←جستارهای وابسته
(←منابع) |
|||
| خط ۱۸۲: | خط ۱۸۲: | ||
*[[اسلام]] تابع [[قوانین]] و معیارهای خاصی است امّا از نظر [[دینی]]، هر گاه کسی [[شهادتین]] را بر زبان بیاورد، [[مسلمان]] شناخته میشود، ولی از نظر مقررات [[اخروی]] و حساب [[جهان]] دیگر باید تابع [[قانون]] [[خداوند]] باشد: {{متن قرآن|فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي}}<ref>«پس هر که از من [حضرت ابراهیم] پیروی کند از من است» سوره ابراهیم، آیه ۳۶.</ref>. یا {{متن قرآن|إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ}}<ref>«بیگمان گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>. | *[[اسلام]] تابع [[قوانین]] و معیارهای خاصی است امّا از نظر [[دینی]]، هر گاه کسی [[شهادتین]] را بر زبان بیاورد، [[مسلمان]] شناخته میشود، ولی از نظر مقررات [[اخروی]] و حساب [[جهان]] دیگر باید تابع [[قانون]] [[خداوند]] باشد: {{متن قرآن|فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي}}<ref>«پس هر که از من [حضرت ابراهیم] پیروی کند از من است» سوره ابراهیم، آیه ۳۶.</ref>. یا {{متن قرآن|إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ}}<ref>«بیگمان گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>. | ||
*[[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: "ای [[مردم]]! همه شما، دارای یک [[پدر]] و یک [[پروردگار]] هستید؛ همگی از [[آدم]] [[آفریده]] شدهاید و [[آدم]] از [[خاک]] [[آفریده]] شده است (اصل و [[نسب]] همه به [[خاک]] بر میگردد)، [[عرب]] بر [[عجم]] امتیازی ندارد، مگر به خاطر [[تقوا]]"<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبَاكُمْ وَاحِدٌ وَ إِنَّ رَبَّكُمْ وَاحِدٌ كُلُّكُمْ لِآدَمَ وَ آدَمُ مِنْ تُرَابٍ لَا فَخْرَ لِعَرَبِيٍّ عَلَى عَجَمِيٍّ إِلَّا بِالتَّقْوَى}}؛ کنز العمال، متقی هندی، ج۳، ص۹۳، ح۵۶۵۲ و ۵۶۵۵؛ مجمع الزوائد، هیثمی، باب الخطب فی الحج، ح۲۲۶۵.</ref>؛ [[سلمان فارسی]] در کسب [[تقوا]] به جایی رسید که [[رسول خدا]]{{صل}} درباره او فرمود: "[[سلمان]] از ما [[اهل بیت]] است"<ref>{{متن حدیث|سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ...}}</ref>؛ بنابراین، نظریه "[[عدالت]] همه [[صحابه]]" هم با [[روایات نبوی]] و هم با [[قانون]] [[پاداش]] و [[کیفر الهی]] در [[قرآن]] و هم با [[عقل]] [[مخالفت]] دارد.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۸۲-۹۸.</ref> | *[[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: "ای [[مردم]]! همه شما، دارای یک [[پدر]] و یک [[پروردگار]] هستید؛ همگی از [[آدم]] [[آفریده]] شدهاید و [[آدم]] از [[خاک]] [[آفریده]] شده است (اصل و [[نسب]] همه به [[خاک]] بر میگردد)، [[عرب]] بر [[عجم]] امتیازی ندارد، مگر به خاطر [[تقوا]]"<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبَاكُمْ وَاحِدٌ وَ إِنَّ رَبَّكُمْ وَاحِدٌ كُلُّكُمْ لِآدَمَ وَ آدَمُ مِنْ تُرَابٍ لَا فَخْرَ لِعَرَبِيٍّ عَلَى عَجَمِيٍّ إِلَّا بِالتَّقْوَى}}؛ کنز العمال، متقی هندی، ج۳، ص۹۳، ح۵۶۵۲ و ۵۶۵۵؛ مجمع الزوائد، هیثمی، باب الخطب فی الحج، ح۲۲۶۵.</ref>؛ [[سلمان فارسی]] در کسب [[تقوا]] به جایی رسید که [[رسول خدا]]{{صل}} درباره او فرمود: "[[سلمان]] از ما [[اهل بیت]] است"<ref>{{متن حدیث|سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ...}}</ref>؛ بنابراین، نظریه "[[عدالت]] همه [[صحابه]]" هم با [[روایات نبوی]] و هم با [[قانون]] [[پاداش]] و [[کیفر الهی]] در [[قرآن]] و هم با [[عقل]] [[مخالفت]] دارد.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۸۲-۹۸.</ref> | ||
==[[صحابه]] از منظر [[قرآن]]== | |||
آیاتی از قرآن، گاه به اشاره و گاه به [[صراحت]] از [[اصحاب]] سخن گفته است. از مجموع [[آیات]] کاملاً برمیآید که [[خداوند]] نه آن نگاه افراطی قدسیانگارانه [[اهل سنت]] را درباره [[صحابه رسول خدا]]{{صل}} دارد و نه آن نگاه تفریطی بیارزش و ارتدادانگارانه برخی از [[منابع شیعه]] را؛ بلکه به این موضوع حائز اهمیت، نگاهی [[اعتدالی]] دارد. بر این اساس، [[علمای شیعه]] به تبع از روش قرآن، در [[نقد]] و [[ستایش]] صحابه به [[میانهروی]] عمل کردهاند. [[قرآن کریم]]، [[مصاحبت با پیامبر]] را [[غسل]] تعمید نمیداند که هر کس به مجرد [[مصاحبت]] - آن هم چند لحظه کوتاه و به صرف حصول [[دیدار]] - [[عادل]] و [[اهل بهشت]] باشد. آیاتی که علمای اهل سنت بدین منظور بدانها [[تمسک]] و استناد میجستند، چنانچه نخواهیم پیشفرضهای [[کلامی]] و زمینههای [[تاریخی]] - [[سیاسی]] اهل سنت را در نظر بگیریم، به خوبی نشان میدهد که برداشت آنان از آیات، برداشتی ناقص و خلاف [[ظواهر قرآن]] و تعمیم جزء به کل است. بلکه باید گفت سخنان خود اهل سنت نیز تناقض دارد. این آیات چند دستهاند: | |||
*دستهای از صحابه که [[هجرت]] و [[نصرت]] و [[مجاهدتها]] و تلاشهای بیشائبه آنان به [[اسلام]] و [[پیامبر]] و [[پیروی]] آنان از آن [[حضرت]]، به دیده [[احترام]] و [[عظمت]] نگاه شده و برای آنان پاداشهای [[عظیم]] [[وعده]] داده شده است. آیاتی که اهل سنت بدانها برای [[عدالت]] کل صحابه استناد کردهاند، شامل این گروه است. [[سابقین]]، فقرای از [[مهاجران]] و [[انصار]]، [[مجاهدان]]، [[بیعتکنندگان]] زیر درخت (تحت الشجره)، عبادتکنندگان و زاهدان که {{متن قرآن|أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ}}<ref>«بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref> هستند. [[شیعه]] این گروه از صحابه را که بخش عظیمی نیز هستند و بسیاری از آنان در [[غزوات]] و [[سرایا]] یا در [[فتوحات]] و نیز در رکاب [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در جنگهای [[جمل]] و [[صفین]] و [[نهروان]] و غیره به [[شهادت]] رسیدند یا تا پایان عمر بر [[تبعیت]] از [[سنت پیامبر]] [[استقامت]] ورزیدند، محترم میداند و کوچکترین بیحرمتی به آنان را عملی معارض با [[قرآن]] میپندارد. | |||
*در کنار این دسته، گروههای دیگری در میان [[صحابه]] وجود دارند که قرآن با تعابیر بسیار تند و با [[صراحت]] به آنان [[وعده]] [[دوزخ]] داده و نیز کسانی که دارای مراتبی از خوب و بد و متوسط هستند. برخی از این گروهها عبارتاند از: | |||
#'''[[منافقان]]''': قرآن مشحون از [[آیات]] بسیار زیادی درباره منافقان است. سورههای [[انفال]]، [[توبه]]، [[منافقین]]، [[احزاب]]، [[حشر]] و آیات بسیار دیگری به نقشهها، [[توطئهها]]، تمسخرها، اذیتها و انواع فتنهگریهای منافقان اشاره کرده و [[کتابهای تفسیر]] و [[سیره]] به تفصیل آنها را گزارش کردهاند. این همه [[آیه]] درباره منافقان، حاکی از تعداد زیاد آنان و خطر بزرگی بوده که [[اسلام]]، [[پیامبر]] و [[حکومت مدینه]] را [[تهدید]] میکرده است. از [[امام صادق]]{{ع}} ذیل آیه ۵۸ و ۵۹ [[سوره توبه]] نقل شده که بیش از دو سوم معاصران پیامبر، مشار الیه این آیه بودهاند. یا ذیل آیه ۹۴ و ۹۵ گفتهاند که هشتاد نفر از صحابه مصداق آن دو آیه بودهاند. | |||
#'''[[بیماردلان]]''': {{متن قرآن|إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هَؤُلَاءِ دِينُهُمْ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که منافقان و بیماردلان میگفتند: اینان را دینشان فریفته است در حالی که هر کس بر خداوند توکّل کند بیگمان خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۴۹.</ref>. کسانی که [[کارهای نیک]] و بد دارند: {{متن قرآن|وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و دیگرانی هستند که به گناه خویش اعتراف دارند؛ کردار پسندیدهای را با کار ناپسندی دیگر آمیختهاند باشد که خداوند از آنان در گذرد که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۰۲.</ref>. | |||
#[[جاسوسان]]: {{متن قرآن|لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«اگر در میان شما روانه میشدند جز شرّ به شما نمیافزودند و در میان شما برای ایجاد آشوب رخنه میکردند و آنان میان شما جاسوسانی دارند و خداوند به (حال) ستمگران داناست» سوره توبه، آیه ۴۷.</ref>. | |||
#'''[[فاسقان]]''': {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! اگر بزهکاری برایتان خبری آورد بررسی کنید مبادا نادانسته به گروهی زیان رسانید، آنگاه از آنچه کردهاید پشیمان گردید» سوره حجرات، آیه ۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ}}<ref>«و هیچگاه بر هیچیک از ایشان چون مرد نماز مگزار و بر گور او حاضر مشو؛ اینان به خداوند و پیامبرش کفر ورزیدهاند و نافرمان مردهاند» سوره توبه، آیه ۸۴.</ref>. | |||
#'''[[مؤلفة قلوبهم]]''': {{متن قرآن|إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«زکات، تنها از آن تهیدستان و بیچارگان و مأموران (دریافت) آنها و دلجوییشدگان و در راه (آزادی) بردگان و از آن وامداران و (هزینه) در راه خداوند و از آن در راهماندگان است که از سوی خداوند واجب گردیده است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۶۰.</ref>. | |||
#'''آزاردهندگان [[پیامبر]]''': {{متن قرآن|وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«و برخی از ایشان کسانی هستند که پیغمبر را آزار میکنند و میگویند او خوشباور است؛ بگو سخن نیوش خوبی برای شماست که به خداوند ایمان و مؤمنان را باور دارد و برای آن دسته از شما که ایمان آوردهاند رحمت است و برای آن کسان که به فرستاده خداوند آزار میرسانند» سوره توبه، آیه ۶۱.</ref>. | |||
#'''[[اعراب]]''': {{متن قرآن|الْأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلَّا يَعْلَمُوا حُدُودَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ * وَمِنَ الْأَعْرَابِ مَنْ يَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«تازیان بیاباننشین کفرگراتر و نفاقگراتر و به ندانستن حدود آنچه خداوند بر پیامبرش فرو فرستاده است سزاوارترند و خداوند دانایی فرزانه است * و برخی از تازیان بیاباننشین آنچه هزینه میکنند غرامت میشمارند و برای شما انتظار پیشامدها را میکشند؛ پیشامدهای بد بر (خود) آنان باد و خداوند شنوایی داناست» سوره توبه، آیه ۹۷-۹۸.</ref>. | |||
با این [[آیات]] که اندکی از صدها آیهای است که درباره گروههای گوناگون [[صحابه]] در [[قرآن]] آمده است و کسی نمیتواند آنها را از [[متشابهات]] بداند، چه باید کرد؟ کسانی را که صحابه بودنشان بنابر تعریف صحابهنگاران به [[یقین]] [[محرز]] است و [[خداوند]] آنان را [[فاسق]] نامیده و به آنان [[وعده]] [[دوزخ]] داده است. چه توجیهی برای آنها داریم؟ بگوییم اینها مصداق {{متن قرآن|رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ}}<ref>«خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند» سوره مائده، آیه ۱۱۹.</ref> و یا {{متن قرآن|وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى}}<ref>«و به همگان وعده نیکو داده است» سوره نساء، آیه ۹۵.</ref> و یا {{متن قرآن|وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ}}<ref>«و آنان که با ویاند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref> هستند؟! آیا میتوانیم بگوییم تمام گروههای نامبرده [[توبه]] کردند؟ به چه دلیل و از کجا توبه آنان دانسته شد؟ کدام صحابهنگار این را گفته است؟ اگر توبه کردهاند، چرا قرآن وعده دوزخ به آنان داده است؟ چرا حتی [[استغفار پیامبر]]، آن هم هفتاد مرتبه سودی به حال آنان ندارد و در [[حق]] برخی مانند [[محلم بن جثامه]]، توبه او را نپذیرفت و بلکه سه مرتبه بلند فرمود: {{متن حدیث| اللَّهُمَّ لَا تَغْفِرْ لِمُحَلِّمٍ}}. پس چرا [[حذیفه]] بر جنازههای آنان حاضر نمیشد و بدین وسیله، عمر میفهمید که میت از [[منافقان]] بوده است؟! | |||
یا بگوییم اینها [[صحابه پیامبر]] نیستند؟ پس تعریفی که بیشتر علمای [[اهل سنت]] آن را پذیرفتهاند، چه میشود؟ در حالی که هیچ یک از صحابهنگاران نگفته که در [[صحابی]] بودن، [[ایمان واقعی]] شرط است. | |||
یا بگوییم این [[آیات]] [[متشابهات]] هستند و مصادیق آنان را نمیدانیم؟<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد رضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «دانش صحابهنگاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص ۱۶.</ref> | |||
==جستارهای وابسته== | ==جستارهای وابسته== | ||