ابن قیس همدانی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'خروج' به 'خروج'
جز (جایگزینی متن - 'موقعیت' به 'موقعیت')
جز (جایگزینی متن - 'خروج' به 'خروج')
خط ۶۱: خط ۶۱:


==سعید در تعقیب [[سفیان بن عوف غامدی]]==
==سعید در تعقیب [[سفیان بن عوف غامدی]]==
*مدتی پس از [[حکمیت]] و [[خروج]] نهروانیان، [[معاویه]] تلاش کرد با ایجاد [[هرج و مرج]] در بلاد تحت [[حکومت]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} [[مردم]] را به آن [[حضرت]] بدبین کرده و [[ناامنی]] و بی‌ثباتی را در [[بلاد اسلامی]] حکم‌فرما نماید که به نمونه‌ای از آن به اختصار اشاره می‌کنیم:
*مدتی پس از [[حکمیت]] و خروج نهروانیان، [[معاویه]] تلاش کرد با ایجاد [[هرج و مرج]] در بلاد تحت [[حکومت]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} [[مردم]] را به آن [[حضرت]] بدبین کرده و [[ناامنی]] و بی‌ثباتی را در [[بلاد اسلامی]] حکم‌فرما نماید که به نمونه‌ای از آن به اختصار اشاره می‌کنیم:
*[[سفیان بن عوف غامدی]]<ref>غامد، نام قبیله‌ای از مردم یمن و از تیره ازد است.</ref> به [[دستور]] [[معاویه]] سپاهی بزرگ تشکیل داد تا به شهرهای [[عراق]] از جمله [[هیت]]، [[انبار]] و [[مدائن]] یورش برده به [[قتل]] و [[غارت]] [[دست]] بزند و هرکس را که به [[معاویه]] [[تمایل]] دارد، شاد و [[امیدوار]] سازد. [[سفیان]] توانست [[مأموریت]] خود را به پایان برساند و جمع زیادی از جمله [[اشرس بن حسان بکری]]<ref>در برخی از منابع نام أو حسان بن حسان آمده و در ترجمه اشرس بن حسان در همین اثر شرح بیشتری در شهادت او آمده است.</ref> فرماندار [[شهر انبار]] از جانب [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را به [[قتل]] رساند و اموالی را به [[غارت]] برد، و چون خبر جنایت‌های [[سفیان]] به اطلاع [[امام]] رسید، [[حضرت]] سخت ناراحت شد و به [[منبر]] رفت و برای [[مردم]] [[خطبه]] ایراد کرد و فرمود: "همانا [[برادر]] بکری شما در [[شهر انبار]] کشته شده است، او مردی ارج‌مند بود و از آن‌چه پیش می‌آید باکی نداشت و آن‌چه را در پیشگاه [[خداوند]] است بر [[دنیا]] برگزید، اکنون به تعقیب [[غارتگران]] بشتابید تا آنها را دریابید، و اگر آنها را [[شکست]] دهید، تا هنگامی که زنده باشند از [[عراق]] رانده‌اید"<ref>{{متن حدیث|نَّ أَخَاكُمُ اَلْبَكْرِيَّ قَدْ أُصِيبَ بِالْأَنْبَارِ، وَ هُوَ مُغْتَرٌّ لاَ يَظُنُّ مَا كَانَ فَاخْتَارَ مَا عِنْدَ اَللَّهِ عَلَى اَلدُّنْيَا، فَانْتَدِبُوا إِلَيْهِمْ حَتَّى تُلاَقُوهُمْ، فَإِنْ أَصَبْتُمْ مِنْهُمْ طَرَفاً أَنْكَلْتُمُوهُمْ عَنِ اَلْعِرَاقِ أَبَداً مَا بَقُوا}}؛ در نهج البلاغه در ادامه خطبه ۲۷، عبارت امام{{ع}} از چنین است: {{متن حدیث|وَ هَذَا أَخُو غَامِدٍ وَ قَدْ وَرَدَتْ خَيْلُهُ اَلْأَنْبَارَ وَ قَدْ قَتَلَ حَسَّانَ بْنَ حَسَّانَ اَلْبَكْرِيَّ وَ أَزَالَ خَيْلَكُمْ عَنْ مَسَالِحِهَا وَ لَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّ اَلرَّجُلَ مِنْهُمْ كَانَ يَدْخُلُ عَلَى اَلْمَرْأَةِ اَلْمُسْلِمَةِ وَ اَلْأُخْرَى اَلْمُعَاهِدَةِ فَيَنْتَزِعُ حِجْلَهَا وَ قُلْبَهَا وَ قَلاَئِدَهَا وَ رُعُثَهَا مَا تَمْتَنِعُ مِنْهُ إِلاَّ بِالاِسْتِرْجَاعِ وَ اَلاِسْتِرْحَامِ. ثُمَّ اِنْصَرَفُوا وَافِرِينَ مَا نَالَ رَجُلاً مِنْهُمْ كَلْمٌ وَ لاَ أُرِيقَ لَهُمْ دَمٌ فَلَوْ أَنَّ اِمْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا كَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ كَانَ بِهِ عِنْدِي جَدِيرا}} (تا آخر خطبه).</ref>؛
*[[سفیان بن عوف غامدی]]<ref>غامد، نام قبیله‌ای از مردم یمن و از تیره ازد است.</ref> به [[دستور]] [[معاویه]] سپاهی بزرگ تشکیل داد تا به شهرهای [[عراق]] از جمله [[هیت]]، [[انبار]] و [[مدائن]] یورش برده به [[قتل]] و [[غارت]] [[دست]] بزند و هرکس را که به [[معاویه]] [[تمایل]] دارد، شاد و [[امیدوار]] سازد. [[سفیان]] توانست [[مأموریت]] خود را به پایان برساند و جمع زیادی از جمله [[اشرس بن حسان بکری]]<ref>در برخی از منابع نام أو حسان بن حسان آمده و در ترجمه اشرس بن حسان در همین اثر شرح بیشتری در شهادت او آمده است.</ref> فرماندار [[شهر انبار]] از جانب [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را به [[قتل]] رساند و اموالی را به [[غارت]] برد، و چون خبر جنایت‌های [[سفیان]] به اطلاع [[امام]] رسید، [[حضرت]] سخت ناراحت شد و به [[منبر]] رفت و برای [[مردم]] [[خطبه]] ایراد کرد و فرمود: "همانا [[برادر]] بکری شما در [[شهر انبار]] کشته شده است، او مردی ارج‌مند بود و از آن‌چه پیش می‌آید باکی نداشت و آن‌چه را در پیشگاه [[خداوند]] است بر [[دنیا]] برگزید، اکنون به تعقیب [[غارتگران]] بشتابید تا آنها را دریابید، و اگر آنها را [[شکست]] دهید، تا هنگامی که زنده باشند از [[عراق]] رانده‌اید"<ref>{{متن حدیث|نَّ أَخَاكُمُ اَلْبَكْرِيَّ قَدْ أُصِيبَ بِالْأَنْبَارِ، وَ هُوَ مُغْتَرٌّ لاَ يَظُنُّ مَا كَانَ فَاخْتَارَ مَا عِنْدَ اَللَّهِ عَلَى اَلدُّنْيَا، فَانْتَدِبُوا إِلَيْهِمْ حَتَّى تُلاَقُوهُمْ، فَإِنْ أَصَبْتُمْ مِنْهُمْ طَرَفاً أَنْكَلْتُمُوهُمْ عَنِ اَلْعِرَاقِ أَبَداً مَا بَقُوا}}؛ در نهج البلاغه در ادامه خطبه ۲۷، عبارت امام{{ع}} از چنین است: {{متن حدیث|وَ هَذَا أَخُو غَامِدٍ وَ قَدْ وَرَدَتْ خَيْلُهُ اَلْأَنْبَارَ وَ قَدْ قَتَلَ حَسَّانَ بْنَ حَسَّانَ اَلْبَكْرِيَّ وَ أَزَالَ خَيْلَكُمْ عَنْ مَسَالِحِهَا وَ لَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّ اَلرَّجُلَ مِنْهُمْ كَانَ يَدْخُلُ عَلَى اَلْمَرْأَةِ اَلْمُسْلِمَةِ وَ اَلْأُخْرَى اَلْمُعَاهِدَةِ فَيَنْتَزِعُ حِجْلَهَا وَ قُلْبَهَا وَ قَلاَئِدَهَا وَ رُعُثَهَا مَا تَمْتَنِعُ مِنْهُ إِلاَّ بِالاِسْتِرْجَاعِ وَ اَلاِسْتِرْحَامِ. ثُمَّ اِنْصَرَفُوا وَافِرِينَ مَا نَالَ رَجُلاً مِنْهُمْ كَلْمٌ وَ لاَ أُرِيقَ لَهُمْ دَمٌ فَلَوْ أَنَّ اِمْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا كَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ كَانَ بِهِ عِنْدِي جَدِيرا}} (تا آخر خطبه).</ref>؛
*پس از این سخنان، هیچ‌کس نه موافق نه [[مخالف]] سخنی بر لب نیاورد و جوابی به [[امام]]{{ع}} نداد. [[حضرت]] از [[منبر]] پایین آمد و پیاده به سوی نخلیه حرکت کرد و [[مردم]] هم پیاده از پی [[حضرت]] [[راه]] افتادند و در این میان، گروهی از [[اشراف کوفه]] [[حضرت]] را احاطه کردند و گفتند: ای [[امیرالمؤمنین]] شما برگردید ما این‌کار را [[کفایت]] خواهیم کرد، سرانجام با [[اصرار]] آنها، [[امام]]{{ع}} آزرده خاطر و [[اندوهگین]] به [[خانه]] بازگشت.
*پس از این سخنان، هیچ‌کس نه موافق نه [[مخالف]] سخنی بر لب نیاورد و جوابی به [[امام]]{{ع}} نداد. [[حضرت]] از [[منبر]] پایین آمد و پیاده به سوی نخلیه حرکت کرد و [[مردم]] هم پیاده از پی [[حضرت]] [[راه]] افتادند و در این میان، گروهی از [[اشراف کوفه]] [[حضرت]] را احاطه کردند و گفتند: ای [[امیرالمؤمنین]] شما برگردید ما این‌کار را [[کفایت]] خواهیم کرد، سرانجام با [[اصرار]] آنها، [[امام]]{{ع}} آزرده خاطر و [[اندوهگین]] به [[خانه]] بازگشت.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش