←عقل در فرهنگ مطهر
(←منابع) |
|||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
[[صادر اول]] باید [[کاملترین]] و بسیطترین ممکنات باشد و چنین موجودی جز اینکه مجرد از ماده و [[زمان]] و مکان باشد نمیتواند باشد، چنین موجودی طبعاً دارای ماهیت هست، زیرا ماهیت داشتن لازمه معلولیت است. این چنین موجودی را به حسب اصطلاح عقل مینامند<ref>مجموعه آثار، ج۶، ص۱۰۵۹.</ref>. | [[صادر اول]] باید [[کاملترین]] و بسیطترین ممکنات باشد و چنین موجودی جز اینکه مجرد از ماده و [[زمان]] و مکان باشد نمیتواند باشد، چنین موجودی طبعاً دارای ماهیت هست، زیرا ماهیت داشتن لازمه معلولیت است. این چنین موجودی را به حسب اصطلاح عقل مینامند<ref>مجموعه آثار، ج۶، ص۱۰۵۹.</ref>. | ||
پس “عقل”، یعنی [[قدرت]] تجزیه و تحلیل و ربط دادن قضایا، یعنی مقدمات را به دست آوردن و نتایج را [[پیشبینی]] کردن. عقل از [[علم]] مایه میگیرد. عقل چراغی است که نفت آن چراغ، علم است<ref>ده گفتار، ص۲۰۷.</ref>. | پس “عقل”، یعنی [[قدرت]] تجزیه و تحلیل و ربط دادن قضایا، یعنی مقدمات را به دست آوردن و نتایج را [[پیشبینی]] کردن. عقل از [[علم]] مایه میگیرد. عقل چراغی است که نفت آن چراغ، علم است<ref>ده گفتار، ص۲۰۷.</ref>. | ||
مراجعه به [[قوه]] عقل<ref>اسلام و مقتضیات زمان، ج۱، ص۲۷۷.</ref>. [[مکتب]] عقل<ref>انسان کامل، ص۱۲۱.</ref>. نظریه [[عقلی]]<ref>مجموعه آثار، ج۶، ص۳۰۰.</ref>. [[اسارت عقل]]<ref>بیست گفتار، ص۲۸۵.</ref>. [[احیاء عقل]]<ref>مجموعه آثار، ج۶.</ref>. نیروی عقل. مراجعه به [[عاقل]]، معقول و عقل.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۱.</ref> | مراجعه به [[قوه]] عقل<ref>اسلام و مقتضیات زمان، ج۱، ص۲۷۷.</ref>. [[مکتب]] عقل<ref>انسان کامل، ص۱۲۱.</ref>. نظریه [[عقلی]]<ref>مجموعه آثار، ج۶، ص۳۰۰.</ref>. [[اسارت عقل]]<ref>بیست گفتار، ص۲۸۵.</ref>. [[احیاء عقل]]<ref>مجموعه آثار، ج۶.</ref>. نیروی عقل. مراجعه به [[عاقل]]، معقول و عقل.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۱.</ref> | ||
===عقل از نظر [[حکما]]=== | ===عقل از نظر [[حکما]]=== | ||
کلمه عقل هر چند در عرف عام در مورد نیروی تفکر [[انسان]] به کار برده میشود، ولی حکما نظر به اینکه نیروی عاقله انسان را که نیرویی خود [[آگاه]] است، مجرد میدانند، هر نیروی خودآگاه مجرد را “عقل” مینامند. و نظر به اینکه آن موجود، [[واسطه فیض]] بین مبدأ کل و [[جهان]] است و نیرویی فعال است آن را “عقل فعال” میخوانند<ref>مقالات فلسفی (۱)، ص۱۸۵.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۲.</ref> | کلمه عقل هر چند در عرف عام در مورد نیروی تفکر [[انسان]] به کار برده میشود، ولی حکما نظر به اینکه نیروی عاقله انسان را که نیرویی خود [[آگاه]] است، مجرد میدانند، هر نیروی خودآگاه مجرد را “عقل” مینامند. و نظر به اینکه آن موجود، [[واسطه فیض]] بین مبدأ کل و [[جهان]] است و نیرویی فعال است آن را “عقل فعال” میخوانند<ref>مقالات فلسفی (۱)، ص۱۸۵.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۲.</ref> | ||
===عقل [[خالص]]=== | ===عقل [[خالص]]=== | ||
عقل خالص، یعنی جدا شده از شوائب<ref>بیست گفتار، ص۳۰۱.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۲.</ref> | عقل خالص، یعنی جدا شده از شوائب<ref>بیست گفتار، ص۳۰۱.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۲.</ref> | ||
===[[عقل عملی]]=== | ===[[عقل عملی]]=== | ||
عقل عملی انسان، یعنی همان چیزی که به قول [[بوعلی سینا]] ماهیّتش از نوع عقل نیست، بلکه لفظ عقل بر آن اصطلاح شده است متوجّه [[تدبیر]] [[زندگی]] [[مدنی]] است ولی این توجّه تنها متوجّه [[زندگی فردی]] و [[نفسانی]] نیست متوجّه [[زندگی اجتماعی]] هم هست<ref>مقالات فلسفی (۲)، ص۲۰۷.</ref>. | عقل عملی انسان، یعنی همان چیزی که به قول [[بوعلی سینا]] ماهیّتش از نوع عقل نیست، بلکه لفظ عقل بر آن اصطلاح شده است متوجّه [[تدبیر]] [[زندگی]] [[مدنی]] است ولی این توجّه تنها متوجّه [[زندگی فردی]] و [[نفسانی]] نیست متوجّه [[زندگی اجتماعی]] هم هست<ref>مقالات فلسفی (۲)، ص۲۰۷.</ref>. | ||
به عبارت دیگر [[عقل عملی]] آن است که مبنای [[علوم]] زندگی است، مبنای [[اصول اخلاقی]] است، و به قول قدما مبنای [[علم اخلاق]] و تدبیر [[منزل]] و [[سیاست]] مُدُن است. در عقل عملی مورد [[قضاوت]]، واقعیتی از واقعیتها نیست که آیا این چنین است با آن چنان؟ مورد قضاوت، [[وظیفه]] و [[تکلیف]] است. آیا “باید” این کار را بکنم یا آن کار را؟ این طور عمل کنم یا آن طور؟ عقل عملی همان است که مفهوم خوبی و [[بدی]] و [[حسن و قبح]] و باید و نباید و [[امر و نهی]] و امثال اینها را [[خلق]] میکند. راهی که [[انسان]] در زندگی [[انتخاب]] میکند مربوط به طرز کارکردن و طرز قضاوت [[عقلی]] عملی او است و مستقیماً ربطی به طرز کار و طرز قضاوت [[عقل نظری]] وی ندارد<ref>ده گفتار، ص۴۶.</ref>. | به عبارت دیگر [[عقل عملی]] آن است که مبنای [[علوم]] زندگی است، مبنای [[اصول اخلاقی]] است، و به قول قدما مبنای [[علم اخلاق]] و تدبیر [[منزل]] و [[سیاست]] مُدُن است. در عقل عملی مورد [[قضاوت]]، واقعیتی از واقعیتها نیست که آیا این چنین است با آن چنان؟ مورد قضاوت، [[وظیفه]] و [[تکلیف]] است. آیا “باید” این کار را بکنم یا آن کار را؟ این طور عمل کنم یا آن طور؟ عقل عملی همان است که مفهوم خوبی و [[بدی]] و [[حسن و قبح]] و باید و نباید و [[امر و نهی]] و امثال اینها را [[خلق]] میکند. راهی که [[انسان]] در زندگی [[انتخاب]] میکند مربوط به طرز کارکردن و طرز قضاوت [[عقلی]] عملی او است و مستقیماً ربطی به طرز کار و طرز قضاوت [[عقل نظری]] وی ندارد<ref>ده گفتار، ص۴۶.</ref>. | ||
یک قسمت [[درک]] چیزهایی است که باید بکنیم، درک بایدها اینها را میگویند عقل عملی<ref>فلسفه اخلاق، ص۶۴.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۲.</ref> | یک قسمت [[درک]] چیزهایی است که باید بکنیم، درک بایدها اینها را میگویند عقل عملی<ref>فلسفه اخلاق، ص۶۴.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۲.</ref> | ||
===عقل نظری=== | ===عقل نظری=== | ||
عقل نظری، یعنی در آنچه که ما اسمش را میگذاریم “فلسفه و [[حکمت]] الهی”<ref>فلسفه اخلاق، ص۷۲-۷۳.</ref>. یک قسمت از کارهای [[عقل انسان]] درک چیزهایی است که باید بکنیم، درک اینها را میگویند، عقل نظری<ref>فلسفه اخلاق، ص۶۴.</ref>. | عقل نظری، یعنی در آنچه که ما اسمش را میگذاریم “فلسفه و [[حکمت]] الهی”<ref>فلسفه اخلاق، ص۷۲-۷۳.</ref>. یک قسمت از کارهای [[عقل انسان]] درک چیزهایی است که باید بکنیم، درک اینها را میگویند، عقل نظری<ref>فلسفه اخلاق، ص۶۴.</ref>. | ||
پس عقل نظری همان است که مبنای [[علوم طبیعی]] و ریاضی و [[فلسفه الهی]] است. این علوم همه در این جهت شرکت دارند که کار عقل در آن علوم قضاوت درباره واقعیتها است که فلان شیء این طور است و یا آن طور؟ فلان اثر و فلان خاصیت را دارد یا ندارد؟ آیا فلان معنا [[حقیقت]] دارد یا ندارد؟<ref>ده گفتار، ص۴۶.</ref>. | پس عقل نظری همان است که مبنای [[علوم طبیعی]] و ریاضی و [[فلسفه الهی]] است. این علوم همه در این جهت شرکت دارند که کار عقل در آن علوم قضاوت درباره واقعیتها است که فلان شیء این طور است و یا آن طور؟ فلان اثر و فلان خاصیت را دارد یا ندارد؟ آیا فلان معنا [[حقیقت]] دارد یا ندارد؟<ref>ده گفتار، ص۴۶.</ref>. | ||
مثلاً یک وقت در مییابد که فلان شیء فلان خاصیّت را دارد یا اینکه [[خورشید]] از [[زمین]] بزرگتر است؛ از این نظر عقل تماشاگر و ناظر [[جهان]] بیرون است و چون آنچه دریافته است [[مطابق با واقع]] است آنچه را که دریافته “حق” ([[ادراک]] [[مطابق با واقع]]) مینامیم و خود عقل چون فقط نقش ناظر و تماشاگر را دارد “عقل نظری” نامیده میشود. این یک نوع [[حکم عقل]] است<ref>مجموعه آثار، ج۷، ص۹۵.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۴.</ref> | مثلاً یک وقت در مییابد که فلان شیء فلان خاصیّت را دارد یا اینکه [[خورشید]] از [[زمین]] بزرگتر است؛ از این نظر عقل تماشاگر و ناظر [[جهان]] بیرون است و چون آنچه دریافته است [[مطابق با واقع]] است آنچه را که دریافته “حق” ([[ادراک]] [[مطابق با واقع]]) مینامیم و خود عقل چون فقط نقش ناظر و تماشاگر را دارد “عقل نظری” نامیده میشود. این یک نوع [[حکم عقل]] است<ref>مجموعه آثار، ج۷، ص۹۵.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۴.</ref> | ||
===عقلیون=== | ===عقلیون=== | ||
[[جماعت]] دیگری از [[فلاسفه]] مانند لایبنیتس و مالبرانش و اسپینوزا که بعد از دکارت آمدهاند اجمالاً [[عقیده]] وی را در باب [[محسوسات]] و اینکه محسوسات حقایق نیستند و همچنین عقیده وی را در باب معقولات و [[فطریات]] و [[یقینی]] بودن آنها با [[اختلافات]] جزیی پذیرفتهاند. این جماعت را از آن جهت که به معقولات غیر مستند به [[حس]] قائل هستند “عقلیون” میخوانند<ref>مجموعه آثار، ج۶، ص۱۲۴ و ۱۸۳.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۴.</ref> | [[جماعت]] دیگری از [[فلاسفه]] مانند لایبنیتس و مالبرانش و اسپینوزا که بعد از دکارت آمدهاند اجمالاً [[عقیده]] وی را در باب [[محسوسات]] و اینکه محسوسات حقایق نیستند و همچنین عقیده وی را در باب معقولات و [[فطریات]] و [[یقینی]] بودن آنها با [[اختلافات]] جزیی پذیرفتهاند. این جماعت را از آن جهت که به معقولات غیر مستند به [[حس]] قائل هستند “عقلیون” میخوانند<ref>مجموعه آثار، ج۶، ص۱۲۴ و ۱۸۳.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۴.</ref> | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||