دهری: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۱۳۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۸ نوامبر ۲۰۲۱
خط ۲۲: خط ۲۲:
به هر روی، با توجه به اینکه دهریانی که [[سخن]] آنان در زمینه انکار معاد در آیه {{متن قرآن|وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ}}<ref>«و گفتند: آن (حقیقت زندگی) جز زندگانی ما در این جهان نیست: (دسته‌ای) می‌میریم و (دسته‌ای) زنده می‌شویم و جز روزگار ما را نابود نمی‌کند؛ و آنان را بدان دانشی نیست، آنها جز به پندار نمی‌گرایند» سوره جاثیه، آیه ۲۴.</ref> نقل شده است، به [[بعث]] پس از [[مرگ]] [[اقرار]] ندارند، برخی در آیه ـ هماهنگ با بعضی [[روایات]] <ref>الصافی، ج ۵، ص۷؛ نورالثقلین، ج ۵، ص۳. </ref> ـ به تقدیم {{متن قرآن|نَحْيَا}} بر {{متن قرآن|نَمُوتُ}} [[معتقد]] شده <ref> تفسیر قمی، ج ۱، ص۸؛ التبیان، ج ۹، ص۲۶۰. </ref> و برخی دیگر احتمالات دیگری را یاد کرده و گفته‌اند: مراد [[آیه]] از {{متن قرآن|نَمُوتُ وَنَحْيَا}} [[مرگ]] خود آنها و زنده شدن اولادشان؛ یا مرگ برخی از آنان و زنده شدن عدّه‌ای دیگر است؛<ref>التبیان، ج ۹، ص۲۶۰؛ جامع البیان، ج ۱۳، ص۱۹۷. </ref> یا مقصود آن است که آنان در صلب پدرانشان نطفه‌ای مُرده بوده و پس از آن زنده شده‌اند؛ یا (بدون توجه به تقدیم و تأخیر) می‌خواهند چنین بگویند که ایشان در معرض مرگ و [[حیات]] بوده و مرادشان حیات در [[دنیا]] و مرگ پس از آن است، در حالی که به [[زندگی]] پس از مرگ [[اعتقادی]] ندارند. <ref>الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱. </ref> بر اساس احتمال دیگری، چون [[خدا]] نخست حیات را در آیه یاد کرده: {{متن قرآن|مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا}} پس از آن فرموده است: {{متن قرآن|نَمُوتُ وَنَحْيَا}}؛ یعنی حیات پیش‌گفته درباره کسانی که مُرده‌اند در معرض مرگ و نابودی قرار گرفته و در مورد کسانی که هنوز زنده‌اند، حادثه مذکور رخ نداده است <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دهری (مقاله)|مقاله «دهری»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
به هر روی، با توجه به اینکه دهریانی که [[سخن]] آنان در زمینه انکار معاد در آیه {{متن قرآن|وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ}}<ref>«و گفتند: آن (حقیقت زندگی) جز زندگانی ما در این جهان نیست: (دسته‌ای) می‌میریم و (دسته‌ای) زنده می‌شویم و جز روزگار ما را نابود نمی‌کند؛ و آنان را بدان دانشی نیست، آنها جز به پندار نمی‌گرایند» سوره جاثیه، آیه ۲۴.</ref> نقل شده است، به [[بعث]] پس از [[مرگ]] [[اقرار]] ندارند، برخی در آیه ـ هماهنگ با بعضی [[روایات]] <ref>الصافی، ج ۵، ص۷؛ نورالثقلین، ج ۵، ص۳. </ref> ـ به تقدیم {{متن قرآن|نَحْيَا}} بر {{متن قرآن|نَمُوتُ}} [[معتقد]] شده <ref> تفسیر قمی، ج ۱، ص۸؛ التبیان، ج ۹، ص۲۶۰. </ref> و برخی دیگر احتمالات دیگری را یاد کرده و گفته‌اند: مراد [[آیه]] از {{متن قرآن|نَمُوتُ وَنَحْيَا}} [[مرگ]] خود آنها و زنده شدن اولادشان؛ یا مرگ برخی از آنان و زنده شدن عدّه‌ای دیگر است؛<ref>التبیان، ج ۹، ص۲۶۰؛ جامع البیان، ج ۱۳، ص۱۹۷. </ref> یا مقصود آن است که آنان در صلب پدرانشان نطفه‌ای مُرده بوده و پس از آن زنده شده‌اند؛ یا (بدون توجه به تقدیم و تأخیر) می‌خواهند چنین بگویند که ایشان در معرض مرگ و [[حیات]] بوده و مرادشان حیات در [[دنیا]] و مرگ پس از آن است، در حالی که به [[زندگی]] پس از مرگ [[اعتقادی]] ندارند. <ref>الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱. </ref> بر اساس احتمال دیگری، چون [[خدا]] نخست حیات را در آیه یاد کرده: {{متن قرآن|مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا}} پس از آن فرموده است: {{متن قرآن|نَمُوتُ وَنَحْيَا}}؛ یعنی حیات پیش‌گفته درباره کسانی که مُرده‌اند در معرض مرگ و نابودی قرار گرفته و در مورد کسانی که هنوز زنده‌اند، حادثه مذکور رخ نداده است <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دهری (مقاله)|مقاله «دهری»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>


==[[دهری]] و [[انکار]] مبدا==
==[[دهری]] و [[انکار]] مبدأ==
بر اساس گزارش آیه ۲۴ جاثیه / ۴۵ دهریّه، [[طبیعت]] را [[احیا]] کننده اشیا و دهر ـ [[زمان]]، گذر آن و [[عمر]] <ref>جامع البیان، ج ۱۳، ص۱۹۸؛ الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱. </ref> ـ را نابود کننده آنها می‌دانند. <ref>الملل والنحل، ج ۲، ص۲۳۵. </ref> آنان می‌پندارند تولّد اشخاص بر اثر حرکات افلاک است که سبب امتزاج و اختلاط طبایع و عناصر می‌شود و کیفیت اختلاط مذکور، در پیدایی زندگی و مرگ مؤثر است، بنابراین نیازی به [[اثبات]] مبدأ در این زمینه نیست. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref> خدا در [[آیات]] فراوان آنان را به [[تفکر]] در نشانه‌های [[قطعی]] [[خلقت]] [[ترغیب]] می‌کند: «اَو لَم یَتَفَکَّروا ما بِصاحِبِهِم مِن جِنَّةٍ اِن هُوَ اِلاّ نَذیرٌ مُبین * اَو لَم یَنظُروا فی مَلَکوتِ السَّمـوتِ والاَرضِ.».. ([[اعراف]] / ۷، ۱۸۴ـ۱۸۵)؛ «اَوَ لَم یَرَوا اِلی ما خَلَقَ اللّهُ» (نحل / ۱۶، ۴۸) و به [[اعتقاد]] و [[ایمان]] به [[آفریدگار]]: «اَنَّکُم لَتَکفُرونَ بِالَّذی خَلَقَ الاَرضَ فی یَومَینِ» (فصّلت / ۴۱، ۹) و [[عبادت]] وی فرا می‌خواند: «یـاَیُّهَا النّاسُ اعبُدوا رَبَّکُمُ الَّذیخَلَقَکُم» (بقره / ۲، ۲۱) <ref>الملل والنحل، ج ۲، ص۲۳۵. </ref>، چنان‌که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[آیه]] «اِیّاکَ نَعبُد» (فاتحه / ۱، ۵) را در مقابل دهریه که به قِدَم اشیا [[معتقد]] بودند، به [[پرستش خدا]] [[تفسیر]] فرمود. <ref>تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۴۳. </ref> نیز در [[تفسیر آیه]] ۴۴ [[حجر]] / ۱۵ که در آن برای [[جهنم]] ۷ در بیان می‌شود که از هر دری بخشی (گروهی) معیّن وارد آن می‌شوند، دهریه را بر اثر [[غفلت]] از [[خدا]] و [[انکار]] وی، یکی از بخش‌های یاد شده معرفی: «لَها سَبعَةُ اَبوبٍ لِکُلِّ بابٍ مِنهُم جُزءٌ مَقسوم»<ref> تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص۲۲. </ref> و در مناظره‌ای با ایشان حدوث [[عالم]] را بیان می‌کند. <ref>تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۳۴ ـ ۵۳۷. </ref> [[حضرت صادق]]{{ع}} نیز به [[نقل]] از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} آیه نخست [[سوره انعام]] / ۶ را ردِّ سه گروه، از جمله بخش آغازین آن را که [[ستایش]] [[خالق]] است، ردّ دهریه می‌داند: «اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذی خَلَقَ السَّمـوتِ والاَرضَ.»..؛ <ref> تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۴۲. </ref> همچنین خود آن [[حضرت]] در [[پاسخ]] این [[سخن]] مفضّل که برخی می‌پندارند «حکمت‌های موجود در اعضای [[بدن]] مربوط به [[طبیعت]] است» فرمود: از ایشان بپرس آیا طبیعت یاد شده [[علم]] و [[قدرت]] دارد یا نه؟ در فرض نخست، چرا به آفریدگار چنین طبیعتی ایمان نمی‌آورند و در صورت دوم، چگونه چنین کارهای حکیمانه‌ای را می‌توان به طبیعت فاقد [[شعور]] نسبت داد! <ref> بحارالانوار، ج ۳، ص۶۷. </ref> برخی در برابر طبیعیّه با توجه به [[اسرار]] و شگفتی‌های [[طبیعت]] گفته‌اند: اگر طبیعتی که فاعل چنین افعالی است، ذاتی دارای [[علم]]، [[قدرت]]، [[اراده]] و [[حکمت]] است، چرا اسم طبیعت بر آن نهاده و آن را [[خدا]] نمی‌نامند، و گرنه چگونه [[افعال]] یاد شده از آن صادر شود؟ برخی نیز [[اختلاف]] [[اهل]] [[عقاید]] را تنها در نامگذاری سبب اشیا به ماده، طبیعت، دهر و جز آن دانسته و معتقدند همگان با [[فطرت]] اصیل خود به وجود خدا اعتراف دارند <ref>المیزان، ج ۶، ص۲۴۲. </ref> و مدار [[هدایت]] و [[گمراهی]]، [[خواندن]] وی با اسمای حسنا و [[الحاد]] در اسمای اوست و مادّیان و [[دهریان]]، گرفتار الحاد در اسمایند و صفات خاص خدا را، مانند [[خلق]]، [[احیا]] و [[رزق]]، برای جز وی مانند مادّه یا دهر ثابت دانسته <ref>المیزان، ج ۸، ص۳۴۱. </ref> و خدا را به صفات [[نقص]] و امکان [[وصف]] می‌کنند،<ref>المیزان، ج ۶، ص۲۴۲. </ref> در حالی که اختلاف آثار در اشیا با توجه به [[وحدت]] آنها در اصل طبیعت، کاشف از استنادشان به سببی جز طبیعت است که [[مشیت]] و [[تدبیر]] وی عهده‌دار [[نظام]] موجود در آنهاست،<ref>المیزان، ج ۱۱، ص۲۹۵. </ref> چنان‌که از [[سیاق آیات]] ۱ـ۴ رعد / ۱۳ برداشت می‌شود: «المر تِلکَ ءایـتُ الکِتـبِ والَّذی اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِّکَ الحَقُّ ولـکِنَّ اَکثَرَ النّاسِ لایُؤمِنون * اَللّهُ الَّذی رَفَعَ السَّمـوتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَونَها ثُمَّ استَویعَلَی العَرشِ وسَخَّرَ الشَّمسَ والقَمَرَ کُلٌّ یَجری لاَِجَلٍ مُسَمًّی یُدَبِّرُ الاَمرَ یُفَصِّلُ الأیـتِ لَعَلَّکُم بِلِقاءِ رَبِّکُم توقِنون * و هُوَ الَّذی مَدَّ الاَرضَ وجَعَلَ فیها رَوسِیَ و اَنهـرًا ومِن کُلِّ الثَّمَرتِ جَعَلَ فیها زَوجَینِ اثنَینِ یُغشِی الَّیلَ النَّهارَ اِنَّ فی ذلِکَ لَأیـتٍ لِقَومٍ یَتَفَکَّرون * و فِی‌الاَرضِ قِطَعٌ مُتَجـوِرتٌ وجَنّـتٌ مِن اَعنـبٍ وزَرعٌ ونَخیلٌ صِنوانٌ وغَیرُ صِنوانٍ یُسقی بِماءٍ واحِدٍ ونُفَضِّلُ بَعضَها عَلی بَعضٍ فِی الاُکُلِ اِنَّ فی ذلِکَ لَأیـتٍ لِقَومٍ یَعقِلون». براین پایه، این [[آیات]]، برخلاف نظر برخی [[مفسران]]، گویای [[توحید]] ربوبی‌اند؛ نه [[اثبات]] صانع؛ زیرا با آنها [[ضد]] [[بت‌پرستان]] [[احتجاج]] گشته و ایشان با [[اثبات]] ارباب گوناگون برای اصناف [[مخلوقات]] و [[عبادت]] آنها، با اعتراف به [[توحید ذاتی]]، [[منکر]] [[توحید ربوبی]] بوده‌اند، از این رو [[آیات]] یاد شده درباره [[دهریان]] منکر وجود مبدأ نیست،<ref> المیزان، ج ۱۱، ص۲۹۵. </ref> چنان که [[فرعون]] نیز بر اساس [[اعتقادات]] بت‌پرستان، خود را [[ربّ]] قبطیان می‌دانست و منکر ربّ دیگری برای آنان بود؛ نه اینکه آنان را مخلوق [[خدا]] نمی‌دانسته است: «ما عَلِمتُ لَکُم مِن اِلـهٍ غَیری» ([[اعراف]] / ۷، ۱۲۷)، از این رو احتمال برخی [[مفسران]] که او را از دهریان منکر مبدأ دانسته‌اند، صحیح نیست. <ref>المیزان، ج ۸، ص۲۲۳ـ۲۲۴. </ref> گفتنی است برخی، [[آیه]] ۲۴ جاثیه / ۴۵ را بر کسانی تطبیق کرده که پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} به [[امیرمؤمنان]] و [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} [[ظلم]] کرده؛ [[ایمان]] آنان را تنها به زبان و بدون [[تصدیق قلبی]] و برخاسته از [[ترس]] و [[طمع]] دانسته‌اند<ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۳؛ الصافی، ج ۵، ص۷. </ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دهری (مقاله)|مقاله «دهری»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
بر اساس گزارش آیه {{متن قرآن|وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ}}<ref>«و گفتند: آن (حقیقت زندگی) جز زندگانی ما در این جهان نیست: (دسته‌ای) می‌میریم و (دسته‌ای) زنده می‌شویم و جز روزگار ما را نابود نمی‌کند؛ و آنان را بدان دانشی نیست، آنها جز به پندار نمی‌گرایند» سوره جاثیه، آیه ۲۴.</ref> دهریّه، [[طبیعت]] را [[احیا]] کننده اشیا و دهر ـ [[زمان]]، گذر آن و [[عمر]] <ref>جامع البیان، ج ۱۳، ص۱۹۸؛ الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱. </ref> ـ را نابود کننده آنها می‌دانند. <ref>الملل والنحل، ج ۲، ص۲۳۵. </ref> آنان می‌پندارند تولّد اشخاص بر اثر حرکات افلاک است که سبب امتزاج و اختلاط طبایع و عناصر می‌شود و کیفیت اختلاط مذکور، در پیدایی زندگی و مرگ مؤثر است، بنابراین نیازی به [[اثبات]] مبدأ در این زمینه نیست. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref>
 
خدا در [[آیات]] فراوان آنان را به [[تفکر]] در نشانه‌های [[قطعی]] [[خلقت]] [[ترغیب]] می‌کند: {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«آیا نیندیشیده‌اند (تا بدانند) که همنشین آنان به هیچ روی دیوانگی ندارد او جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیست» سوره اعراف، آیه ۱۸۴.</ref>، {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ وَأَنْ عَسَى أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«آیا در گستره  آسمان‌ها و زمین و هر چیزی که خداوند آفریده است ننگریسته‌اند و در اینکه بسا اجلشان نزدیک شده باشد؛ بنابراین بعد از آن (قرآن) به کدام گفتار ایمان می‌آورند؟» سوره اعراف، آیه ۱۸۵.</ref>؛ {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلَالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالشَّمَائِلِ سُجَّدًا لِلَّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ}}<ref>«آیا به آنچه خداوند آفریده است ننگریسته‌اند که چگونه سایه‌های آن از راست و چپ  باز می‌گردد  و با فروتنی به خداوند سجده می‌برد؟» سوره نحل، آیه ۴۸.</ref> و به [[اعتقاد]] و [[ایمان]] به [[آفریدگار]]: {{متن قرآن|قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«بگو آیا شما به کسی کفر می‌ورزید و برای او همتایانی می‌آورید که زمین را دو روزه آفریده است؟ او پروردگار جهانیان است» سوره فصلت، آیه ۹.</ref> و [[عبادت]] وی فرا می‌خواند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«ای مردم! پروردگارتان را بپرستید که شما و پیشینیانتان را آفرید، باشد که  پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۲۱.</ref><ref>الملل والنحل، ج ۲، ص۲۳۵. </ref>، چنان‌که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[آیه]] {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ}}<ref>«تنها تو را می‌پرستیم» سوره فاتحه، آیه ۵.</ref> را در مقابل دهریه که به قِدَم اشیا [[معتقد]] بودند، به [[پرستش خدا]] [[تفسیر]] فرمود. <ref>تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۴۳. </ref> نیز در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِكُلِّ بَابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ}}<ref>«که هفت دروازه  دارد و هر دروازه از آن را بخشی جداست» سوره حجر، آیه ۴۴.</ref> که در آن برای [[جهنم]] ۷ در بیان می‌شود که از هر دری بخشی (گروهی) معیّن وارد آن می‌شوند، دهریه را بر اثر [[غفلت]] از [[خدا]] و [[انکار]] وی، یکی از بخش‌های یاد شده معرفی<ref> تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص۲۲. </ref> و در مناظره‌ای با ایشان حدوث [[عالم]] را بیان می‌کند. <ref>تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۳۴ ـ ۵۳۷. </ref>
 
[[حضرت صادق]]{{ع}} نیز به [[نقل]] از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} آیه {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ}}<ref>«سپاس خداوند را که آسمان‌ها و زمین را آفرید و تاریکی‌ها و روشنایی را پدید آورد؛ آنگاه کافران برای پروردگار خود همتا می‌تراشند» سوره انعام، آیه ۱.</ref> را ردِّ سه گروه، از جمله بخش آغازین آن را که [[ستایش]] [[خالق]] است، ردّ دهریه می‌داند<ref> تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۴۲. </ref> همچنین خود آن [[حضرت]] در [[پاسخ]] این [[سخن]] مفضّل که برخی می‌پندارند «حکمت‌های موجود در اعضای [[بدن]] مربوط به [[طبیعت]] است» فرمود: از ایشان بپرس آیا طبیعت یاد شده [[علم]] و [[قدرت]] دارد یا نه؟ در فرض نخست، چرا به آفریدگار چنین طبیعتی ایمان نمی‌آورند و در صورت دوم، چگونه چنین کارهای حکیمانه‌ای را می‌توان به طبیعت فاقد [[شعور]] نسبت داد! <ref> بحارالانوار، ج ۳، ص۶۷. </ref>
 
برخی در برابر طبیعیّه با توجه به [[اسرار]] و شگفتی‌های [[طبیعت]] گفته‌اند: اگر طبیعتی که فاعل چنین افعالی است، ذاتی دارای [[علم]]، [[قدرت]]، [[اراده]] و [[حکمت]] است، چرا اسم طبیعت بر آن نهاده و آن را [[خدا]] نمی‌نامند، و گرنه چگونه [[افعال]] یاد شده از آن صادر شود؟ برخی نیز [[اختلاف]] [[اهل]] [[عقاید]] را تنها در نامگذاری سبب اشیا به ماده، طبیعت، دهر و جز آن دانسته و معتقدند همگان با [[فطرت]] اصیل خود به وجود خدا اعتراف دارند <ref>المیزان، ج ۶، ص۲۴۲. </ref> و مدار [[هدایت]] و [[گمراهی]]، [[خواندن]] وی با اسمای حسنا و [[الحاد]] در اسمای اوست و مادّیان و [[دهریان]]، گرفتار الحاد در اسمایند و صفات خاص خدا را، مانند [[خلق]]، [[احیا]] و [[رزق]]، برای جز وی مانند مادّه یا دهر ثابت دانسته <ref>المیزان، ج ۸، ص۳۴۱. </ref> و خدا را به صفات [[نقص]] و امکان [[وصف]] می‌کنند، <ref>المیزان، ج ۶، ص۲۴۲. </ref> در حالی که اختلاف آثار در اشیا با توجه به [[وحدت]] آنها در اصل طبیعت، کاشف از استنادشان به سببی جز طبیعت است که [[مشیت]] و [[تدبیر]] وی عهده‌دار [[نظام]] موجود در آنهاست،<ref>المیزان، ج ۱۱، ص۲۹۵. </ref>
 
چنان‌که از [[سیاق آیات]] {{متن قرآن|المر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَالَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«الف، لام، میم، را؛ این آیات کتاب (آسمانی) است و آنچه از پروردگارت بر تو فرو فرستاده شده راستین است اما بیشتر مردم ایمان نمی‌آورند» سوره رعد، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ}}<ref>«خداوند همان است که آسمان‌ها را بی‌ستون‌هایی که آنها را ببینید برافراخت سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت و خورشید و ماه را رام کرد؛ هر یک تا زمانی معیّن روان است؛ امر (آفرینش) را کارسازی می‌کند، آیات را آشکار می‌دارد باشد که شما به لقای پروردگارتان، یقین کنید» سوره رعد، آیه ۲.</ref>، {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و اوست که زمین را گسترد و در آن کوه‌ها و رودهایی نهاد و از هر میوه در آن جفتی دوگانه  برآورد؛ شب را با روز فرا می‌پوشد، بی‌گمان در آن (کار) نشانه‌هایی برای گروهی است که می‌اندیشند» سوره رعد، آیه ۳.</ref>، {{متن قرآن|وَفِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاءٍ وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«و در زمین پاره‌هایی کنار هم و باغسارهایی از انگور است و (نیز) کشت (هایی گوناگون) و خرما بنان هم‌ریشه و ناهم‌ریشه  که (همه) از یک آب آبیاری می‌شوند و برخی را بر برخی دیگر در بر و بار  برتری می‌دهیم؛ بی‌گمان در آن (ها) برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌های» سوره رعد، آیه ۴.</ref> برداشت می‌شود براین پایه، این [[آیات]]، برخلاف نظر برخی [[مفسران]]، گویای [[توحید]] ربوبی‌اند؛ نه [[اثبات]] صانع؛ زیرا با آنها [[ضد]] [[بت‌پرستان]] [[احتجاج]] گشته و ایشان با [[اثبات]] ارباب گوناگون برای اصناف [[مخلوقات]] و [[عبادت]] آنها، با اعتراف به [[توحید ذاتی]]، [[منکر]] [[توحید ربوبی]] بوده‌اند، از این رو [[آیات]] یاد شده درباره [[دهریان]] منکر وجود مبدأ نیست،<ref> المیزان، ج ۱۱، ص۲۹۵. </ref> چنان که [[فرعون]] نیز بر اساس [[اعتقادات]] بت‌پرستان، خود را [[ربّ]] قبطیان می‌دانست و منکر ربّ دیگری برای آنان بود؛ نه اینکه آنان را مخلوق [[خدا]] نمی‌دانسته است: {{متن قرآن|مَا عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرِي}}<ref>«من خدایی جز خویشتن برای شما نمی‌شناسم» سوره قصص، آیه ۳۸.</ref>، از این رو احتمال برخی [[مفسران]] که او را از دهریان منکر مبدأ دانسته‌اند، صحیح نیست. <ref>المیزان، ج ۸، ص۲۲۳ـ۲۲۴. </ref> گفتنی است برخی، [[آیه]] {{متن قرآن|وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ}}<ref>«و گفتند: آن (حقیقت زندگی) جز زندگانی ما در این جهان نیست: (دسته‌ای) می‌میریم و (دسته‌ای) زنده می‌شویم و جز روزگار ما را نابود نمی‌کند؛ و آنان را بدان دانشی نیست، آنها جز به پندار نمی‌گرایند» سوره جاثیه، آیه ۲۴.</ref> را بر کسانی تطبیق کرده که پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} به [[امیرمؤمنان]] و [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} [[ظلم]] کرده؛ [[ایمان]] آنان را تنها به زبان و بدون [[تصدیق قلبی]] و برخاسته از [[ترس]] و [[طمع]] دانسته‌اند<ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۳؛ الصافی، ج ۵، ص۷. </ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دهری (مقاله)|مقاله «دهری»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>


==[[دهری]] و [[انکار معاد]]==
==[[دهری]] و [[انکار معاد]]==
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش