ارزش: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۵۰۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۳ مارس ۲۰۲۱
خط ۲۲۰: خط ۲۲۰:
===ارزش و [[عاطفه]]===
===ارزش و [[عاطفه]]===
[[عواطف]] حالات انفعالی یا احساساتی مثبت و منفی هستند که از واکنش‌های [[شناختی]]، فیزیولوژیکی و [[رفتاری]] نسبت به رویدادهای مربوط به [[هدف‌ها]] یا [[انگیزه‌ها]] ترکیب یافته‌اند<ref>علی‌اکبر شعاری‌نژاد، نگاه نو به روان‌شناسی انسان سالم یا سری کوتاه در شخصیت انسان، ص۳۰۷.</ref>. تردیدی نیست که این حالات نقش محوری در [[اعمال]] و [[افکار]] ما ایفا می‌کنند. در [[زبان فارسی]] برای بیان هیجان‌ها و عواطف از کلمات متعددی همچون [[محبت]]، [[عشق]]، [[نفرت]]، [[غرور]]، [[خشم]]، [[عصبانیت]] و [[ترس]] استفاده می‌شود. عواطف نیز مانند بیشتر انگیزه‌ها غالباً از فرایندهای [[یادگیری]] و شناختی تأثیر می‌پذیرند. ارزش‌های پذیرفته شده در مواردی به مثابه محرک‌هایی در [[برانگیختن]] عواطف متناسب مؤثر واقع می‌شوند و در مواردی نیز عواطف در سوق‌یابی ما به پذیرش و [[التزام]] به ارزش‌های معین نقش انگیزشی و تحریکی ایفا می‌کنند. [[وابستگی]] عمیق به یک [[نظام ارزشی]]، به ویژه در صورتی که این [[نظام]] از پشتوانه‌ها و زیرساخت‌های [[معرفتی]] متقن، [[منطق]] توجیهی [[قوی]] و قدسیت [[دینی]] برخوردار باشد؛ تدریجاً از قلمرو [[ذهن]] به کانون [[دل]] و از حوزه [[شناخت]] به حوزه [[احساس]] [[نفوذ]] کرده و به [[عواطف]] و [[احساسات]] عمیق فرد گره می‌خورد. در چنین شرایطی معمولاً [[انگیزه]] و [[اشتیاق]] درونی وافری برای [[تمکین]] اقتضائات و الزام‌های متناسب با آن وجود دارد. باورمندی جدی و [[شور]] و اشتیاق درونی به ویژه اگر با [[ترغیب]] و [[تشویق]] بیرونی نیز توأم شود، افراد را به رفتارها و اقدام‌های فوق‌العاده‌ای که معمولاً در شرایط عادی کمتر احتمال وقوع دارد، ترغیب و تحریک می‌کند. علاوه اینکه، اعضای [[جامعه]] معمولاً برای ارزش‌هایی که نقش محوری و کانونی در [[نظام فرهنگی]] و [[اجتماعی]] و بالاتر از آن در [[هدف‌ها]] و غایت‌های متعالی ایفا می‌کنند، [[سرمایه‌گذاری]] [[عاطفی]] بیشتری می‌کنند و آگاهانه و ناآگاهانه تعلق خاطر عمیق‌تری نسبت بدان‌ها ابراز می‌کنند<ref>ر.ک: گی روشه، کنش اجتماعی، ص۸۱.</ref>.<ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۵۸.</ref>
[[عواطف]] حالات انفعالی یا احساساتی مثبت و منفی هستند که از واکنش‌های [[شناختی]]، فیزیولوژیکی و [[رفتاری]] نسبت به رویدادهای مربوط به [[هدف‌ها]] یا [[انگیزه‌ها]] ترکیب یافته‌اند<ref>علی‌اکبر شعاری‌نژاد، نگاه نو به روان‌شناسی انسان سالم یا سری کوتاه در شخصیت انسان، ص۳۰۷.</ref>. تردیدی نیست که این حالات نقش محوری در [[اعمال]] و [[افکار]] ما ایفا می‌کنند. در [[زبان فارسی]] برای بیان هیجان‌ها و عواطف از کلمات متعددی همچون [[محبت]]، [[عشق]]، [[نفرت]]، [[غرور]]، [[خشم]]، [[عصبانیت]] و [[ترس]] استفاده می‌شود. عواطف نیز مانند بیشتر انگیزه‌ها غالباً از فرایندهای [[یادگیری]] و شناختی تأثیر می‌پذیرند. ارزش‌های پذیرفته شده در مواردی به مثابه محرک‌هایی در [[برانگیختن]] عواطف متناسب مؤثر واقع می‌شوند و در مواردی نیز عواطف در سوق‌یابی ما به پذیرش و [[التزام]] به ارزش‌های معین نقش انگیزشی و تحریکی ایفا می‌کنند. [[وابستگی]] عمیق به یک [[نظام ارزشی]]، به ویژه در صورتی که این [[نظام]] از پشتوانه‌ها و زیرساخت‌های [[معرفتی]] متقن، [[منطق]] توجیهی [[قوی]] و قدسیت [[دینی]] برخوردار باشد؛ تدریجاً از قلمرو [[ذهن]] به کانون [[دل]] و از حوزه [[شناخت]] به حوزه [[احساس]] [[نفوذ]] کرده و به [[عواطف]] و [[احساسات]] عمیق فرد گره می‌خورد. در چنین شرایطی معمولاً [[انگیزه]] و [[اشتیاق]] درونی وافری برای [[تمکین]] اقتضائات و الزام‌های متناسب با آن وجود دارد. باورمندی جدی و [[شور]] و اشتیاق درونی به ویژه اگر با [[ترغیب]] و [[تشویق]] بیرونی نیز توأم شود، افراد را به رفتارها و اقدام‌های فوق‌العاده‌ای که معمولاً در شرایط عادی کمتر احتمال وقوع دارد، ترغیب و تحریک می‌کند. علاوه اینکه، اعضای [[جامعه]] معمولاً برای ارزش‌هایی که نقش محوری و کانونی در [[نظام فرهنگی]] و [[اجتماعی]] و بالاتر از آن در [[هدف‌ها]] و غایت‌های متعالی ایفا می‌کنند، [[سرمایه‌گذاری]] [[عاطفی]] بیشتری می‌کنند و آگاهانه و ناآگاهانه تعلق خاطر عمیق‌تری نسبت بدان‌ها ابراز می‌کنند<ref>ر.ک: گی روشه، کنش اجتماعی، ص۸۱.</ref>.<ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۵۸.</ref>
===ارزش و [[هنجار]]===
محوری‌ترین [[ارتباط]] در نسبت‌سنجی میان ارزش با مفاهیم ذی‌ربط که در حوزه کنش اجتماعی نمود برجسته دارد، رابطه میان ارزش و هنجار است. [[ارزش‌ها]] مبنای [[هنجارها]] (الگوها، مدل‌ها یا [[قواعد]] کنش مطلوب) شمرده می‌شوند. هر هنجار اجتماعی مقبول معمولاً با ارجاع به یک یا چند ارزش، موجودیت یافته و توجیه می‌شود. ارزش‌ها خود را از طریق هنجارها نمایان می‌سازند. هر هنجار معتبر به واقع یک ارزش تخصیص یافته و متعین است. به بیان دیگر، ارزش‌ها تصورات کلی و انتزاعی از ایدئال، کمال مطلوب‌ها و مطالبات اساسی‌اند. این مفاهیم و تصورات کلی هنگامی که بخواهند، تعین مصداقی یافته و به مثابه قواعد معیارین، رفتارها و کنش‌های درونی و بیرونی افراد را جهت دهند، به هنجار و قاعده تبدیل می‌شوند؛ برای نمونه، [[احترام]] به [[قانون]] یک ارزش است، اما توقف پشت چراغ قرمز یک هنجار. به تعبیر برخی جامعه‌شناسان، ارزش‌ها به سؤال “چه باید باشد” و هنجارها به سؤال “چه انجام شود” پاسخ می‌دهند<ref>مسعود چلبی، جامعه‌شناسی نظم، ص۵۷ و ۶۰.</ref>. به بیان دیگر، ارزش یعنی [[حکم]] به اینکه “الف درست است” مبنای [[هنجار]] “تو باید الف را انجام دهی” قرار می‌گیرد<ref>ن. ار پولانزاس، طبیعت اشیا و حنون، ص۷۳.</ref>. به بیان برخی: هنجار، [[قانون]]، قاعده یا اصلی است که [[هدف]] آن تنظیم [[رفتار]] بر اساس ارزش‌هاست. هنجار، کاربرد ارزش‌های معین است<ref>هانری مندراس و ژرژ گورویچ، مبانی جامعه‌شناسی، ص۱۷۶ و ۳۷۶.</ref>.
از این‌رو، [[ارزش‌ها]] مفاهیم کلی و مجرد و [[هنجارها]] [[قواعد]] [[رفتاری]] یا رهنمودهای عملی در موقعیت‌های مختلف هستند. از این نسبت‌سنجی کلی که بگذریم، معمولاً ترسیم نحوه [[ارتباط]] میان یک یا مجموعه‌ای از ارزش‌ها با هنجارهای مشتق از آنها، آن چنان که در ابتدا به نظر می‌رسد، وضوح چندانی ندارد. در توضیح این ارتباط، دیدگاه‌های دیگری نیز مطرح شده که جهت اختصار از ذکر آن اجتناب می‌شود<ref>ر.ک: گی روشه، کنش اجتماعی، ص۷۵؛ چالمرز جانسون، تحول انقلابی، ص۵۵.</ref>.
نکته پایانی اینکه، مطلوبیت و بایسته بودن رعایت ارزش‌ها به‌ویژه ارزش‌های اساسی از یک سو و ارتباط تولیدی میان ارزش‌ها و هنجارها و به عبارتی عینیت ارزش‌ها در ضمن هنجارها از سوی دیگر، موجب شده است تا تخطی از هنجارها نیز همچون تخطی از ارزش‌ها [[نکوهیده]] و سزاوار [[کیفر]] شمرده شود. از تحلیل نسبت میان ارزش‌ها و هنجارها چنین بر می‌آید که جدایی هنجارها از ارزش‌های زیرساختی و [[پشتیبان]]، زوال تدریجی [[مشروعیت]] آنها را به دنبال خواهد داشت و بالتبع [[حرمت]] و اعتبار [[اجتماعی]] و [[انگیزه]] [[التزام]] به آنها نیز تدریجاً [[تضعیف]] خواهد شد. [[کارگزاران]] [[جامعه]] نیز در صورت [[تمایل]] به [[حفظ]] و [[حمایت]] و توجیه کارکردی آنها، با مشکل مواجه خواهند شد.<ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۵۹.</ref>


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۸۰٬۳۷۲

ویرایش