مواسات در معارف و سیره نبوی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۱۷: خط ۱۱۷:
#احادیثی که تعبیر به «قطع [[ولایت الهی]]» کرده است.
#احادیثی که تعبیر به «قطع [[ولایت الهی]]» کرده است.
#احادیثی که [[تهدید]] به «[[آتش جهنم]]» کرده است.<ref>[[م‍ص‍طف‍ی‌ دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌|دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌، م‍ص‍طف‍ی‌]]، [[سیره نبوی ج۲ (کتاب)|سیره نبوی]]، ج۲ ص ۶۳۴-۶۵۰.</ref>
#احادیثی که [[تهدید]] به «[[آتش جهنم]]» کرده است.<ref>[[م‍ص‍طف‍ی‌ دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌|دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌، م‍ص‍طف‍ی‌]]، [[سیره نبوی ج۲ (کتاب)|سیره نبوی]]، ج۲ ص ۶۳۴-۶۵۰.</ref>
==سیره عملی پیامبر خاتم در رعایت مواسات==
[[کمال اخلاق]] [[انسانی]] در [[ساحت]] [[اجتماعی]] به [[میزان]] پیوند با [[بندگان خدا]] و تضامن و [[مواسات]] با آنان است. از همین رو در خبر [[هند بن ابی‌هاله]] درباره [[سیره پیامبر اکرم]]{{صل}} آمده است: {{متن حدیث|أَفْضَلُهُمْ‏ عِنْدَهُ‏ أَعَمُّهُمْ‏ نَصِيحَةً لِلْمُسْلِمِينَ‏ وَ أَعْظَمُهُمْ عِنْدَهُ مَنْزِلَةً أَحْسَنُهُمْ مُؤَاسَاةً وَ مُؤَازَرَةً}}<ref>«برترین مردمان نزد رسول خدا{{صل}} کسانی بودند که بیشترین خیرخواهی را درباره مردم داشتند، و والاترینشان نزد آن حضرت کسانی بودند که [درباره برادران دینی] نیکوترین مواسات و مساعدت را داشتند». منابع پی نوشت ۲، ص۱۷-۱۹.</ref>.
[[رسول خدا]]{{صل}} [[پیروان]] خود را چنین می‌خواست: با روحیه‌ای سراسر تکافل و مواسات. آن [[حضرت]] در صدد ایجاد امتی بود که یکدیگر را چون خود ببینند و بیشترین مساعدت را با هم داشته باشند و نسبت به [[زندگی]] و [[مشکلات]] هم بی‌اعتنا نباشد. آن‌گاه که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} وارد [[مدینه]] شد و اقدامات خود را در جهت ایجاد یک [[جامه]] [[ایمانی]] آغاز کرد، در دومین خطبه‌ای که در ابتدای ورود خویش ایراد کرد، فرمود: {{متن حدیث|تَحَابُّوا بِرُوحِ اللهِ بَیْنَکُمْ}}<ref>«به روح خدا در میانتان با یکدیگر دوستی کنید و به هم محبت ورزید». سیرة ابن هشام، ج۲، ص۱۱۹؛ دلائل النبوة البیهقی، ج۲، ص۵۲۵.</ref>.
[[پیامبر]]، بنیاد تکافل و مواسات را بر [[محبت الهی]] میان [[اهل]] [[ایمان]] قرار داد و در منشور مشهور مدینه اعلام تکافل و مواسات کرد. در بندهایی از آن آمده بود: «[[مؤمنان]] [[دوستان]] و سرپرستان یکدیگرند. مؤمنان نباید شخص عیالمند و وامدار را به حال خویش رها سازند، بلکه باید او را کمک کنند. [[مسلمانان]] باید افراد از پای درآمده را [[یاری]] دهند. [[همسایه]] مانند خود [[انسان]] است، نباید بدو زیانی رسد»<ref>سیرة ابن هشام، ج۲، ص۱۱۹-۱۲۳؛ نهایة الارب، ج۱۶، ص۳۴۸-۳۵۱؛ البدایة و النهایة، ج۳، ص۲۷۳-۲۷۶.</ref>.
مدینه نمونه والای [[جامعه]] مواسات بود. مدینه‌ای که در آن [[انصار]] آن چه داشتند با [[مهاجران]] در طبق [[اخلاص]] نهادند و مواسات را آن سان که پیامبر می‌خواست تحقق بخشیدند. آنان آموختند که شرط [[اسلام حقیقی]]، اهتمام به امور [[مسلمانان]] است، که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌فرمود: {{متن حدیث|مَنْ أَصْبَحَ‏ لَا يَهْتَمُّ‏ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ‏ فَلَيْسَ‏ بِمُسْلِمٍ‏}}<ref>«هر که صبح کند و به امور مسلمانان اهتمام نکند مسلمان نیست». الکافی، ج۲، ص۱۶۳؛ وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۵۵۹؛ بحارالانوار، ج۷۴، ص۳۳۷.</ref>.
این اهتمام همه جنبه‌های تکافل و [[مواسات]] را در بر می‌گیرد تا آنجا که [[رسول خدا]]{{صل}} می‌فرمود: {{متن حدیث|مَا آمَنَ بِي مَنْ بَاتَ‏ شَبْعَانَ‏ وَ أَخُوهُ‏ الْمُسْلِمُ‏ طَاوٍ}}<ref>«به من ایمان نیاورده است کسی که شب را با شکم سیر به سر برد و برادر مسلمانش گرسنه باشد». ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۲۹۷؛ وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۴۶۵ [{{متن حدیث|شَبْعَاناً}}آمده است].</ref>.
و نیز فرمود: {{متن حدیث|مَا آمَنَ بِي‏ مَنْ‏ بَاتَ‏ شَبْعَانَ‏ وَ جَارُهُ‏ جَائِعٌ‏ قَالَ وَ مَا مِنْ أَهْلِ قَرْيَةٍ يَبِيتُ وَ فِيهِمْ جَائِعٌ يَنْظُرُ اللَّهُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}<ref>«به من ایمان نیاورده است کسی که شب را با شکم سیر به سر برد و همسایه‌اش گرسنه باشد. [و فرمود:] مردم جامعه‌ای که شب را بگذرانند و در میان ایشان گرسنه‌ای باشد، روز قیامت خداوند به آنان نظر [رحمت] نیفکند». الکافی، ج۲، ص۶۶۸؛ وسائل الشیعة، ج۸، ص۴۹۰.</ref>.
آخرین [[پیام‌آور الهی]] چنان بر مواسات تأکید داشت که می‌فرمود: {{متن حدیث|مِنْ أَفْضَلِ الْأَعْمَالِ عِنْدَ اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ) إِبْرَادُ الْأَكْبَادِ الْحَارَّةِ، وَ إِشْبَاعُ‏ الْأَكْبَادِ الْجَائِعَةِ، وَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَا يُؤْمِنُ بِي عَبْدٌ يَبِيتُ شَبْعَانَ وَ أَخُوهُ- أَوْ قَالَ: جَارُهُ- الْمُسْلِمُ جَائِعٌ}}<ref>«از جمله بالاترین اعمال نزد خدا سرد کردن جگرهای تفتیده و سیر کردن شکم‌های گرسنه است. سوگند به خدایی که جان محمد به دست اوست، بنده‌ای به من ایمان نیاورده است که شب را سیر بگذراند و برادر مسلمانش - و یا فرمود همسایه‌اش - گرسنه به سر برد». امالی الطوسی، ج۲، ص۲۱۱؛ تنبیه الخواطر، ج۲، ص۷۶؛ أعلام الدین، ص۲۱۶.</ref>.
در [[منطق]] پیامبر اکرم{{صل}} لازم است مسلمانان در [[خوراک]]، [[پوشاک]]، نوشاک و سایر نیازهای [[زندگی]] با یکدیگر مواسات داشته باشند و آنان که به این اصل پشت کنند به [[ایمان حقیقی]] پشت کرده‌اند؛ و آن [[حضرت]] می‌فرمود: {{متن حدیث|مَا آمَنَ‏ بِاللَّهِ‏ مَنْ‏ شَبِعَ‏ وَ أَخُوهُ جَائِعٌ وَ لَا آمَنَ بِاللَّهِ مَنِ اكْتَسَى وَ أَخُوهُ عُرْيَانٌ}}<ref>«به خدا ایمان نیاورده است کسی که سیر باشد و برادرش گرسنه، و ایمان به خدا ندارد آنکه پوشیده است و برادرش عریان است». مکارم الاخلاق، ص۱۳۴.</ref>.
آنان که [[دعوت]] [[رسول خدا]]{{صل}} به تکافل و [[مواسات]] را شنیده و [[فرمان خدا]] به اهتمام بر امور یکدیگر را دریافته و آن را به چیزی نگرفته‌اند، چگونه [[انتظار]] [[رحمت]] و [[آمرزش الهی]] دارند؟ از [[امام سجاد]]{{ع}} [[روایت]] شده است که فرمود: {{متن حدیث|مَنْ‏ بَاتَ‏ شَبْعَاناً وَ بِحَضْرَتِهِ‏ مُؤْمِنٌ طَاوٍ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَلَائِكَتِي أُشْهِدُكُمْ عَلَى هَذَا الْعَبْدِ أَنَّنِي أَمَرْتُهُ فَعَصَانِي وَ أَطَاعَ غَيْرِي وَكَلْتُهُ إِلَى عَامِلِهِ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا غَفَرْتُ لَهُ أَبَداً}}<ref>«هر کس شب را با شکم سیر به سر برد در حالی که در نزدیکش مؤمنی گرسنه و بی‌طعام باشد، خدای عزّوجلّ به فرشتگان گوید: من شما را بر این بنده شاهد می‌گیرم که او را فرمان دادم و مخالفت مرا کرد و از غیر من فرمانبرداری کرد، او را به عملش واگذاردم، و به عزت و جلالم سوگند او را هرگز نیامرزم». المحاسن، ج۱، ص۹۷-۹۸؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۲۹۶.</ref>.
آیا با وجود زیر پا گذاشتن اصول [[انسانی]] و پشت کردن به تکافل و مواسات [[ایمانی]] جز [[خواری]] [[دنیا]] و [[عذاب]] [[آخرت]] انتظاری هست؟ از امام سجاد{{ع}} وارد شده است: {{متن حدیث|مَنْ كَانَ عِنْدَهُ فَضْلُ ثَوْبٍ فَعَلِمَ أَنَّ بِحَضْرَتِهِ‏ مُؤْمِناً مُحْتَاجاً إِلَيْهِ فَلَمْ يَدْفَعْهُ إِلَيْهِ أَكَبَّهُ اللَّهُ تَعَالَى فِي النَّارِ عَلَى مَنْخِرَيْهِ}}<ref>«هر کس لباسی اضافی داشته باشد و بداند در نزدیکی‌اش مؤمنی بدان محتاج است و از وی دریغ دارد و به او ندهد خداوند او را بر رو در آتش دوزخ افکند». المحاسن، ج۱، ص۹۸؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۲۹۶.</ref>.
چگونه ممکن است کسی به [[اسلام]] [[عدالت]] و پیام‌آور مواسات [[دل]] ببندد و بر رفع نیاز تهیدستان و تأمین همه‌جانبه آنان اهتمام نورزد؟ مگر نه این است که [[قوانین]] بسیار وضع شده است تا گرفتاری‌های [[نیازمندان]] زدوده و [[رفاه]] آنان [[تدارک]] شود؟ و مگر نه این است که [[خداوند]] برای ایشان {{متن قرآن|حَقٌّ مَعْلُومٌ}} قرار داده است؟
{{متن قرآن|وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ}}<ref>«و آنان که در دارایی‌هایشان حقی معین است، * و در دارایی‌هایشان بخشی برای (مستمند) خواهنده و بی‌بهره بود» سوره معارج، آیه ۲۴-۲۵.</ref>.
چنان‌چه این [[حق]] ادا شود [[فقیری]] نمی‌ماند. دراین‌باره [[انس بن مالک]] از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل کرده است که فرمود: {{متن حدیث|وَيْلٌ لِلْأَغْنِيَاءِ مِنَ الْفُقَرَاء يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَقُولُونَ: رَبَّنَا ظَلَمُونَا حُقُوقَنَا الَّتِي فَرَضْتَ لَنَا عَلَيْهِم فَيَقُولُ اللهُ عزَّوَجَلَّ: وَعِزَّتِي وَجَلَالِي لَأُدِنينَّكُمْ وَلَأُبَاعِدَنَّهُمْ. ثُمَّ تَلَا رَسُولُ اللهِ{{صل}}: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ}}<ref>سوره معارج، آیه ۲۴-۲۵.</ref>}}<ref>«وای بر توانگران [به سبب ستمی که از جانب آنان بر مستمندان روا شده است] که در روز قیامت مستمندان گویند: پروردگارا [توانگران] در حقوق ما که تو بر آنان واجب ساخته بودی به ما ستم روا داشته‌اند. پس خدای عز و جل فرماید: به عزت و جلالم سوگند که شما را به خود نزدیک و آنان را دور سازم. آن‌گاه رسول خدا{{صل}} این آیه را تلاوت کرد: «آنان که در اموالشان حقّی معلوم برای سائل و محروم هست»». الترغیب و الترهیب، ج۱، ص۵۳۹.</ref>.
خداوند در [[اموال]] [[توانگران]] [[مسلمان]] آن [[قدر]] حق درباره [[مستمندان]] قرار داده است که مستمندی باقی نماند، مگر آنکه به سبب [[ستم]] آنان مستمندی یافت شود. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[روایت]] کرده است که فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ عَلَى أَغْنِيَاءِ الْمُسْلِمِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ بِقَدْرِ الَّذِي يَسَعُ فُقَرَاءَهُمْ وَلَنْ یَجْهَدِ الْفُقَرَاءُ إِذَا جَاعُوا وَعَرُوا إِلَّا بِمَا يُضَيِّعُ أَغْنِيَاؤُهُمْ أَلَا وَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ يُحَاسِبُهُمْ حِسَابًا شَدِيدًا وَ يُعَذِّبَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}<ref>«بی‌گمان خداوند بر توانگران مسلمان در اموالشان آن قدر حق برای مستمندان قرار داده است که زندگی‌شان گشایش داشته باشد و مستمندان که گرسنه و برهنه می‌مانند دچار رنج نمی‌شوند مگر به سبب آن چه توانگرانشان انجام می‌دهند. بدانید که خداوند ایشان را سخت به پای بازخواست خواهد کشید و با عذابی دردناک عذاب خواهد کرد». الترغیب و الترهیب، ج۱، ص۵۳۸.</ref>.
بار [[رنج]] و [[محرومیت]] [[مستمندان]] بر گردن توانگرانی است که [[حق]] آنان را دریغ داشته‌اند و به تعبیر پیام‌آور محرومیت‌زدایی، [[رسول خدا]]{{صل}}، از جمله نخستین گروهی که وارد [[آتش جهنم]] می‌شوند توانگرانی‌اند که [[حقوق خداوند]] ([[حقوق]] مستمندان) را که در اموالشان هست نپرداخته‌اند: {{متن حدیث|... وَأَمَّا أَوَّلُ ثُلَّةٍ يَدْخُلُونَ النَّارَ... وَذُو ثَرْوَةٍ مِنْ مَالٍ لَا يُؤَدِّي حَقَّ اللَّهِ فِي مَالِهِ}}<ref>الترغیب و الترهیب، ج۱، ص۵۴۰.</ref>.
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} در هر فرصتی [[مسلمانان]] را به تکافل و [[مواسات]] و اهتمام بر [[یاری]] یکدیگر می‌خواند و از [[غفلت]] نسبت به این امور حیاتی [[پرهیز]] می‌داد. از [[عبد الله بن عباس]] و [[ابو هریره]] نقل شده است که آن [[حضرت]] چند [[روز]] پیش از [[رحلت]] خطبه‌ای خواند و آن آخرین [[خطبه]] مفصل [[پیامبر]] در [[مدینه]] بود. رسول خدا{{صل}} آن چنان موعظه‌ای کرد که [[چشم‌ها]] را [[اشک]] پوشاند و [[دل‌ها]] تپید و بدن‌ها لرزید و درون‌ها تحریک شد. آن حضرت به [[بلال]] فرمود [[مردم]] را فرا خواند و همه گرد آمدند و در چنین جمعی [[موعظه]] کرد و از جمله فرمود: {{متن حدیث|مَنْ‏ مَنَعَ‏ طَالِباً حَاجَتَهُ‏ وَ هُوَ قَادِرٌ عَلَى قَضَائِهَا فَعَلَيْهِ مِثْلُ خَطِيئَةِ عَشَّارٍ فَقَامَ إِلَيْهِ عَوْفُ بْنُ مَالِكٍ فَقَالَ مَا يَبْلُغُ خَطِيئَةُ عَشَّارٍ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ عَلَى الْعَشَّارِ كُلَّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ- {{متن قرآن|لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ}}<ref>«لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم، بر کسانی که کافر شده‌اند و با کفر مرده‌اند» سوره بقره، آیه ۱۶۱.</ref> ‏ وَ مَنْ يَلْعَنْهُ اللَّهُ‏ {{متن قرآن|فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا}}<ref>«و برای هر کس که خداوند او را لعنت کند هرگز یاوری نخواهی یافت» سوره نساء، آیه ۵۲.</ref>}}<ref>ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۳۳۹؛ أعلام الدین، ص۴۲۱-۴۲۲؛ وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۶۰۱.</ref>.
هر کس [[نیازمندی]] را رد کند و با وجود [[توانایی]] نیاز او را برنیاورد، پس بر او گناهی مانند [[گناه]] عشاران (باجگیران) باشد. [[عوف بن مالک]]<ref>از اصحاب برجسته رسول خدا{{صل}} و از فرماندهان آن حضرت که در فتح مکه پرچمدار بود. وی در سال ۷۳ هجری درگذشت. ر.ک: التاریخ الکبیر، ج۷، ص۵۶؛ المعارف، ص۱۷۸؛ الاستیعاب، ج۳، ص۱۳۱؛ اسد الغابة، ج۴، ص۱۲-۱۳؛ مختصر تاریخ دمشق، ج۱۹، ص۳۴۸-۳۵۲؛ سیر أعلام النبلاء، ج۲، ص۴۸۷-۴۹۰.</ref> بپا خاست و گفت: ای [[رسول خدا]]، گناه باجگیران چقدر است؟ فرمود:] بر باج‌گیران در هر شبانه [[روز]] [[لعنت خدا]] و [[فرشتگان]] و همه [[مردمان]] باشد؛ و هر کس را [[خداوند]] [[لعنت]] کند [[یاوری]] برای او نخواهی یافت.
[[نشانه]] [[مسلمانی]]، پیوند [[ایمانی]] است، و شرط آن [[یگانگی]] [[اهل]] [[ایمان]] است تا آنجا که چیزی از هم دریغ ندارند، نیازهای یکدیگر را تأمین کنند، و آن چه همگان نمی‌توانند [[تدارک]] کنند توانایان بی‌منت و مضایقه در [[اختیار]] دیگران نهند. [[سیره نبوی]] به چنین ادبی فرا می‌خواند؛ و رسول خدا{{صل}} از «منع ماعون» [[نهی]] می‌کرد.
{{متن حدیث|نَهَى رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}‏ أَنْ‏ يَمْنَعَ‏ أَحَدٌ الْمَاعُونَ‏ جَارَهُ‏ وَ قَالَ{{صل}} مَنْ مَنَعَ الْمَاعُونَ جَارَهُ مَنَعَهُ اللَّهُ خَيْرَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ وَكَلَهُ إِلَى نَفْسِهِ وَ مَنْ وَكَلَهُ إِلَى نَفْسِهِ فَمَا أَسْوَأَ حَالَهُ}}<ref>«رسول خدا{{صل}} از این که کسی ماعون را دریغ دارد نهی می‌کرد و می‌فرمود: هر کس ماعون را از همسایه‌اش دریغ دارد، خداوند او را از خیر خود در قیامت منع می‌کند، و او را به خود وامی‌گذارد، و هر کس خدا او را به خود واگذارد چه بدحالی دارد». من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۱۳؛ امالی الصدوق، ص۳۴۹؛ مکارم الاخلاق، ص۴۳۰؛ بحار الانوار، ج۷۵، ص۴۶.</ref>.
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} در آخرین [[خطبه]] بلند خویش فرمود: {{متن حدیث|وَ مَنْ مَنَعَ الْمَاعُونَ مِنْ جَارِهِ إِذَا احْتَاجَ إِلَيْهِ مَنَعَهُ اللَّهُ فَضْلَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ- وَ وَكَلَهُ إِلَى نَفْسِهِ وَ مَنْ وَكَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى‏ نَفْسِهِ‏ هَلَكَ‏ وَ لَا يَقْبَلُ‏ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ عُذْراً}}<ref>«هر که از همسایه خود ماعون را که بدان محتاج باشد دریغ دارد، پروردگار نیز فضل و بخشش خود را در روز قیامت از وی دریغ خواهد داشت، و او را به خود واخواهد گذاشت، و هر که را خدای عز و جل به خود واگذارد هلاک شود و هیچ عذری از او نخواهد پذیرفت». ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۳۳۲؛ أعلام الدین، ص۴۱۴؛ وسائل الشیعة، ج۶، ص۳۱.</ref>.<ref>[[م‍ص‍طف‍ی‌ دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌|دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌، م‍ص‍طف‍ی‌]]، [[سیره نبوی ج۲ (کتاب)|سیره نبوی]]، ج۲ ص ۶۵۰-۶۵۷.</ref>


==پرسش مستقیم==
==پرسش مستقیم==
*[[اهمیت و ضرورت مواسات در اسلام چیست؟ (پرسش)]]
*[[اهمیت و ضرورت مواسات در اسلام چیست؟ (پرسش)]]
*[[سیره عملی پیامبر خاتم در رعایت مواسات چه بوده است؟ (پرسش)]]


==منابع==
==منابع==
۸۱٬۸۹۵

ویرایش