سلام بن مشکم: تفاوت میان نسخه‌ها

۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۴ ژانویهٔ ۲۰۲۱
(تغییرمسیر به سلام بن مشکم بن حکم حذف شد)
برچسب: تغییرمسیر حذف شد
خط ۱۰: خط ۱۰:
ابوالحکم<ref>المغازی، ج۱، ص۱۸۲.</ref> (أبوغُنم، ابوعمرو)،<ref> المغازی، ج۱، ص۱۸۲؛ الاغانی، ج۶، ص۵۳۰.</ref> سَلاّم بن مِشکَم بن حَکَم از اشراف [[قبیله]] [[بنی‌نضیر]] بود.<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۵۱۴؛ ج۲، ص۴۴؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۷؛ الطبقات، ج۱، ص۳۹۰.</ref> برخی به [[اشتباه]] او را از قبیله [[یهودی]] [[بنی‌قریظه]] دانسته‌اند.<ref> المعارف، ص۱۳۸؛ المحبر، ص۹۰؛ الطبقات، ج۸، ص۹۵.</ref> [[سلام بن مشکم]] از [[شجاع‌ترین]] مردان بنی‌نضیر بود <ref>المغازی، ج۲، ص۶۷۹.</ref> و [[خزانه]] [[دارایی]] آنان بدو سپرده شده بود که از آن به "[[گنج]] بنی‌نضیر" یاد شده است.<ref> تاریخ طبری، ج۲، ص۴۸۴.</ref> بنابر گزارشی، [[باغی]] که بعدها به "[[مشربه ام‌ابراهیم]]" [[شهرت]] یافت، از آنِ سلاّم بود؛<ref>الطبقات، ج۱، ص۳۹۰.</ref> ولی این گزارش چندان پذیرفته نشده و اغلب این باغ را به مُخَیریق نسبت می‌دهند.<ref> المغازی، ج۱، ص۳۷۸؛ فتوح البلدان، ص۲۷.</ref>
ابوالحکم<ref>المغازی، ج۱، ص۱۸۲.</ref> (أبوغُنم، ابوعمرو)،<ref> المغازی، ج۱، ص۱۸۲؛ الاغانی، ج۶، ص۵۳۰.</ref> سَلاّم بن مِشکَم بن حَکَم از اشراف [[قبیله]] [[بنی‌نضیر]] بود.<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۵۱۴؛ ج۲، ص۴۴؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۷؛ الطبقات، ج۱، ص۳۹۰.</ref> برخی به [[اشتباه]] او را از قبیله [[یهودی]] [[بنی‌قریظه]] دانسته‌اند.<ref> المعارف، ص۱۳۸؛ المحبر، ص۹۰؛ الطبقات، ج۸، ص۹۵.</ref> [[سلام بن مشکم]] از [[شجاع‌ترین]] مردان بنی‌نضیر بود <ref>المغازی، ج۲، ص۶۷۹.</ref> و [[خزانه]] [[دارایی]] آنان بدو سپرده شده بود که از آن به "[[گنج]] بنی‌نضیر" یاد شده است.<ref> تاریخ طبری، ج۲، ص۴۸۴.</ref> بنابر گزارشی، [[باغی]] که بعدها به "[[مشربه ام‌ابراهیم]]" [[شهرت]] یافت، از آنِ سلاّم بود؛<ref>الطبقات، ج۱، ص۳۹۰.</ref> ولی این گزارش چندان پذیرفته نشده و اغلب این باغ را به مُخَیریق نسبت می‌دهند.<ref> المغازی، ج۱، ص۳۷۸؛ فتوح البلدان، ص۲۷.</ref>


سلاّم ابتدا با [[صفیه دختر حیی بن اخطب]] [[ازدواج]] کرد؛<ref>الطبقات، ج۸، ص۱۷۵؛ المعارف، ص۱۳۸.</ref> اما پس از مدتی صفیه از او جدا شد ref>المحبر، ص۹۰؛ [[بحارالانوار]]، ج۲۲، ص۱۹۲.</ref> و احتمالاً در [[خیبر]] با [[زینب]] دختر [[حارث]]، [[برادر]] مَرحَب ازدواج کرد.<ref> الطبقات، ج۲، ص۱۵۵؛ تاریخ طبری، ج۳، ص۱۵.</ref> زینب همان زنی است که برای [[انتقام]] کشته شدن شوهرش سلاّم بن مشکم، با ران گوسفندی، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را [[مسموم]] کرد.<ref> تاریخ طبری، ج۳، ص۱۵.</ref> درباره [[فرزندان]] او تنها به دختری به نام شعثاء اشاره شده است.<ref>الروض الانف، ج۷، ص۱۴۹؛ الاصابه، ج۸، ص۲۰۱.</ref>
