سرگذشت زندگی امام حسین: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
#در روز هفتم ولادت حسین را [[ختنه]] کردند. | #در روز هفتم ولادت حسین را [[ختنه]] کردند. | ||
# [[عمر]] [[رسول خدا]]{{صل}} برای [[حفظ]] [[فرزندان]]، آنان را با این کلمات بیمه میفرمود و این [[دعا]] را میخواند: {{متن حدیث|أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّةِ مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ وَ هَامَّةٍ وَ مِنْ كُلِّ عَيْنٍ لَامَّةٍ}} و حسین را این چنین [[تعویذ]] فرمود.<ref>[[هادی نگارش|نگارش، هادی]]، [[زندگی و شخصیت امام حسین (مقاله)|مقاله «زندگی و شخصیت امام حسین»]] [[فرهنگ عاشورایی ج۱ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱]] ص ۸۶.</ref> | # [[عمر]] [[رسول خدا]]{{صل}} برای [[حفظ]] [[فرزندان]]، آنان را با این کلمات بیمه میفرمود و این [[دعا]] را میخواند: {{متن حدیث|أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّةِ مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ وَ هَامَّةٍ وَ مِنْ كُلِّ عَيْنٍ لَامَّةٍ}} و حسین را این چنین [[تعویذ]] فرمود.<ref>[[هادی نگارش|نگارش، هادی]]، [[زندگی و شخصیت امام حسین (مقاله)|مقاله «زندگی و شخصیت امام حسین»]] [[فرهنگ عاشورایی ج۱ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱]] ص ۸۶.</ref> | ||
==زندگینامه اجمالی== | |||
وی [[حضرت ابی عبدالله الحسین]] فرزند [[علی بن ابی طالب]]{{عم}} سومین پیشوای [[اهل بیت]]، دومین نواده [[نبی اکرم]]{{صل}}، [[سرور جوانان اهل بهشت]] و گل خوشبوی [[رسول خدا]]، پنجمین درّ گرانمایه [[اهل کساء]] و [[سالار شهیدان]] و [[مادر]] مکرمهاش [[فاطمه زهرا]]{{عم}} دخت [[پیامبر خدا]] [[حضرت]] [[محمد بن عبد الله]]{{صل}} است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۶۵.</ref> | |||
==[[تاریخ]] ولادت== | |||
بیشتر [[تاریخنگاران]] بر این تأکید دارند که وجود [[مقدس]] [[امام حسین]]{{ع}} سوم [[شعبان]] [[سال چهارم هجری]] در [[مدینه]] دیده به [[جهان]] گشود<ref>تاریخ ابن عساکر، ج۱۴، ص۳۱۳؛ مقاتل الطالبین، ص۷۸؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۹؛ اسد الغابه، ج۲، ص۱۸؛ ارشاد، ج۲، ص۱۸.</ref> و برخی از آنان، ولادت باشکوه آن حضرت را [[سال سوم هجری]] دانستهاند<ref>اصول کافی، ج۱، ص۴۳۶؛ استیعاب چاپ شده در حاشیه الاصابة، ج۱، ص۳۷۷.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۶۵.</ref> | |||
==رؤیای امّ ایمن== | |||
رسول خدا{{صل}} رؤیای جناب [[امّ ایمن]] را -که در [[خواب]] دیده بود پارهای از [[بدن]] [[پیامبر]] در خانهاش افتاده و در پی آن وحشتزده شده بود- به ولادت امام حسین تعبیر فرمود که در خردسالی برای شیر دادن وارد [[خانه]] او خواهد شد. | |||
از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده که فرمود: [[همسایگان]] امّ ایمن نزد رسول خدا شرفیاب شده و به او عرضه داشتند: ای رسول خدا! امّ ایمن شب گذشته از شدت [[گریه]] نخوابید و تا صبح همواره میگریست، [[رسول اکرم]]{{صل}} کسی را نزد [[ام ایمن]] فرستاد. وی [[خدمت]] پیامبر رسید، حضرت ماجرا را از او جویا شد و بدو فرمود: | |||
ام ایمن! [[خدا]] چشمت را نگریاند، همسایگانت نزد من آمده و به من اطلاع دادند که شما دیشب را تمام گریه میکردهای. خدا چشمت را نگریاند، سبب گریهات چه بوده؟ | |||
عرض کرد: ای رسول خدا! رؤیایی بس بزرگ و ترسناک دیدم، از اینرو، دیشب را پیوسته گریستم. | |||
رسول خدا{{صل}} فرمود: ماجرای خوابت را برای رسول خدا بازگو کن که خدا و رسولش از تعبیر آن آگاهترند. | |||
[[امّ ایمن]] عرضه داشت: بیان آن برایم دشوار است. [[رسول خدا]]{{صل}} به او فرمود: [[رؤیا]] همانگونه که دیده میشود، نیست. بنابراین آن را برای [[پیامبر خدا]] بازگو نما. | |||
[[امّ ایمن]] عرض کرد: دیشب در [[خواب]] دیدم گویی بخشی از اعضای [[بدن]] [[شریف]] شما در [[خانه]] من افتاده است. | |||
[[نبی اکرم]]{{صل}} بدو فرمود: امّ ایمن، نگران مباش، حسینم از [[فاطمه]] متولد میشود و [[تربیت]] و شیر دادنش را تو به عهده خواهی گرفت، بنابراین، بخشی از اعضای بدن من در خانه توست<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۴۲.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۶۶.</ref> | |||
==[[خجسته]] نوزاد== | |||
بانوی [[بانوان]] [[جهان]]، [[فاطمه زهرا]]{{عم}} [[کودک]] گرانمایه خود را به [[دنیا]] آورد و این خبر به رسول خدا{{صل}} مژده داده شد، [[حضرت]] شتابان به [[خانه علی]] و زهرا{{عم}} آمد و به [[اسماء بنت عمیس]] فرمود: [[اسماء]] فرزندم را بیاور. | |||
اسماء نوزاد را که در پارچه سفیدی پیچیده شده بود نزد رسول خدا{{صل}} برد، حضرت شادمان گشت و او را به سینه چسباند و در گوش راستش [[اذان]] و در گوش چپ وی اقامه گفت و سپس او را در آغوش گرفت و گریست. اسماء عرضه داشت: [[پدر]] و مادرم فدایت، چرا [[گریه]] میکنید؟ رسول خدا{{صل}} فرمود: | |||
برای این [[عزیز]] فرزندم گریه میکنم. | |||
اسماء عرض کرد: ای رسول خدا! این کودک هماکنون متولد شده، گریه چرا؟ | |||
فرمود: اسماء فرزندم [[حسین]] پس از من به دست گروهی [[سرکش]] به [[شهادت]] میرسد که [[خداوند]] [[شفاعت]] من را نصیب آنان نمیگرداند<ref>اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۴۲۷.</ref>. | |||
سپس [[رسول اکرم]]{{صل}}، رو به [[علی]] کرد و فرمود: فرزندم را چه نام نهادهای؟ | |||
[[امام علی]]{{ع}} عرضه داشت: ای رسول خدا، هیچگاه قبل از شما برایش نامی [[انتخاب]] نمیکنم. | |||
در اینجا، [[فرشته وحی]] [[الهی]] که حامل نام نوزاد بود، بر رسول اکرم [[حبیب خدا]] نازل گشت و رسول خدا{{صل}} پس از دریافت [[فرمان الهی]] در نامگذاری نوزاد خجستهاش، رو به امام علی کرد و فرمود: او را حسین بنام. [[روز]] هفتم ولادت نوزاد، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} شتابان رهسپار [[خانه]] [[زهرا]] شد و برای نواده دلبندش [[حسین]] گوسفندی [[عقیقه]] کرد و [[دستور]] داد سر او را تراشیدند و به وزن موهایش نقره [[صدقه]] دادند و [[فرمان]] به [[ختنه]] کردن او صادر نمود<ref>عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۲۵؛ اعلام الوری، ج۱، ص۴۲۷.</ref>. [[رسول اکرم]]{{صل}} نظیر این [[مراسم]] را برای برادرش [[حسن]] نیز برگزار نمود.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۶۷.</ref> | |||
==توجه [[پیامبر]] به حسین{{ع}}== | |||
[[روایات]] فراوانی از [[رسول خدا]]{{صل}} درباره حسین{{ع}} وارد شده که حاکی از جایگاه برجسته وی در دنیای [[رسالت]] و [[امت]] است و در اینجا جهت [[آگاهی]] به [[مقام]] و [[منزلت]] والای او، نمونهای از آنها را یادآور میشویم: | |||
# [[سلمان]] [[روایت]] کرده که از رسول خدا{{صل}} شنید درباره حسن و حسین میفرماید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أُحِبُّهُمَا فَأَحِبَّهُمَا وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُمَا}}<ref>«خدایا! من آندو را دوست دارم تو نیز دوستدارشان باش و دوستان آنان را نیز دوست دار» ارشاد، ج۲، ص۲۸.</ref>. | |||
#آنکه [[دوستدار]] حسن و حسین باشد، من او را دوست دارم و هرکه را من دوستدارش بودم، [[خدا]] او را [[دوست]] دارد و هرکس را خدای عز و جل دوست داشته باشد او را وارد [[بهشت]] میگرداند و کسی که با حسن و حسین [[دشمنی]] کند، من با او دشمنی میکنم و هرکه را من با او دشمنی کنم، خدا او را [[دشمن]] دارد و کسی که خدا با او دشمنی کند وی را در [[آتش دوزخ]] جاودان میسازد<ref>ارشاد، ج۲، ص۲۸.</ref>. | |||
#{{متن حدیث|إِنَّ ابْنَيَّ هَذَيْنِ رَيْحَانَتَايَ مِنَ الدُّنْيَا}}<ref>«این دو فرزندم (حسن و حسین) گلهای دنیوی منند» ارشاد، ج۲، ص۲۸؛ صحیح بخاری، ج۲، ص۱۸۸؛ سنن ترمذی، ج۵، ص۶۱۵، ح۳۷۷.</ref>. | |||
#از [[ابن مسعود]] روایت شده که گفت: رسول خدا{{صل}} مشغول [[نماز]] گزاردن بود که حسن و حسین وارد شدند و هردو بر پشت پیامبر نشستند، وقتی [[حضرت]] سر از [[سجده]] برداشت آندو را با [[مهربانی]] گرفت، مجددا که به سجده رفت، آندو نیز دوباره بر پشت او سوار شدند، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با [[فراغت]] یافتن از [[نماز]]، یکی از آنان را بر زانوی راست و دیگری را بر زانوی چپ خود نشانید و سپس فرمود: آنکس که مرا [[دوست]] دارد باید [[دوستدار]] این دو باشد<ref>مستدرک حاکم، ج۳، ص۱۶۶؛ کفایة الطالب، ص۴۲۲؛ اعلام الوری، ج۱، ص۴۳۲.</ref>. | |||
#{{متن حدیث|حُسَيْنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ الْأَسْبَاطِ}}<ref>«حسین از من است و من از حسین، آنکس که حسین را دوست داشته باشد، خدا او را دوست دارد، حسین سبطی از اسباط است» بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۶۱؛ مسند احمد، ج۴، ص۱۷۲؛ صحیح ترمذی، ج۵، ص۶۵۸، ح۳۷۷۵.</ref>. | |||
#{{متن حدیث|الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ خَيْرُ أَهْلِ الْأَرْضِ بَعْدِي وَ بَعْدَ أَبِيهِمَا وَ أُمُّهُمَا أَفْضَلُ نِسَاءِ أَهْلِ الْأَرْضِ}}<ref>«حسن و حسین پس از من و پدرشان، برجستهترین ساکنان روی زمیناند و مادر گرامی آنها والاترین بانوان روی زمین به شمار میآید» بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۶۱؛ عیون الأخبار الرضا، ج۲، ص۶۲.</ref>. | |||
#{{متن حدیث|الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ}}<ref>«حسن و حسین دو سرور جوانان بهشتیاند» سنن ابن ماجه، ج۱، ص۵۶؛ ترمذی، ج۵، ص۶۱۴، ح۳۷۶۸؛ بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۶۵.</ref>. | |||
#از برّه دختر [[امیه]] [[خزاعی]] نقل شده که گفته است: هنگامی که فاطمه زهرا{{س}} به وجود [[مقدس]] [[امام حسن]] باردار بود، [[رسول خدا]]{{صل}} برای انجام کاری از [[خانه]] بیرون رفت و به [[فاطمه]] فرمود: فاطمه [[جان]]! به زودی صاحب فرزند پسری خواهی شد که [[جبرئیل]] مرا به وجود او مژده داده است، تا من نزدت نیامدهام به او شیر ندهی. دخت [[امیّه]] میگوید: سه [[روز]] پس از [[تولد]] [[حسن]] که مادرش به او شیر نداده بود، حضور آن بانو شرفیاب شدم و عرض کردم: نوزاد را به من بدهید تا او را شیر دهم. فرمود: هرگز. ولی سپس مهر مادریاش بروز کرد و خودش او را شیر داد. وقتی رسول خدا{{صل}} وارد شد، به فاطمه فرمود: چه کردی؟ عرضه داشت: مهر مادریام بروز کرد و او را شیر دادم. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: جز کاری که [[خدا]] خود بخواهد، انجامشدنی نیست. اما زمانی که آن مخدره به [[حسین]]{{ع}} باردار شد، رسول خدا{{صل}} به او فرمود: [[فاطمه]] [[جان]]! تو به زودی صاحب فرزند پسری خواهی شد که [[جبرئیل]] مرا به وجود او تهنیت گفته است، تا نزدت نیامدهام هرچند یک ماه به طول انجامد، از شیر دادن به او خودداری نما. | |||
فاطمه{{س}} عرضه داشت: فرموده شما را عمل خواهم کرد. [[رسول اکرم]]{{صل}} برای انجام کاری در [[سفر]] بود، حسین از [[مادر]] متولد شد تا رسول خدا{{صل}} نیامد فاطمه نوزادش را شیر نداد، [[حضرت]] به دخترش فرمود: چه کردهای؟ عرضه داشت: تاکنون او را شیر ندادهام. رسول خدا{{صل}} نوزاد را گرفت و زبان خود را در دهان او نهاد و حسین شروع به مکیدن نمود، تا اینکه حضرت فرمود: «إیها حسین! إیها حسین!؛ حسین جان بس است. سپس فرمود: جز کاری را که [[خداوند]] خود بخواهد انجام پذیرفتنی نیست و [[امامت]] در تو و میان فرزندانت وجود خواهد داشت<ref>اعیان الشیعه، ج۱، ص۵۷۹.</ref>. | |||
# روزی [[نبی اکرم]]{{صل}} جلوس فرموده بود، [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} وارد شدند، وقتی رسول خدا{{صل}} آندو را دید، به پا خواست و قبل از آنکه نزدش آیند، خود به سمت آنها رفت، از آنان استقبال و آنها را بر دوش خود سوار کرد و فرمود: {{متن حدیث|نِعْمَ الْمَطِيُّ مَطِيُّكُمَا، وَ نِعْمَ الرَّاكِبَانِ أَنْتُمَا، وَ أَبُوكُمَا خَيْرٌ مِنْكُمَا}}<ref>«بهترین مرکب، مرکب شما و بهترین سواران شما دو تن هستید و پدرتان از شما برتر است» بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۸۵- ۲۸۶.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۶۸.</ref> | |||
==[[کنیه]] و لقب== | |||
کنیه آن بزرگوار، [[ابو عبد الله]]{{ع}} و لقبهای وی [[رشید]]، وفیّ، طیّب، سیّد، زکیّ، [[مبارک]]، تابع لمرضاة [[الله]]، دلیل [[علی]] ذات الله و [[سبط]] است و برجستهترین [[لقب]] معروف وی [[سرور جوانان اهل بهشت]] است که رسول خدا{{صل}} وی را بدان ملقّب ساخت و درباره او و برادرش [[حسن]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|إِنَّهُمَا سَيِّدا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ}}<ref>«آندو سرور جوانان بهشتیاند»</ref>. همچنین [[لقب]] [[سبط]] نیز [[القاب]] مشهور آن بزرگوار است، که فرمود: {{متن حدیث|حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ الْأَسْبَاطِ}}<ref>«حسین سبطی از اسباط است» ذخائر العقبی، ص۱۳۰.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۷۲.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
| خط ۲۱: | خط ۶۷: | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1100812.jpg|22px]] [[هادی نگارش|نگارش، هادی]]، [[زندگی و شخصیت امام حسین (مقاله)|مقاله «زندگی و شخصیت امام حسین»]] [[فرهنگ عاشورایی ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ عاشورایی ج۱''']] | # [[پرونده:1100812.jpg|22px]] [[هادی نگارش|نگارش، هادی]]، [[زندگی و شخصیت امام حسین (مقاله)|مقاله «زندگی و شخصیت امام حسین»]] [[فرهنگ عاشورایی ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ عاشورایی ج۱''']] | ||
# [[پرونده:151919.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۵''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||