←مقدمه
(←مقدمه) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
بعد از او خلافت اموی جایگاه [[سختی]] یافت و [[هرج و مرج]] عمومی، [[جهان اسلام]] را فرا گرفت. در [[عراق]]، بعد از فرار [[عبیدالله بن زیاد]] از [[بصره]] بر اثر فشار حوادث سیاسی، [[آتش]] [[تعصبات]] [[قبایل]] شعلهور و به [[حاکم]] شدن [[خشونت]] منجر شد بهگونهای که هر [[قبیله]] از [[منافع]] خود [[حمایت]] میکرد. برای [[رهایی]] از این تنگنا شهرهای [[کوفه]] و بصره هیئتهایی را برای [[اعلان]] بیعت با [[ابن زبیر]] روانه مکه کردند و او هم کارگزارانی را از جانب خود به این دو [[شهر]] گسیل داشت<ref>ابنکثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۳۹.</ref>. | بعد از او خلافت اموی جایگاه [[سختی]] یافت و [[هرج و مرج]] عمومی، [[جهان اسلام]] را فرا گرفت. در [[عراق]]، بعد از فرار [[عبیدالله بن زیاد]] از [[بصره]] بر اثر فشار حوادث سیاسی، [[آتش]] [[تعصبات]] [[قبایل]] شعلهور و به [[حاکم]] شدن [[خشونت]] منجر شد بهگونهای که هر [[قبیله]] از [[منافع]] خود [[حمایت]] میکرد. برای [[رهایی]] از این تنگنا شهرهای [[کوفه]] و بصره هیئتهایی را برای [[اعلان]] بیعت با [[ابن زبیر]] روانه مکه کردند و او هم کارگزارانی را از جانب خود به این دو [[شهر]] گسیل داشت<ref>ابنکثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۳۹.</ref>. | ||
هیئتهایی از قِنَّسْرین، حِمْص و [[مصر]] به حجاز رفتند، با [[ابن زبیر]] [[بیعت]] کردند و [[مردم]] فِلَسطین هم از ابن زبیر [[اطاعت]] کردند<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۷۰؛ طبری، تاریخ الرسل والملوک، ج۵، ص۵۳۱.</ref>. مردم بودند و گروهی از دستاوردهای [[خلافت اموی]] [[دفاع]] میکردند. در همه منبرهای [[اسلامی]] به نام او [[خطبه]] خوانده شد، مگر در [[منبر]] طبریّه [[اردن]] که | هیئتهایی از قِنَّسْرین، حِمْص و [[مصر]] به حجاز رفتند، با [[ابن زبیر]] [[بیعت]] کردند و [[مردم]] فِلَسطین هم از ابن زبیر [[اطاعت]] کردند<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۷۰؛ طبری، تاریخ الرسل والملوک، ج۵، ص۵۳۱.</ref>. مردم بودند و گروهی از دستاوردهای [[خلافت اموی]] [[دفاع]] میکردند. در همه منبرهای [[اسلامی]] به نام او [[خطبه]] خوانده شد، مگر در [[منبر]] طبریّه [[اردن]] که [[حسان بن مالک بن بجدل کلبی]] از بیعت با او خودداری کرده، [[خلافت]] را برای [[خالد بن یزید بن معاویه]] میخواست<ref>مسعودی، مروج الذهب...، ج۳، ص۹۲.</ref>. | ||
گویی [[جهان اسلام]] بار دیگر در [[شرف]] دستیابی به [[وحدت]] [[سیاسی]] - به [[رهبری]] [[عبدالله بن زبیر]] - بود.<ref>[[محمد سهیل طقوش|طقوش]] و [[رسول جعفریان|جعفریان]]، [[دولت امویان (کتاب)|دولت امویان]] ص ۸۳.</ref>. | گویی [[جهان اسلام]] بار دیگر در [[شرف]] دستیابی به [[وحدت]] [[سیاسی]] - به [[رهبری]] [[عبدالله بن زبیر]] - بود.<ref>[[محمد سهیل طقوش|طقوش]] و [[رسول جعفریان|جعفریان]]، [[دولت امویان (کتاب)|دولت امویان]] ص ۸۳.</ref>. | ||