سلاّم ابتدا با [[صفیه دختر حیی بن اخطب]] [[ازدواج]] کرد؛<ref>الطبقات، ج۸، ص۱۷۵؛ المعارف، ص۱۳۸.</ref> اما پس از مدتی صفیه از او جدا شد <ref>المحبر، ص۹۰؛ [[بحارالانوار]]، ج۲۲، ص۱۹۲.</ref> و احتمالاً در [[خیبر]] با [[زینب]] دختر [[حارث]]، [[برادر]] مَرحَب ازدواج کرد.<ref> الطبقات، ج۲، ص۱۵۵؛ تاریخ طبری، ج۳، ص۱۵.</ref> زینب همان زنی است که برای [[انتقام]] کشته شدن شوهرش سلاّم بن مشکم، با ران گوسفندی، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را [[مسموم]] کرد.<ref> تاریخ طبری، ج۳، ص۱۵.</ref> درباره [[فرزندان]] او تنها به دختری به نام شعثاء اشاره شده است.<ref>الروض الانف، ج۷، ص۱۴۹؛ الاصابه، ج۸، ص۲۰۱.</ref>


بنابر روایتی از [[ابن‌عباس]]، [[یهود]] [[پیش از بعثت]] [[پیامبر]]{{صل}}، [[اوس]] و [[خزرج]] را به آمدن [[محمد]] [[بشارت]] می‌داد؛ اما پس از [[هجرت پیامبر به مدینه]] به او [[ایمان]] نیاورد. [[مُعاذ بن جبل]] و [[بِشر بن بَراء بن مَعرور]] که [[مسلمان]] شده بودند سعی کردند سلاّم را به [[اسلام]] سوق دهند؛ ولی وی به آنها گفته بود که این آن چیزی نیست که آنها می‌گفتند. در پی این سخن، [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ}}<ref>«و چون کتابی از سوی خداوند نزدشان آمد که آنچه را با خود داشتند، راست می‌شمرد؛ با آنکه پیش‌تر، (به مژده آمدن آن) در برابر کافران یاری می‌خواستند ؛ همین که آنچه می‌شناختند نزدشان رسید، بدان کفر ورزیدند پس لعنت خداوند بر کافران باد» سوره بقره، آیه ۸۹.</ref> نازل شد.<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۵۴۷؛ جامع البیان، ج۱، ص۳۲۵؛ مجمع البیان، ج۱، ص۳۱۰.</ref> در این آیه بیان شده که [[یهودیان]] با اینکه [[پیامبر]] را تأییدی بر پیشگویی‌های خود در [[تورات]] یافتند، او را [[انکار]] کردند که [[لعنت الهی]] بر آنها خواهد بود. به [[روایت]] [[ابن‌عباس]]، سلاّم بن مشکم همراه گروهی با پیامبر [[گفت‌وگو]] کردند و از پیامبر{{صل}} درباره آنچه از سوی [[خدا]] آورده بود پرسیدند که چرا [[قرآن]] با تورات همخوانی ندارد. پیامبر{{صل}} پاسخ داد که شما می‌دانید قرآن از سوی خداست. به صورت مکتوب نزد شما هم هست و اگر [[جن]] و [[انس]] بخواهند، باز نمی‌توانند مانند آن را بیاورند. آنان از پیامبر پرسیدند: آیا جن و انس آن را به او نمی‌آموزند؟ پیامبر پاسخ داد که به خدا [[سوگند]] می‌دانید از سوی خدا و همچون تورات و [[انجیل]] است که به گونه مکتوب در [[اختیار]] شماست. سلاّم بن مشکم و همراهانش به پیامبر گفتند که [[خداوند]] هنگامی که رسولی می‌فرستد، خواسته او را به جا می‌آورد. بنابراین کتابی نوشته ‌شده فرود آور که بتوانیم آن را بخوانیم وگرنه ما هم همانند قرآن برای تو خواهیم آورد. در این هنگام [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا}}<ref>«بگو: اگر آدمیان و پریان فراهم آیند تا مانند این قرآن آورند هر چند یکدیگر را پشتیبانی کنند همانند آن نمی‌توانند آورد» سوره اسراء، آیه ۸۸.</ref> نازل شد.<ref>جامع البیان، ج۱۵، ص۱۰۶؛ الروض الانف، ج۴، ص۳۷۷.</ref> در این آیه اشاره شده که اگر همه [[انسان‌ها]] و [[جنیان]] گرد هم آیند و با یکدیگر [[همکاری]] کنند، نمی‌توانند همانند قرآن را بیاورند. با توجه به مکی بودن آیه، به نظر می‌رسد آیه درباره [[قریش]] نازل شده است؛ ولی در روایتی منسوب به ابن‌عباس، به [[یهود]] نسبت یافته است. در این آیه اشاره شده که خداوند [[اهل کتاب]] را مادامی که به تورات و انجیل عمل نکنند، بر [[آیین]] [[درستی]] ندانسته و از پیامبر خواسته از [[ایمان]] نیاوردن آنان ناراحت نباشد، زیرا [[قرآنی]] که بر وی نازل می‌شود موجب [[طغیان]] و [[کفر]] آنان خواهد شد.
