←پرسشهای وابسته
| خط ۲۳۶: | خط ۲۳۶: | ||
بر اساس یک مدل هرمی و [[سلسله]] مراتبی، [[نظام فرهنگی]] جامعه و از جمله نظام ارزشها را میتوان در رأس [[هرم]] جای داد. در مرتبه بعد، این نظام در قالب [[نظام اجتماعی]]، نهادها، سازمانها و اجزای تشکیلدهنده آن ریزش کرده و به مثابه [[روح]] و محتوا در کالبد این مجموعه انعکاس مییابد و در رتبه سوم و از رهگذر فرایند جامعهپذیری و [[ارتباط]] فرد با جامعه، نظام فرهنگی نهادی شده در قالب نظام اجتماعی، تدریجاً به نظام شخصیتی فرد [[راه]] یافته و به بخشی از وجود او تبدیل میشود و در مرحله نهایی، این دریافتها خود را در قالب اجتماعی، نمایان میسازند. تردیدی نیست که قوام و استمرار یک نظام ارزشی تنها از طریق [[پیوستگی]] آن با نظام شخصیتی افراد و تبدیل آن به قاعده و الگوی جمعی پذیرفته شده [[رفتار]] در عرصههای مختلف [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] ممکن خواهد شد.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۶۱.</ref> | بر اساس یک مدل هرمی و [[سلسله]] مراتبی، [[نظام فرهنگی]] جامعه و از جمله نظام ارزشها را میتوان در رأس [[هرم]] جای داد. در مرتبه بعد، این نظام در قالب [[نظام اجتماعی]]، نهادها، سازمانها و اجزای تشکیلدهنده آن ریزش کرده و به مثابه [[روح]] و محتوا در کالبد این مجموعه انعکاس مییابد و در رتبه سوم و از رهگذر فرایند جامعهپذیری و [[ارتباط]] فرد با جامعه، نظام فرهنگی نهادی شده در قالب نظام اجتماعی، تدریجاً به نظام شخصیتی فرد [[راه]] یافته و به بخشی از وجود او تبدیل میشود و در مرحله نهایی، این دریافتها خود را در قالب اجتماعی، نمایان میسازند. تردیدی نیست که قوام و استمرار یک نظام ارزشی تنها از طریق [[پیوستگی]] آن با نظام شخصیتی افراد و تبدیل آن به قاعده و الگوی جمعی پذیرفته شده [[رفتار]] در عرصههای مختلف [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] ممکن خواهد شد.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۶۱.</ref> | ||
==[[ثبات]] و [[تغییر]] [[ارزشها]]== | |||
ارزشها، بهرغم ذهنیت [[غالب]]، از ویژگی [[پویایی]] و سیالیت کاملاً بر کنار نیستند. آنچه چنین تغییری را مستبعد و معارض با اقتضائات ذاتی ارزشها میانگارد، تسری و تعمیم ویژگی ارزشهای ذاتی و غایی به کل ارزشهای موجود در یک [[نظام ارزشی]] و عدم توجه به تنوع گونههای ارزشی است. در هر حال، تردیدی نیست که ارزشها بهویژه ارزشهای ابزاری در مقابل ارزشهای غایی، ارزشهای نسبی در مقابل مطلق، ارزشهای مادی در مقابل [[معنوی]]، ارزشهای [[حقوقی]] در مقابل [[اخلاقی]] و حتی برخی اشکال و [[صور]] ترجیحی و نهادی شده ارزشهای ذاتی همچون سایر عناصر [[فرهنگی]] به مرور [[زمان]] و تحت تأثیر عوامل مختلف هر چند به صورت بطئی و آهنگی نسبتاً آرام و نامحسوس دستخوش تغییر میشوند. عوامل متعددی در این تغییر اعم از [[علل]] ایجابی، زمینهای و تقویتکننده مؤثرند. وقوع تحولات ساختاری در [[جامعه]]، [[ظهور]] تغییرات فرهنگی، ورود موجهای فرهنگی ناهمگون به قلمرو استقرار یک نظام ارزشی، دستیابی به صور و اشکال [[تفسیری]] جدید از ارزشهای سنتی و پیشین، بیکارکردشدن یک ارزش در نتیجه تزاحمات ارزشی با وقوع تحولات ساختاری، ورود و [[جایگزینی]] ارزشهای جدید، عدم اهتمام تودهها به [[حفظ]] ارزشها در نتیجه وقوع تحولات [[فکری]] (نگرشی)، فرهنگی و اجتماعی؛ مخدوش شدن اعتبار برخی ارزشها در [[افکار]] عمومی و ذهنیت جمعی؛ از جمله این عواملاند. گفتنی است تغییر یک ارزش، گاه به معنای تغییر در جایگاه و موقعیت آن ارزش در [[سلسله]] مراتب ارزشهای موجود در یک نظام ارزشی است؛ برای نمونه، تبدیل یک ارزش عالی به یک ارزش دانی یا یک ارزش مطلق به یک ارزش نسبی یا بالعکس از این سنخ است. نکته دیگر اینکه گاه تغییر یک ارزش به معنای بیاعتبار شدن عملی بهرغم اعتبار [[ذهنی]] و نظری با فروکش کردن انگیزههای لازم برای [[التزام عملی]] به رعایت اقتضائات آن است. گفتنی است وقوع [[تحول]] در ارزشهای گوناگون، الزاماً به معنای وقوع [[تغییر]] در زیرساختها و مبادی نظری آنها نیست. نکته پایانی اینکه تغییر [[ارزشها]] لزوماً به وقوع تغییر در [[هنجارها]] و آیینهای منبعث از آن منتهی نمیشود. | |||
شیلز در بیان عوامل مؤثر بر [[ثبات]] و تغییر ارزشها به نکات دیگری نیز توجه داده است<ref>ادوارد شیلز، ارزشها و سنت، ص۱۲۱.</ref>. گفتنی است [[استعداد]] و ظرفیت تغییرپذیری در ارزشهای مختلف، متفاوت میباشد. برخی ارزشها در مقایسه [[آمادگی]] بیشتری برای تغییر دارند؛ برای نمونه: ارزشهای تمام موجود در حوزه [[روابط اجتماعی]] و [[فرهنگی]] [[جامعه]] همچون [[صداقت]]، [[تعهد]] و [[وفاداری]] که بیشتر ماهیت [[اخلاقی]] دارند، در مقایسه با ارزشهای موجود در حوزه [[روابط سیاسی]] و [[اقتصادی]] که بیشتر ماهیت ابزاری دارند؛ [[پایداری]] و [[مقاومت]] بیشتری در برابر تغییر دارند. این ارزشها به دلیل [[خصلت]] کانونی و ماهیت اظهاری، کاربرد و [[مرجعیت]] بیشتری در تعاملها و مناسبات [[اجتماعی]] [[انسانها]] دارند و این خود به عادی شدگی، ترجیح، تثبیت، و تبدیل آنها به بخش جداییناپذیری از ساختار فرهنگی جامعه کمک میکند. برخی از [[اندیشمندان]]، تغییر ارزشها را به وقوع تغییر در چارچوب [[مرجع]] آنها مستند دانستهاند<ref>ر.ک: برهان غلیون، دشمن فضیلت، تأملی در پدیده اخلاق در جامعه عربی، ص۲۶۰.</ref>. | |||
نکته دیگر در خصوص تغییر ارزشها، تغییراتی است که در ارزشهای مورد قبول افراد به تبع وقوع تغییرات در ساختار [[شخصیت]] آنها در مراحل و مقاطع مختلف [[سنی]] بهوقوع میپیوندد. شواهد [[تجربی]] چنین نشان میدهد که ارزشها در [[زندگی فردی]] نیز به موازات تجربه برخی تغییرات آشکار و پنهان در چرخه [[حیات]] فردی، دستخوش تغییر میشوند. [[سیر]] این [[تحول]] معمولاً از خصوصی به عمومی، از [[عینی]] به [[ذهنی]] و تجریدی، از [[سادگی]] به پیچیدگی و ترکیب و از ابزاری به غایی است؛ از اینرو، ارزشهای مورد [[اعتقاد]] و عمل افراد در مراحل آغازین [[عمر]] ([[کودکی]]) بیشتر ساده، خصوصی، عینی و ابزاری بوده و در مراحل بعد (به ویژه [[جوانی]]) بیشتر [[صبغه]] عمومی، نظری، پیچیدگی و غایی مییابند. توجه به این مهم، در برنامهریزیهای [[آموزشی]] و [[تربیتی]] در مراحل مختلف مؤثر خواهد بود. [[بدیهی]] است با استناد به اصل فوق، [[آموزش]] [[ارزشها]] در [[مرحله کودکی]] باید با بهرهگیری از ابزارها و الگوهای [[عینی]] و محسوس و متناسب با [[درجه]] [[آمادگی]] و توان ادراکی آنها صورت پذیرد و در مرحله [[جوانی]] این آموزش باید بیشتر به صورت نظری، تجریدی، کلی و غایی تعقیب شود<ref>همچنین ر.ک: ۵۴۰-۵۲۷.Jan Van Doth , W. Elinor Scarbrough ; pp.</ref>.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۶۳.</ref> | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||