جز
جایگزینی متن - 'زمینهساز' به 'زمینهساز'
جز (جایگزینی متن - 'موقعیت' به 'موقعیت') |
جز (جایگزینی متن - 'زمینهساز' به 'زمینهساز') |
||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
==[[ادعای مهدویت]]== | ==[[ادعای مهدویت]]== | ||
[[فرقههای انحرافی]] که در [[اسلام]] به وجود آمدهاند، بسیارند؛ ولی در میان فرق [[انحرافی]] که به موضوع [[مهدویّت]] [[ارتباط]] دارند، سه [[فرقه]] در [[ایران]] [[شهرت]] دارند که عبارتند از [[شیخیّه]]، بابیّت و بهائیّت. [[شیخیه]] با [[انحراف]] در بعضی از امور [[اعتقادی]] | [[فرقههای انحرافی]] که در [[اسلام]] به وجود آمدهاند، بسیارند؛ ولی در میان فرق [[انحرافی]] که به موضوع [[مهدویّت]] [[ارتباط]] دارند، سه [[فرقه]] در [[ایران]] [[شهرت]] دارند که عبارتند از [[شیخیّه]]، بابیّت و بهائیّت. [[شیخیه]] با [[انحراف]] در بعضی از امور [[اعتقادی]] زمینهساز [[بابیت]] و [[بهائیت]] شد و موسّسان این دو [[فرقه]]، براساس بعضی از [[عقاید]] غلط [[شیخیه]] به ادّعاهای [[باطل]] روی آوردند. [[علی محمد باب]] شیرازی خود از [[پیروان]] و [[شاگردان]] [[سید کاظم رشتی]] بود و [[میرزا حسین علی نوری]]، بزرگان [[شیخیه]] را مبشران [[ظهور]] خود میدانست.<ref>میرزا حسین علی نوری (بهاء الله) از شیخ احمد احسائی و کاظم رشتی با لقب نورین نیّرین یاد کرده و آنها را مبشّران ظهور خود و باب میخواند. (ایقان، ص ۳ و ۴).</ref> [[شیخیه]] مکتبی است که در اوایل [[قرن سیزدهم]] بر اساس [[تفکرات]] [[شیخ احمد احسائی]] پایهگذاری شد و پس از او به وسیله شاگردانش ادامه یافت و به تدریج در برخی از [[عقاید]]، پایهگذاری شد و پس از او به وسیله شاگردانش ادامه یافت و به تدریج در برخی از [[عقاید]]، از [[تشیّع]] فاصله گرفت. [[شیخ احمد احسائی]] و پیروانش بر این باورند که [[امام غایب]] در عالم دیگری به نام هورقلیا<ref>هورقلیا از نظر احمد به معنای عالمی غیر از عالم دنیا (عالم مادّه) و بالاتر از آن است. به عبارت روشنتر، هورقلیا حد وسط بین عالم دنیا و عالم ملکوت و از جنس عالم مثال است. این ملک محلههای متعددی دارد که تنها در دو مجلۀ جابرسا و جابلقا میلیونها امّت با زبانهای متفاوت و با بدن مثالی و جسم لطیف به سر میبرند. جسم لطیف، همان سرشت آدمی است که از آن آفریده شده و همان بدنی است که در قیامت مردگان با آن زنده خواهند شد. (فرهنگ فرق اسلامی، ص ۲۷۰ با تلخیص و تصرّف).</ref> [[زندگی]] میکنند و [[راز]] [[عمر طولانی]] او در همین است که با بدنی هورقلیایی و غیرمادّی در آن عالم به سر میبرد و هرگاه بخواهد به این دنیای [[مادّی]] پا گذارد، صورتی از صورتهای [[اهل]] [[زمین]] را میپوشد و کسی او را نمیشناسد.<ref>جوامع الکلم، ج ۲، قسمت دوم، ص ۱۰۳.</ref> | ||
گروهی از [[شیخیه]] معتقدند که [[اصول دین]]، [[ایمان]] به چهار اصل است: [[توحید]]، [[نبوت]]، [[امامت]] و پس از آن، رکن چهارم [[ایمان]]، یعنی [[شناخت]] [[شیعه کامل]] است که در [[زمان غیبت]]، [[واسطه فیض]] میان [[امام غایب]] و [[مردم]] است. او [[احکام]] را بیواسطه از [[امام زمان]]{{ع}} میگیرد و به دیگران میرساند.<ref>فرهنگ فرق اسلامی، ص ۲۶۹.</ref> به [[اعتقاد]] اینان [[پیشوایان]] [[شیخیه]] یعنی احسائی و [[جانشینان]] او، مصداق [[شیعه کامل]] و [[رکن رابع]] هستند و تنها کسانی هستند که میتوانند [[احکام فقهی]] را برای دیگران بیان کنند. به همین [[دلیل]]، این گروه از [[شیخیه]] به [[اجتهاد]] و [[تقلید]] عقیدهای ندارند.<ref>ر.ک: احقاق الحق، ص ۳۵۶ (ص ۲۸۳، ۳۶۳) و بهائیان، ص ۱۱۰، ۱۵۲.</ref> | گروهی از [[شیخیه]] معتقدند که [[اصول دین]]، [[ایمان]] به چهار اصل است: [[توحید]]، [[نبوت]]، [[امامت]] و پس از آن، رکن چهارم [[ایمان]]، یعنی [[شناخت]] [[شیعه کامل]] است که در [[زمان غیبت]]، [[واسطه فیض]] میان [[امام غایب]] و [[مردم]] است. او [[احکام]] را بیواسطه از [[امام زمان]]{{ع}} میگیرد و به دیگران میرساند.<ref>فرهنگ فرق اسلامی، ص ۲۶۹.</ref> به [[اعتقاد]] اینان [[پیشوایان]] [[شیخیه]] یعنی احسائی و [[جانشینان]] او، مصداق [[شیعه کامل]] و [[رکن رابع]] هستند و تنها کسانی هستند که میتوانند [[احکام فقهی]] را برای دیگران بیان کنند. به همین [[دلیل]]، این گروه از [[شیخیه]] به [[اجتهاد]] و [[تقلید]] عقیدهای ندارند.<ref>ر.ک: احقاق الحق، ص ۳۵۶ (ص ۲۸۳، ۳۶۳) و بهائیان، ص ۱۱۰، ۱۵۲.</ref> | ||