←جستارهای وابسته
| خط ۱۵۵: | خط ۱۵۵: | ||
#{{متن قرآن|فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءَةَ أَخِيهِ قَالَ يَا وَيْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِيَ سَوْءَةَ أَخِي فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ}}<ref>«خداوند کلاغی را برانگیخت که زمین را میکاوید تا بدو نشان دهد چگونه کالبد برادرش را در خاک کند؛ گفت: وای بر من! آیا ناتوان بودم که چون این کلاغ باشم تا کالبد برادرم را در خاک کنم؟ و از پشیمانان شد» سوره مائده، آیه ۳۱.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۰۹.</ref> | #{{متن قرآن|فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءَةَ أَخِيهِ قَالَ يَا وَيْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِيَ سَوْءَةَ أَخِي فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ}}<ref>«خداوند کلاغی را برانگیخت که زمین را میکاوید تا بدو نشان دهد چگونه کالبد برادرش را در خاک کند؛ گفت: وای بر من! آیا ناتوان بودم که چون این کلاغ باشم تا کالبد برادرم را در خاک کنم؟ و از پشیمانان شد» سوره مائده، آیه ۳۱.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۰۹.</ref> | ||
====[[تدبر]] در [[آیات]] اخاء، به ترتیب [[نزول]] آن==== | |||
*'''تدبر در آیات مکی''': در آیات مکی کلمه اخ در پنج [[آیه]] با لفظ مفرد: «أخی»، و در دو آیه با لفظ جمع: «إخوانهم»، آمده است، و به طور کلی در مجموعه آیات مکی اخاء میتوان با تدبر سه نوع [[ارتباط]] [[برادری]] بین [[برادران]] را دریافت: | |||
* ارتباط برادری که بین دو [[برادر]] هست و موضوع آن، افزایش [[مال]] یکی و بی چیز نمودن آن دیگری است. آنکه افزایش مال را در نظر دارد، سخنگویی و پشت هم اندازی در سخن را به کار میگیرد: {{متن قرآن|وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ}}، و آن برادری که سهم ناچیزش هم با [[اکراه]] در [[شرف]] از دسترفتن است، [[زبان]] به [[شکایت]] میگشاید: {{متن قرآن|قَالَ أَكْفِلْنِيهَا}}. پیداست که این نوع از ارتباط برادری که به [[هدف]] افزودن مال از روی اکراه طرف دیگر است، بر اثر [[اختلاف]] مالیای که از [[افزونطلبی]] یکی از آنان پدید میآید و همراه با دستاندازیاش به [[مال]] آن دیگری هم است، تضعیفکننده رابطه [[عاطفی]] و [[فطری]] [[برادری]] است: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ}}. | |||
* [[ارتباط]] برادری که بین دو [[برادر]] براساس [[خلوص]]، [[صداقت]] و به منظور اهداف عالیه و اجرای [[اوامر]] و [[تکالیف الهی]] شکل گرفته است. مصادیق این ارتباط برادری، بین [[موسی]] و [[هارون]]{{عم}} و بین [[یوسف]]{{ع}} و برادر تنیاش، ابنیامین، ملاحظه میشود: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا}}<ref>«و در این کتاب از موسی یاد کن که ناب و فرستادهای پیامبر بود» سوره مریم، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ}}. این ارتباط برادری، بر اساس اشتراک در [[رحمت الهی]]، و اشتراک در [[تحمل]] [[زحمت]] انجام [[مأموریت الهی]] است: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِأَخِي وَأَدْخِلْنَا فِي رَحْمَتِكَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ}}. همچنین: {{متن قرآن| وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي}}. و در این نوع ارتباط برادری است که [[برادران]]، [[عارف]] به [[نعمت]] و [[امتنان]] [[الهی]] هستند و نیز مایه و اساس آن را [[تقوا]] و [[صبر]] میدانند: {{متن قرآن|قَالُوا أَإِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَا يُوسُفُ وَهَذَا أَخِي قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ}}. البته، این نوع ارتباط برادری، ارتباط برادری [[محسنین]] است و به گفته [[قرآن]] یوسف، موسی و هارون{{عم}} از محسناناند: {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را راهنمایی کردیم- نوح را پیشتر راهنمایی کرده بودیم- و داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را که از فرزندزادگان وی بودند (نیز راهنمایی کردیم)؛ و این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم» سوره انعام، آیه ۸۴.</ref> لذا [[برترین]] و [[بهترین]] نوع [[ارتباط]] [[برادری]]، رابطه برادری محسنان است؛ زیرا [[خلوص]]، [[تقوا]]، [[صبر]]، [[عرفان]] به [[امتنان]] [[الهی]]، اشتراک در [[رحمت]] و اشتراک در [[تحمل]] [[زحمت]] به منظور اجرای کامل [[اوامر]] و [[تکالیف الهی]]، در این از نوع ارتباط است و [[خدای متعال]] آنان را [[برگزیده]] و به [[راه مستقیم]] [[هدایت]] میکند. البته، [[خداوند]] با ایشان است: {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}،{{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و راههای خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند مینماییم و بیگمان خداوند با نیکوکاران است» سوره عنکبوت، آیه ۶۹.</ref>. در اینجا مناسب به نظر میرسد که [[پاداش]] محسنان ذکر شود: | |||
الف - [[خدای تعالی]] [[محسنین]] را [[دوست]] دارد: | |||
#{{متن قرآن|وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و در راه خداوند هزینه کنید و با دست خویش خود را به نابودی نیفکنید و نیکوکار باشید که خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» سوره بقره، آیه ۱۹۵.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«همان کسان که در شادی و رنج میبخشند و فروخورندگان خشم و در گذرندگان از مردماند؛ و خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» سوره آل عمران، آیه ۱۳۴.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«پس خداوند به آنان پاداش این جهان و پاداش نیک جهان واپسین را بخشید و خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» سوره آل عمران، آیه ۱۴۸.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«آنان را ببخشای و درگذر! بیگمان خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» سوره مائده، آیه ۱۳.</ref> | |||
#{{متن قرآن|لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند در آنچه خوردهاند تا هنگامی که پرهیزگاری ورزند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند سپس پرهیزگاری ورزند و ایمان آورند آنگاه پرهیزگار باشند و نیکی ورزند گناهی بر آنان نیست و خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» سوره مائده، آیه ۹۳.</ref>. | |||
ب - [[خدای متعال]] [[پاداش]] محسنان را ضایع نمیکند: | |||
#{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«بیگمان خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمیسازد» سوره توبه، آیه ۱۲۰.</ref> | |||
#{{متن قرآن|وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و شکیبایی ورز که خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمیسازد» سوره هود، آیه ۱۱۵.</ref> | |||
#{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاءُ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَنْ نَشَاءُ وَلَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و بدین گونه ما یوسف را در آن سرزمین توانایی بخشیدیم تا هرجا خواهد در آن جای گیرد؛ هر کس را بخواهیم به بخشایش خویش میرسانیم و پاداش نیکوکاران را تباه نمیگردانیم» سوره یوسف، آیه ۵۶.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«گفتند: آیا تو همان یوسفی؟ گفت: من یوسفم و این، برادر من (بنیامین) است؛ خداوند بر ما منّت نهاد، چنین است که هر کس پرهیزگاری ورزد و شکیبایی کند بیگمان خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمیگرداند» سوره یوسف، آیه ۹۰.</ref> | |||
ج ۔ [[خداوند]] [[حکمت]] و [[علم]] را بر [[سبیل]] [[جزا]] و پاداش به محسنان [[عطا]] میفرماید: | |||
#{{متن قرآن|وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و چون به برنایی خویش رسید بدو (نیروی) داوری و دانش بخشیدیم و بدین گونه به نیکوکاران پاداش میدهیم» سوره یوسف، آیه ۲۲.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و چون به برنایی خویش رسید و استواری یافت بدو (نیروی) داوری و دانشی بخشیدیم و بدینگونه به نیکوکاران پاداش میدهیم» سوره قصص، آیه ۱۴.</ref>. | |||
د. [[خداوند متعال]] [[سلام]] و تحیّت خود را پاداش محسنان قرار میدهد: | |||
#{{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ * كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«در میان جهانیان بر نوح درود باد! * بدینگونه به نیکوکاران پاداش میدهیم» سوره صافات، آیه ۷۹-۸۰.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ * كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«درود بر ابراهیم * و این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم» سوره صافات، آیه ۱۰۹-۱۱۰.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ * إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«درود بر موسی و هارون * بدینگونه به نیکوکاران پاداش میدهیم» سوره صافات، آیه ۱۲۰-۱۲۱.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ* إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و درود بر ال یاسین * بدینگونه به نیکوکاران پاداش میدهیم» سوره صافات، آیه ۱۳۰-۱۳۱.</ref>. | |||
هـ. [[خداوند متعال]] [[بهشت]] جاویدان را، جایگاه همیشگی محسنان قرار داده و آنان هر چه بخواهند، نزد پروردگارشان فراهم است: | |||
#{{متن قرآن|فَأَثَابَهُمُ اللَّهُ بِمَا قَالُوا جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«خداوند هم به پاس آنچه گفتند بوستانهایی که از بن آنها جویباران روان است به آنان پاداش داد که در آنها جاودانند و آن پاداش نکوکاران است» سوره مائده، آیه ۸۵.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ * لَهُمْ مَا يَشَاءُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ جَزَاءُ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و آنان که راستی آورند و آن را باور دارند پرهیزگارند * نزد پروردگارشان آنچه بخواهند دارند؛ این پاداش نیکوکاران است» سوره زمر، آیه ۳۳-۳۴.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَفَوَاكِهَ مِمَّا يَشْتَهُونَ * كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ * إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و میوههایی که دلخواه آنهاست * با گوارایی بخورید و بیاشامید برای آنچه انجام میدادهاید * بدینگونه به نیکوکاران پاداش میدهیم» سوره مرسلات، آیه ۴۲-۴۴.</ref>. | |||
* [[ارتباط]] برادرانی که به [[جهل]] و [[غفلت]] از [[فساد]] [[عقیده]] برادرانشان کمک کرده و در این راستا کوتاهی نمیکنند، با آنکه [[راه]] [[حق]] از راه [[باطل]] روشن و آشکار شده است؛ به این جهت که [[آیات الهی]] را [[تکذیب]] نموده و از آن غافلاند، و اگر به طریق باطل برخورد کنند، همان راه باطل (و غفلت از فساد عقیده) را [[اختیار]] میکنند: | |||
#{{متن قرآن|وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لَا يُقْصِرُونَ}}<ref>«و برادران آنها آنان را به گمراهی میکشانند سپس هیچ کوتاهی نمیکنند» سوره اعراف، آیه ۲۰۲.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ}}<ref>«به زودی کسانی را که در زمین ناحق گردنفرازی میورزند از نشانههای خود روگردان خواهم کرد و هر نشانهای ببینند بدان ایمان نخواهند آورد؛ و اگر راه درست را ببینند آن را راه (خویش) نخواهند گزید و چون کژراهه را ببینند آن را راه (خود) برخواهند گزید؛ این از آن روست که آنان نشانههای ما را دروغ شمردند و از آن غافل بودند» سوره اعراف، آیه ۱۴۶.</ref>. | |||
*'''[[تدبر]] در [[آیات]] [[مدنی]]''': در آیات مدنی، کلمه اخ در پنج [[آیه]] با لفظ جمع «إخوانهم»، و در دو آیه با لفظ مفرد «أخی» آمده است، و به طور کلی در مجموع آیات مدنی اخاء، چهار نوع [[ارتباط]] [[برادری]] بین [[برادران]] را میتوان مورد تدبر قرار داد: | |||
* ارتباط برادری [[ظالمان]] و [[فاسقان]] و یا ارتباط برادری [[کافران]] و [[منافقان]] که به فرموده [[قرآن]]، کافران همان ظالمان، و منافقان همان فاسقانند: | |||
#{{متن قرآن|وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«و کافرانند که ستمگرند» سوره بقره، آیه ۲۵۴.</ref> | |||
#{{متن قرآن|إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«بیگمان منافقانند که نافرمانند» سوره توبه، آیه ۶۷.</ref> و این ارتباط برادری ظالمانه کافران، بر پایه جذب جمعیت به منظور توجیه عدم شرکت آنان در [[یاری]] و [[دفاع از دین]] [[حق]] است: | |||
#{{متن قرآن|وَقَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُوا فِي الْأَرْضِ أَوْ كَانُوا غُزًّى لَوْ كَانُوا عِنْدَنَا مَا مَاتُوا وَمَا قُتِلُوا لِيَجْعَلَ اللَّهُ ذَلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«ای مؤمنان! مانند کسانی مباشید که کفر پیشه کردند و در مورد همگنان خویش- هنگامی که سفر رفتند یا جهادگر شدند- گفتند: اینان اگر نزد ما میماندند نمیمردند یا کشته نمیشدند (بگذار چنین بپندارند) تا این (پندار) را خداوند دریغی در دلهایشان کند؛ و این خداوند ا» سوره آل عمران، آیه ۱۵۶.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ وَالْقَائِلِينَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنَا وَلَا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«بیگمان خداوند از میان شما کارشکنان (جنگ) را خوب میشناسد و (نیز) کسانی را که به برادران خویش میگویند: به ما بپیوندید و جز اندکی در جنگ شرکت نمیکنند؛» سوره احزاب، آیه ۱۸.</ref>. و این [[ارتباط]] [[برادری]] فاسقانه [[منافقان]]، بر پایه [[فرمانروایی]] بر آنان، و وعدههای بیمحتوا و [[دروغین]] به آنان است: | |||
#{{متن قرآن|الَّذِينَ قَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُوا لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا}}<ref>«(همان) کسانی که (خود از جنگ، پس) نشستند و درباره همگنان (شهید) خویش گفتند: اگر (آنها هم) از ما پیروی میکردند کشته نمیشدند؛ بگو: اگر راست میگویید مرگ را از خویش برانید» سوره آل عمران، آیه ۱۶۸.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«آیا به کسانی ننگریستهای که دورویی میکنند، به برادران کافر خود از اهل کتاب میگویند: اگر شما را بیرون راندند ما نیز با شما بیرون خواهیم آمد و هیچگاه به زیان شما از هیچ کس فرمان نمیبریم و اگر با شما جنگ شود به شما یاری خواهیم رساند و خداوند گواه است» سوره حشر، آیه ۱۱.</ref>. و البته، این نوع از ارتباط برادری که در آن از [[عدل]]، [[عدالت]]، [[صلاح]] و [[مصلحت]] خبری نیست و بر اساس [[ظلم]] و [[فسق]] جریان دارد، سرانجامی جز [[آتش]] سوزان [[جهنم]] ندارد و [[خداوند متعال]] [[اقامتگاه]] همه منافقان و [[کافران]] را جهنم قرار داده است: | |||
#{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا}}<ref>«به راستی خداوند همه منافقان و کافران را یک جا در دوزخ فراهم میآورد» سوره نساء، آیه ۱۴۰.</ref> | |||
* ارتباط برادری [[مؤمنان]] با [[برادران]] غیر مؤمنشان که بر اساس عدم [[دوستی]] و [[مودت]] است: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمییابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیدهاند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بیگمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>. | |||
و [[مؤمنان]] در [[ارتباط]] عدم [[دوستی]] و [[مودت]] با [[برادران]] غیر مؤمنشان، از [[فضایل]] و پاداشهای زیر برخوردارند: | |||
#بر دلهای آنان [[ایمان]] [[ثبت]] و ضبط است: {{متن قرآن|كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ}} | |||
#آنان مورد [[تأیید]] [[روحی]] از جانب [[خدای متعال]] هستند: {{متن قرآن|وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}. | |||
#آنان در بهشتهای جاویدانی داخل میشوند که نهرها در آن جاری است: {{متن قرآن|وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا}}. | |||
# [[خداوند]] از آنان [[راضی]] است: {{متن قرآن|رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ}}. | |||
#آنان هم از خدای متعال راضی هستند: {{متن قرآن|وَرَضُوا عَنْهُ}}. | |||
#آنان [[حزب خدا]] هستند. باید هشیار بود که تنها حزب خدا رستگارانند: {{متن قرآن|أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}. | |||
* [[جاذبه]] ارتباط [[برادری]] محسنان و دافعه ارتباط محسنان با [[فاسقین]]. این جاذبه که از زبان موسیاش در ارتباط برادریاش با [[حضرت هارون]] با بیان میشود، بر هماهنگی کامل و یکی بودن آنان و بر وجود رابطه [[حسنه]] بین دو [[برادر]] دلالت دارد: «قال [[رب]] إنی لا أملک إلا نفسی وأخی افرق بیننا وبین القوم الفاسقین» |در این ارتباط، [[موسی]] [[علی]] بین صاحب [[اختیار]] بودن نفس خود و برادرش یکسانی قایل است؛ یعنی همان گونه که خود را [[مالک]] نفسش میداند، مالک نفس برادر نیز میداند، و این امر بدان جهت است که برادری موسی و [[هارون]] عاما بر اساس [[خلوص]]، [[صداقت]]، اشتراک در [[رحمت الهی]] و اشتراک در [[تحمل]] [[زحمت]] برای انجام [[مسئولیتها]] و اجرای [[فرامین]] و [[تکالیف الهی]] قرار داده شده: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا}}<ref>«و در این کتاب از موسی یاد کن که ناب و فرستادهای پیامبر بود» سوره مریم، آیه ۵۱.</ref>. {{متن قرآن|وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي}}<ref>«و برادرم هارون زبانآورتر از من است پس، او را با من بفرست تا به راستی من، گواهی دهد که میترسم مرا دروغگو شمارند» سوره قصص، آیه ۳۴.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِأَخِي وَأَدْخِلْنَا فِي رَحْمَتِكَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ}}<ref>«(موسی) گفت: پروردگارا! من و برادرم را ببخشای و ما را در (کنف) بخشایش خود درآور و تو بخشایندهترین بخشایندگانی» سوره اعراف، آیه ۱۵۱.</ref>، {{متن قرآن|* وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي}}<ref>«هارون برادرم را * و از خانوادهام دستیاری برایم بگمار» سوره طه، آیه ۲۹-۳۰.</ref>. لذا [[موسی]]{{ع}} باید برای [[تحکیم]] این [[جاذبه]] و [[مبارزه]] با عوامل تضعیفکننده آن، [[قطع]] [[ارتباط]] با [[فاسقان]] را که در نقطه مقابل و [[مخالف]] محسنان قرار دارند، [[طلب]] نموده و میفرماید: {{متن قرآن|... فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}}. | |||
* ارتباط [[برادری]] که با بیتقوایی یا [[ضعف]] [[تقوا]] توأم باشد، موجب [[خسران]] و [[ندامت]] است. مصداق این ارتباط که در رابطه بین دو [[برادر]] به نام [[قابیل]] و [[هابیل]]، [[فرزندان آدم]]{{ع}} ملاحظه میشود، چنان است که تقوای هابیل سبب قبولی [[قربانی]] او شد و ضعف یا عدم این [[فضیلت]] در قابیل هم سبب عدم قبولی قربانی او گردید و به دنبال همین ضعف، قابیل مرتکب اولین و شومترین عمل؛ یعنی [[قتل]] برادر خود، هابیل، گردید: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت: بیگمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref>. [[ضعف]] [[تقوا]] و عدم [[مبارزه]] با نفس و بال و پر دادن به [[بیماری]] مهلک [[حسادت]]، کمکم [[قابیل]] را برای کشتن [[برادر]] آماده نمود و او را واداشت که دست به چنین [[اقدام]] مهلک و [[شومی]]؛ یعنی [[قتل]] [[هابیل]]، زند: {{متن قرآن|فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ}}<ref>«نفس (امّاره) او کشتن برادرش را بر وی آسان گردانید پس او را کشت» سوره مائده، آیه ۳۰.</ref>. او با چنین اقدام شوم و مهلکی از زیانکاران گردید: {{متن قرآن|فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«و از زیانکاران شد» سوره مائده، آیه ۳۰.</ref>. قابیل در پایان ماجرا، بعد از اظهار [[عجز]] [[اندیشه]] در [[رهایی]] از [[جسد]] برادر مقتولش، در برابر کلاغی که به حفر [[زمین]] میپرداخت، قرار گرفته و اینگونه [[دفن]] جسد برادر را از کلاغ فرا میگیرد. او با این کار به ناتوانیاش نسبت به کلاغ [[اقرار]] نمود و سرانجام بر کرده و فعل خویش نادم و پشیمان گشت: {{متن قرآن|فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءَةَ أَخِيهِ قَالَ يَا وَيْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِيَ سَوْءَةَ أَخِي فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ}}<ref>«خداوند کلاغی را برانگیخت که زمین را میکاوید تا بدو نشان دهد چگونه کالبد برادرش را در خاک کند؛ گفت: وای بر من! آیا ناتوان بودم که چون این کلاغ باشم تا کالبد برادرم را در خاک کنم؟ و از پشیمانان شد» سوره مائده، آیه ۳۱.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۱۱-۱۱۸.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||