جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
جز (جایگزینی متن - 'اصطلاح شناسی' به 'معنای اصطلاحی') |
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
===معنای اصطلاحی=== | ===معنای اصطلاحی=== | ||
معجزه عمل خارق عادتی را گویند که انجام آن از [[قدرت]] افراد عادی بیرون بوده و تنها به اتکای یک نیروی مافوق طبیعی امکانپذیر است. معجزه عملی است از طرف مدعی [[نبوت]] و دارای برخی شرایط و خصوصیات و نشانهای روشن و دلیلی | معجزه عمل خارق عادتی را گویند که انجام آن از [[قدرت]] افراد عادی بیرون بوده و تنها به اتکای یک نیروی مافوق طبیعی امکانپذیر است. معجزه عملی است از طرف مدعی [[نبوت]] و دارای برخی شرایط و خصوصیات و نشانهای روشن و دلیلی آشکار است بر [[صدق]] ادعای آورنده آن. <ref> [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)|راه و راهنماشناسی]]، ص ۱۸۱.</ref>. | ||
شرایط و خصوصیات آن عبارتاند از: | شرایط و خصوصیات آن عبارتاند از: | ||
| خط ۷۶: | خط ۷۶: | ||
===امکان [[عقلی]] و [[علمی]] معجزه=== | ===امکان [[عقلی]] و [[علمی]] معجزه=== | ||
{{اصلی|امکان معجزه}} | {{اصلی|امکان معجزه}} | ||
آیا معجزه با [[احکام]] [[عقلی]] و بدیهی [[تعارض]] ندارد؟ معجزه کار [[خارق عادت]] است و با [[احکام]] بدیهی و [[عقلی]] تعارضی ندارند. معجزه کاری خلاف [[علم]] و [[عقل]] نیست. برای نشان دادن این واقعیت میتوان برخی [[معجزات]] انجامشده توسط [[پیامبران|پیامبران الهی]] را مورد بررسی قرار داد. همه شنیدهاند از [[معجزات]] [[حضرت عیسی|حضرت مسیح]] زنده کردن مردگان و درمان بیماران غیرقابل علاج بوده است، آیا هیچ [[دلیل علمی]] و [[عقلی]] وجود دارد که [[انسان]] بعد از آنکه دستگاههای بدنش از کار افتاد و خاموش شد نتواند مجدداً به [[زندگی]] بازگردد؟ و آیا هیچ دلیلی [[علمی]] و [[عقلی]] وجود دارد [[بیماری]] سرطان که [[انسان]] از درمانش عاجز است، درمان نداشته باشد؟ بدون [[شک]] [[انسانها]] با نیرویی که در [[اختیار]] دارند، هرچند تمام پزشکان [[جهان]] دست به دست هم دهند و تجربه و معلومات خود را به [[یاری]] طلبند، [[قادر]] به زنده کردن مردگان و یا درمان پارهای از [[بیماریها]] نیستند. ولی چه مانعی دارد انسانی با یک نیروی [[الهی]] و با [[آگاهی]] خاصی که از دریای بیکران [[علم]] [[خدا]] دریافته است، بتواند [[روح]] را به کالبد مردهای بازگرداند و [[بیمار]] لاعلاجی را شفا بخشد؟ درست است [[علم]] بشری خود را [[ناتوان]] از این عمل میداند، اما هرگز نمیگوید ممکن نیست و نامعقول است. حال به این مثال توجه کنید: سفر به کره ماه بدون استفاده از سفینه فضایی برای هیچ انسانی ممکن نیست، اما درعین حال چه مانعی دارد نیرویی [[برتر]] از نیروی [[انسان]] و مَرکب مرموزی فراتر از ابزارهایی که [[بشر]] اختراع کرده است، در [[اختیار]] کسی قرار گیرد و بدون استفاده از سفینه فضایی به کره ماه یا کرات بالاتر برود؟ البته [[معجزات]] را نباید با [[خرافات]] آمیخت، همیشه [[افراط]] و [[تفریطها]] منشأ [[تباهی]] و تیرگی چهره [[حقیقت]] بوده است. در مورد معجزه نیز همین امر [[صادق]] است. در حالی که بعضی از روشنفکرنماها | آیا معجزه با [[احکام]] [[عقلی]] و بدیهی [[تعارض]] ندارد؟ معجزه کار [[خارق عادت]] است و با [[احکام]] بدیهی و [[عقلی]] تعارضی ندارند. معجزه کاری خلاف [[علم]] و [[عقل]] نیست. برای نشان دادن این واقعیت میتوان برخی [[معجزات]] انجامشده توسط [[پیامبران|پیامبران الهی]] را مورد بررسی قرار داد. همه شنیدهاند از [[معجزات]] [[حضرت عیسی|حضرت مسیح]] زنده کردن مردگان و درمان بیماران غیرقابل علاج بوده است، آیا هیچ [[دلیل علمی]] و [[عقلی]] وجود دارد که [[انسان]] بعد از آنکه دستگاههای بدنش از کار افتاد و خاموش شد نتواند مجدداً به [[زندگی]] بازگردد؟ و آیا هیچ دلیلی [[علمی]] و [[عقلی]] وجود دارد [[بیماری]] سرطان که [[انسان]] از درمانش عاجز است، درمان نداشته باشد؟ بدون [[شک]] [[انسانها]] با نیرویی که در [[اختیار]] دارند، هرچند تمام پزشکان [[جهان]] دست به دست هم دهند و تجربه و معلومات خود را به [[یاری]] طلبند، [[قادر]] به زنده کردن مردگان و یا درمان پارهای از [[بیماریها]] نیستند. ولی چه مانعی دارد انسانی با یک نیروی [[الهی]] و با [[آگاهی]] خاصی که از دریای بیکران [[علم]] [[خدا]] دریافته است، بتواند [[روح]] را به کالبد مردهای بازگرداند و [[بیمار]] لاعلاجی را شفا بخشد؟ درست است [[علم]] بشری خود را [[ناتوان]] از این عمل میداند، اما هرگز نمیگوید ممکن نیست و نامعقول است. حال به این مثال توجه کنید: سفر به کره ماه بدون استفاده از سفینه فضایی برای هیچ انسانی ممکن نیست، اما درعین حال چه مانعی دارد نیرویی [[برتر]] از نیروی [[انسان]] و مَرکب مرموزی فراتر از ابزارهایی که [[بشر]] اختراع کرده است، در [[اختیار]] کسی قرار گیرد و بدون استفاده از سفینه فضایی به کره ماه یا کرات بالاتر برود؟ البته [[معجزات]] را نباید با [[خرافات]] آمیخت، همیشه [[افراط]] و [[تفریطها]] منشأ [[تباهی]] و تیرگی چهره [[حقیقت]] بوده است. در مورد معجزه نیز همین امر [[صادق]] است. در حالی که بعضی از روشنفکرنماها آشکار یا پنهان به نفی هرگونه معجزه میپردازند، گروهی دیگر، چهره [[علمی]] [[معجزات]] را با افسانههای ساختگی و اوهام بیاساس میپوشانند. | ||
===ضرورت معجزه=== | ===ضرورت معجزه=== | ||
| خط ۱۱۷: | خط ۱۱۷: | ||
آیا اعجار منافاتی با [[قانون علیت]] ندارد؟ چرا که بر اساس [[قانون]] کلی علیت هر چیزی باید علتی داشته باشد؟ در پاسخ گفته شده است: | آیا اعجار منافاتی با [[قانون علیت]] ندارد؟ چرا که بر اساس [[قانون]] کلی علیت هر چیزی باید علتی داشته باشد؟ در پاسخ گفته شده است: | ||
[[معجزات]] از یک علتی پدید آمدهاند، لکن نه [[علت]] مادیِ عادی که برای همگان | [[معجزات]] از یک علتی پدید آمدهاند، لکن نه [[علت]] مادیِ عادی که برای همگان آشکار است. | ||
[[معجزات]] از طریق [[علل]] عادی پدید نمیآیند اما این به معنای بدون [[علت]] بودن نمیباشد، زیرا این امکان هست که معجزه از طرق عللی صورت پذیرد که برای ما ناشناخته است، به این ترتیب [[قانون علیت]] را که یک [[قانون]] [[عقلی]] و استثناناپذیر است، نقض نمیکند <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج ۲، ص ۴۲ و ۴۳. </ref>. | [[معجزات]] از طریق [[علل]] عادی پدید نمیآیند اما این به معنای بدون [[علت]] بودن نمیباشد، زیرا این امکان هست که معجزه از طرق عللی صورت پذیرد که برای ما ناشناخته است، به این ترتیب [[قانون علیت]] را که یک [[قانون]] [[عقلی]] و استثناناپذیر است، نقض نمیکند <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج ۲، ص ۴۲ و ۴۳. </ref>. | ||