|
|
| خط ۴۸: |
خط ۴۸: |
| ## [[آرزوی دراز]]: [[علم]] و حکمت در [[جهان]] [[حقیقت]] به دست میآید، در حالی که انسان آرزوپرور در عالم [[خیال]] سرگرم است<ref>ر.ک: تهرانی، مجتبی، اخلاق الهی، ج۱،ص۲۹۷-۳۰۱.</ref>. | | ## [[آرزوی دراز]]: [[علم]] و حکمت در [[جهان]] [[حقیقت]] به دست میآید، در حالی که انسان آرزوپرور در عالم [[خیال]] سرگرم است<ref>ر.ک: تهرانی، مجتبی، اخلاق الهی، ج۱،ص۲۹۷-۳۰۱.</ref>. |
| #'''موانع [[رفتاری]]''': برخی [[گناهان]] موجب [[مرگ]] قلب میشوند و به طور کلی باب حکمت را به روی انسان میبندند. برخی از عناوین عام مثل [[اسراف]]، [[ظلم]]، [[فسق]]، [[تعدی]] بر [[گناه]] و [[تجاوز]] از [[حدود الهی]]، در [[قرآن کریم]] از موانع [[هدایت]] پذیری به شمار آمدهاند. چراکه تجاوز از حدود الاهی سبب بسته شدن [[دل]] به روی حقایق و [[معارف]] است: {{متن قرآن|كَذَلِكَ نَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ}}<ref>«بدینگونه بر دل تجاوزگران مهر مینهیم» سوره یونس، آیه 74.</ref>. برخی رفتارهای خاص نیز در [[روایات]] به عنوان مانع حکمت شمرده شدهاند که از آن جمله میتوان اشتغال به کارهای [[بیهوده]]، شرابخواری، [[پرخوری]] و مجالست با [[ثروتمندان]] را نام برد. [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: «هرکس [[لهو]] و بیهودگیاش زیاد شود، احمق میشود»<ref>{{متن حدیث|مَنْ کَثُرَ لَهْوُهُ اُسْتُحْمِقَ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۴۳۰.</ref> [[رسولخدا]]{{صل}} درباره پرخوری میفرماید: «پرخوری نکنید که [[نور]] حکمت در سینههاتان خاموش میشود»<ref>{{متن حدیث|لا تشبعوا فیطفأ نور الحکمة من صدورکم}}؛ متقی هندی، کنزالعمال ج۱۵، ص۸۷۵.</ref> و درباره [[همنشینی]] با ثروتمندان نیز فرمودهاند: «همنشینی با ثروتمندان [[قلب]] را میمیراند»<ref>{{متن حدیث|الجلوس مع الاغنیا یمیت القلب}}؛ سید عبدالله جزائری، التفحة السنیة، ص۳۳۱.</ref>.<ref>ر.ک: تهرانی، مجتبی، اخلاق الهی، ج۱،ص۳۰۱-۳۰۵.</ref> | | #'''موانع [[رفتاری]]''': برخی [[گناهان]] موجب [[مرگ]] قلب میشوند و به طور کلی باب حکمت را به روی انسان میبندند. برخی از عناوین عام مثل [[اسراف]]، [[ظلم]]، [[فسق]]، [[تعدی]] بر [[گناه]] و [[تجاوز]] از [[حدود الهی]]، در [[قرآن کریم]] از موانع [[هدایت]] پذیری به شمار آمدهاند. چراکه تجاوز از حدود الاهی سبب بسته شدن [[دل]] به روی حقایق و [[معارف]] است: {{متن قرآن|كَذَلِكَ نَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ}}<ref>«بدینگونه بر دل تجاوزگران مهر مینهیم» سوره یونس، آیه 74.</ref>. برخی رفتارهای خاص نیز در [[روایات]] به عنوان مانع حکمت شمرده شدهاند که از آن جمله میتوان اشتغال به کارهای [[بیهوده]]، شرابخواری، [[پرخوری]] و مجالست با [[ثروتمندان]] را نام برد. [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: «هرکس [[لهو]] و بیهودگیاش زیاد شود، احمق میشود»<ref>{{متن حدیث|مَنْ کَثُرَ لَهْوُهُ اُسْتُحْمِقَ}}؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۴۳۰.</ref> [[رسولخدا]]{{صل}} درباره پرخوری میفرماید: «پرخوری نکنید که [[نور]] حکمت در سینههاتان خاموش میشود»<ref>{{متن حدیث|لا تشبعوا فیطفأ نور الحکمة من صدورکم}}؛ متقی هندی، کنزالعمال ج۱۵، ص۸۷۵.</ref> و درباره [[همنشینی]] با ثروتمندان نیز فرمودهاند: «همنشینی با ثروتمندان [[قلب]] را میمیراند»<ref>{{متن حدیث|الجلوس مع الاغنیا یمیت القلب}}؛ سید عبدالله جزائری، التفحة السنیة، ص۳۳۱.</ref>.<ref>ر.ک: تهرانی، مجتبی، اخلاق الهی، ج۱،ص۳۰۱-۳۰۵.</ref> |
|
| |
| ==حکمت در فرهنگ قرآن==
| |
| کلمه حکمت، ۲۰ بار، در ۱۲ [[سوره]] [[قرآن]] ذکر شده که ۱۸ بار آن، معّرف به الف و [[لام]]: {{متن قرآن|الْحِكْمَةَ}}، و ۲ بار آن، بدون الف و لام: {{متن قرآن|حِكْمَةٌ}} میباشد که ما در اینجا ۱۲ [[آیه]] آن را از ۱۲ سوره [[قرآن کریم]] [[انتخاب]] نمودهایم. روش انتخاب ما به این نحو است که از سه سوره: بقره، آلعمران و [[نساء]] که در هر یک آنها کلمه {{متن قرآن|حِكْمَةٌ}} در بیش از یک آیه ذکر شده، تنها اولین آیه را انتخاب کرده، و در ۹ سوره دیگر که در آنها کلمه {{متن قرآن|الْحِكْمَةَ}} منحصراً یکبار و در یک آیه آنها ذکر شده، همان یک آیه را از آن سوره انتخاب مینماییم، و بعد به ترتیب [[مصحف]]، ابتدا آن [[آیات]] را تنظیم، و پس از آن، بنا بر روش معمول خود در این تحقیق، به بررسی لغوی کلمه حکمت از کتب لغت میپردازیم، و سپس با استفاده از کتب [[تفسیر]] [[علمای شیعه]] و [[اهل تسنّن]]، از [[زمان]] مرحوم [[طوسی]] تا زمان حاضر، به تحقیق [[تفسیری]] آن پرداخته، و بعد از آن، با استفاده از کتب تفسیر [[روایی]] [[شیعه]] و [[سنی]] از دیدگاه [[روایات]]، آیات منتخب را مورد تحقیق قرار میدهیم، و سرانجام هم با اتکا بر [[نصرت]] و [[الطاف]] بیکران [[خدای سبحان]]، و با استفاده از [[آیات قرآن]]، به [[تدبّر]] در آنها میپردازیم.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۳۰.</ref>
| |
|
| |
| ===در معنای حکمت===
| |
| راغب در مفردات فرموده: حکمت، دریافت [[حق]] است به وسیله [[عقل]] و [[علم]]، و حکمت از جانب [[خدای تعالی]]، [[معرفت]] اشیا و ایجاد آنها در حدّ نهایی اقتضای آنهاست، و حکمت از جانب [[انسان]]، [[شناخت]] موجودات، و انجام کارهای خیر است، و این همان چیزی است که [[لقمان]] در قول [[خدای عزّ و جلّ]]، به آن توصیف شده است که: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ}}<ref>«و به راستی ما به لقمان فرزانگی دادهایم» سوره لقمان، آیه ۱۲.</ref>. پس وقتی درباره خدای تعالی گفته شد: {{متن قرآن|هُوَ الْحَكِيمُ}}<ref>«و اوست که بر بندگان خویش چیره است و او فرزانه آگاه است» سوره انعام، آیه ۱۸.</ref>، این معنا، غیر از معنایی است که غیر او تعالی به آن توصیف میشود، و بر این وجه است. قوله تعالی: {{متن قرآن|أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ}}<ref>«آیا خداوند داورترین داوران نیست؟» سوره تین، آیه ۸.</ref>، و چون [[قرآن]] به آن [[وصف]] شود، آن در بردارنده حکمت است، نحو قوله تعالی: {{متن قرآن|الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ}}<ref>«الف، لام، را؛ این آیات کتاب حکیم است» سوره یونس، آیه ۱.</ref>. معنای [[حکیم]] را محکم گفتهاند، نحو قوله: {{متن قرآن|أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ}}<ref>«(این) کتابی است که آیاتش استواری یافته» سوره هود، آیه ۱.</ref>، و هر دو صحیح است که البته آن، محکم است و مفید برای [[حکم]]. پس در آن، دو معنا جمع است، و [[حُکم]] اعم از حکمت است؛ پس هر حکمتی حُکم است؛ اما هر حُکمی حکمت نیست، و البته، حکم، داورینمودن چیزی است بر چیزی. میگویند آن اینطور هست یا اینطور نیست. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث| إِنَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحِكْمَةً}}: یعنی قضیه صادقه است، و قال تعالی: {{متن قرآن|وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا}}<ref>«و ما به او در کودکی (نیروی) داوری دادیم» سوره مریم، آیه ۱۲.</ref>، و قال{{صل}}: {{متن حدیث|الصَّمْتُ حُكْمٌ وَ قَلِيلٌ فَاعِلُهُ}}؛ یعنی حکمت، {{متن قرآن|رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ}}، و قال تعالی: {{متن قرآن|وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ}}<ref>«و از آیات خداوند و حکمت آنچه را که در خانههای شما خوانده میشود یاد کنید، بیگمان خداوند نازکبین آگاهی است» سوره احزاب، آیه ۳۴.</ref>. گفته شده: [[تفسیر قرآن]] از آن قصد شده، و آن، چیزی است که [[قرآن]] از آن [[آگاهی]] میدهد، و قوله: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ}}<ref>«بیگمان خداوند به آنچه اراده فرماید حکم خواهد کرد» سوره مائده، آیه ۱.</ref>؛ یعنی آنچه را [[خدای تعالی]] [[اراده]] میکند، آن را حکمت قرار میدهد، و آن، [[ترغیب]] و [[تشویق]] [[بندگان]] است به این که به قضای او [[راضی]] باشند. [[ابنعباس]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ}}<ref>«و از آیات خداوند و حکمت آنچه را که در خانههای شما خوانده میشود یاد کنید» سوره احزاب، آیه ۳۴.</ref>، فرمود: آن، [[علم قرآن]] است از [[ناسخ و منسوخ]]، و [[محکم و متشابه]]. ابنزید گفته است: آن، [[علم]] [[آیات]] و [[حکم]] آن است، و [[سدی]] گفته است: آن، [[نبوّت]] است، و گفتهاند: آن، [[فهم]] حقایق قرآن است، و آن، اشاره به بعضی از آن است که خاصّ [[اولی العزم]] از [[رسل]] و بالتّبع دیگر از [[انبیا]] میباشد، و قوله تعالی: {{متن قرآن|يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا}}<ref>«پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند... برای یهودیان داوری میکردند» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>، پس بعضالحکمة یا بعضالحکم مختصّ [[پیامبران]] است، و قوله تعالی: {{متن قرآن|آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ}}، پس محکم، آن چیزهایی است که در آن، شبههای عارض نشود، نه از حیث لفظ، و نه از حیث معنا، و [[متشابه]] بر چند نوع است که در جای خود، انشاءاللّه، خواهد آمد. در [[حدیث]] است که: {{متن حدیث|إِنَّ الْجَنَّةَ لِلْمُحْكَمِينَ}}. گفته شده: آنان گروهی از نیکوکارانند که در [[انتخاب]] اینکه [[مسلمان]] باشند و کشته شوند و یا اینکه [[کافر]] باشند و زنده بمانند، پس کشتهشدن را برگزیدند، و گفته شده: از اختصاصیافتهگان به حکمتاند<ref>مفردات، ص۱۲۶–۱۲۷.</ref>.
| |
|
| |
| فخرالدین در مجمعالبحرین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا}}<ref>«و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان دادهاند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref>، فرموده: [[خدای تعالی]]، حکمت را اعطا میفرماید؛ یعنی آن [[علمی]] را که [[توفیق]] عمل در آن باشد، و گفتهاند: {{متن قرآن|الْحِكْمَةَ}}؛ یعنی [[قرآن]] و [[فقه]]، و حکمت، آن علمی است که از [[انسان]] [[فعل قبیح]] و [[زشت]] را برطرف میکند، و آن، از حکمةاللجام گرفته شده، و آن، چیزی است که با بستن به گردن حیوان، مانع از [[خروج]] او میگردند، و حکمت، [[فهم]] معانی است، و حکمت نامیده شده؛ چون مانع از [[جهل]] است، و در [[حدیث]] آمده است که فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ}} را فرمود: آن، [[طاعت]] خدای تعالی و معرفتداشتن به [[امام]]{{ع}} است، و قوله تعالی: {{متن قرآن|بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ}}، را گفتهاند: {{متن قرآن|بِالْحِكْمَةِ}}؛ یعنی بالنبوّة، و قوله: {{متن قرآن|وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ}}؛ یعنی بالقرآن، و قوله: {{متن قرآن|وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل میآموزد» سوره آل عمران، آیه ۴۸.</ref> را گفتهاند؛ یعنی الفقه و المعرفة، و قوله: {{متن قرآن|فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا}}<ref>«داوری از خویشان مرد و داوری از خویشان زن برانگیزید» سوره نساء، آیه ۳۵.</ref>، [[حَکَم]] بِفُتحِین؛ یعنی [[حاکم]] و قضاوتکننده چیزی، پس در این مورد، مرد یک نفر را [[انتخاب]] میکند و [[زن]] نیز یک نفر را. پس آن دو حَکَم. بر مسأله افتراق آن دو یا [[اصلاح]] بین آنان، به توافق میرسند. قوله: {{متن قرآن|وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ}}<ref>«سوگند به قرآن حکیم» سوره یس، آیه ۲.</ref>؛ یعنی محکم. از [[ابوعبیده]] [[نقل]] کردهاند که قوله: {{متن قرآن|أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ}}؛ یعنی احکمت بالامر و النهی. پس از آن، {{عربی|فصّلت بالوعد و الوعید}}، یا احکمت عبارت آن؛ به این است که از احتمال و [[اشتباه]] محفوظ است. قوله: {{متن قرآن|رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا}}<ref>«پروردگارا! به من حکمتی ارزانی دار و مرا به شایستگان بپیوند» سوره شعراء، آیه ۸۳.</ref> را گفتهاند: مراد از آن، [[حکم]] و [[داوری]] به [[حق]] بین [[مردم]] است که آن از [[افضل]] و اکمل [[اعمال]] است. قوله: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ}}<ref>«و به راستی ما به لقمان فرزانگی دادهایم» سوره لقمان، آیه ۱۲.</ref> را [[امام]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْفَهْمَ وَالْعَقْلَ}}، و فلانی صاحب حکمت است، وقتی که او برای امور، مورد [[یقین]] و [[اعتماد]] باشد، و حکمت، [[علم شریعت]] است، و در [[حدیث]] است که [[اولیاء]] [[اللّه]] سخن میگویند و سخن آنان، حکمت است، و مراد از آن، [[صلاح]] امور [[آخرت]] است، و مراد [[دنیا]] نیست، و آن، بهتر از [[معارف]] و [[علوم]] است<ref>مجمع البحرین، ص۴۶۸.</ref>.
| |
|
| |
| در مقدمه مرآة الانوار و مشکوة الاسرار، در معنای حکمت فرموده: حکمت، در اصل چیزی است که بدان از [[جهل]] و [[قبح]] ممانعت بشود، و به همین جهت آن را به [[عدل]] و [[علم]]، [[تفسیر]] نمودهاند، و بعضی به [[معرفت]] افضل اشیا به وسیله [[افضل علوم]]، و اما بر حسب [[روایات]]، به معنای [[ولایت]]، [[طاعت]] [[خدای تعالی]]، [[معرفت امام]] و [[تفقّه]] در [[دین]] آمده است. در تفسیر [[فرات]] بن [[ابراهیم]]، از [[ابنعباس]] [[نقل]] است که فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ}}، فرمود: {{متن قرآن|الْكِتَابُ}}، [[قرآن]] است، و {{متن قرآن|الْحِكْمَةَ}}، [[ولایت علی]]{{ع}} است. در [[روایت]] [[علی]] بن نظر، و در [[تفسیر قمی]]، از [[امام صادق]]{{ع}} فی قوله: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ}}، روایت است که آن [[حضرت]] فرمود: معرفت امام زمانش به او اعطا شده، و [[صدوق]] و غیر او از امام{{ع}} فی قوله: {{متن قرآن|وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا}}<ref>«و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان دادهاند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref>، روایت نمودهاند که آن بزرگوار فرمود: آن، طاعت خدای تعالی و [[معرفت به امام]]{{ع}} است، و در روایت دیگری، از آن بزرگوار است که فرمود: آن، معرفت و تفقّه در دین است. پس از آن فرمود: {{متن حدیث|فَمَنْ فَقُهَ مِنْكُمْ فَهُوَ حَكِيمٌ}}؛ یعنی آن کس از شما که [[فقیه]] شود، پس او [[حکیم]] است. و از [[امام کاظم]]{{ع}} [[نقل]] است که فرمود: {{متن حدیث|نَحْنُ حُكَمَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ}}؛ یعنی ما حکیمان [[خدای تعالی]] در [[زمین]] او هستیم، و در [[حدیثی]]. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|أَنَا مَدِينَةُ الْحِكْمَةِ}}، و در روایتی است: {{متن حدیث| أَنَا دَارُ الْحِكْمَةِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا}}<ref>مقدمه برهان، ص۸۹.</ref>.
| |
| در [[فرهنگ]] لغات فرموده: {{عربی|حَکَمَ ُ حُکماً و حُکُومَةً}}؛ یعنی [[فرمان]] داد، [[فرمانروایی]] کرد و [[داوری]] نمود، و {{عربی|حَکَمَُحَکماً}}؛ یعنی بازگشت، و {{عربی|حَکُمَ ُ حِکمَةً}}؛ یعنی حکیم و دانشمند شد، و {{عربی|حَکَّمَهُ}}: یعنی او را [[فرمانروا]] کرد، امر را به او واگذار کرد که فیصله دهد، و [[حُکم]] یعنی فرمان، [[دانش]]، و جمع آن، [[احکام]] است، و {{عربی|حِکمَة}}؛ یعنی [[عدل]]، [[علم]]، [[بردباری]]، [[نبوّت]] و دریافتن [[حقیقت]] هر چیزی، جمع آن، {{عربی|حِکَم}} است، و {{عربی|حَکیم}}؛ یعنی دانشمند، [[خداوند]] حکمت، صاحب [[حکم]] و استوارکار، و جمع آن، {{عربی|حُکَماء}} است، و [[حاکم]]: یعنی [[فرمانده]] و داور، و جمع آن، [[حُکّام]] است، و {{عربی|مُحاکَمَة}}؛ یعنی برای مرافعه نزد حاکم رفتن، و بر هم اقامه دعوی کردن، و {{عربی|اِحکام}}: محکم و [[استوار]] نمودن کاری یا چیزی، و {{عربی|حُکم}} یعنی داوری، فرمان. {{عربی|حُکم}} مصدر است و جمع آن، اَحکام است، و {{عربی|مَحکَمَة}}: مجلس یا جای داوریکردن، و جمع آن، {{عربی|مَحاکِم}} است، و {{عربی|تَحکیم}}؛ یعنی حاکمگردانیدن کسی در کار یا قضیه یا [[مال]] خویش، و {{عربی|مُحکَم}}؛ یعنی استوار، و {{عربی|مُحکَمات}}؛ سُوَر و [[آیات]] غیر منسوخه و باقی و استوار [[قرآن]] یا آیات واضح که مقابل [[متشابهات]] هستند، و {{عربی|حَکَمَة}}؛ مقدم چهره، [[قدر]] و [[منزلت]]، و {{عربی|حَکَم}}؛ یعنی [[اجرا]] کننده حکم، حاکم [[فاضل]] و کسی که طرفین او را به داوری قبول کنند، و {{عربی|مُحَکَّم}}، مفعول است؛ یعنی شخصی که به او [[اختیار]] دهند بین [[قتل]] بر [[کفر]] یا قتل و [[اسلام]]، یکی را قبول کند، و {{عربی|مُحَکَّم}}: یعنی [[پرهیزگاری]] که از خود [[انصاف]] گیرد، و {{عربی|مُحَکَّمَة}}، [[خوارج]] هستند، و {{عربی|تَحَکُّم}}: یعنی فرمانبردن و حکمکردن<ref>ملخص المنجد و منتهی الأرب، ص۱۴۰–۱۴۱.</ref>.
| |
|
| |
| و در [[فرهنگ]] عمید گفته: [[حکم]] (به ضمّ حاء و [[سکون]] کاف)؛ یعنی [[قضا]]، [[فرمان]]، [[أمر]]، جمع آن، [[احکام]]، و حکم (به [[فتح]] حاء و کاف)؛ یعنی داور، کسی که برای [[قطع]] و فصل مرافعه دو یا چند نفر [[انتخاب]] شود، و حکم (به کسر حاء و فتح کاف)، جمع حکمت، و [[حکما]](به ضمّ حاء و فتح کاف)، جمع [[حکیم]] است، و حکمت (به کسر حاء)؛ یعنی [[عادل]]، [[علم]]، [[دانش]]، [[بردباری]]، [[فلسفه]]، کلامِ موافقِ [[حق]]، [[راستی و درستی]] امری، جمع آن، حِکَم، و [[حکومت]] (به ضمّ حاء و کاف و فتح میم)؛ یعنی حکمدادن، [[فرمانروایی]]، [[داوری]]، و حکیم (به فتح حاء و کسر کاف)؛ یعنی [[دانا]]، [[دانشمندان]] صاحب حکمت، و جمع آن، حکما است<ref>فرهنگ عمید، ص۵۰۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۳۱.</ref>
| |
|
| |
|
| == پرسشهای وابسته == | | == پرسشهای وابسته == |