'''تسبیح''' تنزیه [[خداوند]] از [[شرک]] و عجز و [[نقص]]<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>، به معنای تنزیه [[خدا]] و اصل آن حرکت با شتاب "به دور از [[سستی]]" در [[بندگی]] [[خداوند متعال]] است.<ref>مفردات، ص ۳۹۲، «سبح».</ref>. {{عربی|" سُبْحَانَ اللَّه"}} بیانگر تنزیه [[خداوند]] از شریک و [[فرزند]] یا هر صفتی است که سزاوار ذات [[پاک]] او نیست<ref> لسانالعرب، ج۶، ص۱۴۴، «سبح».</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/farhangbooks/Books/8/4.htm#f5، فرهنگ قرآن، ج۸ ].</ref>. تسبیح، گفتن {{متن حدیث|سُبْحَانَ اللَّهِ}}، [[خدا]] را از هر [[عیب]] و [[نقص]] و عجز و [[بدی]] و بدخواهی و شریک و اوصاف جسمی [[پاک]] و منزّه دانستن، [[خدا]] را [[تقدیس]] و [[ستایش]] کردن. در [[آیات]] فراوانی هم [[خدا]] [[تقدیس]] و تنزیه شده و هم [[دستور]] به تسبیح داده شده، هم بیان شده که آنچه در [[آسمانها]] و [[زمین]] است، [[خدا]] را تسبیح میگویند. در [[نماز]] هم به ذکر [[رکوع]] و [[سجود]]، تسبیح گفته میشود. در رکعت سوّم و چهارم [[نمازها]] هم [[واجب]] است تسبیحات اربعه {{متن حدیث|سُبْحَانَ اللَّهِ، الْحَمْدُ لِلَّهِ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، اللَّهُ أَكْبَرُ}} گفته شود. تسبیحات [[حضرت زهرا]]{{س}} هم گفتن ۳۴ مرتبه {{متن حدیث|اللَّهُ أَكْبَرُ}}، ۳۳ مرتبه {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ}} و ۳۳مرتبه {{متن حدیث|سُبْحَانَ اللَّهِ}} بعد از نمازهاست. تسبیح، به دانههایی از سنگ، [[گِل]]، پلاستیک، چوب و... که به رشته نخی یا پلاستیکی کشیده شده نیز گفته میشود و انواع خاصّی دارد، سی و سه تایی، یا صد تایی به آن به هم میگویند. در توصیههای [[دینی]] به ذکر گفتن با تسبیح [[تربت]] [[سید الشهدا]] تأکید شده و [[ثواب]] بسیار دارد. [[حضرت زهرا]]{{س}} از [[تربت]] [[قبر]] [[حضرت]] [[حمزه]] [[سیدالشهدا]] تسبیح ساخته بود و با آن ذکر میگفت. پس از واقعه [[عاشورا]] در پی بیان [[فضیلت]] [[تربت امام حسین]] {{ع}}، از آن تسبیح درست کردند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۵۴.</ref>.
==معناشناسی تسبیح==
===واژهشناسی لغوی===
*تسبیح از ریشه "س ـ ب ـ ح" و سبْح در لغت به معنای گذر سریع در [[آب]] و در هواست و برای مرور [[ستارگان]] در فلک{{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}}<ref> و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید (که) هر یک در چرخهای شناورند؛ سوره انبیاء، آیه:۳۳.</ref> و نیز دویدن اسب{{متن قرآن|وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا}}<ref> و به فرشتگانی که شناورند و با شتاب فرود میآیند؛ سوره نازعات، آیه:۳.</ref> و سرعت گرفتن در انجام کاری{{متن قرآن|إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلا }}<ref> تو را در روز، کوششی دراز دامن است؛ سوره مزمل، آیه:۷.</ref> به استعاره گرفته شده است<ref>مفردات، ص۳۹۲؛ التحقیق، ج۵، ص۲۰، «سبح».</ref>.
*تسبیح نیز اصل آن مرور سریع در [[عبادت]] است، اعم از اینکه [[عبادت]]، قول یا فعل یا [[نیت]] "[[اعتقاد]]" باشد<ref>مفردات، ص۳۹۲، «سبح».</ref>. و به معنای تنزیه [[خداوند]] از هرگونه [[عیب]] و [[نقص]] است<ref>التحقیق، ج۵، ص۱۹ ـ ۲۲، «سبح».</ref>.
*واژه تسبیح و مشتقات آن ۹۲ بار در ۸۸ [[آیه]] از ۴۹۹ [[سوره]] [[قرآن]] به شکل مصدر، اسم، ماضی، مضارع و اَشکال گوناگون صرفی آمده<ref>اسماء و صفات الهی، ج۱، ص۶۴۷.</ref> و در همان مفاهیم لغوی و برخی مفاهیمدینی و شرعی مانند صلوه<ref>التفسیرالکبیر،ج۳، ص۲۱۶؛ الوجوه والنظایر، ج۱،ص۴۴۶.</ref> به کار گرفته شده است<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>.
===معنای اصطلاحی===
[[تسبیح]] یعنی [[تنزیه]]، یعنی [[خدا]] را از آنچه که ذات او مبرّاست منزّه کردن، [[برتر]] دانستن او از آنچه که [[شأن]] مخلوقین است، از آنچه که حاکی از نوعی [[نقص]] و [[ناتوانی]] و نارسایی است<ref>آشنایی با قرآن، ج۴، ص۱۶۴.</ref>.
==[[تسبیح در قرآن]]==
==[[حقیقت]] تسبیح و تفاوت آن با [[تقدیس]]==
==تقارن [[حمد]] با تسبیح==
==صور گوناگون تسبیح و تسبیح کنندگان==
==تسبیح عمومی موجودات==
==تسبیح [[اسم پروردگار]]==
==آثار تسبیح==
==[[آداب]] تسبیح==
==اجتناب از تسبیح==
==اوقات تسبیح==
==اهمّیت تسبیح==
==[[پاداش]] تسبیح==
==[[ترغیب]] به تسبیح==
==تسبیح بعد از [[سجده]]==
==تسبیح عملی و لفظی==
تسبیح لفظی به این است که [[انسان]] با یک جمله لفظی [[معبود]] خود را [[تقدیس]] کند، مثلاً کلمه {{متن حدیث|سُبْحَانَ اللَّهِ}} و همچنین کلمه {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ}} که جمیع حمدها را به خدا اختصاص میدهد و او را فاعل [[حقیقی]] همه [[نعمتها]] و منشأ همه [[خیرات]] و [[برکات]] و [[کمالات]] اعلام میکند، و همچنین کلمه {{متن حدیث|اللَّهِ أَكْبَرُ}} که خدا را برتر از هر چیز که در [[تصور]] آید و بلکه برتر از توصیف اعلام میکند، [[تسبیح]] و تقدیس لفظی است. اینگونه کلمات جز درباره ذات [[اقدس]] احدیّت جایز نیست، خواه [[ملک مقرّب]] و یا [[نبی]] مرسل باشد، نظیر این جملههاست. جمله {{متن حدیث|لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ}}. و اما تقدیس عملی این است که انسان عملی انشاء کند که مفهوم آن عمل قدوسیت آن موجودی است که آن عمل برای او صورت میگیرد، از قبیل [[رکوع]] و [[سجود]] و [[قربانی]] البته عمل مانند لفظ [[صراحت]] ندارد ممکن است همین [[اعمال]] به قصد [[تعظیم]] صورت گیرد و در این صورت [[عبادت]] نیست و خود عمل هم [[مقدّس]] شمرده نمیشود، یعنی یک عمل عادی است، ولی اعمالی که در مقابل [[بت]] و یا [[آتش]] و غیره صورت میگیرد، جنبه تقدس پیدا میکند، زیرا به قصد تقدیس آنها صورت میگیرد. آنچه [[فطری]] [[بشر]] است “تقدیس” است<ref>خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۲۵۲.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۴۴.</ref>