استبداد: تفاوت میان نسخه‌ها

۶۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۶ مهٔ ۲۰۲۱
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==واژه‌شناسی لغوی==
==معناشناسی استبداد==
===معنای لغوی===
*استبداد از ریشه "ب - د - د" و به معنای "انفراد در هر امری و اختصاص دادن آن به خود، بدون [[مشارکت]] دیگران<ref>مجمع البحرین، ج۱، ص۱۶۲؛ لسان العرب، ج۱، ص۳۳۹، «بدد».</ref> و تنها بر سر کاری ایستادن و بی‌توجهی به منع دیگران<ref>لغت‌نامه، ج۲، ص۱۷۸۸.</ref> است، چنان‌که "استبداد در رأی" به معنای انفراد در [[رأی]] خود و بی‌توجهی به نظر دیگران<ref>لسان العرب، ج۱، ص۳۳۹.</ref> و در لغت در برابر [[مشورت]] است. این [[تقابل]] از سخنان [[امیرمؤمنان]]، [[علی]]{{ع}} در [[نهج‌البلاغه]] نیز استفاده می‌شود<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱.</ref>.
*استبداد از ریشه "ب - د - د" و به معنای "انفراد در هر امری و اختصاص دادن آن به خود، بدون [[مشارکت]] دیگران<ref>مجمع البحرین، ج۱، ص۱۶۲؛ لسان العرب، ج۱، ص۳۳۹، «بدد».</ref> و تنها بر سر کاری ایستادن و بی‌توجهی به منع دیگران<ref>لغت‌نامه، ج۲، ص۱۷۸۸.</ref> است، چنان‌که "استبداد در رأی" به معنای انفراد در [[رأی]] خود و بی‌توجهی به نظر دیگران<ref>لسان العرب، ج۱، ص۳۳۹.</ref> و در لغت در برابر [[مشورت]] است. این [[تقابل]] از سخنان [[امیرمؤمنان]]، [[علی]]{{ع}} در [[نهج‌البلاغه]] نیز استفاده می‌شود<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱.</ref>.
===معنای اصطلاحی===
*این واژه در اصطلاح [[سیاسی]] به [[سلطه]] فرد یا گروهی در یک [[نظام]] و [[حکومت]] و [[تصرف]] در [[حقوق مردم]]، بدون لحاظ [[قانون]] و نظر زیردستان<ref>موسوعة السیاسه، ج۱، ص۱۶۶ -۱۶۷؛ فرهنگ علوم سیاسی، ص۲.</ref> و بدون [[ترس]] از بازخواست<ref>طبیعت استبداد، ص۴۱؛ فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۱۲.</ref> گفته می‌شود و از آن جهت نزد [[عرف]] [[ناپسند]] است که پیامد آن رسیدن ضرر و آسیب به توده [[مردم]] به جهت اِعمال [[قدرت]] غیر مسئولانه و [[نامشروع]] یک فرد یا یک گروه محدود بر عموم است و چون این پدیده نوعا از سوی [[فرمانروایان]] رخ می‌دهد.
*این واژه در اصطلاح [[سیاسی]] به [[سلطه]] فرد یا گروهی در یک [[نظام]] و [[حکومت]] و [[تصرف]] در [[حقوق مردم]]، بدون لحاظ [[قانون]] و نظر زیردستان<ref>موسوعة السیاسه، ج۱، ص۱۶۶ -۱۶۷؛ فرهنگ علوم سیاسی، ص۲.</ref> و بدون [[ترس]] از بازخواست<ref>طبیعت استبداد، ص۴۱؛ فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۱۲.</ref> گفته می‌شود و از آن جهت نزد [[عرف]] [[ناپسند]] است که پیامد آن رسیدن ضرر و آسیب به توده [[مردم]] به جهت اِعمال [[قدرت]] غیر مسئولانه و [[نامشروع]] یک فرد یا یک گروه محدود بر عموم است و چون این پدیده نوعا از سوی [[فرمانروایان]] رخ می‌دهد.
*برخی مقصود از استبداد به‌صورت مطلق را "استبداد فرمانروایان" دانسته<ref>طبیعت استبداد، ص۴۱.</ref> و واژه‌های سیاسیِ "تسلط"، "تحکّم = زورگویی" و... را معادل آن برشمرده‌اند و از استبداد‌زدگان با عناوینی همچون: [[اسیران]]، ذلیلان، کوچک شمردگان نام برده، مقابل آنها را غیرتمندان، آزادگان و زندگان قرار داده‌اند<ref>طبیعت استبداد، ص۴۱ - ۴۲.</ref>.
*برخی مقصود از استبداد به‌صورت مطلق را "استبداد فرمانروایان" دانسته<ref>طبیعت استبداد، ص۴۱.</ref> و واژه‌های سیاسیِ "تسلط"، "تحکّم = زورگویی" و... را معادل آن برشمرده‌اند و از استبداد‌زدگان با عناوینی همچون: [[اسیران]]، ذلیلان، کوچک شمردگان نام برده، مقابل آنها را غیرتمندان، آزادگان و زندگان قرار داده‌اند<ref>طبیعت استبداد، ص۴۱ - ۴۲.</ref>.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش