←شفاعت در قرآن
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
اصل شفاعت [[مورد اتفاق]] بیشتر [[مذاهب اسلامی]] است <ref>الارشاد، ص۳۰۴ - ۳۰۵. </ref> و بیشتر [[دانشمندان]] [[مسلمان]] برپایه [[ادله عقلی]] و [[نقلی]] <ref>شرح المواقف، ج۸، ص۳۰۴ - ۳۰۶؛ الاربعین، ج۲، ص۲۴۵ - ۲۴۸. </ref> معتقدند شفاعت هم عامل [[بخشایش]] [[گناهان]] است، هم موجب ازدیاد [[منافع]] و [[ثواب]]. <ref>الاقتصاد، ص۲۰۷؛ الاربعین، ج۲، ص۲۴۵. </ref> در مقابل، گروهی معتقدند شفاعت به [[بندگان]] [[نیکوکار]] اختصاص دارد و تنها باعث افزایش ثواب و بالا رفتن درجات بندگان [[مطیع]] است. <ref>اوائل المقالات، ص۴۷؛ بحارالانوار، ج۸، ص۳۱. </ref> این دیدگاه بر این پایه است که مرتکب [[گناه کبیره]]، در [[دوزخ]] ماندگار است و از آن [[رهایی]] ندارد،<ref>الملل و النحل، ج۱، ص۱۱۴؛ شرح المواقف، ج۸، ص۳۰۴؛ الالهیات، ج۴، ص۴۰۹. </ref> از اینرو مرتکبان [[گناهان کبیره]] مشمول شفاعت نمیشوند،<ref>الشفاعه، ص۴۵. </ref> در حالی که [[روایات]]، [[شفاعت]] را درباره [[گنهکاران]] [[ثابت]] میدانند، چنانکه در [[حدیث]] معروفی از [[رسول اکرم]]{{صل}} آمده است که شفاعت ایشان برای مرتکبان گناهان کبیره [[ذخیره]] شده است. <ref>مسند احمد، ج۳، ص۷۸، ۲۱۳؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص۵۷۴؛ وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۳۳۴. </ref> بنابراین تنها [[کافر]] است که در [[آتش دوزخ]] میماند و مسلمانِ [[معتقد]] به [[اصول دین]] و [[اهل نماز]] و [[معرفت]]، گرچه مستحق [[عذاب]] گردد، پس از مدتی از دوزخ [[نجات]] مییابد و به [[بهشت]] وارد میشود. <ref>الاعتقادات، ص۷۷؛ اوائل المقالات، ص۴۶. </ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی]] و [[حسن رضایی|رضایی]]، [[شفاعت (مقاله)|مقاله «شفاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | اصل شفاعت [[مورد اتفاق]] بیشتر [[مذاهب اسلامی]] است <ref>الارشاد، ص۳۰۴ - ۳۰۵. </ref> و بیشتر [[دانشمندان]] [[مسلمان]] برپایه [[ادله عقلی]] و [[نقلی]] <ref>شرح المواقف، ج۸، ص۳۰۴ - ۳۰۶؛ الاربعین، ج۲، ص۲۴۵ - ۲۴۸. </ref> معتقدند شفاعت هم عامل [[بخشایش]] [[گناهان]] است، هم موجب ازدیاد [[منافع]] و [[ثواب]]. <ref>الاقتصاد، ص۲۰۷؛ الاربعین، ج۲، ص۲۴۵. </ref> در مقابل، گروهی معتقدند شفاعت به [[بندگان]] [[نیکوکار]] اختصاص دارد و تنها باعث افزایش ثواب و بالا رفتن درجات بندگان [[مطیع]] است. <ref>اوائل المقالات، ص۴۷؛ بحارالانوار، ج۸، ص۳۱. </ref> این دیدگاه بر این پایه است که مرتکب [[گناه کبیره]]، در [[دوزخ]] ماندگار است و از آن [[رهایی]] ندارد،<ref>الملل و النحل، ج۱، ص۱۱۴؛ شرح المواقف، ج۸، ص۳۰۴؛ الالهیات، ج۴، ص۴۰۹. </ref> از اینرو مرتکبان [[گناهان کبیره]] مشمول شفاعت نمیشوند،<ref>الشفاعه، ص۴۵. </ref> در حالی که [[روایات]]، [[شفاعت]] را درباره [[گنهکاران]] [[ثابت]] میدانند، چنانکه در [[حدیث]] معروفی از [[رسول اکرم]]{{صل}} آمده است که شفاعت ایشان برای مرتکبان گناهان کبیره [[ذخیره]] شده است. <ref>مسند احمد، ج۳، ص۷۸، ۲۱۳؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص۵۷۴؛ وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۳۳۴. </ref> بنابراین تنها [[کافر]] است که در [[آتش دوزخ]] میماند و مسلمانِ [[معتقد]] به [[اصول دین]] و [[اهل نماز]] و [[معرفت]]، گرچه مستحق [[عذاب]] گردد، پس از مدتی از دوزخ [[نجات]] مییابد و به [[بهشت]] وارد میشود. <ref>الاعتقادات، ص۷۷؛ اوائل المقالات، ص۴۶. </ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی]] و [[حسن رضایی|رضایی]]، [[شفاعت (مقاله)|مقاله «شفاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | ||
==[[شفاعت در قرآن]]== | ==[[شفاعت]] در [[قرآن]]== | ||
