جز
جایگزینی متن - ' ش، ' به 'ش، '
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پانویس2}} +{{پانویس}})) |
جز (جایگزینی متن - ' ش، ' به 'ش، ') |
||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
#'''معنای [[باطنی]]:''' [[صوفیه]]، عرفا و [[باطنیه]] "[[اسماعیلیه]]" [[تأویل]] را به این معنا به کار بردهاند. مراد آنها از معنای [[باطنی]]، معانی رمزی و اشاری است که نوعاً از ظاهر الفاظ و قواعد معمول در آنها به دست نمیآید، بلکه به گفته آنها باید از راه [[سیر و سلوک]]، [[ریاضت]] نفس و [[کشف و شهود]] به دست آورد. | #'''معنای [[باطنی]]:''' [[صوفیه]]، عرفا و [[باطنیه]] "[[اسماعیلیه]]" [[تأویل]] را به این معنا به کار بردهاند. مراد آنها از معنای [[باطنی]]، معانی رمزی و اشاری است که نوعاً از ظاهر الفاظ و قواعد معمول در آنها به دست نمیآید، بلکه به گفته آنها باید از راه [[سیر و سلوک]]، [[ریاضت]] نفس و [[کشف و شهود]] به دست آورد. | ||
#'''[[تفسیر به رأی]]:''' این معنا در حوزه عرف و زبان عامیانه معروف است. حتی برخی از نویسندگان نیز در نوشتههای غیرتخصصی آن را به کار میبرند؛ برای نمونه در [[مقام]] [[سرزنش]] کسی میگویند: "او [[کلام خدا]] را [[تأویل]] کرده است". | #'''[[تفسیر به رأی]]:''' این معنا در حوزه عرف و زبان عامیانه معروف است. حتی برخی از نویسندگان نیز در نوشتههای غیرتخصصی آن را به کار میبرند؛ برای نمونه در [[مقام]] [[سرزنش]] کسی میگویند: "او [[کلام خدا]] را [[تأویل]] کرده است". | ||
#'''[[حقیقت]] خارجی:''' برخی از [[مفسران]] و نظریهپردازان، مانند [[ابن تیمیه]] از پیشینیان و [[علامه طباطبایی]] از معاصران، معتقدند که [[تأویل قرآن]] به معنای [[حقیقت]] یا حقایق خارجی است. البته مراد ایشان از حقایق خارجی یکسان نیست. [[ابن تیمیه]] واقعیت خارجی مفاهیم [[قرآن]] را [[تأویل قرآن]] میداند. به [[باور]] [[ابن تیمیه]] مصداق خارجی [[بهشت]]، [[دوزخ]]، [[نعمتهای بهشتی]] و عذابهای [[الهی]]، [[تأویل]] آیاتی است که [[قرآن]] از آنها سخن میگوید. از این رو، [[ابن تیمیه]] [[معتقد]] است که ما میتوانیم تنها به [[تأویل]] آن دسته از مفاهیم و [[آیات قرآن]] که واقع شده است، [[آگاهی]] پیدا کنیم و نسبت به [[تأویل]] آنچه هنوز تحقق خارجی نیافته است، ناآگاهیم. از نظر [[ابن تیمیه]] [[تفسیر قرآن]] [[علم]] به صورت [[ذهنی]] حقایق [[قرآنی]] است، در حالی که [[تأویل قرآن]] [[علم]] به صورت خارجی آنها است. از این رو [[علم]] به [[تفسیر]] همه [[قرآن]] ممکن است، ولی [[علم به تأویل]] همه [[قرآن]] در [[دنیا]] ممکن نیست<ref>ر. ک: الإکلیل فی المتشابه و التأویل، احمد بن تیمیه، اسکندریه، دار الإیمان، بیتا، ص ۲۳ ـ ۱۰؛ مبانی و روشهای تأویل قرآن، محمد کاظم شاکر، قم، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۲ ﻫ. ش، ص ۲۷ ـ ۲۵.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۱۸۷ - ۱۸۸.</ref>. | #'''[[حقیقت]] خارجی:''' برخی از [[مفسران]] و نظریهپردازان، مانند [[ابن تیمیه]] از پیشینیان و [[علامه طباطبایی]] از معاصران، معتقدند که [[تأویل قرآن]] به معنای [[حقیقت]] یا حقایق خارجی است. البته مراد ایشان از حقایق خارجی یکسان نیست. [[ابن تیمیه]] واقعیت خارجی مفاهیم [[قرآن]] را [[تأویل قرآن]] میداند. به [[باور]] [[ابن تیمیه]] مصداق خارجی [[بهشت]]، [[دوزخ]]، [[نعمتهای بهشتی]] و عذابهای [[الهی]]، [[تأویل]] آیاتی است که [[قرآن]] از آنها سخن میگوید. از این رو، [[ابن تیمیه]] [[معتقد]] است که ما میتوانیم تنها به [[تأویل]] آن دسته از مفاهیم و [[آیات قرآن]] که واقع شده است، [[آگاهی]] پیدا کنیم و نسبت به [[تأویل]] آنچه هنوز تحقق خارجی نیافته است، ناآگاهیم. از نظر [[ابن تیمیه]] [[تفسیر قرآن]] [[علم]] به صورت [[ذهنی]] حقایق [[قرآنی]] است، در حالی که [[تأویل قرآن]] [[علم]] به صورت خارجی آنها است. از این رو [[علم]] به [[تفسیر]] همه [[قرآن]] ممکن است، ولی [[علم به تأویل]] همه [[قرآن]] در [[دنیا]] ممکن نیست<ref>ر. ک: الإکلیل فی المتشابه و التأویل، احمد بن تیمیه، اسکندریه، دار الإیمان، بیتا، ص ۲۳ ـ ۱۰؛ مبانی و روشهای تأویل قرآن، محمد کاظم شاکر، قم، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۲ ﻫ.ش، ص ۲۷ ـ ۲۵.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۱۸۷ - ۱۸۸.</ref>. | ||
==[[تأویل]] از دیدگاه [[علامه طباطبایی]]== | ==[[تأویل]] از دیدگاه [[علامه طباطبایی]]== | ||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
==[[عالمان]] به [[تأویل]]== | ==[[عالمان]] به [[تأویل]]== | ||
*در مورد [[تأویل قرآن]] از دیرباز این سؤال مطرح بوده است که چه کسانی میتوانند از [[تأویل قرآن]]، به هر معنایی که باشد، به ویژه [[تأویل آیات]] [[متشابه]]، [[آگاه]] شوند. پیشتر گفتیم که در مورد ترکیب این [[آیه]] [[اختلاف]] نظر وجود دارد که آیا [[راسخان در علم]] نیز از [[تأویل]] آگاهند یا خیر. همچنین گفتیم که [[روایات]] نیز در این زمینه مختلف است. اما بیشتر [[روایات]] [[اهل بیت]] و اقوال مفسّران [[شیعه]]، حکایت از این دارد که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} از [[راسخان در علم]]، بلکه [[افضل]] [[راسخان در علم]] هستند و به [[تأویل قرآن]] آگاهند. همچنین برخی از [[روایات]] منقول از طریق [[اهل سنت]] و اقوال مفسّران ایشان گویای آن است که افراد غیرمعصوم نیز میتوانند از [[راسخان در علم]] بوده و از [[تأویل قرآن]] [[آگاه]] باشند<ref>تأویل مختلف الحدیث، ابن قتیبه، بیروت، دار الکتب العلمیه، ص ۲۹.</ref>. از دیدگاه برخی مفسّران، حتی اگر فرض بگیریم که ظاهر [[آیه]] هفتم [[سوره آل عمران]] بر انحصار [[علم به تأویل]] در [[خدای سبحان]] دلالت دارد، باز هم این امر منافاتی با آن ندارد که [[خداوند]] این [[علم]] را به بعضی از افراد نیز عطا کرده باشد. چنانکه [[آیات]] مربوط به [[علم غیب]] نیز گویای این امر است؛ از یک سو آیاتی داریم که بر اختصاص [[علم غیب]] به [[خدا]] دلالت دارد: {{متن قرآن|وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ }}<ref> و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمیداند؛ و او آنچه را در خشکی و دریاست میداند و هیچ برگی فرو نمیافتد مگر که او آن را میداند و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین و هیچتر و خشکی نیست جز آنکه در کتابی روشن آمده است؛ سوره انعام، آیه:۵۹.</ref>، {{متن قرآن|قُل لّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ اللَّهُ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ}}<ref> بگو: جز خداوند کسی در آسمانها و زمین غیب را نمیداند و درنمییابند که چه هنگام برانگیخته خواهند شد؛ سوره نمل، آیه:۶۵.</ref> و از طرف دیگر آیاتی نیز بیانگر این است که [[خدا]] این [[علم]] را به غیر خودش نیز داده است؛ مانند [[آیات]] {{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا}}<ref> او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمیکند.جز فرستادهای را که بپسندد که پیش رو و پشت سرش، نگهبانانی میگمارد تا معلوم دارد که رسالتهای پروردگارشان را رساندهاند؛ و (خداوند) آنچه را نزد آنهاست، از همه سو فرا میگیرد و شمار هر چیز را دارد؛ سوره جن، آیه: ۲۶-۲۷.</ref> که بعضی از [[رسولان]] را از [[حکم]] قبلی "اختصاص [[علم غیب]] به [[خدا]]" خارج کرده است<ref>ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، محمد حسین طباطبایی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین، بیتا، ج ۳، ص ۵۲.</ref> مطابق [[روایات معتبر]]، [[خداوند]] [[علم]] تنزیل و [[تأویل]] را به پیامبرش عطا کرده است<ref>ر.ک: وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، محمد بن حسن حر عاملی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ﻫ، ج ۱۸، ص ۴۷؛ بصائر الدرجات الکبریٰ فی فضائل آل محمد، محمد بن حسن صفار، تهران، منشورات الأعلمی، ۱۳۶۲ ﻫ. ش، ص ۲۲۴ ـ ۲۲۳؛ البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، قم، مؤسسۀ مطبوعاتی اسماعیلیان، ج ۱، ص ۲۷۱؛ تفسیر العیاشی، محمد بن مسعود عیاشی، ج ۱، ص ۱۷؛ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۳۰.</ref>. همچنین [[حضرت علی]]{{ع}}، که در ملازمتی بیبدیل، از پیش از [[نزول]] نخستین بارقههای [[وحی]] تا [[انقطاع]] آن، با [[پیامبر]]{{صل}} [[همراهی]] و [[همدلی]] داشته است، تمام [[آیات قرآن]] را با [[شأن نزول]] و [[تفسیر]] و [[تأویل]] آن، از آن [[حضرت]] فراگرفته و نگاشته است. او خود در این باره میگوید: آیهای بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل نمیشد، جز آنکه بر من قرائت میکرد و من با خط خودم مینوشتم و [[تأویل]] و [[تفسیر]]، [[ناسخ و منسوخ]]، [[محکم و متشابه]] و عام و خاصّ آن را به من میآموخت<ref>أصول الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، بیروت، دار صعب و دار التعارف، ۱۴۰۱ ﻫ، ج ۱، ص ۶۴.</ref>. | *در مورد [[تأویل قرآن]] از دیرباز این سؤال مطرح بوده است که چه کسانی میتوانند از [[تأویل قرآن]]، به هر معنایی که باشد، به ویژه [[تأویل آیات]] [[متشابه]]، [[آگاه]] شوند. پیشتر گفتیم که در مورد ترکیب این [[آیه]] [[اختلاف]] نظر وجود دارد که آیا [[راسخان در علم]] نیز از [[تأویل]] آگاهند یا خیر. همچنین گفتیم که [[روایات]] نیز در این زمینه مختلف است. اما بیشتر [[روایات]] [[اهل بیت]] و اقوال مفسّران [[شیعه]]، حکایت از این دارد که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} از [[راسخان در علم]]، بلکه [[افضل]] [[راسخان در علم]] هستند و به [[تأویل قرآن]] آگاهند. همچنین برخی از [[روایات]] منقول از طریق [[اهل سنت]] و اقوال مفسّران ایشان گویای آن است که افراد غیرمعصوم نیز میتوانند از [[راسخان در علم]] بوده و از [[تأویل قرآن]] [[آگاه]] باشند<ref>تأویل مختلف الحدیث، ابن قتیبه، بیروت، دار الکتب العلمیه، ص ۲۹.</ref>. از دیدگاه برخی مفسّران، حتی اگر فرض بگیریم که ظاهر [[آیه]] هفتم [[سوره آل عمران]] بر انحصار [[علم به تأویل]] در [[خدای سبحان]] دلالت دارد، باز هم این امر منافاتی با آن ندارد که [[خداوند]] این [[علم]] را به بعضی از افراد نیز عطا کرده باشد. چنانکه [[آیات]] مربوط به [[علم غیب]] نیز گویای این امر است؛ از یک سو آیاتی داریم که بر اختصاص [[علم غیب]] به [[خدا]] دلالت دارد: {{متن قرآن|وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ }}<ref> و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمیداند؛ و او آنچه را در خشکی و دریاست میداند و هیچ برگی فرو نمیافتد مگر که او آن را میداند و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین و هیچتر و خشکی نیست جز آنکه در کتابی روشن آمده است؛ سوره انعام، آیه:۵۹.</ref>، {{متن قرآن|قُل لّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ اللَّهُ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ}}<ref> بگو: جز خداوند کسی در آسمانها و زمین غیب را نمیداند و درنمییابند که چه هنگام برانگیخته خواهند شد؛ سوره نمل، آیه:۶۵.</ref> و از طرف دیگر آیاتی نیز بیانگر این است که [[خدا]] این [[علم]] را به غیر خودش نیز داده است؛ مانند [[آیات]] {{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا}}<ref> او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمیکند.جز فرستادهای را که بپسندد که پیش رو و پشت سرش، نگهبانانی میگمارد تا معلوم دارد که رسالتهای پروردگارشان را رساندهاند؛ و (خداوند) آنچه را نزد آنهاست، از همه سو فرا میگیرد و شمار هر چیز را دارد؛ سوره جن، آیه: ۲۶-۲۷.</ref> که بعضی از [[رسولان]] را از [[حکم]] قبلی "اختصاص [[علم غیب]] به [[خدا]]" خارج کرده است<ref>ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، محمد حسین طباطبایی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین، بیتا، ج ۳، ص ۵۲.</ref> مطابق [[روایات معتبر]]، [[خداوند]] [[علم]] تنزیل و [[تأویل]] را به پیامبرش عطا کرده است<ref>ر.ک: وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، محمد بن حسن حر عاملی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ﻫ، ج ۱۸، ص ۴۷؛ بصائر الدرجات الکبریٰ فی فضائل آل محمد، محمد بن حسن صفار، تهران، منشورات الأعلمی، ۱۳۶۲ ﻫ.ش، ص ۲۲۴ ـ ۲۲۳؛ البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، قم، مؤسسۀ مطبوعاتی اسماعیلیان، ج ۱، ص ۲۷۱؛ تفسیر العیاشی، محمد بن مسعود عیاشی، ج ۱، ص ۱۷؛ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۳۰.</ref>. همچنین [[حضرت علی]]{{ع}}، که در ملازمتی بیبدیل، از پیش از [[نزول]] نخستین بارقههای [[وحی]] تا [[انقطاع]] آن، با [[پیامبر]]{{صل}} [[همراهی]] و [[همدلی]] داشته است، تمام [[آیات قرآن]] را با [[شأن نزول]] و [[تفسیر]] و [[تأویل]] آن، از آن [[حضرت]] فراگرفته و نگاشته است. او خود در این باره میگوید: آیهای بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل نمیشد، جز آنکه بر من قرائت میکرد و من با خط خودم مینوشتم و [[تأویل]] و [[تفسیر]]، [[ناسخ و منسوخ]]، [[محکم و متشابه]] و عام و خاصّ آن را به من میآموخت<ref>أصول الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، بیروت، دار صعب و دار التعارف، ۱۴۰۱ ﻫ، ج ۱، ص ۶۴.</ref>. | ||
* [[روایات]] دیگری نیز حاکی از آن است که علاوه بر [[رسول خدا]]{{صل}} و [[امام علی]]{{ع}}، [[اهل بیت]] [[پیامبر]] نیز به [[تأویل]] همه [[آیات قرآن]] آگاهند<ref> ر.ک: بصائر الدرجات الکبریٰ فی فضائل آل محمد، محمد بن حسن صفار، ص ۲۲۴ ـ ۲۲۳؛ البرهان فی علوم القرآن، بدرالدین زرکشی، ج ۱، ص ۱۹ و ۲۰، ۲۷۰ و ۲۷۱.</ref> لازم به ذکر است که گرچه بر اساس [[روایات]] [[شیعه]]، [[علم به تأویل]] همه [[قرآن]] به [[پیامبر]] و [[اهل بیت]] او اختصاص دارد، ولی هیچگاه به طور کلی از دیگران [[نفی]] نشده است. مفهوم این سخن از [[پیامبر]] که فرمود: "[[تأویل قرآن]] به تمام و کمال، تنها نزد [[امام علی]]{{ع}} است"<ref>بحار الأنوار، محمد باقر مجلسی، ج ۶۹، ص ۱۸۴.</ref> این است که دیگران نیز به بخشی از [[تأویل قرآن]] دسترسی دارند. ایشان در سخنی دیگر، خطاب به [[امیر مؤمنان]]{{ع}} میفرماید: "بعد از من [[مردم]] را به آن بخش از [[تأویل قرآن]] که [[فهم]] آن بر آنها مشکل است، [[آگاه]] ساز"<ref>بحار الأنوار، محمد باقر مجلسی، ج ۲۳، ص ۱۹۵.</ref>. بنا بر این، بخشی از [[تأویل]] را خود [[مردم]] میفهمند و تنها [[فهم]] بخشی از آن برای آنها مشکل است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۱۸۸ - ۱۸۹.</ref>. | * [[روایات]] دیگری نیز حاکی از آن است که علاوه بر [[رسول خدا]]{{صل}} و [[امام علی]]{{ع}}، [[اهل بیت]] [[پیامبر]] نیز به [[تأویل]] همه [[آیات قرآن]] آگاهند<ref> ر.ک: بصائر الدرجات الکبریٰ فی فضائل آل محمد، محمد بن حسن صفار، ص ۲۲۴ ـ ۲۲۳؛ البرهان فی علوم القرآن، بدرالدین زرکشی، ج ۱، ص ۱۹ و ۲۰، ۲۷۰ و ۲۷۱.</ref> لازم به ذکر است که گرچه بر اساس [[روایات]] [[شیعه]]، [[علم به تأویل]] همه [[قرآن]] به [[پیامبر]] و [[اهل بیت]] او اختصاص دارد، ولی هیچگاه به طور کلی از دیگران [[نفی]] نشده است. مفهوم این سخن از [[پیامبر]] که فرمود: "[[تأویل قرآن]] به تمام و کمال، تنها نزد [[امام علی]]{{ع}} است"<ref>بحار الأنوار، محمد باقر مجلسی، ج ۶۹، ص ۱۸۴.</ref> این است که دیگران نیز به بخشی از [[تأویل قرآن]] دسترسی دارند. ایشان در سخنی دیگر، خطاب به [[امیر مؤمنان]]{{ع}} میفرماید: "بعد از من [[مردم]] را به آن بخش از [[تأویل قرآن]] که [[فهم]] آن بر آنها مشکل است، [[آگاه]] ساز"<ref>بحار الأنوار، محمد باقر مجلسی، ج ۲۳، ص ۱۹۵.</ref>. بنا بر این، بخشی از [[تأویل]] را خود [[مردم]] میفهمند و تنها [[فهم]] بخشی از آن برای آنها مشکل است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۱۸۸ - ۱۸۹.</ref>. | ||