←جستارهای وابسته
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
پس، [[انتخاب]] روش امام حسین{{ع}} نیز الگویی برای [[گزینش]] روشها و [[اصلاحگرایی]] و [[احیاگری]] است. | پس، [[انتخاب]] روش امام حسین{{ع}} نیز الگویی برای [[گزینش]] روشها و [[اصلاحگرایی]] و [[احیاگری]] است. | ||
[[بدیهی]] است که [[امام]]{{ع}} با [[درک]] صحیح و همه جانبه مسأله، روشن کردن هدفها، شعارها، آگاهسازی [[مردم]]، [[اتمام حجت]]، دینمحوری، [[عدالتگرایی]]، احیای [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[ظلم ستیزی]]، [[دلسوزی]] برای مردم و نسلهای مختلف [[جامعه]]، [[آینده نگری]]، [[حفظ حقوق]] و [[کرامت انسانی]] و [[آزادی]] خواهی، به [[وظیفه]] خویش عمل نمودهاند.<ref>[[حمید رضا قنبرینژاد اصفهانی|قنبرینژاد اصفهانی، حمید رضا]]، [[اصلاحات از منظر امام حسین (مقاله)|مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]] ص ۲۸.</ref> | [[بدیهی]] است که [[امام]]{{ع}} با [[درک]] صحیح و همه جانبه مسأله، روشن کردن هدفها، شعارها، آگاهسازی [[مردم]]، [[اتمام حجت]]، دینمحوری، [[عدالتگرایی]]، احیای [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[ظلم ستیزی]]، [[دلسوزی]] برای مردم و نسلهای مختلف [[جامعه]]، [[آینده نگری]]، [[حفظ حقوق]] و [[کرامت انسانی]] و [[آزادی]] خواهی، به [[وظیفه]] خویش عمل نمودهاند.<ref>[[حمید رضا قنبرینژاد اصفهانی|قنبرینژاد اصفهانی، حمید رضا]]، [[اصلاحات از منظر امام حسین (مقاله)|مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]] ص ۲۸.</ref> | ||
==مؤلفههای قیام حسینی== | |||
===اهتمام به [[دین]]=== | |||
یکی از اصول و مؤلفههای اصلی اصلاحگری مدرنیستی دینزدایی و [[مخالفت]] با دین است. اما در [[اصلاحات]] [[حسینی]] اهتمام به دین و [[احیا]] و [[اصلاح]] [[ارزشهای دینی]]، عنصر اصلی و محوری اصلاحات میباشد. | |||
اساساً [[قیام امام حسین]]{{ع}} این بود که در عصر ایشان، [[انحرافات]] و بدعتهایی در دین [[رسوخ]] و [[نفوذ]] کرده و چهره [[واقعی]] دین را [[تغییر]] داده بود. | |||
از آنجا که [[نظام حاکم]]، به [[تعالیم دینی]] اهتمام نمیورزید، آن [[حضرت]] در صدد اصلاح و [[احیای دین]] برآمدند. از سخنان و خطابههای [[امام حسین]]{{ع}} به خوبی به دست میآید که [[هدف امام]]{{ع}} از [[قیام]]، نه [[حکومت]] و [[ریاست]] و نه اغراض فردی و امور شخصی، بلکه [[مبارزه با انحرافات]] و [[بدعتها]] در دین بوده است. | |||
در [[عصر امام حسین]]{{ع}} وضع [[اسلام]] و [[مسلمانان]] و حکومت به حدی بد و غیر قابل پذیرش شده بود که [[وظیفه]] هر [[مسلمانی]] اظهار مخالفت و [[جلوگیری از انحراف]] و [[سقوط]] آن بود.<ref>[[حمید رضا قنبرینژاد اصفهانی|قنبرینژاد اصفهانی، حمید رضا]]، [[اصلاحات از منظر امام حسین (مقاله)|مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]] ص ۳۲.</ref> | |||
===[[تشکیل حکومت دینی]] و [[نفی]] [[سکولاریزم]]=== | |||
یکی از اصول اساسی و مهم اصلاحات مدرنیستی و شیه مدرنیستی، سکولاریزم و جداسازی ساحت دین از ساحت [[سیاست]] میباشد؛ بدین معنا که اصلاح طلبان غربی و غربزده سعی میکنند دین را از دخالت در قلمرو [[سیاسی]] -[[اجتماعی]] دور نگه دارند و منحصر و محدود در امور شخصی و فردی نمایند. | |||
در مقابل، [[حرکت اصلاحی]] امام حسین{{ع}}، حرکتی سیاسی - اجتماعی بود و با این حرکت خود، بر علیه چنین [[تفکر]] و جریانی (تفکر سکولاریستی) قیام نمود. | |||
حضرت با قیام خونین خود نشان داد که مرز سیاست از [[دیانت]] جدا نیست و در اسلام بین این دو، [[همگرایی]] و [[هماهنگی]] وجود دارد و هر وقت در رأس حکومت، [[زمامداران]] و حاکمانی [[فاسد]] قرار گیرند که [[لیاقت]] [[منصب حکومت]] و [[کشورداری]] را ندارند باید بر علیه آنها شورید و از منصب حکومت [[عزل]] کرد. | |||
حرکت اصلاحی امام حسین{{ع}} دارای ابعاد و اضلاع مختلفی است که جنبه سیاسی و اجتماعی (یعنی [[تشکیل حکومت دینی]]) یکی از آنهاست؛ چراکه در [[زمان]] ایشان، [[معاویه]] و پسرش [[یزید]]، عملاً [[سکولاریزم]] را [[ترویج]] میدادند، به عنوان نمونه وقتی که معاویه بر [[خلافت]] [[استیلا]] یافت، بلافاصله به [[عراق]] آمده، در [[سخنرانی]] خود به [[مردم]] اخطار نمود که من با شما سرنماز و [[روزه]] نمیجنگیدم، بلکه میخواستم بر شما [[حکومت]] کنم و به مقصود خود رسیدم<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۱۶۰.</ref>. | |||
مرحوم [[علامه طباطبایی]] در مورد این سخن معاویه میفرماید: «معاویه با این سخن اشاره میکرد که [[سیاست]] را از [[دیانت]] جدا خواهد کرد و نسبت به مقررات [[دینی]] ضمانتی نخواهد داشت و همه نیروی خود را در زنده نگه داشتن حکومت خود به کار خواهد بست و البته روشن است که چنین [[حکومتی]] [[سلطنت]] و [[پادشاهی]] است، نه خلافت و [[جانشینی]] [[پیغمبر]] [[خدا]]»<ref>سید محمد حسین طباطبایی، شیعه در اسلام، ص۴۴.</ref>. | |||
برخی از روشنفکران با مردمی خواندن [[نهضت]] و [[قیام امام حسین]]{{ع}} وانمود میکنند که حرکت [[امام]]{{ع}} صد در صد به خواست خود مردم بوده است و از این سخن، [[جدایی دین از سیاست]] را نتیجه میگیرند!<ref>ر.ک: مهدی بازرگان، آخرت و خدا هدف بعثت انبیاء، ص۴۳.</ref>. | |||
در خصوص این سخن، [[پرسشها]] و نقدهای فراوانی مطرح است که به دلیل ضیق مجال، تنها به یک نکته اساسی اکتفا میکنیم<ref>محمد حسن قدردان قراملکی، سکولاریزم در مسیحیت و اسلام، ص۲۱۵-۲۱۶.</ref>. | |||
یکی از [[اهداف]] [[قیام امام]]{{ع}}، [[اصلاح جامعه اسلامی]] و احیای [[فریضه]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] است. آن [[حضرت]] هنگام ترک [[مدینه]]، بر این مطلب تأکید میکنند: {{متن حدیث|إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي{{صل}} أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ}}<ref>موسوعه کلمات الامام حسین{{ع}}، ص۲۱۹.</ref>. | |||
معنای این سخن این است که اگر امام از عدم [[تشکیل حکومت]] و همچنین از [[نقض عهد]] [[مردم کوفه]] نیز مطمئن بود، هرگز دست از نهضت [[اصلاحگرانه]] خویش بر نمیداشت؛ چراکه [[انگیزه]] اصلی و اولی آن حضرت، [[احیای دین]] بود و مسأله حکومت و [[زمامداری]] در مراحل بعد اهمیت قرار داشتند. | |||
بنابراین، این ادعا که [[حرکت امام حسین]]{{ع}} صد در صد مردمی و در جهت نیل به [[زمامداری]] بود، موافق [[منابع روایی]] و [[تاریخی]] و سخنان خود [[حضرت]] نیست.<ref>[[حمید رضا قنبرینژاد اصفهانی|قنبرینژاد اصفهانی، حمید رضا]]، [[اصلاحات از منظر امام حسین (مقاله)|مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]] ص ۳۳.</ref> | |||
===[[نفی]] فردگرایی و [[قیام]] خدامحورانه=== | |||
فردگرایی غربی، آنگونه که در بستر [[اومانیسم]] شکل گرفت و منتهی به سودانگاری مطلق گردید، هرگز در [[اسلام]] پذیرفته نیست؛ زیرا فردگرایی، [[ارزش]] و [[اخلاقی]] ناصواب است. | |||
[[انسان]]، مدار و محور [[اخلاق]] و [[ارزشها]] نیست. بلکه باید بدانها پایبند باشد. اصول و پایههای اخلاقی و قضایای ارزشی، امور عینی و مستقل از ذهنیت و خواست و میل [[آدمیان]] است. | |||
از همین روست که مبانی اصیل اخلاقی، مطلق و پالوده از نسبیت هستند. سرّ عینی بودن و مطلق بودن امهات قضایای اخلاقی آن است که این قضایا در واقع بیانگر وجود رابطه [[واقعی]] میان عمل اخلاقی و [[کمال نهایی]] و [[روحانی]] آدمیاند. | |||
اگر [[عدالت]]، خوب است و اگر [[خیانت]] و [[جنایت]]، بد، از آن روست که این امور به واقع موجب کمالاتی روحانی و یا خساراتی [[معنوی]] در [[باطن]] و [[حقیقت انسان]] میشوند، نه آنکه به دلیل کارکرد [[اجتماعی]] مثبت این قضایا یا [[گرایش]] و ترجیح [[ذهنی]] طرفداران آنها مقبول افتادهاند<ref>احمد واعظی، جامعه مدنی - جامعه دینی، ص۹۶.</ref>. | |||
قیام و نهضتی که [[امام حسین]]{{ع}} بر پا نمودند، نهضتی [[خدا]] محورانه و [[الهی]] بود، نه فردگرایانه و بر اساس [[مصلحت فردی]]. | |||
این [[تصور]] که قیام حضرت{{ع}} به دلیل [[مصالح]] فردی و [[انتقامگیری]] از [[خاندان]] [[بنیامیه]] است، توهمی [[باطل]] و غرض ورزانه است که منشأ أن عدم [[معرفت]] به ساحت [[قدس]] و [[ملکوتی]] [[ائمه]]{{عم}} و از جمله امام حسین{{ع}} میباشد. | |||
تمامی حرکات و سکنات امام حسین{{ع}} و از جمله اصلاحگری ایشان، هیچ صبغهای جز [[صبغه]] الهی نداشت و [[رضای الهی]] در همه حال، مورد توجه ایشان بود. | |||
[[قیام عاشورا]] چون رنگ خدایی داشت، جاویدان و [[پیروز]] شد. به تعبیر حضرت [[امام]]{{ع}}، «[[شکست]] نبود [[کشته شدن سید الشهداء]]، چون قیام [[الله]] بود، شکست ندارد»<ref>صحیفه نور، ج۱۵، ۵۵ و ج۱۷، ص۲۳۹ به نقل از جواد محدثی، پیامهای عاشورا، ص۱۴۱.</ref>. | |||
«[[آگاه]] بودند که ما آمدیم ادای [[وظیفه]] خدایی بکنیم، آمدیم [[اسلام]] را [[حفظ]] کنیم».<ref>[[حمید رضا قنبرینژاد اصفهانی|قنبرینژاد اصفهانی، حمید رضا]]، [[اصلاحات از منظر امام حسین (مقاله)|مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]] ص ۳۶.</ref> | |||
===قرائت واحد از [[دین]]، مبنای [[اصلاحات]] [[حسینی]]=== | |||
روشن است که [[جامعه]] بدون [[استعداد]] و بهرهگیری از [[ارزشهای الهی]]، در ادامه [[حیات اجتماعی]] خود، دچار [[انحرافات]] و [[مشکلات]] هنجاری خواهد شد؛ چراکه [[رفتار]] و [[اعمال]] [[اجتماعی]] افراد در جامعه، مبتنی بر ارزشهای [[حاکم]] بر آن میباشد. | |||
از بر این اساس، [[معاویه]] که ارزشهای الهی و [[خاندان]] [[نبوت]] را از [[جامعه اسلامی]] کنار گذاشته بود، در صدد برآمد تا با [[ترویج]] [[افکار التقاطی]] و قرائتهای دیگر از دین، این نقیصه را جبران کند. از اینرو، وی به ترویج [[تفکر]] «[[مرجئه]]»، که قرائتی جدید از [[ایمان]] بود، پرداخت. | |||
او مدعی بود که [[ایمان قلبی]] برای [[انسان]] کفایت میکند<ref>صحیفه نور، ج۱۵، ۵۵ و ج۱۷، ص۲۳۹ به نقل از جواد محدثی، پیامهای عاشورا، ص۱۴۱.</ref>. مبنای اصلاحات [[امام حسین]]{{ع}}، بر پایه یک قرائت از دین بود و بر اساس همین قرائت واحد، به [[مبارزه]] با سایر [[قرائتها]] پرداخت. | |||
اگر قرائتهای مختلف از دین صحیح باشد، آن گونه که پلورالیستها مدعیاند، دیگر اصلاحگری، [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[قیام]] برای [[عدالت اجتماعی]] و... معنا و مفهومی ندارد؛ چراکه بر اساس قرائتهای مختلف از دین، هر کسی برای خود [[فهم]] و قرائتی از دین دارد و همه این قرائتها نیز صحیح میباشد. | |||
امام حسین{{ع}} یک قرائت از دین دارد، [[یزید]] قرائتی دیگر و هر دو بر حقاند؛ لازمه چنین نگرشی، [[آنارشیسم]] و [[شکاکیت]] تمام عیار است که هم با اصول و [[قواعد]] [[عقلی]] و برون [[دینی]] ناسازگار است و هم به لحاظ درون دینی، یعنی [[کتاب و سنت]]، [[باطل]] میباشد. | |||
اگر تمامی قرائتها صحیحاند، پس چرا اسلام [[دعوت]] به [[مبارزه با ظلم]] و [[طاغوت]] و... کرده است؟ اگر قرائتهای مختلف همه بر حقاند، پس چرا امام حسین{{ع}} در مقابل این قرائتهای صحیح قیام کردند؟ [[امام]]{{ع}} با [[قیام]] و اصلاحگری خود نشان دادند که هر قرائتی از [[دین]] بر طریق صواب نیست و باید در مقابل قرائتهای [[انحرافی]] و بدعتآمیز از دین ایستاد.<ref>[[حمید رضا قنبرینژاد اصفهانی|قنبرینژاد اصفهانی، حمید رضا]]، [[اصلاحات از منظر امام حسین (مقاله)|مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]] ص ۳۸.</ref> | |||
===[[اصلاح]] همهجانبه=== | |||
[[مصلحان]] غربی و [[غرب]] زده بر این باورند که اصلاح دین یعنی بازگشت به [[تجارب دینی]]، نه بازگشت به تمامیت دین. | |||
اما [[اصلاحات]] [[امام حسین]]{{ع}}، برخلاف تجربهگرایان - که با تحویل و تنزل دادن دین به [[تجربه دینی]]، فقط یک بعد از دین را اخذ کرده و ادعای بازگشت به آن را دارند - اصلاحات همه جانبه و چند بعدی بود. | |||
آن [[حضرت]] با قیام خویش در صدد اصلاح تمام جوانب دین از جمله [[معارف]]، [[شعایر]]، [[اخلاقیات]]، [[ارزشها]]، [[احکام]] و [[مناسک دینی]] بود؛ چراکه در [[زمان]] ایشان، هم [[عقاید]] [[مردم]] [[سست]] و [[متزلزل]] شده بود، هم [[احکام الهی]] رو به تعطیلی میرفت و هم ارزشها و اخلاقیات [[دینی]] به دست [[فراموشی]] سپرده شده بود. | |||
بر اساس [[عقیده]] تجربه گرایان دینی، که [[گوهر دین]] را تجربه دینی قلمداد میکنند و سایر ابعاد دین مانند بعد [[معرفتی]]، [[اخلاقی]] و... را در حاشیه و صدف دین قرار میدهند، اصلاح در عقاید، اخلاقیات و... دین، لازم نیست؛ چراکه اینها اموری عرضی محسوب میشوند. | |||
اما امام حسین{{ع}} با اصلاحات همهجانبه خویش، نشان داد که نباید گذاشت هیچ بعدی از دین دچار آسیب و آفت شود و در صورت آسیبپذیری، باید در صدد اصلاح آن برآمد.<ref>[[حمید رضا قنبرینژاد اصفهانی|قنبرینژاد اصفهانی، حمید رضا]]، [[اصلاحات از منظر امام حسین (مقاله)|مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]] ص ۳۹.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||