واژه شفاعت و مشتقات آن در [[آیات]] بسیاری به کار رفتهاند که از آنها، و نیز برخی آیات مرتبط دیگر، مباحث گوناگونی درباره شفاعت استفاده میشود؛ مانند اختصاص شفاعت به [[خدا]] و [[اثبات]] مشروط آن برای غیر او {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}}<ref>«و با آن (قرآن) کسانی را که از گرد آورده شدن نزد پروردگارشان میهراسند در حالی که جز او، هیچ سرور و میانجی ندارند، بیم بده باشد که پرهیزگاری ورزند» سوره انعام، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ وَإِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لَا يُؤْخَذْ مِنْهَا أُولَئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِمَا كَسَبُوا لَهُمْ شَرَابٌ مِنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُونَ}}<ref>«و آنان را که دین خویش به بازیچه و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنان را فریفت رها کن و به آن (قرآن) پند ده، مبادا کسی برای آنچه کرده است نومید و نابود گردد، در حالی که او را در برابر خداوند میانجی و یاوری نباشد و هر جایگزینی (به سربها) دهد از او پذیرفته نشود؛ اینان کسانی هستند که برای کارهایی که کردهاند نومید و نابود گردیدهاند؛ آنان را برای کفری که ورزیدهاند، نوشابهای از آب جوشان و عذابی دردناک خواهد بود» سوره انعام، آیه ۷۰.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُكْرَمُونَ}}<ref>«و گفتند خداوند بخشنده (از فرشتگان) فرزندی گزیده است؛ پاکا که اوست؛ بلکه (فرشتهها تنها) بندگانی ارجمندند؛» سوره انبیاء، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ}}<ref>«در گفتار بر او پیشی نمیجویند و آنان به فرمان وی کار میکنند» سوره انبیاء، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ}}<ref>«آینده و گذشته آنان را میداند و (آنان) جز برای کسی که (خداوند) از او خرسند باشد میانجیگری نمیکنند و خود از بیم او هراسانند» سوره انبیاء، آیه ۲۸.</ref>، اقسام [[شفاعت]] و شفاعت کنندگان و ویژگی آنان {{متن قرآن|وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى}}<ref>«و زودا که پروردگارت به تو (اختیار میانجیگری) ببخشد و تو خرسند گردی» سوره ضحی، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ}}<ref>«خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست که او را چرت و خواب فرا نمیگیرد، همه آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست، کیست که جز به اذن وی نزد او شفاعت آورد؛ به آشکار و پنهان آنان داناست و آنان بر چیزی از دانش وی جز آنچه او بخواهد چیرگی ندارند؛ اریکه او گستره آسمانها و زمین است و نگاهداشت آنها بر وی دشوار نیست و او فرازمند سترگ است» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref>، شرایط و موانع [[شفاعت]] {{متن قرآن|فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ}}<ref>«پس دیگر میانجیگری میانجیها برای آنها سودی ندارد» سوره مدثر، آیه ۴۸.</ref> و پاسخ برخی [[شبهات]] شفاعت. | واژه شفاعت و مشتقات آن در [[آیات]] بسیاری به کار رفتهاند که از آنها، و نیز برخی آیات مرتبط دیگر، مباحث گوناگونی درباره شفاعت استفاده میشود؛ مانند اختصاص شفاعت به [[خدا]] و [[اثبات]] مشروط آن برای غیر او {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}}<ref>«و با آن (قرآن) کسانی را که از گرد آورده شدن نزد پروردگارشان میهراسند در حالی که جز او، هیچ سرور و میانجی ندارند، بیم بده باشد که پرهیزگاری ورزند» سوره انعام، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ وَإِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لَا يُؤْخَذْ مِنْهَا أُولَئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِمَا كَسَبُوا لَهُمْ شَرَابٌ مِنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُونَ}}<ref>«و آنان را که دین خویش به بازیچه و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنان را فریفت رها کن و به آن (قرآن) پند ده، مبادا کسی برای آنچه کرده است نومید و نابود گردد، در حالی که او را در برابر خداوند میانجی و یاوری نباشد و هر جایگزینی (به سربها) دهد از او پذیرفته نشود؛ اینان کسانی هستند که برای کارهایی که کردهاند نومید و نابود گردیدهاند؛ آنان را برای کفری که ورزیدهاند، نوشابهای از آب جوشان و عذابی دردناک خواهد بود» سوره انعام، آیه ۷۰.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُكْرَمُونَ}}<ref>«و گفتند خداوند بخشنده (از فرشتگان) فرزندی گزیده است؛ پاکا که اوست؛ بلکه (فرشتهها تنها) بندگانی ارجمندند؛» سوره انبیاء، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ}}<ref>«در گفتار بر او پیشی نمیجویند و آنان به فرمان وی کار میکنند» سوره انبیاء، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ}}<ref>«آینده و گذشته آنان را میداند و (آنان) جز برای کسی که (خداوند) از او خرسند باشد میانجیگری نمیکنند و خود از بیم او هراسانند» سوره انبیاء، آیه ۲۸.</ref>، اقسام [[شفاعت]] و شفاعت کنندگان و ویژگی آنان {{متن قرآن|وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى}}<ref>«و زودا که پروردگارت به تو (اختیار میانجیگری) ببخشد و تو خرسند گردی» سوره ضحی، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ}}<ref>«خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست که او را چرت و خواب فرا نمیگیرد، همه آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست، کیست که جز به اذن وی نزد او شفاعت آورد؛ به آشکار و پنهان آنان داناست و آنان بر چیزی از دانش وی جز آنچه او بخواهد چیرگی ندارند؛ اریکه او گستره آسمانها و زمین است و نگاهداشت آنها بر وی دشوار نیست و او فرازمند سترگ است» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref>، شرایط و موانع [[شفاعت]] {{متن قرآن|فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ}}<ref>«پس دیگر میانجیگری میانجیها برای آنها سودی ندارد» سوره مدثر، آیه ۴۸.</ref> و پاسخ برخی [[شبهات]] شفاعت. | ||
در آیهای نیز دوبار شفاعت با اوصاف «[[حسنه]]» و «[[سیئه]]» به کار رفته که خارج از موضوع مقاله (وساطت نزد [[خدا]]) است؛ زیرا به وساطت میان [[انسانها]] اشاره دارد و براساس آن، [[شفیع]] سهمی از نتایج و پیامدهای وساطت خود را خواهد داشت {{متن قرآن|مَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْهَا وَمَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتًا}}<ref>«هر کس میانجیگری نیکویی کند بهرهای از آن میبرد و آنکه میانجیگری بدی نماید، سهمی از (بدی) آن از آن اوست؛ و خداوند بر هر چیز تواناست» سوره نساء، آیه ۸۵.</ref>.<ref>المیزان، ج ۵، ص۲۹. </ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی]] و [[حسن رضایی|رضایی]]، [[شفاعت (مقاله)|مقاله «شفاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | در آیهای نیز دوبار شفاعت با اوصاف «[[حسنه]]» و «[[سیئه]]» به کار رفته که خارج از موضوع مقاله (وساطت نزد [[خدا]]) است؛ زیرا به وساطت میان [[انسانها]] اشاره دارد و براساس آن، [[شفیع]] سهمی از نتایج و پیامدهای وساطت خود را خواهد داشت {{متن قرآن|مَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْهَا وَمَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتًا}}<ref>«هر کس میانجیگری نیکویی کند بهرهای از آن میبرد و آنکه میانجیگری بدی نماید، سهمی از (بدی) آن از آن اوست؛ و خداوند بر هر چیز تواناست» سوره نساء، آیه ۸۵.</ref>.<ref>المیزان، ج ۵، ص۲۹. </ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی]] و [[حسن رضایی|رضایی]]، [[شفاعت (مقاله)|مقاله «شفاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | ||
==پیشینه [[اعتقاد]] به شفاعت== | ==پیشینه [[اعتقاد]] به شفاعت== | ||
[[پیروان ادیان آسمانی]] از دیرباز به این آموزه [[دینی]] اعتقاد [[راسخ]] داشتند. در [[کتاب مقدس]]، به موارد فراوانی اشاره شده که نشان دهنده پیشینه این اعتقاد است. از [[عهد قدیم]] و جدید برمیآید که اصل شفاعت [[انبیا]] و [[اوصیا]] و [[خواص]] از [[مؤمنان]]، نزد [[یهودیان]] و [[مسیحیان]]، [[ثابت]] بوده و در [[عهد]] [[ابراهیم]]{{ع}}ریشه داشته است. | [[پیروان ادیان آسمانی]] از دیرباز به این آموزه [[دینی]] اعتقاد [[راسخ]] داشتند. در [[کتاب مقدس]]، به موارد فراوانی اشاره شده که نشان دهنده پیشینه این اعتقاد است. از [[عهد قدیم]] و جدید برمیآید که اصل شفاعت [[انبیا]] و [[اوصیا]] و [[خواص]] از [[مؤمنان]]، نزد [[یهودیان]] و [[مسیحیان]]، [[ثابت]] بوده و در [[عهد]] [[ابراهیم]]{{ع}}ریشه داشته است. | ||