تکوین: تفاوت میان نسخه‌ها

۸ بایت حذف‌شده ،  ‏۴ اوت ۲۰۲۱
جز
جایگزینی متن - 'غایب' به 'غایب'
جز (جایگزینی متن - 'غایب' به 'غایب')
خط ۴۰: خط ۴۰:
==[[ادله]] [[اثبات]] صفت تکوین==
==[[ادله]] [[اثبات]] صفت تکوین==
*وجوه متعددی برای [[اثبات]] صفت تکوین بیان شده که عبارتند از:
*وجوه متعددی برای [[اثبات]] صفت تکوین بیان شده که عبارتند از:
*۱. در [[عالم ظاهر]] موردی [[مشاهده]] نشده که کسی [[قادر]] بر فعل بوده و مانعی در مقابل وی نباشد، با این حال فعلی از او صادر نشود؛ [[خداوند]] نیز -از باب [[قیاس]] [[غایب]] بر [[شاهد]]- چنین است؛ پس [[خداوند]] که [[قادر]] بر فعل است در ازل فعلی دارد<ref>التوحید، [[ماتریدی]]، ص۳۸).</ref>
*۱. در [[عالم ظاهر]] موردی [[مشاهده]] نشده که کسی [[قادر]] بر فعل بوده و مانعی در مقابل وی نباشد، با این حال فعلی از او صادر نشود؛ [[خداوند]] نیز -از باب [[قیاس]] غایب بر [[شاهد]]- چنین است؛ پس [[خداوند]] که [[قادر]] بر فعل است در ازل فعلی دارد<ref>التوحید، [[ماتریدی]]، ص۳۸).</ref>
*در پاسخ گفته شده که مدعای فوق در [[عالم ظاهر]] تمام نیست تا عالم [[غایب]] را بر آن [[قیاس]] کنیم. ممکن است کسی [[قادر]] بر فعل باشد، ولی [[اراده]] انجام فعل را نداشته باشد<ref>الأربعین، رازی، ج۱، ص۳۲۳؛ ابکار الأفکار، ج۲، ص۳۹۹؛ الالهیات، ج۲، ص۳۰۷.</ref>. افزون بر این، اگر فعل [[خدا]] را [[ازلی]] بدانیم مستلزم این است که مکوَّنات نیز [[ازلی]] باشند و این [[باطل]] است، پس تکوین نیز حادث است<ref>التمهید، ص۷۷.</ref>.
*در پاسخ گفته شده که مدعای فوق در [[عالم ظاهر]] تمام نیست تا عالم غایب را بر آن [[قیاس]] کنیم. ممکن است کسی [[قادر]] بر فعل باشد، ولی [[اراده]] انجام فعل را نداشته باشد<ref>الأربعین، رازی، ج۱، ص۳۲۳؛ ابکار الأفکار، ج۲، ص۳۹۹؛ الالهیات، ج۲، ص۳۰۷.</ref>. افزون بر این، اگر فعل [[خدا]] را [[ازلی]] بدانیم مستلزم این است که مکوَّنات نیز [[ازلی]] باشند و این [[باطل]] است، پس تکوین نیز حادث است<ref>التمهید، ص۷۷.</ref>.
*٢. اگر در ازل صدور فعل از [[خداوند]] ممتنع باشد از دو حال بیرون نیست: این [[امتناع]] یا ذاتی است یا غیری. صورت نخست مستلزم این است که صدور فعل برای همیشه از [[خدا]] ممتنع باشد و این [[باطل]] است. و در صورت دوم صادر نشدن فعل [[ازلی]] از [[خداوند]] به خاطر [[ذات خداوند]] نیست، پس [[ذات خداوند]] در ازل فاعل است <ref>التوحید، ماتریدی، ص۳۸.</ref>.
*٢. اگر در ازل صدور فعل از [[خداوند]] ممتنع باشد از دو حال بیرون نیست: این [[امتناع]] یا ذاتی است یا غیری. صورت نخست مستلزم این است که صدور فعل برای همیشه از [[خدا]] ممتنع باشد و این [[باطل]] است. و در صورت دوم صادر نشدن فعل [[ازلی]] از [[خداوند]] به خاطر [[ذات خداوند]] نیست، پس [[ذات خداوند]] در ازل فاعل است <ref>التوحید، ماتریدی، ص۳۸.</ref>.
*در نقد [[استدلال]] فوق می‌توان گفت نتیجه [[نفی]] [[امتناع]] ذاتی این است که صدور فعل [[ازلی]] از [[ناحیه]] [[خداوند]] ممکن باشد، نه اینکه [[خداوند]] در ازل فاعل باشد. از طرفی [[متکلمان]]، همه مخلوقات [[خداوند]] را حادث دانسته<ref>التوحید، ماتریدی، ص۱۷ و ۸۳؛ ابکار الأفکار، ج۲، ص۲۹۷ و ۳۰۶.</ref> و قدیم بودن فعل [[الهی]] -هرچند در مورد تکوینِ تنها- با [[ادله]] حدوث عالم منافات دارد.
*در نقد [[استدلال]] فوق می‌توان گفت نتیجه [[نفی]] [[امتناع]] ذاتی این است که صدور فعل [[ازلی]] از [[ناحیه]] [[خداوند]] ممکن باشد، نه اینکه [[خداوند]] در ازل فاعل باشد. از طرفی [[متکلمان]]، همه مخلوقات [[خداوند]] را حادث دانسته<ref>التوحید، ماتریدی، ص۱۷ و ۸۳؛ ابکار الأفکار، ج۲، ص۲۹۷ و ۳۰۶.</ref> و قدیم بودن فعل [[الهی]] -هرچند در مورد تکوینِ تنها- با [[ادله]] حدوث عالم منافات دارد.
۲۲۴٬۹۸۸

ویرایش