بنابر روایتی از [[ابن‌عباس]]، [[یهود]] [[پیش از بعثت]] [[پیامبر]]{{صل}}، [[اوس]] و [[خزرج]] را به آمدن [[محمد]] [[بشارت]] می‌داد؛ اما پس از [[هجرت پیامبر به مدینه]] به او [[ایمان]] نیاورد. [[مُعاذ بن جبل]] و [[بِشر بن بَراء بن مَعرور]] که [[مسلمان]] شده بودند سعی کردند سلاّم را به [[اسلام]] سوق دهند؛ ولی وی به آنها گفته بود که این آن چیزی نیست که آنها می‌گفتند. در پی این سخن، [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ}}<ref>«و چون کتابی از سوی خداوند نزدشان آمد که آنچه را با خود داشتند، راست می‌شمرد؛ با آنکه پیش‌تر، (به مژده آمدن آن) در برابر کافران یاری می‌خواستند ؛ همین که آنچه می‌شناختند نزدشان رسید، بدان کفر ورزیدند پس لعنت خداوند بر کافران باد» سوره بقره، آیه ۸۹.</ref> نازل شد.<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۵۴۷؛ جامع البیان، ج۱، ص۳۲۵؛ مجمع البیان، ج۱، ص۳۱۰.</ref> در این آیه بیان شده که [[یهودیان]] با اینکه [[پیامبر]] را تأییدی بر پیشگویی‌های خود در [[تورات]] یافتند، او را [[انکار]] کردند که [[لعنت الهی]] بر آنها خواهد بود. به [[روایت]] [[ابن‌عباس]]، سلاّم بن مشکم همراه گروهی با پیامبر [[گفت‌وگو]] کردند و از پیامبر{{صل}} درباره آنچه از سوی [[خدا]] آورده بود پرسیدند که چرا [[قرآن]] با تورات همخوانی ندارد. پیامبر{{صل}} پاسخ داد که شما می‌دانید قرآن از سوی خداست. به صورت مکتوب نزد شما هم هست و اگر [[جن]] و [[انس]] بخواهند، باز نمی‌توانند مانند آن را بیاورند. آنان از پیامبر پرسیدند: آیا جن و انس آن را به او نمی‌آموزند؟ پیامبر پاسخ داد که به خدا [[سوگند]] می‌دانید از سوی خدا و همچون تورات و [[انجیل]] است که به گونه مکتوب در [[اختیار]] شماست. سلاّم بن مشکم و همراهانش به پیامبر گفتند که [[خداوند]] هنگامی که رسولی می‌فرستد، خواسته او را به جا می‌آورد. بنابراین کتابی نوشته ‌شده فرود آور که بتوانیم آن را بخوانیم وگرنه ما هم همانند قرآن برای تو خواهیم آورد. در این هنگام [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا}}<ref>«بگو: اگر آدمیان و پریان فراهم آیند تا مانند این قرآن آورند هر چند یکدیگر را پشتیبانی کنند همانند آن نمی‌توانند آورد» سوره اسراء، آیه ۸۸.</ref> نازل شد.<ref>جامع البیان، ج۱۵، ص۱۰۶؛ الروض الانف، ج۴، ص۳۷۷.</ref> در این آیه اشاره شده که اگر همه [[انسان‌ها]] و [[جنیان]] گرد هم آیند و با یکدیگر [[همکاری]] کنند، نمی‌توانند همانند قرآن را بیاورند. با توجه به مکی بودن آیه، به نظر می‌رسد آیه درباره [[قریش]] نازل شده است؛ ولی در روایتی منسوب به ابن‌عباس، به [[یهود]] نسبت یافته است. در این آیه اشاره شده که خداوند [[اهل کتاب]] را مادامی که به تورات و انجیل عمل نکنند، بر [[آیین]] [[درستی]] ندانسته و از پیامبر خواسته از [[ایمان]] نیاوردن آنان ناراحت نباشد، زیرا [[قرآنی]] که بر وی نازل می‌شود موجب [[طغیان]] و [[کفر]] آنان خواهد شد.
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش