بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{علم معصوم}} {{خرد}} ==مقدمه== اصطلاح علم لدنی یا علم افاضی<ref>ر. ک. سید حسن مصط...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{علم معصوم}} | ==سرشناسه نوشته شده توسط آقای توحیدی نژاد== | ||
{{ | بر اساس منابع [[قرآنی]] و [[حدیثی]] و به [[حکم عقل]]، [[امامان]] علاوه بر صفت [[عصمت]] و [[الهام]] دارای [[علم ویژه]] [[الهی]] یا همان «[[علم لدنی]]» نیز هستند، به این معنی که [[علم]] و [[معرفت]] آنان مانند علم [[انسانها]] از راه عادی مانند [[آموزش]] و فراگیری نیست، بلکه مانند [[علم پیامبران]] از طرق غیرعادی مثل الهام و [[فرشتگان]] به دست میآید که در [[ادبیات]] [[روایات]] به "محدثون" و "مفهّمون" تعبیر میشود. یعنی از جمله راههای انتقال [[علوم]] به [[اهل بیت]]{{ع}} اعطای آن از طریق علم لدنی است. علم لدنی، [[افاضۀ بیواسطۀ دانش]]، از ناحیۀ [[خداوند]] به برخی از [[بندگان شایسته]]؛ مانند: [[پیامبران]] یا [[امامان الهی]] {{ع}} است و با [[علمی]] که انسانهای عادی میآموزند تفاوت دارد. این علم به موجب [[ادلۀ عقلی]] و [[نقلی]] که آن را [[اثبات]] میکند قابل هیچ گونه تخلفی نبوده و [[تغییر]] نمیپذیرد و به اصطلاح علم به آنچه در [[لوح محفوظ]] [[ثبت]] شده است و [[آگاهی]] از آنچه قضای حتمی خداوند به آن تعلق گرفته، است؛ لذا هیچ گونه تکلیفی به متعلق این گونه علم از آن جهت که حتمیالوقوع میباشد تعلق نمیگیرد. | ||
علم لدنی موهبتی الهی است که از راههای طبیعی به دست نمیآید و [[خدا]] به هر که بخواهد اعطا میکند، حواس و [[تفکر]] راهی به آن ندارد، ادلۀ عقلی و نقلی آن را اثبات و قابل هیچ گونه تخلفی نبوده و تغییر نمیپذیرد. این علم از طریق مهارت [[باطن]] و [[ریاضتهای شرعی]] و انجام [[فرائض]] و [[نوافل]] و در اثر [[اخلاص]] به [[انسانهای پاک]] و مستعد [[افاضه]] میشود. این علم هم شامل علم به [[ظاهر احکام]] و [[باطن شریعت]] و هم شامل [[علوم غیبی]] و حوادث گذشته و [[آینده]] که به صورت قضایای قطعیه هستند و هم شامل [[الهامات قلبی]] میشود. علم لدنی گاهی به صورت [[وحی]] و گاهی به صورت الهام و در پارهای موارد به شکل [[تحدیث]] به دست میآید. | |||
[[امام]]{{ع}} از راه [[موهبت الهی]] و نه از راه اکتساب، به همه چیز واقف و از همه چیز [[آگاه]] است و هر چیز را بخواهد، به [[اذن خدا]]، به ادنی توجیهی میداند و مراد از [[علم امام]]، [[علم باطنی]] [[فطری]] [[لدنی]] [[موهوبی]] است که با واسطه یا بیواسطه از جانب [[خداوند]] به [[انبیا]] و [[اوصیا]] اعطا میگردد. | |||
[[علم لدنی]] و [[علم غیب]] هر دو تعبیری از یک [[حقیقت]] هستند که مؤلفۀ اصلی آن پنهان بودن از دیگران است. البته در علم لدنی و علم غیب یک محور اساسی دیگر نیز وجود دارد و آن مسئله [[فضیلت]] محوری در این [[دانش]] است، این فضیلت یا به ذات آن [[علم]] و یا به پیامدها و نتایج آن بازگشت دارد. [[استعداد]] و [[شایستگی]] شرط آن است و ورود به [[مقام]] والای [[عبودیت]] خداوند ﴿عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا﴾ [[آدمی]] را سزاوار دریافت چنین [[رحمت]] ربانی میکند. | |||
[[اهل سنت]] و برخی به اصطلاح روشنفکران [[علم لدنی امام]] را با اصل [[خاتمیت]] ناسازگار میدانند و معتقدند صفت علم لدنی از مختصات [[پیامبران]] است و با [[رحلت پیامبر اسلام]]{{صل}} این صفت نیز دست نیافتنی خواهد بود. آنان با این نگرش [[منزلت ائمه]] اطهار {{ع}} را به مراتب پایین و عادی تنزل داده و آنان را نهایت در [[حد]] "[[علمای ابرار]]" توصیف میکنند<ref>«ائمه فاقد علم اکتسابی یا علم غیب هستند، به عبارت دیگر، امامان معارف دینی را به شیوه اکتسابی از امام قبل به دست آوردهاند و با رأی و اجتهاد و استنباط احکام شرعی را تحصیل کردهاند»؛ محسن کدیور، مجله مدرسه، ش ۳، اردی بهشت ۱۳۸۵، ص۹۵ و نیز: همو، «بازخوانی امامت در پرتو نهضت حسینی»، روزنامه شرق، مورخه ۱۴ و ۱۵ اسفند ۱۳۸۴.</ref>. | |||
لازمۀ چنین نگرشی به [[امامت]]، [[تفسیر]] منشأ [[علم امامان]] به منابع عادی مانند [[ظن]] و [[اجتهاد]] است که رهاورد آن تجویز [[خطا]] و [[سلب]] [[حجیت]] اقوال [[امامان]] و تلقی آن مانند یک [[معرفت دینی]] بشری است<ref>قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>. در جواب [[شبهه]] باید گفت: [[علم لدنی]] اختصاص به [[پیامبران]] ندارد و [[پیامبر]]{{صل}} به [[علم غیب]] و [[لدنی]] [[ائمه]] {{ع}} در موارد مختلف تصریح داشته است و اگر چنین علمی با اصل [[خاتمیت]] تهافت داشت خود [[پیامبر خاتم]] چنین عمل نمی نمود: " همچنین [[امام علی]]{{ع}} به علم غیب خویش تصریح و علم غیب رهاورد [[ولایت باطنی]] است. اصل ادعای علم لدنی و [[غیب]] هیچ ارتباطی با [[نبوت]] و خاتمیت ندارد؛ چراکه علم لدنی و غیب شامل انسانهای غیر پیامبر هم میشود. بر این اساس [[نفس]] علم غیب و [[اثبات]] آن برای [[امامان معصوم]] با اصل نبوت و خاتمیت تهافت و [[ناسازگاری]] ندارد. اگر [[مدعی علم غیب]] و لدنی علاوه بر ادعای آن، مدعی [[پیام آسمانی]] جدید در غیر قالب [[شریعت اسلام]] باشد، چنین علمی با اصل خاتمیت [[تعارض]] پیدا میکند، اما هیچ [[شیعی]] مدعی آن نیست که [[امامان]] چنین ادعایی داشتند، بلکه خود ائمه بعد از توصیف [[علم]] خود به [[الهام]] و [[الهی]] در [[مقام]] زدودن چنین شبههای برآمده و متذکر شدند که بعد از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[پیامبری]] نخواهد آمد. اگر مقصود مدعی تهافت علم لدنی با خاتمیت این باشد که امامان در پرتو علم غیب خود، مدعی [[عصمت]]، [[حجیت]] [[گفتار]] و [[تشریع]] در بعض [[احکام]] اسلاماند، در اینباره باید گفت اولاً: اصل [[ادعای علم غیب]] و لدنی با خاتمیت منافات ندارد، اما آنچه در نظر مستشکل منافات دارد، ادعای حجیت و تشریع است اما حجیت و تشریع آنان به [[اذن الهی]] ـ که [[شارع]] [[حقیقی]] [[اسلام]] است ـ و [[تفویض]] پیامبر اسلام {{صل}} است که در [[حقیقت]] نه منافی خاتمیت بلکه [[متمم]] و مکمل آن نیز هست<ref>قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>. | |||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||