حلیت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷٬۵۱۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ آوریل ۲۰۲۱
خط ۶۷: خط ۶۷:
اسباب و عواملی سبب حلال شدن برخی کارهای [[ممنوع]] به شکل عام یا خاص می‌شوند که مهم‌ترین آنها بدین شرح‌اند.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
اسباب و عواملی سبب حلال شدن برخی کارهای [[ممنوع]] به شکل عام یا خاص می‌شوند که مهم‌ترین آنها بدین شرح‌اند.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
===[[اذن الهی]]===
===[[اذن الهی]]===
جواز [[جنگ]] با [[کافران]] در صورت ستمدیدن: "اُذِنَ لِلَّذینَ یقـتَلونَ بِاَنَّهُم ظُـلِموا" ([[حجّ]] / ۲۲، ۳۹) و خوردن طعام از [[خانه]] [[خویشاوندان]] و [[دوستان]] بی اجازه و هنگام نبودن آنان: "لَیسَ عَلَی الاَعمی حَرَجٌ... ولا عَلی اَنفُسِکُم اَن تَأکُلوا مِن بُیوتِکُم اَو بُیوتِ ءاباکُم اَو بُیوتِ اُمَّهـتِکُم... اَو صَدیقِکُم لَیسَ عَلَیکُم جُناحٌ اَن تَأکُلوا جَمیعـًا اَو اَشتاتـًا" از این دست‌اند. ([[نور]] / ۲۴، ۶۱) برخی [[مفسران]] [[اهل تسنن]] جواز عمل اخیر را مشروط به [[آگاهی]] شخص به [[رضایت]] صاحب خانه به تصریح وی یا از [[راه]] قرائنی دیگر کرده‌اند؛<ref>روح المعانی، ج ۱۸؛ ص ۲۲۰؛ المنیر، ج ۱۸، ص ۳۰۷.</ref> ولی [[فقیهان]] [[امامیه]] معتقدند در هر صورت خوردن از خانه این افراد جایز است، مگر [[علم]] یا [[ظن]] [[قوی]] به عدم رضایت آنان پیدا شود.<ref>الروضة البهیه، ج ۷، ص ۳۴۱.</ref><ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
جواز [[جنگ]] با [[کافران]] در صورت ستمدیدن: {{متن قرآن|أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ}}<ref>«به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل می‌شود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیده‌اند و بی‌گمان خداوند بر یاری آنان تواناست» سوره حج، آیه ۳۹.</ref> و خوردن طعام از [[خانه]] [[خویشاوندان]] و [[دوستان]] بی اجازه و هنگام نبودن آنان: {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُمْ مَفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بر نابینا و بر لنگ و بر بیمار و بر شما گناهی نیست که از (خوراک و آذوقه) خانه‌های خویش بخورید یا از خانه‌های پدرانتان یا خانه‌های مادرانتان یا خانه‌های برادرانتان یا خانه‌های خواهرانتان یا خانه‌های عموهایتان یا خانه‌های عمّه‌هایتان یا خانه‌های دایی‌هایتان یا خانه‌های خاله‌هایتان یا آن خانه‌ای که کلیدش را در اختیار دارید یا (خانه) دوستتان؛ نیز (بر شما گناهی نیست) در اینکه با هم یا پراکنده غذا بخورید پس چون به هر خانه‌ای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن می‌دارد باشد که خرد ورزید» سوره نور، آیه ۶۱.</ref> از این دست‌اند. برخی [[مفسران]] [[اهل تسنن]] جواز عمل اخیر را مشروط به [[آگاهی]] شخص به [[رضایت]] صاحب خانه به تصریح وی یا از [[راه]] قرائنی دیگر کرده‌اند؛<ref>روح المعانی، ج ۱۸؛ ص ۲۲۰؛ المنیر، ج ۱۸، ص ۳۰۷.</ref> ولی [[فقیهان]] [[امامیه]] معتقدند در هر صورت خوردن از خانه این افراد جایز است، مگر [[علم]] یا [[ظن]] [[قوی]] به عدم رضایت آنان پیدا شود<ref>الروضة البهیه، ج ۷، ص ۳۴۱.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
===ملکیت===
===ملکیت===
ملکیت عین باشد یا [[منفعت]] یا انتفاع <ref>الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۴۳۴.</ref> هر سه اثر دارند، از این‌رو [[انسان]] برای [[تصرف]] در آنچه [[ملک]] او شده [[حق]] دارد؛ مانند حلیت استفاده شخص از طعام [[خانه]] خودش: "لَیسَ... حَرَجٌ... عَلی اَنفُسِکُم اَن تَأکُلوا مِن بُیوتِکُم" ([[نور]] / ۲۴، ۶۱) که مراد از "بیوتکم" در [[آیه]] خانه خود یا [[فرزندان]] یا [[همسر]] خویش است <ref>التحفة السنیه، ص ۳۰۸؛ مجمع‌البیان، ج ۷، ص ۲۷۳.</ref> و نظیر [[حلال]] بودن آمیزش با کنیزانی که در [[ملک]] وی هستند: "حُرِّمَت عَلَیکُم اُمَّهـتُکُم... *... اِلاّ مامَلَکَت اَیمـنُکُم". ([[نساء]] / ۴، ۲۳ - ۲۴)<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
ملکیت عین باشد یا [[منفعت]] یا انتفاع <ref>الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۴۳۴.</ref> هر سه اثر دارند، از این‌رو [[انسان]] برای [[تصرف]] در آنچه [[ملک]] او شده [[حق]] دارد؛ مانند حلیت استفاده شخص از طعام [[خانه]] خودش: {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُمْ مَفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بر نابینا و بر لنگ و بر بیمار و بر شما گناهی نیست که از (خوراک و آذوقه) خانه‌های خویش بخورید یا از خانه‌های پدرانتان یا خانه‌های مادرانتان یا خانه‌های برادرانتان یا خانه‌های خواهرانتان یا خانه‌های عموهایتان یا خانه‌های عمّه‌هایتان یا خانه‌های دایی‌هایتان یا خانه‌های خاله‌هایتان یا آن خانه‌ای که کلیدش را در اختیار دارید یا (خانه) دوستتان؛ نیز (بر شما گناهی نیست) در اینکه با هم یا پراکنده غذا بخورید پس چون به هر خانه‌ای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن می‌دارد باشد که خرد ورزید» سوره نور، آیه ۶۱.</ref> که مراد از {{متن قرآن|بُيُوتِكُمْ}} در [[آیه]] خانه خود یا [[فرزندان]] یا [[همسر]] خویش است <ref>التحفة السنیه، ص ۳۰۸؛ مجمع‌البیان، ج ۷، ص ۲۷۳.</ref> و نظیر [[حلال]] بودن آمیزش با کنیزانی که در [[ملک]] وی هستند: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‌هایتان و خاله‌هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیرده‌تان و خواهران شیرخورده‌تان و مادرزن‌هایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کرده‌اید، که اگر با آنها همخوابگی نکرده‌اید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و (نیز حرام است ازدواج با) زنان شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر حکم خداوند که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان حلال شده است که با دارایی خود به دست آورید در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهره‌مند شده‌اید به عنوان واجب بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، هم‌داستان شوید بر شما گناهی نیست که خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۲۴.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
=== اجازه و [[رضایت]] [[مالک]] یا صاحب [[حق]]===
=== اجازه و [[رضایت]] [[مالک]] یا صاحب [[حق]]===
از این قبیل‌اند [[حلیت]] [[ازدواج]] با [[کنیزان]] در صورت اجازه مالک: "فانکِحوهُنَّ بِاِذنِ اَهلِهِنَّ" (نساء / ۴، ۲۵)، حلیت [[تصرف]] در مهر [[زنان]] اجازه و رضایت آنان: "فَاِن طِبنَ لَکُم عَن شَی‌ءٍ مِنهُ نَفسـًا فَکُلوهُ هَنیــ ٔ ًا مَریـ ٔ" (نساء / ۴، ۴) و [[اباحه]] ورود به منازل در صورت اجازه مالک یا ساکنان [[منزل]]: "فَلا تَدخُلوها حَتّی یؤذَنَ لَکُم واِن قیلَ لَکُمُ ارجِعوا فَارجِعوا". (نور / ۲۴، ۲۸)<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
از این قبیل‌اند [[حلیت]] [[ازدواج]] با [[کنیزان]] در صورت اجازه مالک: {{متن قرآنفَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ }}<ref>« با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید » سوره نساء، آیه ۲۵.</ref>، حلیت [[تصرف]] در مهر [[زنان]] اجازه و رضایت آنان: {{متن قرآن|وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا}}<ref>«و کابین زنان را با خشنودی به آنان بپردازید و اگر با خوشدلی چیزی از آن را به شما بخشیدند نوش و گوارا بخورید» سوره نساء، آیه ۴.</ref> و [[اباحه]] ورود به منازل در صورت اجازه مالک یا ساکنان [[منزل]]: {{متن قرآن|فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ}}<ref>«پس اگر در آن (خانه) ها کسی را نیابید درون آنها در نیایید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گویند: باز گردید! باز گردید، این برایتان پاکیزه‌تر است و خداوند به آنچه انجام می‌دهید داناست» سوره نور، آیه ۲۸.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
=== [[اضطرار]]===
=== [[اضطرار]]===
"وقَد فَصَّلَ لَکُم ما حَرَّمَ عَلَیکُم اِلاّ مَا اضطُرِرتُم اِلَیهِ" (انعام / ۶، ۱۱۹)؛ میته، [[خون]]، گوشت خوک و آنچه [[نام خدا]] بر آن برده نشده است، در حالت اضطرار[[حلال]] هستند: "حُرِّمَت عَلَیکُمُ المَیتَةُ والدَّمُ ولَحمُ الخِنزیرِ وما اُهِلَّ لِغَیرِ اللّهِ بِهِ... فَمَنِ اضطُرَّ فی مَخمَصَةٍ غَیرَ مُتَجانِفٍ لاِِثمٍ فَاِنَّ اللّهَ غَفورٌ رَحیم" ([[مائده]] / ۵، ۳)، اگر مکلّف [[باغی]] و [[تجاوزگر]] نباشد: "فَمَنِ اضطُرَّ غَیرَ باغٍ ولا عادٍ فَلاَ اِثمَ عَلَیهِ". (بقره / ۲، ۱۷۳؛ نیز انعام / ۶، ۱۴۵؛ نحل / ۱۶، ۱۱۵) [[تفاسیر]]، "غَیرَ باغٍ ولا عادٍ" را نداشتن قصد لذتجویی و خوردن به اندازه رفع [[گرسنگی]]؛<ref>جامع‌البیان، ج ۲، ص ۱۲۰؛ مجمع‌البیان، ج ۱، ص ۴۷۶.</ref> یا عدم [[افراط و تفریط]] دانسته‌اند.<ref>التبیان، ج ۲، ص ۸۶؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۷۶.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} نیز ارتکاب همه [[محرّمات]] را هنگام اضطرار حلال شمرده است.<ref>تهذیب، ج ۳، ص ۱۷۷؛ وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۲۱۰.</ref> [[فقیهان]] [[اسلامی]] با استناد به [[روایات]] و ادله‌ای دیگر، ارتکاب برخی محرّمات از جمله کشتن [[انسان]] بیگناه را در حالت [[اضطرار]] نیز جایز نشمرده‌اند.<ref> قواعد الاحکام، ج ۳، ص ۳۳۵؛ کشف اللثام، ج ۹، ص ۳۲۴؛ المغنی، ج ۱۱، ص ۷۹.</ref><ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
{{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ أَلَّا تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَكُمْ مَا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ وَإِنَّ كَثِيرًا لَيُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ}}<ref>«شما را چه می‌شود که از آنچه (در ذبح) نام خداوند بر آن برده شده است نمی‌خورید در حالی که (خداوند) آنچه را بر شما حرام کرده- جز آنچه از (خوردن) آن، ناگزیر شده باشید- برایتان روشن ساخته است ؛ و بی‌گمان بسیاری با هوا و هوس‌هایشان به نادانی (مردم را) گمراه م» سوره انعام، آیه ۱۱۹.</ref>؛ میته، [[خون]]، گوشت خوک و آنچه [[نام خدا]] بر آن برده نشده است، در حالت اضطرار [[حلال]] هستند: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.</ref>، اگر مکلّف [[باغی]] و [[تجاوزگر]] نباشد: {{متن قرآن|إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«جز این نیست که (خداوند)، مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را جز به نام خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که ناگزیر (از خوردن این چیزها) شده باشد در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بر او گناهی نیست، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۷۳.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمی‌یابم که برای خورنده‌ای که آن را می‌خورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بی‌گمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۱۴۵.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«جز این نیست که (خداوند) مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را به نام جز خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است؛ پس هر کس ناگزیر (از خوردن آنها) شود در حالی که افزون‌خواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نحل، آیه ۱۱۵.</ref> [[تفاسیر]]، {{متن قرآن|غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ}} را نداشتن قصد لذت‌جویی و خوردن به اندازه رفع [[گرسنگی]]؛<ref>جامع‌البیان، ج ۲، ص ۱۲۰؛ مجمع‌البیان، ج ۱، ص ۴۷۶.</ref> یا عدم [[افراط و تفریط]] دانسته‌اند.<ref>التبیان، ج ۲، ص ۸۶؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۷۶.</ref>.
 
[[امام صادق]]{{ع}} نیز ارتکاب همه [[محرّمات]] را هنگام اضطرار حلال شمرده است.<ref>تهذیب، ج ۳، ص ۱۷۷؛ وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۲۱۰.</ref> [[فقیهان]] [[اسلامی]] با استناد به [[روایات]] و ادله‌ای دیگر، ارتکاب برخی محرّمات از جمله کشتن [[انسان]] بیگناه را در حالت [[اضطرار]] نیز جایز نشمرده‌اند.<ref> قواعد الاحکام، ج ۳، ص ۳۳۵؛ کشف اللثام، ج ۹، ص ۳۲۴؛ المغنی، ج ۱۱، ص ۷۹.</ref><ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
===[[اکراه]]===
===[[اکراه]]===
[[حلیت]] گفتن سخنان [[کفرآمیز]] برای [[مکره]]: "مَن کَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعدِ ایمـنِهِ اِلاّ مَن اُکرِهَ وقَلبُهُ مُطمـَنٌّ بِالایمـنِ ولـکِن مَن شَرَحَ بِالکُفرِ صَدرًا فَعَلَیهِم غَضَبٌ مِنَ اللّهِ" (نحل / ۱۶، ۱۰۶) [[حلال]] است. این [[آیه]] در باره [[عمار یاسر]] نازل شد که بر اثر [[اجبار]] [[مشرکان]] به سخنان کفرآمیز وادار گردید.<ref>جامع البیان، ج ۱۴، ص ۲۳۷؛ نورالثقلین، ج ۳، ص ۸۹.</ref> [[پیامبر]]{{صل}} ضمن [[تأیید]] [[عمل]] [[عمار]]، تکرار چنین سخنانی را در صورت اکراه [[مجدد]] جایز شمرد.<ref>الکافی، ج ۲، ص ۲۱۹؛ المستدرک، ج ۲، ص ۳۵۷.</ref><ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
[[حلیت]] گفتن سخنان [[کفرآمیز]] برای [[مکره]]: {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref> [[حلال]] است. این [[آیه]] در باره [[عمار یاسر]] نازل شد که بر اثر [[اجبار]] [[مشرکان]] به سخنان کفرآمیز وادار گردید.<ref>جامع البیان، ج ۱۴، ص ۲۳۷؛ نورالثقلین، ج ۳، ص ۸۹.</ref> [[پیامبر]]{{صل}} ضمن [[تأیید]] [[عمل]] [[عمار]]، تکرار چنین سخنانی را در صورت اکراه [[مجدد]] جایز شمرد<ref>الکافی، ج ۲، ص ۲۱۹؛ المستدرک، ج ۲، ص ۳۵۷.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
===[[تقیه]]===
===[[تقیه]]===
از این مواردند حلیت پذیرش [[دوستی]] و [[ولایت کافر]] بر [[مسلمان]] در حالت تقیه: "لایتَّخِذِ المُؤمِنونَ الکـفِرینَ اَولِیاءَ مِن دونِ المُؤمِنِینَ... اِلاّ اَن تَتَّقوا مِنهُم تُقةً" ([[آل عمران]] / ۳، ۲۸) و حلیت [[کتمان]] [[ایمان]] و اظهار [[کفر]] در صورت [[ترس]] بر [[جان]]: "وقالَ رَجُلٌ مُؤمِنٌ مِن ءالِ فِرعَونَ یکتُمُ ایمـنَهُ". ([[غافر]] / ۴۰، ۲۸)<ref>القواعد الفقهیه، ج ۱، ص ۳۹۴؛ مجمع‌البیان، ج ۸، ص ۴۳۷.</ref> برخی [[روایات]] نیز تقیه را در همه موارد [[ضرورت]] لازم شمرده <ref> الکافی، ج ۲، ص ۲۱۹؛ وسائل‌الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۱۴.</ref> و ارتکاب [[محرّمات]] را در این موارد [[حلال]] دانسته؛<ref> الکافی، ج ۲، ص ۲۲۰؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۱۴.</ref> اما احادیثی حلیت برخی محرّمات را در حالت تقیه نیز ناروا دانسته‌اند؛ مانند کشتن انسان‌های بیگناه،<ref>تهذیب، ج ۶، ص ۱۷۲؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۳۵.</ref> [[نوشیدن]] شراب و مسح بر [[کفش]].<ref>الکافی، ج ۳، ص ۳۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۷ - ۴۸.</ref><ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
از این مواردند حلیت پذیرش [[دوستی]] و [[ولایت کافر]] بر [[مسلمان]] در حالت تقیه: {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطه‌ای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونه‌ای از آنان تقیّه کنید و خداوند، شما را از خویش پروا می‌دهد و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref> و حلیت [[کتمان]] [[ایمان]] و اظهار [[کفر]] در صورت [[ترس]] بر [[جان]]: {{متن قرآن|وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ }}<ref>«و مردی مؤمن از فرعونیان که ایمانش را پنهان می‌داشت » سوره غافر، آیه ۲۸.</ref>.<ref>القواعد الفقهیه، ج ۱، ص ۳۹۴؛ مجمع‌البیان، ج ۸، ص ۴۳۷.</ref> برخی [[روایات]] نیز تقیه را در همه موارد [[ضرورت]] لازم شمرده <ref> الکافی، ج ۲، ص ۲۱۹؛ وسائل‌الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۱۴.</ref> و ارتکاب [[محرّمات]] را در این موارد [[حلال]] دانسته؛<ref> الکافی، ج ۲، ص ۲۲۰؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۱۴.</ref> اما احادیثی حلیت برخی محرّمات را در حالت تقیه نیز ناروا دانسته‌اند؛ مانند کشتن انسان‌های بیگناه،<ref>تهذیب، ج ۶، ص ۱۷۲؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۳۵.</ref> [[نوشیدن]] شراب و مسح بر [[کفش]].<ref>الکافی، ج ۳، ص ۳۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۷ - ۴۸.</ref><ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
===جرایم و [[گناهان]]===
===جرایم و [[گناهان]]===
کشتن افراد بیگناه که سبب حلال شدن کشتن [[قاتل]] به دست اولیای مقتول می‌گردد: "ولا تَقتُلُوا النَّفسَ الَّتی حَرَّمَ اللّهُ اِلاّ بِالحَقِّ ومَن قُتِلَ مَظلومـًا فَقَد جَعَلنا لِوَلیهِ سُلطـنـًا" ([[اسراء]] / ۱۷، ۳۳) ([[قصاص]])؛ یا [[اباحه]] [[بدی]] و [[مقابله به مثل]] با کسانی که به [[انسان]] بدی و [[ظلم]] می‌کنند: "وجَزؤُا سَیئَةٍ سَیئَةٌ مِثلُها فَمَن عَفا واَصلَحَ فَاَجرُهُ عَلَی اللّهِ" ([[شوری]] / ۴۲، ۴۰؛ نیز بقره / ۲، ۱۹۴) از این دست‌اند.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
کشتن افراد بیگناه که سبب حلال شدن کشتن [[قاتل]] به دست اولیای مقتول می‌گردد: {{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا}}<ref>«و آن کس را که خداوند (کشتن وی را) حرام کرده است جز به حقّ مکشید و آنکه به ستم کشته شود برای وارث او حقّی نهاده‌ایم پس نباید در کشتن (به قصاص) گزافکاری  کند زیرا (از سوی شرع) یاری شده است» سوره اسراء، آیه ۳۳.</ref> ([[قصاص]])؛ یا [[اباحه]] [[بدی]] و [[مقابله به مثل]] با کسانی که به [[انسان]] بدی و [[ظلم]] می‌کنند: {{متن قرآن|وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و کیفر هر بدی بدی‌یی، مانند آن است پس هر که درگذرد و به راه آید پاداش وی بر خداوند است، بی‌گمان او ستمگران را دوست نمی‌دارد» سوره شوری، آیه ۴۰.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«(این) ماه حرام در برابر (آن) ماه حرام است و حرمت شکنی‌ها قصاص دارد پس هر کس بر شما ستم روا داشت همان‌گونه که با شما ستم  روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref> از این دست‌اند.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>


==اصل [[حلیت]]==
==اصل [[حلیت]]==
۱۱۵٬۳۰۶

ویرایش