عام الفیل: تفاوت میان نسخه‌ها

۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۱
جز
جایگزینی متن - ' آنرا ' به ' آن را '
جز (جایگزینی متن - ' آنرا ' به ' آن را ')
خط ۹: خط ۹:


==مقدمه==
==مقدمه==
عام الفیل یعنی سال فیل، اشاره به حادثه‌ای است که در [[مکه]]، سال ۵۷۰ میلادی (سال [[تولد پیامبر اسلام]]) اتفاق افتاد. [[فرماندهی]] حبشی به نام "[[ابرهه]]" با [[سپاه]] و فیل‌هایی به قصد [[تخریب کعبه]]، به سوی [[مکه]] لشکرکشی کرد. ولی [[خداوند]] با فرستادن دسته‌هایی از پرندگان، همه فیل‌ها و فیل سواران را در بیابان بیرون [[مکه]] هلاک کرد. پرندگان با سنگ‌هایی که در منقار و پنجه داشتند به این مهاجمان حمله‌ور شدند. آن سال به "عام الفیل" شهرت یافت. این حادثه به اندازه‌ای تکان‌دهنده بود که [[عرب]]، آنرا مبدأ [[تاریخ]] خود قرار داد و حوادث خود را با قبل و بعد آن سنجید.
عام الفیل یعنی سال فیل، اشاره به حادثه‌ای است که در [[مکه]]، سال ۵۷۰ میلادی (سال [[تولد پیامبر اسلام]]) اتفاق افتاد. [[فرماندهی]] حبشی به نام "[[ابرهه]]" با [[سپاه]] و فیل‌هایی به قصد [[تخریب کعبه]]، به سوی [[مکه]] لشکرکشی کرد. ولی [[خداوند]] با فرستادن دسته‌هایی از پرندگان، همه فیل‌ها و فیل سواران را در بیابان بیرون [[مکه]] هلاک کرد. پرندگان با سنگ‌هایی که در منقار و پنجه داشتند به این مهاجمان حمله‌ور شدند. آن سال به "عام الفیل" شهرت یافت. این حادثه به اندازه‌ای تکان‌دهنده بود که [[عرب]]، آن را مبدأ [[تاریخ]] خود قرار داد و حوادث خود را با قبل و بعد آن سنجید.


در [[قرآن]] سوره‌ای به نام "[[سوره فیل|الفیل]]" است که به [[هلاکت]] آن فیل سواران توسط پرندگان "ابابیل" اشاره دارد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۴۴؛ [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عام الفیل (مقاله)|عام الفیل]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۵۰.</ref>.
در [[قرآن]] سوره‌ای به نام "[[سوره فیل|الفیل]]" است که به [[هلاکت]] آن فیل سواران توسط پرندگان "ابابیل" اشاره دارد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۴۴؛ [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عام الفیل (مقاله)|عام الفیل]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۵۰.</ref>.
خط ۱۷: خط ۱۷:


==ساخت کلیسا توسط ابرهه==
==ساخت کلیسا توسط ابرهه==
ابرهه در راه [[تبلیغ]] [[آیین]] [[مسیح]] بسیار کوشید و کنیسه‌ای را بنیان نهاد "که در [[زیبایی]] و [[شرف]] و نقش‌های زرین و سیمین و شیشه‌ها و کاشی‌کاری‌ها و رنگ آمیزی‌ها و انواع گوهرها هیچ کس مانند آنرا ندیده بودف سپس [[فرمان]] داد تا [[مردم]] در آنجا [[حج]] بگزاردند و [[حج]] [[مکه]] را رها کنند"<ref>ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۱۲۱؛ مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۳، ص۱۸۵-۱۸.</ref>.
ابرهه در راه [[تبلیغ]] [[آیین]] [[مسیح]] بسیار کوشید و کنیسه‌ای را بنیان نهاد "که در [[زیبایی]] و [[شرف]] و نقش‌های زرین و سیمین و شیشه‌ها و کاشی‌کاری‌ها و رنگ آمیزی‌ها و انواع گوهرها هیچ کس مانند آن را ندیده بودف سپس [[فرمان]] داد تا [[مردم]] در آنجا [[حج]] بگزاردند و [[حج]] [[مکه]] را رها کنند"<ref>ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۱۲۱؛ مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۳، ص۱۸۵-۱۸.</ref>.


[[طبری]] با پنج طریق از [[ابن‌عباس]]، [[عطاء بن یسار]] و... [[نقل]] می‌کند که ابرهه اشرم، مکنی به ابویکسوم، هنگامی که بر [[یمن]] غالب شد [[مشاهده]] کرد که در ایام [[حج]]، [[مردم]] برای [[حج]] [[بیت الحرام]] آماده می‌شوند. سؤال کرد که این [[مردم]] به کجا می‌روند؟ گفتند: برای [[حج]] [[بیت الحرام]] به [[مکه]] می‌روند. پرسید: جنس این [[خانه]] از چیست؟ گفتند: از سنگ. سؤال کرد: پوشش و پرده‌اش چیست؟ گفتند: از همین پارچه‌هایی است که از اینجا می‌برند. پس گفت: "به [[مسیح]] قسم که من بهتر از آنرا برایتان می‌سازم"<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۷۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۱۳۷.</ref>. سپس دستور داد کلیسایی از سنگ‌های مرمر سیاه، سفید، زرد و سرخ ساختند و آن را با طلا و نقره تزیین کردند همه جای آن را پر از جواهر کردند و درهایی با ورقه‌های زر، برای آن ساختند و پرده‌های گران‌بهایی برای آن تهیه کردند؛ دیوارهایش را با مشک می‌شستند و در آن [[صندل]] می‌سوزاندند، آن گاه [[دستور]] داد [[مردم]] به سوی آن [[حج]] کنند"<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۱۳۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۷۳.</ref>.
[[طبری]] با پنج طریق از [[ابن‌عباس]]، [[عطاء بن یسار]] و... [[نقل]] می‌کند که ابرهه اشرم، مکنی به ابویکسوم، هنگامی که بر [[یمن]] غالب شد [[مشاهده]] کرد که در ایام [[حج]]، [[مردم]] برای [[حج]] [[بیت الحرام]] آماده می‌شوند. سؤال کرد که این [[مردم]] به کجا می‌روند؟ گفتند: برای [[حج]] [[بیت الحرام]] به [[مکه]] می‌روند. پرسید: جنس این [[خانه]] از چیست؟ گفتند: از سنگ. سؤال کرد: پوشش و پرده‌اش چیست؟ گفتند: از همین پارچه‌هایی است که از اینجا می‌برند. پس گفت: "به [[مسیح]] قسم که من بهتر از آن را برایتان می‌سازم"<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۷۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۱۳۷.</ref>. سپس دستور داد کلیسایی از سنگ‌های مرمر سیاه، سفید، زرد و سرخ ساختند و آن را با طلا و نقره تزیین کردند همه جای آن را پر از جواهر کردند و درهایی با ورقه‌های زر، برای آن ساختند و پرده‌های گران‌بهایی برای آن تهیه کردند؛ دیوارهایش را با مشک می‌شستند و در آن [[صندل]] می‌سوزاندند، آن گاه [[دستور]] داد [[مردم]] به سوی آن [[حج]] کنند"<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۱۳۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۷۳.</ref>.


ابرهه چهار سال به ساختن این [[کلیسا]] [[همت]] گماشت<ref>محمد بلعمی، تاریخنامه طبری، ج۲، ص۷۱۱.</ref> و در ساخت آن سختی بسیاری بر [[مردم]] [[یمن]] وارد آورد. او سنگ این ساختمان را از فرسنگ‌ها راه و از بقایای قصر سبأ به اینجا می‌آورد<ref>عبدالرحمن سهیلی، الروض الأنف فی شرح السیرة النبویه، ص۲۴۵.</ref>. او آن را مانند [[کعبه]]، "قلیس" یعنی ساختمان مرتفع نامید. سپس به [[نجاشی]] نوشت: "من کلیسایی ساخته‌ام که مثل و مانندش را کسی ندیده و از این خدمت که به [[مسیحیت]] کرده‌ام دست بر نمی‌دارم تا [[حاجیان]] [[عرب]] را بدین سو بکشانم که به جای [[کعبه]]، کلیسای مرا [[زیارت]] کنند"<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۱۳۰؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۴۴۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عام الفیل (مقاله)|عام الفیل]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۵۰-۵۴.</ref>
ابرهه چهار سال به ساختن این [[کلیسا]] [[همت]] گماشت<ref>محمد بلعمی، تاریخنامه طبری، ج۲، ص۷۱۱.</ref> و در ساخت آن سختی بسیاری بر [[مردم]] [[یمن]] وارد آورد. او سنگ این ساختمان را از فرسنگ‌ها راه و از بقایای قصر سبأ به اینجا می‌آورد<ref>عبدالرحمن سهیلی، الروض الأنف فی شرح السیرة النبویه، ص۲۴۵.</ref>. او آن را مانند [[کعبه]]، "قلیس" یعنی ساختمان مرتفع نامید. سپس به [[نجاشی]] نوشت: "من کلیسایی ساخته‌ام که مثل و مانندش را کسی ندیده و از این خدمت که به [[مسیحیت]] کرده‌ام دست بر نمی‌دارم تا [[حاجیان]] [[عرب]] را بدین سو بکشانم که به جای [[کعبه]]، کلیسای مرا [[زیارت]] کنند"<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۱۳۰؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۴۴۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[عام الفیل (مقاله)|عام الفیل]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۵۰-۵۴.</ref>
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش