>.<ref>[[مهدی ایوبی|ایوبی، مهدی]]، [[بنی ‌عدی بن کعب (مقاله)|مقاله «بنی ‌عدی بن کعب»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۴۷۴.</ref>
[[زید بن عمرو بن نفیل]] از [[حنفا]] بود<ref>البدایة و النهایه، ج۲، ص۲۳۸؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۲۲۵.</ref>.<ref>[[مهدی ایوبی|ایوبی، مهدی]]، [[بنی ‌عدی بن کعب (مقاله)|مقاله «بنی ‌عدی بن کعب»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۴۷۴.</ref>


==مشاهیر بنی ‌عدی بن کعب==
==مشاهیر بنی ‌عدی بن کعب==
#[[نعیم بن عبدالله نحام]] از چهره‌های [[عدوی]] است که او را دهمین [[مسلمان]] دانسته و درباره لقبش روایتی را به [[رسول خدا]]{{صل}} نسبت داده‌اند.<ref>الاستیعاب، ج۴، ص۱۵۰۸؛ اسد الغابه، ج۴، ص۵۷۰.</ref> [[بنی‌عدی]] [[نعیم]] را به سبب حمایت‌هایش درباره [[بیوه]] [[زنان]] این تیره، در عقیده‌اش [[آزاد]] نهادند و از وی خواستند که در [[مکه]] بماند تا این که به سال هفتم ق.<ref>اسد الغابه، ج۴، ص۵۷۰.</ref> یا پس از [[صلح حدیبیه]] به [[مدینه]] [[هجرت]] کرد.<ref>اسد الغابه، ج۴، ص۵۷۰؛ تاریخ الاسلام، ج۳، ص۱۰۱.</ref> بیشتر منابع وی را از کشته شدگان اجنادین [[شام]] در [[سال ۱۳ق]].<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۴۱۸؛ تاریخ الاسلام، ج۳، ص۱۰۱.</ref> و برخی در [[رجب]] سال ۱۳ق. در [[یرموک]] دانسته‌اند.<ref>الطبقات، ج۴، ص۱۰۳؛ الاستیعاب، ج۴، ص۱۵۰۸.</ref>  
#[[نعیم بن عبدالله نحام]] از چهره‌های [[عدوی]] است که او را دهمین [[مسلمان]] دانسته و درباره لقبش روایتی را به [[رسول خدا]]{{صل}} نسبت داده‌اند.<ref>الاستیعاب، ج۴، ص۱۵۰۸؛ اسد الغابه، ج۴، ص۵۷۰.</ref> [[بنی عدی]] [[نعیم]] را به سبب حمایت‌هایش درباره [[بیوه]] [[زنان]] این تیره، در عقیده‌اش [[آزاد]] نهادند و از وی خواستند که در [[مکه]] بماند تا این که به سال هفتم ق.<ref>اسد الغابه، ج۴، ص۵۷۰.</ref> یا پس از [[صلح حدیبیه]] به [[مدینه]] [[هجرت]] کرد.<ref>اسد الغابه، ج۴، ص۵۷۰؛ تاریخ الاسلام، ج۳، ص۱۰۱.</ref> بیشتر منابع وی را از کشته شدگان اجنادین [[شام]] در [[سال ۱۳ق]].<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۴۱۸؛ تاریخ الاسلام، ج۳، ص۱۰۱.</ref> و برخی در [[رجب]] سال ۱۳ق. در [[یرموک]] دانسته‌اند.<ref>الطبقات، ج۴، ص۱۰۳؛ الاستیعاب، ج۴، ص۱۵۰۸.</ref>  
#[[عمر بن خطاب]] تا پیش از مسلمان شدن، از سرسخت‌ترین [[دشمنان]] رسول خدا{{صل}} بود<ref>اسد الغابه، ج۳، ص۶۴۴؛ تاریخ الاسلام، ج۱، ص۱۷۷.</ref> و حتی از سوی [[قریش]] مأمور [[قتل]] او شد.<ref>سیره ابن‌اسحق، ج۲، ص۱۶۰؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۳۴۳، ۳۴۸؛ تاریخ دمشق، ج۴۴، ص۳۶.</ref> اما در پرتو آیاتی از [[قرآن]]، [[اسلام]] آورد.<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۳۴۵؛ انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۸۸؛ اسد الغابه، ج۳، ص۶۴۵.</ref>  
#[[عمر بن خطاب]] تا پیش از مسلمان شدن، از سرسخت‌ترین [[دشمنان]] رسول خدا{{صل}} بود<ref>اسد الغابه، ج۳، ص۶۴۴؛ تاریخ الاسلام، ج۱، ص۱۷۷.</ref> و حتی از سوی [[قریش]] مأمور [[قتل]] او شد.<ref>سیره ابن‌اسحق، ج۲، ص۱۶۰؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۳۴۳، ۳۴۸؛ تاریخ دمشق، ج۴۴، ص۳۶.</ref> اما در پرتو آیاتی از [[قرآن]]، [[اسلام]] آورد.<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۳۴۵؛ انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۸۸؛ اسد الغابه، ج۳، ص۶۴۵.</ref>  
#[[حفصه بنت عمر|حفصه دختر عمر بن خطاب]] که نخست در [[نکاح]] [[خنیس بن حذافه سهمی]] قرار داشت، پس از [[مرگ]] خنیس به نکاح رسول خدا{{صل}} درآمد.<ref>الاستیعاب، ج۳، ص۸۸۹؛ اسد الغابه، ج۱، ص۴۰؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۴۹۹.</ref> [[مادر]] وی و [[عبدالله]]، [[زینب بنت مظعون جمحی]] بود.<ref>الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۱۱؛ اسد الغابه، ج۶، ص۶۵.</ref>  
#[[حفصه بنت عمر|حفصه دختر عمر بن خطاب]] که نخست در [[نکاح]] [[خنیس بن حذافه سهمی]] قرار داشت، پس از [[مرگ]] خنیس به نکاح رسول خدا{{صل}} درآمد.<ref>الاستیعاب، ج۳، ص۸۸۹؛ اسد الغابه، ج۱، ص۴۰؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۴۹۹.</ref> [[مادر]] وی و [[عبدالله]]، [[زینب بنت مظعون جمحی]] بود.<ref>الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۱۱؛ اسد الغابه، ج۶، ص۶۵.</ref>  
خط ۶۸: خط ۶۸:
#[[عبدالله بن حارث بن عمرو]] و [[عبدالرحمن بن زید بن خطّاب]]، برادرزاده و داماد [[عمر]] و نوه دختری [[ابولبابة بن عبدالمنذر]]، هر دو را پس از ولادت [[پیامبر]]{{صل}} متبرک کرد و کامشان را برداشت.<ref>الاستیعاب، ج۲، ص۸۳۳-۸۸۴؛ اسد الغابه، ج۳، ص۱۰۲، ۳۴۶؛ الاصابه، ج۵، ص۸، ۲۹.</ref> عبدالرحمن به [[سال ۶۳ق]]. از سوی [[یزید بن معاویه]] مدتی [[حکمران]] [[مکه]] شد<ref>الاعلام، ج۳، ص۳۰۷.</ref> اما پس از حرکت [[عبدالله بن زبیر]] و [[ناتوانی]] عبدالرحمن در مهار وی، برکنار گشت<ref>الطبقات، ج۵، ص۳۸.</ref>.<ref>[[مهدی ایوبی|ایوبی، مهدی]]، [[بنی ‌عدی بن کعب (مقاله)|مقاله «بنی ‌عدی بن کعب»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۴۷۴-۴۷۶.</ref>
#[[عبدالله بن حارث بن عمرو]] و [[عبدالرحمن بن زید بن خطّاب]]، برادرزاده و داماد [[عمر]] و نوه دختری [[ابولبابة بن عبدالمنذر]]، هر دو را پس از ولادت [[پیامبر]]{{صل}} متبرک کرد و کامشان را برداشت.<ref>الاستیعاب، ج۲، ص۸۳۳-۸۸۴؛ اسد الغابه، ج۳، ص۱۰۲، ۳۴۶؛ الاصابه، ج۵، ص۸، ۲۹.</ref> عبدالرحمن به [[سال ۶۳ق]]. از سوی [[یزید بن معاویه]] مدتی [[حکمران]] [[مکه]] شد<ref>الاعلام، ج۳، ص۳۰۷.</ref> اما پس از حرکت [[عبدالله بن زبیر]] و [[ناتوانی]] عبدالرحمن در مهار وی، برکنار گشت<ref>الطبقات، ج۵، ص۳۸.</ref>.<ref>[[مهدی ایوبی|ایوبی، مهدی]]، [[بنی ‌عدی بن کعب (مقاله)|مقاله «بنی ‌عدی بن کعب»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۴۷۴-۴۷۶.</ref>


==[[مناصب]] [[بنی‌عدی]] در دوران [[خلافت عمر]]==
==[[مناصب]] [[بنی عدی]] در دوران [[خلافت عمر]]==
بنی‌عدی در دوران [[خلافت]] [[عمر بن خطاب]]، به برخی از مناصب [[دست]] یافتند؛ از جمله [[نعمان بن عدی]] [[کارگزار]] وی در منطقه میسان از سرزمین‌های [[بصره]] شد؛ ولی به سبب سرودن اشعاری غنایی و مبتذل برکنار گشت.<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص۳۶۶؛ الطبقات، ج۴، ص۱۰۴.</ref>  
بنی عدی در دوران [[خلافت]] [[عمر بن خطاب]]، به برخی از مناصب [[دست]] یافتند؛ از جمله [[نعمان بن عدی]] [[کارگزار]] وی در منطقه میسان از سرزمین‌های [[بصره]] شد؛ ولی به سبب سرودن اشعاری غنایی و مبتذل برکنار گشت.<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص۳۶۶؛ الطبقات، ج۴، ص۱۰۴.</ref>  


[[شفاء]] دختر عبدالله عاقله زنی بود که از سوی [[خلیفه]] به عنوان [[محتسب]] بازار [[مدینه]] [[منصوب]] شد و مورد [[عنایت]] وی بود.<ref>تاریخ دمشق، ج۲۲، ص۲۱۶؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۵۰؛ تخریج الدلالات السمعیه، ص۷۴.</ref> پسرش [[سلیمان بن ابی‌حثمه]] در [[مسجد]] مدینه در [[روزگار]] عمر، [[امامت]] [[نماز تراویح]] را بر [[زنان]] و در روزگار [[عثمان]] بر مردان و زنان بر عهده داشت و برخی نیز [[مقام]] مادرش، محتسبی بازار مدینه، را برای وی یاد کرده‌اند.<ref>تاریخ دمشق، ج۲۲، ص۲۱۵-۲۲۰.</ref>  
[[شفاء]] دختر عبدالله عاقله زنی بود که از سوی [[خلیفه]] به عنوان [[محتسب]] بازار [[مدینه]] [[منصوب]] شد و مورد [[عنایت]] وی بود.<ref>تاریخ دمشق، ج۲۲، ص۲۱۶؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۵۰؛ تخریج الدلالات السمعیه، ص۷۴.</ref> پسرش [[سلیمان بن ابی‌حثمه]] در [[مسجد]] مدینه در [[روزگار]] عمر، [[امامت]] [[نماز تراویح]] را بر [[زنان]] و در روزگار [[عثمان]] بر مردان و زنان بر عهده داشت و برخی نیز [[مقام]] مادرش، محتسبی بازار مدینه، را برای وی یاد کرده‌اند.<ref>تاریخ دمشق، ج۲۲، ص۲۱۵-۲۲۰.</ref>  


[[عبدالحمید بن عبدالرحمن بن زید بن خطاب]] به [[سال ۹۹ق]]. از سوی [[عمر بن عبدالعزیز]] که خود از جانب [[مادر]] نواده عمر بن خطاب و از بنی‌عدی بود،<ref>انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۸۲؛ الطبقات، ج۵، ص۲۶۳.</ref> [[ولایت کوفه]] را عهده‌دار شد.<ref>انساب الاشراف، ج۸، ص۱۲۷؛ تجارب الامم، ج۲، ص۴۶۱؛ الطبقات، ج۵، ص۲۶۳.</ref>  
[[عبدالحمید بن عبدالرحمن بن زید بن خطاب]] به [[سال ۹۹ق]]. از سوی [[عمر بن عبدالعزیز]] که خود از جانب [[مادر]] نواده عمر بن خطاب و از بنی عدی بود،<ref>انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۸۲؛ الطبقات، ج۵، ص۲۶۳.</ref> [[ولایت کوفه]] را عهده‌دار شد.<ref>انساب الاشراف، ج۸، ص۱۲۷؛ تجارب الامم، ج۲، ص۴۶۱؛ الطبقات، ج۵، ص۲۶۳.</ref>  


در دوره عباسیان نیز شماری بسیار از بنی‌عدی به ویژه [[فرزندان]] [[خلیفه دوم]] به [[حکومت]] و [[قضاوت]] شهرهای گوناگون رسیدند.‌
در دوره عباسیان نیز شماری بسیار از بنی عدی به ویژه [[فرزندان]] [[خلیفه دوم]] به [[حکومت]] و [[قضاوت]] شهرهای گوناگون رسیدند.‌


[[هارون]] الرشید به رغم [[شکایت]] [[مردم]] از برخی از اینان [[اصرار]] داشت که کارگزاری از [[نسل]] عمر بن خطاب داشته باشد<ref>جمهرة انساب العرب، ص۱۵۰-۱۵۵.</ref>.<ref>[[مهدی ایوبی|ایوبی، مهدی]]، [[بنی ‌عدی بن کعب (مقاله)|مقاله «بنی ‌عدی بن کعب»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۴۷۶.</ref>
[[هارون]] الرشید به رغم [[شکایت]] [[مردم]] از برخی از اینان [[اصرار]] داشت که کارگزاری از [[نسل]] عمر بن خطاب داشته باشد<ref>جمهرة انساب العرب، ص۱۵۰-۱۵۵.</ref>.<ref>[[مهدی ایوبی|ایوبی، مهدی]]، [[بنی ‌عدی بن کعب (مقاله)|مقاله «بنی ‌عدی بن کعب»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۴۷۶.</ref>
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش