ابان بن صلت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'شکوه' به 'شکوه'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-]] ==منابع== +]] {{پایان مدخل‌های وابسته}} ==منابع==))
جز (جایگزینی متن - 'شکوه' به 'شکوه')
خط ۷: خط ۷:
از [[راویان امام رضا]]{{ع}}، بر اساس روایتی از [[صدوق]] [[ابان]] از راویان امام رضا{{ع}} شمرده شده است اما از [[زندگی]] و کیستی او مطلبی در منابع نیامده است، جز آنکه [[حدیثی]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند که بر اساس آن علت نام‌گذاری [[امام علی]]{{ع}} به «[[امیرمؤمنان]]» بیان می‌شود<ref>المناقب، ابن شهر آشوب، ج۳، ص۵۵؛ بحار الأنوار، ج۳۷، ص۳۳۴.</ref>. همچنین در [[زمان]] و دوره‌ای دیگر، بر اساس پاره‌ای از [[اخبار]]، در [[مجلسی]] که [[مأمون]] پرسشی را در گفت‌و‌گو با امام رضا{{ع}} مطرح می‌کند، حاضر است و این حضور طبعاً یا به اعتبار قرابتی است که با آن [[حضرت]] دارد و یا اینکه خود از شخصیت‌های مطرح و قابل احترامی است که امکان شرکتش را در چنین مجالسی که بزرگان و [[دانشمندان]] حاضرند، مجاز می‌دارد، هر چند در [[تاریخ]] چنین مطلبی انعکاس نیافته است.
از [[راویان امام رضا]]{{ع}}، بر اساس روایتی از [[صدوق]] [[ابان]] از راویان امام رضا{{ع}} شمرده شده است اما از [[زندگی]] و کیستی او مطلبی در منابع نیامده است، جز آنکه [[حدیثی]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند که بر اساس آن علت نام‌گذاری [[امام علی]]{{ع}} به «[[امیرمؤمنان]]» بیان می‌شود<ref>المناقب، ابن شهر آشوب، ج۳، ص۵۵؛ بحار الأنوار، ج۳۷، ص۳۳۴.</ref>. همچنین در [[زمان]] و دوره‌ای دیگر، بر اساس پاره‌ای از [[اخبار]]، در [[مجلسی]] که [[مأمون]] پرسشی را در گفت‌و‌گو با امام رضا{{ع}} مطرح می‌کند، حاضر است و این حضور طبعاً یا به اعتبار قرابتی است که با آن [[حضرت]] دارد و یا اینکه خود از شخصیت‌های مطرح و قابل احترامی است که امکان شرکتش را در چنین مجالسی که بزرگان و [[دانشمندان]] حاضرند، مجاز می‌دارد، هر چند در [[تاریخ]] چنین مطلبی انعکاس نیافته است.


نام ابان در [[روایات]] مانده و در دسترس فراوان نیست. قدیمی‌ترین کتابی که نام وی را آورده، [[علل الشرایع]] است. در این کتاب روایتی به نقل او از امام رضا{{ع}} آمده است که می‌گوید: روزی جمعی از [[مردم]] [[خراسان]] نزد آن حضرت آمدند و از [[رفتار]] برخی از افراد وابسته به [[خاندان]] وی [[شکوه]] کردند و از ایشان خواستند تا به آنان تذکار دهد و آنان را از کارشان باز دارد. اما [[امام]] با استناد به سخن [[پدر]] بزرگوارش که [[نصیحت]]، [[سختی]] و [[خشونت]] به دنبال دارد (موجب رمیدن [[آدمیان]] می‌شود)، از انجام خواسته آنان خودداری کرد<ref>علل الشرایع، ج۲، ص۵۸۲.</ref>. بر اساس این داده، ابان در مجلس امام حضور داشته است.
نام ابان در [[روایات]] مانده و در دسترس فراوان نیست. قدیمی‌ترین کتابی که نام وی را آورده، [[علل الشرایع]] است. در این کتاب روایتی به نقل او از امام رضا{{ع}} آمده است که می‌گوید: روزی جمعی از [[مردم]] [[خراسان]] نزد آن حضرت آمدند و از [[رفتار]] برخی از افراد وابسته به [[خاندان]] وی شکوه کردند و از ایشان خواستند تا به آنان تذکار دهد و آنان را از کارشان باز دارد. اما [[امام]] با استناد به سخن [[پدر]] بزرگوارش که [[نصیحت]]، [[سختی]] و [[خشونت]] به دنبال دارد (موجب رمیدن [[آدمیان]] می‌شود)، از انجام خواسته آنان خودداری کرد<ref>علل الشرایع، ج۲، ص۵۸۲.</ref>. بر اساس این داده، ابان در مجلس امام حضور داشته است.


پس از آن گزارشی از آبان درباره یکی از مجالس مأمون مذکور است. وی می‌گوید: در مجلسی مأمون درباره مراد [[آیه]] {{متن قرآن|ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ}}<ref>«سپس این کتاب را به کسانی از بندگان خویش که برگزیده‌ایم به میراث دادیم و برخی از آنان، ستمکاره با خویشند و برخی میانه‌رو و برخی با اذن خداوند در کارهای نیک پیشتازند؛ این همان بخشش بزرگ است» سوره فاطر، آیه ۳۲.</ref> از [[علما]] پرسید و هر یک پاسخی دادند. سپس از [[امام رضا]]{{ع}} سؤال کرد: ای اباالحسن! تو چه می‌گویی؟ آن [[حضرت]] فرمود: من می‌گویم مراد از آن [[عترت طاهره]] است نه دیگران<ref>المناقب، ابن شهر آشوب، ج۴، ص۱۳۰؛ بحار الأنوار، ج۲۳، ص۲۲۳.</ref>. علاوه بر این موارد، گزارش دیگری از او در نوشته‌های متأخران آمده است که ردپایی از آن در متون کهن و منابع اولیه نیست، از این رو با [[تأمل]] بیشتری باید به آن نظر کرد. عبدالاعلی [[سبزواری]] به نقل [[ابن بابویه]] از ابان بن صلت آورده است: [[امام]] به مجلس [[مأمون]] حضور یافت، در حالی که جمعی از [[مردم]] [[عراق]] و [[خراسان]] در آن مجلس بودند... مأمون پرسید: آیا [[عترت]] بر دیگر [[مردمان]] [[فضل]] و برتری‌ای دارند؟ امام فرمود: [[خداوند]] [[برتری]] عترت بر دیگر مردم را در کتاب خود بیان داشته است. مأمون پرسید: کجای کتاب خداست؟ امام با قرائت [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ * ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد * در حالی که برخی از فرزندزادگان برخی دیگرند و خداوند شنوایی داناست» سوره آل عمران، آیه ۳۳-۳۴.</ref>؛ فرمود: عترت در [[آل ابراهیم]] داخل است، چون [[رسول خدا]]{{صل}} از [[فرزندان]] او و عترت از آن حضرت است<ref>مواهب الرحمن، ج۵، ص۲۷۵.</ref>. البته این گزارش در نوشته‌های موجود ابن بابویه و نیز در آثار گذشتگان نیست، همان طور که ادعای صاحب الفرقان در استناد گزارش مذکور به [[تفسیر البرهان]]، بر اساس [[تفسیر]] موجود قابل دریافت نیست، چون در کتاب موجود، چنین روایتی وجود ندارد. بر این اساس نسبت به خبر اخیر تا حدی با تردید باید مواجه شد.
پس از آن گزارشی از آبان درباره یکی از مجالس مأمون مذکور است. وی می‌گوید: در مجلسی مأمون درباره مراد [[آیه]] {{متن قرآن|ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ}}<ref>«سپس این کتاب را به کسانی از بندگان خویش که برگزیده‌ایم به میراث دادیم و برخی از آنان، ستمکاره با خویشند و برخی میانه‌رو و برخی با اذن خداوند در کارهای نیک پیشتازند؛ این همان بخشش بزرگ است» سوره فاطر، آیه ۳۲.</ref> از [[علما]] پرسید و هر یک پاسخی دادند. سپس از [[امام رضا]]{{ع}} سؤال کرد: ای اباالحسن! تو چه می‌گویی؟ آن [[حضرت]] فرمود: من می‌گویم مراد از آن [[عترت طاهره]] است نه دیگران<ref>المناقب، ابن شهر آشوب، ج۴، ص۱۳۰؛ بحار الأنوار، ج۲۳، ص۲۲۳.</ref>. علاوه بر این موارد، گزارش دیگری از او در نوشته‌های متأخران آمده است که ردپایی از آن در متون کهن و منابع اولیه نیست، از این رو با [[تأمل]] بیشتری باید به آن نظر کرد. عبدالاعلی [[سبزواری]] به نقل [[ابن بابویه]] از ابان بن صلت آورده است: [[امام]] به مجلس [[مأمون]] حضور یافت، در حالی که جمعی از [[مردم]] [[عراق]] و [[خراسان]] در آن مجلس بودند... مأمون پرسید: آیا [[عترت]] بر دیگر [[مردمان]] [[فضل]] و برتری‌ای دارند؟ امام فرمود: [[خداوند]] [[برتری]] عترت بر دیگر مردم را در کتاب خود بیان داشته است. مأمون پرسید: کجای کتاب خداست؟ امام با قرائت [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ * ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد * در حالی که برخی از فرزندزادگان برخی دیگرند و خداوند شنوایی داناست» سوره آل عمران، آیه ۳۳-۳۴.</ref>؛ فرمود: عترت در [[آل ابراهیم]] داخل است، چون [[رسول خدا]]{{صل}} از [[فرزندان]] او و عترت از آن حضرت است<ref>مواهب الرحمن، ج۵، ص۲۷۵.</ref>. البته این گزارش در نوشته‌های موجود ابن بابویه و نیز در آثار گذشتگان نیست، همان طور که ادعای صاحب الفرقان در استناد گزارش مذکور به [[تفسیر البرهان]]، بر اساس [[تفسیر]] موجود قابل دریافت نیست، چون در کتاب موجود، چنین روایتی وجود ندارد. بر این اساس نسبت به خبر اخیر تا حدی با تردید باید مواجه شد.
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش