دهری: تفاوت میان نسخه‌ها

۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ نوامبر ۲۰۲۱
(صفحه‌ای تازه حاوی « {{امامت}} <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل...» ایجاد کرد)
 
خط ۱۴: خط ۱۴:
گرچه در [[تفاسیر]] ذیل بسیاری از [[آیات]] تبیین مبدأ و معاد، به نام و بیان [[عقاید]] دهریه تصریح گشته،<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۱۸ـ۱۹؛ الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱؛ مجمع‌البیان، ج ۹، ص۱۱۸ـ۱۱۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص۲۲. </ref> در قرآن تنها در یک [[آیه]] (جاثیه / ۴۵، ۲۴) واژه دهر [[ذکر]] و در آن اعتقاد [[فرقه]] یاد شده گزارش شده و در دو آیه دیگر (انعام / ۶، ۲۹ و مؤمنون / ۲۳، ۳۷) بی‌تصریح به واژه دهر، شبیه تعبیر در آیه مذکور آمده؛ [[ولی]] در هر دو آیه بر [[انکار معاد]] [[تکیه]] شده است: «و قالوا ما هِیَ اِلاّ حَیاتُنَا الدُّنیا نَموتُ و نَحیا و ما یُهلِکُنا اِلاَّالدَّهرُ و ما لَهُم بِذلِکَ مِن عِلمٍ اِن هُم اِلاّ یَظُنّون؛ و گفتند غیر از زندگانی دنیای ما ـ چیز دیگری ـ نیست می‌میریم و زنده می‌شویم و ما را جز [[طبیعت]] هلاک نمی‌کند؛ [[ولی]] به این مطلب هیچ دانشی ندارند و جز طریق [[گمان]] نمی‌پیمایند». (جاثیه / ۴۵، ۲۴) <ref>نمونه، ج ۲۱، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref> بر پایه [[روایات]] نیز دهریه دو گروه از زنادقه‌اند و اعتقادشان، یعنی [[انکار]] [[مبدأ و معاد]]، از اقسام پنج گانه کفری است که در [[قرآن]]، کفرِ [[جحود]] به [[ربوبیت]] شمرده شده و با استناد به ذیل [[آیه]] ۲۴ جاثیه / ۴۵ اعتقادشان ساختگی، دور از تحقیق، بی‌اساس و بر پایه [[تقلید]] معرفی گشته است؛<ref>الصافی، ج ۵، ص۷؛ المیزان، ج ۱، ص۵۳؛ المنیر، ج ۲۵، ص۲۷۹ ـ ۲۸۱. </ref> البته با اینکه آیه یاد شده محور مباحث مربوط به دهریه در روایات <ref>الصافی، ج ۵، ص۷. </ref> و [[تفاسیر]] است <ref>مجمع‌البیان، ج ۹، ص۱۱۸ ـ ۱۱۹؛ الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ ـ ۲۷۰. </ref> و جمله «ما هِیَ اِلاّ حَیاتُنَا الدُّنیا» درباره [[انکار معاد]] * و «ما یُهلِکُنا اِلاَّالدَّهر» ناظر به انکار مبدأ دانسته شده است،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ـ۲۷۰؛ نمونه، ج ۲۱، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref> برخی به استناد [[سیاق]]، آن را [[نقل]] قول [[مشرکان]] و [[بت پرستان]] در [[ارتباط]] با انکار معاد دانسته و معتقدند آنان به [[خدا]] [[ایمان]] داشته و [[بت‌ها]] را [[شفیعان]] درگاه وی می‌دانستند،<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۷۴؛ نمونه، ج ۲۱، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref> زیرا در [[آیات]] پیشین، از [[کلام]] دهری‌هایی که وجود و عدم حوادث را به دهر نسبت داده و [[منکر]] مبدأ و معاد هر دویند، ذکری نیست. <ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۷۴. </ref> به هر روی، با توجه به اینکه دهریانی که [[سخن]] آنان در زمینه انکار معاد در آیه ۲۴ جاثیه / ۴۵ نقل شده است، به [[بعث]] پس از [[مرگ]] [[اقرار]] ندارند، برخی در آیه ـ هماهنگ با بعضی [[روایات]] <ref>الصافی، ج ۵، ص۷؛ نورالثقلین، ج ۵، ص۳. </ref> ـ به تقدیم «نحیا» بر «نَموتُ» [[معتقد]] شده <ref> تفسیر قمی، ج ۱، ص۸؛ التبیان، ج ۹، ص۲۶۰. </ref> و برخی دیگر احتمالات دیگری را یاد کرده و گفته‌اند: مراد [[آیه]] از «نَموتُ و نَحیا» [[مرگ]] خود آنها و زنده شدن اولادشان؛ یا مرگ برخی از آنان و زنده شدن عدّه‌ای دیگر است؛<ref>التبیان، ج ۹، ص۲۶۰؛ جامع البیان، ج ۱۳، ص۱۹۷. </ref> یا مقصود آن است که آنان در صلب پدرانشان نطفه‌ای مُرده بوده و پس از آن زنده شده‌اند؛ یا (بدون توجه به تقدیم و تأخیر) می‌خواهند چنین بگویند که ایشان در معرض مرگ و [[حیات]] بوده و مرادشان حیات در [[دنیا]] و مرگ * پس از آن است، در حالی که به [[زندگی]] پس از مرگ [[اعتقادی]] ندارند. <ref>الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱. </ref> بر اساس احتمال دیگری، چون [[خدا]] نخست حیات را در آیه یاد کرده: «ما هِیَ اِلاّ حَیاتُنَا الدُّنیا» پس از آن فرموده است: «نَموتُ و نَحیا»؛ یعنی حیات پیش‌گفته درباره کسانی که مُرده‌اند در معرض مرگ و نابودی قرار گرفته و در مورد کسانی که هنوز زنده‌اند، حادثه مذکور رخ نداده است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دهری (مقاله)|مقاله «دهری»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
گرچه در [[تفاسیر]] ذیل بسیاری از [[آیات]] تبیین مبدأ و معاد، به نام و بیان [[عقاید]] دهریه تصریح گشته،<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۱۸ـ۱۹؛ الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱؛ مجمع‌البیان، ج ۹، ص۱۱۸ـ۱۱۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص۲۲. </ref> در قرآن تنها در یک [[آیه]] (جاثیه / ۴۵، ۲۴) واژه دهر [[ذکر]] و در آن اعتقاد [[فرقه]] یاد شده گزارش شده و در دو آیه دیگر (انعام / ۶، ۲۹ و مؤمنون / ۲۳، ۳۷) بی‌تصریح به واژه دهر، شبیه تعبیر در آیه مذکور آمده؛ [[ولی]] در هر دو آیه بر [[انکار معاد]] [[تکیه]] شده است: «و قالوا ما هِیَ اِلاّ حَیاتُنَا الدُّنیا نَموتُ و نَحیا و ما یُهلِکُنا اِلاَّالدَّهرُ و ما لَهُم بِذلِکَ مِن عِلمٍ اِن هُم اِلاّ یَظُنّون؛ و گفتند غیر از زندگانی دنیای ما ـ چیز دیگری ـ نیست می‌میریم و زنده می‌شویم و ما را جز [[طبیعت]] هلاک نمی‌کند؛ [[ولی]] به این مطلب هیچ دانشی ندارند و جز طریق [[گمان]] نمی‌پیمایند». (جاثیه / ۴۵، ۲۴) <ref>نمونه، ج ۲۱، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref> بر پایه [[روایات]] نیز دهریه دو گروه از زنادقه‌اند و اعتقادشان، یعنی [[انکار]] [[مبدأ و معاد]]، از اقسام پنج گانه کفری است که در [[قرآن]]، کفرِ [[جحود]] به [[ربوبیت]] شمرده شده و با استناد به ذیل [[آیه]] ۲۴ جاثیه / ۴۵ اعتقادشان ساختگی، دور از تحقیق، بی‌اساس و بر پایه [[تقلید]] معرفی گشته است؛<ref>الصافی، ج ۵، ص۷؛ المیزان، ج ۱، ص۵۳؛ المنیر، ج ۲۵، ص۲۷۹ ـ ۲۸۱. </ref> البته با اینکه آیه یاد شده محور مباحث مربوط به دهریه در روایات <ref>الصافی، ج ۵، ص۷. </ref> و [[تفاسیر]] است <ref>مجمع‌البیان، ج ۹، ص۱۱۸ ـ ۱۱۹؛ الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ ـ ۲۷۰. </ref> و جمله «ما هِیَ اِلاّ حَیاتُنَا الدُّنیا» درباره [[انکار معاد]] * و «ما یُهلِکُنا اِلاَّالدَّهر» ناظر به انکار مبدأ دانسته شده است،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ـ۲۷۰؛ نمونه، ج ۲۱، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref> برخی به استناد [[سیاق]]، آن را [[نقل]] قول [[مشرکان]] و [[بت پرستان]] در [[ارتباط]] با انکار معاد دانسته و معتقدند آنان به [[خدا]] [[ایمان]] داشته و [[بت‌ها]] را [[شفیعان]] درگاه وی می‌دانستند،<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۷۴؛ نمونه، ج ۲۱، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref> زیرا در [[آیات]] پیشین، از [[کلام]] دهری‌هایی که وجود و عدم حوادث را به دهر نسبت داده و [[منکر]] مبدأ و معاد هر دویند، ذکری نیست. <ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۷۴. </ref> به هر روی، با توجه به اینکه دهریانی که [[سخن]] آنان در زمینه انکار معاد در آیه ۲۴ جاثیه / ۴۵ نقل شده است، به [[بعث]] پس از [[مرگ]] [[اقرار]] ندارند، برخی در آیه ـ هماهنگ با بعضی [[روایات]] <ref>الصافی، ج ۵، ص۷؛ نورالثقلین، ج ۵، ص۳. </ref> ـ به تقدیم «نحیا» بر «نَموتُ» [[معتقد]] شده <ref> تفسیر قمی، ج ۱، ص۸؛ التبیان، ج ۹، ص۲۶۰. </ref> و برخی دیگر احتمالات دیگری را یاد کرده و گفته‌اند: مراد [[آیه]] از «نَموتُ و نَحیا» [[مرگ]] خود آنها و زنده شدن اولادشان؛ یا مرگ برخی از آنان و زنده شدن عدّه‌ای دیگر است؛<ref>التبیان، ج ۹، ص۲۶۰؛ جامع البیان، ج ۱۳، ص۱۹۷. </ref> یا مقصود آن است که آنان در صلب پدرانشان نطفه‌ای مُرده بوده و پس از آن زنده شده‌اند؛ یا (بدون توجه به تقدیم و تأخیر) می‌خواهند چنین بگویند که ایشان در معرض مرگ و [[حیات]] بوده و مرادشان حیات در [[دنیا]] و مرگ * پس از آن است، در حالی که به [[زندگی]] پس از مرگ [[اعتقادی]] ندارند. <ref>الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱. </ref> بر اساس احتمال دیگری، چون [[خدا]] نخست حیات را در آیه یاد کرده: «ما هِیَ اِلاّ حَیاتُنَا الدُّنیا» پس از آن فرموده است: «نَموتُ و نَحیا»؛ یعنی حیات پیش‌گفته درباره کسانی که مُرده‌اند در معرض مرگ و نابودی قرار گرفته و در مورد کسانی که هنوز زنده‌اند، حادثه مذکور رخ نداده است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دهری (مقاله)|مقاله «دهری»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>


==[[دهری]] و [[انکار]] مبدا=
==[[دهری]] و [[انکار]] مبدا==
بر اساس گزارش آیه ۲۴ جاثیه / ۴۵ دهریّه، [[طبیعت]] را [[احیا]] کننده اشیا و دهر ـ [[زمان]]، گذر آن و [[عمر]] <ref>جامع البیان، ج ۱۳، ص۱۹۸؛ الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱. </ref> ـ را نابود کننده آنها می‌دانند. <ref>الملل والنحل، ج ۲، ص۲۳۵. </ref> آنان می‌پندارند تولّد اشخاص بر اثر حرکات افلاک است که سبب امتزاج و اختلاط طبایع و عناصر می‌شود و کیفیت اختلاط مذکور، در پیدایی زندگی و مرگ مؤثر است، بنابراین نیازی به [[اثبات]] مبدأ در این زمینه نیست. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref> خدا در [[آیات]] فراوان آنان را به [[تفکر]] در نشانه‌های [[قطعی]] [[خلقت]] [[ترغیب]] می‌کند: «اَو لَم یَتَفَکَّروا ما بِصاحِبِهِم مِن جِنَّةٍ اِن هُوَ اِلاّ نَذیرٌ مُبین * اَو لَم یَنظُروا فی مَلَکوتِ السَّمـوتِ والاَرضِ.».. ([[اعراف]] / ۷، ۱۸۴ـ۱۸۵)؛ «اَوَ لَم یَرَوا اِلی ما خَلَقَ اللّهُ» (نحل / ۱۶، ۴۸) و به [[اعتقاد]] و [[ایمان]] به [[آفریدگار]]: «اَنَّکُم لَتَکفُرونَ بِالَّذی خَلَقَ الاَرضَ فی یَومَینِ» (فصّلت / ۴۱، ۹) و [[عبادت]] وی فرا می‌خواند: «یـاَیُّهَا النّاسُ اعبُدوا رَبَّکُمُ الَّذیخَلَقَکُم» (بقره / ۲، ۲۱) <ref>الملل والنحل، ج ۲، ص۲۳۵. </ref>، چنان‌که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[آیه]] «اِیّاکَ نَعبُد» (فاتحه / ۱، ۵) را در مقابل دهریه که به قِدَم اشیا [[معتقد]] بودند، به [[پرستش خدا]] [[تفسیر]] فرمود. <ref>تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۴۳. </ref> نیز در [[تفسیر آیه]] ۴۴ [[حجر]] / ۱۵ که در آن برای [[جهنم]] ۷ در بیان می‌شود که از هر دری بخشی (گروهی) معیّن وارد آن می‌شوند، دهریه را بر اثر [[غفلت]] از [[خدا]] و [[انکار]] وی، یکی از بخش‌های یاد شده معرفی: «لَها سَبعَةُ اَبوبٍ لِکُلِّ بابٍ مِنهُم جُزءٌ مَقسوم»<ref> تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص۲۲. </ref> و در مناظره‌ای با ایشان حدوث [[عالم]] را بیان می‌کند. <ref>تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۳۴ ـ ۵۳۷. </ref> [[حضرت صادق]]{{ع}} نیز به [[نقل]] از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} آیه نخست [[سوره انعام]] / ۶ را ردِّ سه گروه، از جمله بخش آغازین آن را که [[ستایش]] [[خالق]] است، ردّ دهریه می‌داند: «اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذی خَلَقَ السَّمـوتِ والاَرضَ.»..؛ <ref> تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۴۲. </ref> همچنین خود آن [[حضرت]] در [[پاسخ]] این [[سخن]] مفضّل که برخی می‌پندارند «حکمت‌های موجود در اعضای [[بدن]] مربوط به [[طبیعت]] است» فرمود: از ایشان بپرس آیا طبیعت یاد شده [[علم]] و [[قدرت]] دارد یا نه؟ در فرض نخست، چرا به آفریدگار چنین طبیعتی ایمان نمی‌آورند و در صورت دوم، چگونه چنین کارهای حکیمانه‌ای را می‌توان به طبیعت فاقد [[شعور]] نسبت داد! <ref> بحارالانوار، ج ۳، ص۶۷. </ref> برخی در برابر طبیعیّه با توجه به [[اسرار]] و شگفتی‌های [[طبیعت]] گفته‌اند: اگر طبیعتی که فاعل چنین افعالی است، ذاتی دارای [[علم]]، [[قدرت]]، [[اراده]] و [[حکمت]] است، چرا اسم طبیعت بر آن نهاده و آن را [[خدا]] نمی‌نامند، و گرنه چگونه [[افعال]] یاد شده از آن صادر شود؟ برخی نیز [[اختلاف]] [[اهل]] [[عقاید]] را تنها در نامگذاری سبب اشیا به ماده، طبیعت، دهر و جز آن دانسته و معتقدند همگان با [[فطرت]] اصیل خود به وجود خدا اعتراف دارند <ref>المیزان، ج ۶، ص۲۴۲. </ref> و مدار [[هدایت]] و [[گمراهی]]، [[خواندن]] وی با اسمای حسنا و [[الحاد]] در اسمای اوست و مادّیان و [[دهریان]]، گرفتار الحاد در اسمایند و صفات خاص خدا را، مانند [[خلق]]، [[احیا]] و [[رزق]]، برای جز وی مانند مادّه یا دهر ثابت دانسته <ref>المیزان، ج ۸، ص۳۴۱. </ref> و خدا را به صفات [[نقص]] و امکان [[وصف]] می‌کنند،<ref>المیزان، ج ۶، ص۲۴۲. </ref> در حالی که اختلاف آثار در اشیا با توجه به [[وحدت]] آنها در اصل طبیعت، کاشف از استنادشان به سببی جز طبیعت است که [[مشیت]] و [[تدبیر]] وی عهده‌دار [[نظام]] موجود در آنهاست،<ref>المیزان، ج ۱۱، ص۲۹۵. </ref> چنان‌که از [[سیاق آیات]] ۱ـ۴ رعد / ۱۳ برداشت می‌شود: «المر تِلکَ ءایـتُ الکِتـبِ والَّذی اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِّکَ الحَقُّ ولـکِنَّ اَکثَرَ النّاسِ لایُؤمِنون * اَللّهُ الَّذی رَفَعَ السَّمـوتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَونَها ثُمَّ استَویعَلَی العَرشِ وسَخَّرَ الشَّمسَ والقَمَرَ کُلٌّ یَجری لاَِجَلٍ مُسَمًّی یُدَبِّرُ الاَمرَ یُفَصِّلُ الأیـتِ لَعَلَّکُم بِلِقاءِ رَبِّکُم توقِنون * و هُوَ الَّذی مَدَّ الاَرضَ وجَعَلَ فیها رَوسِیَ و اَنهـرًا ومِن کُلِّ الثَّمَرتِ جَعَلَ فیها زَوجَینِ اثنَینِ یُغشِی الَّیلَ النَّهارَ اِنَّ فی ذلِکَ لَأیـتٍ لِقَومٍ یَتَفَکَّرون * و فِی‌الاَرضِ قِطَعٌ مُتَجـوِرتٌ وجَنّـتٌ مِن اَعنـبٍ وزَرعٌ ونَخیلٌ صِنوانٌ وغَیرُ صِنوانٍ یُسقی بِماءٍ واحِدٍ ونُفَضِّلُ بَعضَها عَلی بَعضٍ فِی الاُکُلِ اِنَّ فی ذلِکَ لَأیـتٍ لِقَومٍ یَعقِلون». براین پایه، این [[آیات]]، برخلاف نظر برخی [[مفسران]]، گویای [[توحید]] ربوبی‌اند؛ نه [[اثبات]] صانع؛ زیرا با آنها [[ضد]] [[بت‌پرستان]] [[احتجاج]] گشته و ایشان با [[اثبات]] ارباب گوناگون برای اصناف [[مخلوقات]] و [[عبادت]] آنها، با اعتراف به [[توحید ذاتی]]، [[منکر]] [[توحید ربوبی]] بوده‌اند، از این رو [[آیات]] یاد شده درباره [[دهریان]] منکر وجود مبدأ نیست،<ref> المیزان، ج ۱۱، ص۲۹۵. </ref> چنان که [[فرعون]] نیز بر اساس [[اعتقادات]] بت‌پرستان، خود را [[ربّ]] قبطیان می‌دانست و منکر ربّ دیگری برای آنان بود؛ نه اینکه آنان را مخلوق [[خدا]] نمی‌دانسته است: «ما عَلِمتُ لَکُم مِن اِلـهٍ غَیری» ([[اعراف]] / ۷، ۱۲۷)، از این رو احتمال برخی [[مفسران]] که او را از دهریان منکر مبدأ دانسته‌اند، صحیح نیست. <ref>المیزان، ج ۸، ص۲۲۳ـ۲۲۴. </ref> گفتنی است برخی، [[آیه]] ۲۴ جاثیه / ۴۵ را بر کسانی تطبیق کرده که پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} به [[امیرمؤمنان]] و [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} [[ظلم]] کرده؛ [[ایمان]] آنان را تنها به زبان و بدون [[تصدیق قلبی]] و برخاسته از [[ترس]] و [[طمع]] دانسته‌اند<ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۳؛ الصافی، ج ۵، ص۷. </ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دهری (مقاله)|مقاله «دهری»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
بر اساس گزارش آیه ۲۴ جاثیه / ۴۵ دهریّه، [[طبیعت]] را [[احیا]] کننده اشیا و دهر ـ [[زمان]]، گذر آن و [[عمر]] <ref>جامع البیان، ج ۱۳، ص۱۹۸؛ الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱. </ref> ـ را نابود کننده آنها می‌دانند. <ref>الملل والنحل، ج ۲، ص۲۳۵. </ref> آنان می‌پندارند تولّد اشخاص بر اثر حرکات افلاک است که سبب امتزاج و اختلاط طبایع و عناصر می‌شود و کیفیت اختلاط مذکور، در پیدایی زندگی و مرگ مؤثر است، بنابراین نیازی به [[اثبات]] مبدأ در این زمینه نیست. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref> خدا در [[آیات]] فراوان آنان را به [[تفکر]] در نشانه‌های [[قطعی]] [[خلقت]] [[ترغیب]] می‌کند: «اَو لَم یَتَفَکَّروا ما بِصاحِبِهِم مِن جِنَّةٍ اِن هُوَ اِلاّ نَذیرٌ مُبین * اَو لَم یَنظُروا فی مَلَکوتِ السَّمـوتِ والاَرضِ.».. ([[اعراف]] / ۷، ۱۸۴ـ۱۸۵)؛ «اَوَ لَم یَرَوا اِلی ما خَلَقَ اللّهُ» (نحل / ۱۶، ۴۸) و به [[اعتقاد]] و [[ایمان]] به [[آفریدگار]]: «اَنَّکُم لَتَکفُرونَ بِالَّذی خَلَقَ الاَرضَ فی یَومَینِ» (فصّلت / ۴۱، ۹) و [[عبادت]] وی فرا می‌خواند: «یـاَیُّهَا النّاسُ اعبُدوا رَبَّکُمُ الَّذیخَلَقَکُم» (بقره / ۲، ۲۱) <ref>الملل والنحل، ج ۲، ص۲۳۵. </ref>، چنان‌که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[آیه]] «اِیّاکَ نَعبُد» (فاتحه / ۱، ۵) را در مقابل دهریه که به قِدَم اشیا [[معتقد]] بودند، به [[پرستش خدا]] [[تفسیر]] فرمود. <ref>تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۴۳. </ref> نیز در [[تفسیر آیه]] ۴۴ [[حجر]] / ۱۵ که در آن برای [[جهنم]] ۷ در بیان می‌شود که از هر دری بخشی (گروهی) معیّن وارد آن می‌شوند، دهریه را بر اثر [[غفلت]] از [[خدا]] و [[انکار]] وی، یکی از بخش‌های یاد شده معرفی: «لَها سَبعَةُ اَبوبٍ لِکُلِّ بابٍ مِنهُم جُزءٌ مَقسوم»<ref> تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص۲۲. </ref> و در مناظره‌ای با ایشان حدوث [[عالم]] را بیان می‌کند. <ref>تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۳۴ ـ ۵۳۷. </ref> [[حضرت صادق]]{{ع}} نیز به [[نقل]] از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} آیه نخست [[سوره انعام]] / ۶ را ردِّ سه گروه، از جمله بخش آغازین آن را که [[ستایش]] [[خالق]] است، ردّ دهریه می‌داند: «اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذی خَلَقَ السَّمـوتِ والاَرضَ.»..؛ <ref> تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۴۲. </ref> همچنین خود آن [[حضرت]] در [[پاسخ]] این [[سخن]] مفضّل که برخی می‌پندارند «حکمت‌های موجود در اعضای [[بدن]] مربوط به [[طبیعت]] است» فرمود: از ایشان بپرس آیا طبیعت یاد شده [[علم]] و [[قدرت]] دارد یا نه؟ در فرض نخست، چرا به آفریدگار چنین طبیعتی ایمان نمی‌آورند و در صورت دوم، چگونه چنین کارهای حکیمانه‌ای را می‌توان به طبیعت فاقد [[شعور]] نسبت داد! <ref> بحارالانوار، ج ۳، ص۶۷. </ref> برخی در برابر طبیعیّه با توجه به [[اسرار]] و شگفتی‌های [[طبیعت]] گفته‌اند: اگر طبیعتی که فاعل چنین افعالی است، ذاتی دارای [[علم]]، [[قدرت]]، [[اراده]] و [[حکمت]] است، چرا اسم طبیعت بر آن نهاده و آن را [[خدا]] نمی‌نامند، و گرنه چگونه [[افعال]] یاد شده از آن صادر شود؟ برخی نیز [[اختلاف]] [[اهل]] [[عقاید]] را تنها در نامگذاری سبب اشیا به ماده، طبیعت، دهر و جز آن دانسته و معتقدند همگان با [[فطرت]] اصیل خود به وجود خدا اعتراف دارند <ref>المیزان، ج ۶، ص۲۴۲. </ref> و مدار [[هدایت]] و [[گمراهی]]، [[خواندن]] وی با اسمای حسنا و [[الحاد]] در اسمای اوست و مادّیان و [[دهریان]]، گرفتار الحاد در اسمایند و صفات خاص خدا را، مانند [[خلق]]، [[احیا]] و [[رزق]]، برای جز وی مانند مادّه یا دهر ثابت دانسته <ref>المیزان، ج ۸، ص۳۴۱. </ref> و خدا را به صفات [[نقص]] و امکان [[وصف]] می‌کنند،<ref>المیزان، ج ۶، ص۲۴۲. </ref> در حالی که اختلاف آثار در اشیا با توجه به [[وحدت]] آنها در اصل طبیعت، کاشف از استنادشان به سببی جز طبیعت است که [[مشیت]] و [[تدبیر]] وی عهده‌دار [[نظام]] موجود در آنهاست،<ref>المیزان، ج ۱۱، ص۲۹۵. </ref> چنان‌که از [[سیاق آیات]] ۱ـ۴ رعد / ۱۳ برداشت می‌شود: «المر تِلکَ ءایـتُ الکِتـبِ والَّذی اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِّکَ الحَقُّ ولـکِنَّ اَکثَرَ النّاسِ لایُؤمِنون * اَللّهُ الَّذی رَفَعَ السَّمـوتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَونَها ثُمَّ استَویعَلَی العَرشِ وسَخَّرَ الشَّمسَ والقَمَرَ کُلٌّ یَجری لاَِجَلٍ مُسَمًّی یُدَبِّرُ الاَمرَ یُفَصِّلُ الأیـتِ لَعَلَّکُم بِلِقاءِ رَبِّکُم توقِنون * و هُوَ الَّذی مَدَّ الاَرضَ وجَعَلَ فیها رَوسِیَ و اَنهـرًا ومِن کُلِّ الثَّمَرتِ جَعَلَ فیها زَوجَینِ اثنَینِ یُغشِی الَّیلَ النَّهارَ اِنَّ فی ذلِکَ لَأیـتٍ لِقَومٍ یَتَفَکَّرون * و فِی‌الاَرضِ قِطَعٌ مُتَجـوِرتٌ وجَنّـتٌ مِن اَعنـبٍ وزَرعٌ ونَخیلٌ صِنوانٌ وغَیرُ صِنوانٍ یُسقی بِماءٍ واحِدٍ ونُفَضِّلُ بَعضَها عَلی بَعضٍ فِی الاُکُلِ اِنَّ فی ذلِکَ لَأیـتٍ لِقَومٍ یَعقِلون». براین پایه، این [[آیات]]، برخلاف نظر برخی [[مفسران]]، گویای [[توحید]] ربوبی‌اند؛ نه [[اثبات]] صانع؛ زیرا با آنها [[ضد]] [[بت‌پرستان]] [[احتجاج]] گشته و ایشان با [[اثبات]] ارباب گوناگون برای اصناف [[مخلوقات]] و [[عبادت]] آنها، با اعتراف به [[توحید ذاتی]]، [[منکر]] [[توحید ربوبی]] بوده‌اند، از این رو [[آیات]] یاد شده درباره [[دهریان]] منکر وجود مبدأ نیست،<ref> المیزان، ج ۱۱، ص۲۹۵. </ref> چنان که [[فرعون]] نیز بر اساس [[اعتقادات]] بت‌پرستان، خود را [[ربّ]] قبطیان می‌دانست و منکر ربّ دیگری برای آنان بود؛ نه اینکه آنان را مخلوق [[خدا]] نمی‌دانسته است: «ما عَلِمتُ لَکُم مِن اِلـهٍ غَیری» ([[اعراف]] / ۷، ۱۲۷)، از این رو احتمال برخی [[مفسران]] که او را از دهریان منکر مبدأ دانسته‌اند، صحیح نیست. <ref>المیزان، ج ۸، ص۲۲۳ـ۲۲۴. </ref> گفتنی است برخی، [[آیه]] ۲۴ جاثیه / ۴۵ را بر کسانی تطبیق کرده که پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} به [[امیرمؤمنان]] و [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} [[ظلم]] کرده؛ [[ایمان]] آنان را تنها به زبان و بدون [[تصدیق قلبی]] و برخاسته از [[ترس]] و [[طمع]] دانسته‌اند<ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۳؛ الصافی، ج ۵، ص۷. </ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دهری (مقاله)|مقاله «دهری»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>


۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش