|
|
| خط ۱۱: |
خط ۱۱: |
|
| |
|
| ==خوله در [[شان نزول]]== | | ==خوله در [[شان نزول]]== |
| بیشتر مطالبی که درباره [[زندگی]] وی ذکر شدهاند، به مناسبت ظهار وی از سوی شوهرش و نزول آیات ابتدایی [[سوره]] مجادلهاند. زمانی که خوله از [[تمکین]] شوهر [[کهنسال]] و عصبی مزاجش، [[اوس بن صامت]] سرباز زد،<ref> اسدالغابه، ج ۷، ص ۹۲؛ الاصابه، ج ۸، ص ۱۱۵.</ref> وی با کاربرد عباراتی که در [[سنت]] پیشینیانشان برای [[حرام]] کردن زنی بر شوهر به کار میرفت خوله را تا پایان عمر بر خود حرام کرد <ref>جامع البیان، ج ۱۴، ص ۴؛ التبیان، ج ۹، ص ۵۴۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص ۱۷۶.</ref> و برای رسمیت بخشیدن عمل خود، در میان بستگان خویش به این امر اعتراف کرد؛<ref>اسدالغابه، ج ۷، ص ۹۲؛ الاصابه، ج ۸، ص ۱۱۵.</ref> لیکن به زودی پشیمان شد؛<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۳۳۳؛ جامع البیان، ج ۱۴، ص ۵؛الدرالمنثور، ج ۸، ص ۷۰.</ref> به ویژه که هر دو همدیگر را [[دوست]] میداشتند. خوله به همسرش پیشنهاد کرد درباره [[حکم]] ظهار در [[دین اسلام]] نظر پیامبر{{صل}} را جویا شود؛ اما [[اوس]] از روی [[شرم]] ابا کرد <ref>جامعالبیان، ج ۱۴، ص ۶؛ روض الجنان، ج ۱۹، ص ۵۸؛ مجمع البیان، ج ۹، ص ۳۷۱.</ref> و همسرش را بدین [[هدف]] نزد آن [[حضرت]] فرستاد.<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۳۳۳؛ جامع البیان، ج ۱۴، ص ۶؛ روض الجنان، ج ۱۹، ص ۵۸.</ref> خوله به [[امید]] آنکه ظهار در [[اسلام]] حکمی متفاوت داشته باشد نزد [[پیامبر]]{{صل}} رفت تا [[رأی]] او را جویا شود. وی به پیامبر{{صل}} گفت در صورتی که ظهار طبق [[سنت]] پیشینیان رخ دهد، دیگر [[سرپرستی]] نخواهد داشت، زیرا اکنون پیر شده و از [[ثروت]]، [[جوانی]] و [[حمایت]] بستگان بیبهره است. افزون بر این، [[اوس]] را [[پدر]] [[فرزندان]] و محبوبترین فرد برای خود دانست. او با آنکه پیامبر{{صل}} پاسخی منفی به او داد، بر خواسته خود پافشاری کرد؛ اما پیامبر{{صل}} وی را بر همسرش [[حرام]] دانست.
| |
|
| |
| خوله در این وضعیت، متضرعانه دست [[گلایه]] به سوی [[خدا]] بلند کرد و با [[تضرع]] و [[زاری]] از او خواست گشایشی برایش بر زبان پیامبر{{صل}} روان سازد و مدتی نگذشت که [[آیات]] نخستین [[سوره مجادله]] نازل شدند.<ref>جامع البیان، ج ۱۴، ص ۷؛ التبیان، ج ۹، ص ۵۴۲؛اسباب النزول، ص ۳۴۷ ـ ۳۴۸.</ref> برپایه این آیات، هیچ گاه [[همسر]] [[حکم]] [[مادر]] را نخواهد داشت، زیرا مادر کسی است که فرزند را به [[دنیا]] میآورد. با این همه، چنانچه کسی ظهار کند، پیش از مراجعه به همسرش باید یک برده [[آزاد]] کند و اگر از انجام دادن این امر [[ناتوان]] بود، باید ۶۰ [[روز]] [[روزه]] بگیرد و چنانچه توان روزه گرفتن نداشت، باید ۶۰ [[فقیر]] را [[اطعام]] کند: {{متن قرآن|قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلاَّ الَّلائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنكَرًا مِّنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِن نِّسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِّن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا فَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا ذَلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ }}<ref>«خداوند، سخن زنی را که با تو درباره همسرش چالش داشت و به خداوند شکوه میکرد شنیده است و خداوند گفت و گوی شما را میشنود که خداوند، شنوایی بیناست کسانی از شما که زنان خود را ظهار میکنند، آن زنان، مادران آنان نیستند، مادرانشان جز کسانی که آنان را زادهاند نمیباشند و اینان بیگمان سخنی ناپسند و نادرست میگویند و باری، خداوند به یقین در گذرندهای آمرزنده است. و آنان که زنان خود را ظهار میکنند سپس به آنچه گفتهاند باز میگردند (تا آن را بشکنند) باید پیش از آنکه با یکدیگر تماسی داشته باشند بندهای آزاد کنند؛ این (کاری) است که بدان اندرز داده میشوید و خداوند به آنچه میکنید آگاه است. و هر کس نیافت، روزه دو ماه پیاپی پیش از آنکه با همدیگر تماسی بگیرند (بر عهده اوست) و آنکه یارایی ندارد، خوراک دادن به شصت مستمند (بر عهده اوست)، این بدان روست که به خداوند و پیامبرش ایمان آورید و اینها احکام خداوند است و کافران عذابی دردناک خواهند داشت» سوره مجادله، آیه ۱-۴.</ref>. درپی [[نزول]] این [[آیات]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[اوس بن صامت]] را فراخواند و [[دستور الهی]] درباره [[کفاره]] ظهار را به او [[ابلاغ]] کرد؛<ref> جامعالبیان، ج ۱۴، ص ۴؛ اسباب النزول، ص ۳۴۹؛ مجمع البیان، ج ۹، ص ۳۷۱.</ref> ولی [[اوس]] نه [[ثروت]] کافی برای [[آزاد]] کردن بردهای داشت و نه در کهنسالی میتوانست [[روزه]] بگیرد، از این رو ناچار بود ۶۰ [[مسکین]] را [[غذا]] دهد؛ اما از این کار هم [[ناتوان]] بود،<ref>جامعالبیان، ج ۱۴، ص ۵؛ اسباب النزول، ص ۳۴۹؛ الدرالمنثور، ج ۸، ص ۷۱.</ref> به همین جهت [[حضرت رسول]]{{صل}} مقداری از کفاره [[اطعام]] ۶۰ مسکین را خود به عهده گرفت و اوس نیز بخش دیگری از کفاره را پذیرفت و بدینسان، کفاره اطعام ۶۰ مسکین از طرف اوس بن صامت پرداخت شد و او توانست به خوله مراجعه کند.<ref>جامع البیان، ج ۱۴، ص ۵؛ اسباب النزول، ص ۳۴۸؛ الدرالمنثور، ج ۸، ص ۷۳.</ref> [[ابن عباس]]، [[ابن سیرین]] و دیگران، خوله را نخستین زنی میدانند که در دوره [[اسلامی]] ظهار شده است<ref>الطبقات، ج ۸، ص ۲۸۱؛ المعارف، ص ۲۵۵؛ التبیان، ج ۹، ص ۵۴۱.</ref>.<ref>[[یدالله حاجیزاده|حاجیزاده]] و [[رسول قلیچ|قلیچ]]، [[خوله بنت ثعلبه (مقاله)|مقاله «خوله بنت ثعلبه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۲.</ref>
| |
|
| |
|
| == جستارهای وابسته == | | == جستارهای وابسته == |