جز
جایگزینی متن - 'صعود' به 'صعود'
جز (جایگزینی متن - 'شکوه' به 'شکوه') |
جز (جایگزینی متن - 'صعود' به 'صعود') |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
برخی ضرب المثلهای رایج میان [[عرب جاهلی]] نیز از [[قدمت]] عاد و فاصله بسیار آن [[مردم]] از عصر [[نزول قرآن]] حکایت دارد. [[قرآن]] در [[غالب]] یادکردهای خود از عادیان، آنان را پس از [[قوم نوح]] میشمرد و همچنین تعبیر {{متن قرآن|عَادًا الْأُولَى}}<ref>«قوم نخستین عاد» سوره نجم، آیه ۵۰.</ref> = "[[عاد]] نخستین" از نظر مفسران نشاندهنده وجود عاد دیگری است که میتواند بر قدمت تاریخ این [[قوم]] دلالت کند. با توجه به اینکه این واژه بیش از یک بار در قرآن نیامده و تنها دلالت بر وجود مکانی در جزیرةالعرب میکند، پیجویی درباره چگونگی منطقه و مردمانی که در آن [[زندگی]] میکردهاند تنها در حیطه [[علم]] باستانشناسی است که باید [[منتظر]] بود در [[آینده]] کارشناسان این فن چه چیز تازهای از آن منطقه [[کشف]] میکنند تا سبب آشکار شدن اطلاعات لازم و کافی برای [[شناخت]] آن شود. | برخی ضرب المثلهای رایج میان [[عرب جاهلی]] نیز از [[قدمت]] عاد و فاصله بسیار آن [[مردم]] از عصر [[نزول قرآن]] حکایت دارد. [[قرآن]] در [[غالب]] یادکردهای خود از عادیان، آنان را پس از [[قوم نوح]] میشمرد و همچنین تعبیر {{متن قرآن|عَادًا الْأُولَى}}<ref>«قوم نخستین عاد» سوره نجم، آیه ۵۰.</ref> = "[[عاد]] نخستین" از نظر مفسران نشاندهنده وجود عاد دیگری است که میتواند بر قدمت تاریخ این [[قوم]] دلالت کند. با توجه به اینکه این واژه بیش از یک بار در قرآن نیامده و تنها دلالت بر وجود مکانی در جزیرةالعرب میکند، پیجویی درباره چگونگی منطقه و مردمانی که در آن [[زندگی]] میکردهاند تنها در حیطه [[علم]] باستانشناسی است که باید [[منتظر]] بود در [[آینده]] کارشناسان این فن چه چیز تازهای از آن منطقه [[کشف]] میکنند تا سبب آشکار شدن اطلاعات لازم و کافی برای [[شناخت]] آن شود. | ||
بنابراین، این کلمه به [[تنهایی]] نام مکانی است که چند و چون حالات [[مردمان]] آن را باید از قرائن و شواهد [[علمی]] و اشارات دیگری که احیاناً [[قرآن کریم]] درباره مکانهای مشابه آن دارد به دست آورد. با این همه دست نخورده ماندن مناطق بسیاری از جزیرةالعرب در اثر وضعیت سخت آب و هوایی، [[امید]] به یافتن آثاری از [[سرزمین]] [[عاد]] را از میان نبرده است. گزارشهای [[قرآن]] هم در این گونه موارد معمولاً بسیار کلی است مثلاً: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرَى}}<ref>«و آنچه شهر پیرامونتان بود نابود کردهایم و آیات را گوناگون آوردهایم باشد که آنان بازگردند» سوره احقاف، آیه ۲۷.</ref>. تنها نشان از [[انحطاط]] شهرهای اطراف آنجا را دارد. یا اینکه قرآن گزارش میکند که: {{متن قرآن|وَإِنْ يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ * أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ}}<ref>«و اگر (مشرکان) تو را دروغگو میشمارند، پیش از ایشان، قوم نوح و عاد و ثمود هم (پیامبرانشان را) دروغگو شمردند * آیا روی زمین گردش نکردهاند» سوره حج، آیه ۴۲ و ۴۶.</ref>. همین مقدار میگوید که پیشینیان هم، [[پیامبران]] خود را [[تکذیب]] کردند؛ ولی با تعبیر {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ}} پیگیری تحقیق علمی را به عهده [[اهل]] فن واگذار نموده است. با توجه به مطالب فوق، برای [[فهم]] معناشناختی [[قرآنی]] این کلمه، نیاز به [[دانش]] [[تاریخ]] و علم باستانشناسی میباشد و از خود این واژه، مفهوم خاصی [[استنباط]] و استفاده نمیشود، ولی اشارت کلی قرآن در مورد | بنابراین، این کلمه به [[تنهایی]] نام مکانی است که چند و چون حالات [[مردمان]] آن را باید از قرائن و شواهد [[علمی]] و اشارات دیگری که احیاناً [[قرآن کریم]] درباره مکانهای مشابه آن دارد به دست آورد. با این همه دست نخورده ماندن مناطق بسیاری از جزیرةالعرب در اثر وضعیت سخت آب و هوایی، [[امید]] به یافتن آثاری از [[سرزمین]] [[عاد]] را از میان نبرده است. گزارشهای [[قرآن]] هم در این گونه موارد معمولاً بسیار کلی است مثلاً: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرَى}}<ref>«و آنچه شهر پیرامونتان بود نابود کردهایم و آیات را گوناگون آوردهایم باشد که آنان بازگردند» سوره احقاف، آیه ۲۷.</ref>. تنها نشان از [[انحطاط]] شهرهای اطراف آنجا را دارد. یا اینکه قرآن گزارش میکند که: {{متن قرآن|وَإِنْ يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ * أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ}}<ref>«و اگر (مشرکان) تو را دروغگو میشمارند، پیش از ایشان، قوم نوح و عاد و ثمود هم (پیامبرانشان را) دروغگو شمردند * آیا روی زمین گردش نکردهاند» سوره حج، آیه ۴۲ و ۴۶.</ref>. همین مقدار میگوید که پیشینیان هم، [[پیامبران]] خود را [[تکذیب]] کردند؛ ولی با تعبیر {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ}} پیگیری تحقیق علمی را به عهده [[اهل]] فن واگذار نموده است. با توجه به مطالب فوق، برای [[فهم]] معناشناختی [[قرآنی]] این کلمه، نیاز به [[دانش]] [[تاریخ]] و علم باستانشناسی میباشد و از خود این واژه، مفهوم خاصی [[استنباط]] و استفاده نمیشود، ولی اشارت کلی قرآن در مورد صعود و [[سقوط]] [[تمدنها]] میتواند هسته مرکزی مباحث [[تاریخی]] و جامعهشناختی و حتی [[روانشناختی]] [[امتها]] را در پی داشته باشد و سبب تحلیلهای گوناگون شود. | ||
به هر حال، اشاره قرآن به مساکن عاد و [[ثمود]] نشان از اهمیت موقعیت مکانی و جغرافیایی آن دارد: {{متن قرآن|فَأَصْبَحُوا لَا يُرَى إِلَّا مَسَاكِنُهُمْ * وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِنْ مَكَّنَّاكُمْ}}<ref>«آنگاه چنان شدند که جز خانههاشان چیزی دیده نمیشد * و به راستی ما به آنان در چیزهایی توانمندی دادیم که به شما در آنها توانمندی ندادهایم» سوره احقاف، آیه ۲۵-۲۶.</ref>. از طرف دیگر، اشاره به ماجرای [[قوم عاد]] در سخنان [[مؤمن آل فرعون]] آشنایی [[مصریان]] با آنان و احتمالاً نزدیکی منطقهشان به [[مصر]] را نشان میدهد: {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الْأَحْزَابِ * مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِلْعِبَادِ}}<ref>«و آنکه ایمان آورده بود گفت: ای قوم من! من بر شما از (حال و روزی) مانند روز (نابودی) دستهها (ی کفر) بیم دارم * مانند شیوه (ای که با) قوم نوح و عاد و ثمود و آنان که پس از ایشان بودند (به کار رفت) و خداوند با بندگان سر ستم ندارد» سوره غافر، آیه ۳۰-۳۱.</ref>. اگرچه از خود نام احقاف برمیآید که [[سرزمین]] عادیان، منطقهای بیابانی و خشک بوده است در آیاتی دیگر از باغها و چشمه سارهای محل سکونتشان یاد شده است {{متن قرآن|وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ}} <ref>«و با بوستانها و چشمهساران» سوره شعراء، آیه ۱۳۴.</ref>. همچنین [[وعده]] [[هود]] به [[نزول]] [[باران]] در صورت [[توبه]] و [[استغفار]] ایشان {{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلَا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ}} <ref>«و ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید و آنگاه به سوی او توبه آورید تا از آسمان بر شما بارانی یکریز فرستد و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید و گناهکارانه رو مگردانید» سوره هود، آیه ۵۲.</ref> و [[انتظار]] آنان برای نزول باران {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا هَذَا عَارِضٌ مُمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref> «آنگاه، چون آن (عذاب) را مانند ابری سایهگستر دیدند که رو به درّههای آنان دارد گفتند: این ابری است که برای ما بارانزاست؛ (نه)، بلکه همان است که آن را به شتاب میخواستید، (تند) بادی است که در آن عذابی دردناک است» سوره احقاف، آیه ۲۴.</ref> نشان میدهد که آنان در [[سرزمین]] خشک یا در حال گذراندن دورهای از خشکسالی بودهاند. البته مطالعات زمینشناسی و باستانشناسی نشان میدهد که بیابانهای جزیرةالعرب در دورههای پیشین از سرسبزی و [[اعتدال]] آب و هوایی برخوردار بوده و در دورهای خاص در اثر [[تغییر]] وضعیت جوّی، این منطقه به شکل بیایان در آمده که در اثر آن، مهاجرتهای متعددی از این سرزمین رخ داده است<ref>دائرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۳۱۸.</ref>. | به هر حال، اشاره قرآن به مساکن عاد و [[ثمود]] نشان از اهمیت موقعیت مکانی و جغرافیایی آن دارد: {{متن قرآن|فَأَصْبَحُوا لَا يُرَى إِلَّا مَسَاكِنُهُمْ * وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِنْ مَكَّنَّاكُمْ}}<ref>«آنگاه چنان شدند که جز خانههاشان چیزی دیده نمیشد * و به راستی ما به آنان در چیزهایی توانمندی دادیم که به شما در آنها توانمندی ندادهایم» سوره احقاف، آیه ۲۵-۲۶.</ref>. از طرف دیگر، اشاره به ماجرای [[قوم عاد]] در سخنان [[مؤمن آل فرعون]] آشنایی [[مصریان]] با آنان و احتمالاً نزدیکی منطقهشان به [[مصر]] را نشان میدهد: {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الْأَحْزَابِ * مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِلْعِبَادِ}}<ref>«و آنکه ایمان آورده بود گفت: ای قوم من! من بر شما از (حال و روزی) مانند روز (نابودی) دستهها (ی کفر) بیم دارم * مانند شیوه (ای که با) قوم نوح و عاد و ثمود و آنان که پس از ایشان بودند (به کار رفت) و خداوند با بندگان سر ستم ندارد» سوره غافر، آیه ۳۰-۳۱.</ref>. اگرچه از خود نام احقاف برمیآید که [[سرزمین]] عادیان، منطقهای بیابانی و خشک بوده است در آیاتی دیگر از باغها و چشمه سارهای محل سکونتشان یاد شده است {{متن قرآن|وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ}} <ref>«و با بوستانها و چشمهساران» سوره شعراء، آیه ۱۳۴.</ref>. همچنین [[وعده]] [[هود]] به [[نزول]] [[باران]] در صورت [[توبه]] و [[استغفار]] ایشان {{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلَا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ}} <ref>«و ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید و آنگاه به سوی او توبه آورید تا از آسمان بر شما بارانی یکریز فرستد و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید و گناهکارانه رو مگردانید» سوره هود، آیه ۵۲.</ref> و [[انتظار]] آنان برای نزول باران {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا هَذَا عَارِضٌ مُمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref> «آنگاه، چون آن (عذاب) را مانند ابری سایهگستر دیدند که رو به درّههای آنان دارد گفتند: این ابری است که برای ما بارانزاست؛ (نه)، بلکه همان است که آن را به شتاب میخواستید، (تند) بادی است که در آن عذابی دردناک است» سوره احقاف، آیه ۲۴.</ref> نشان میدهد که آنان در [[سرزمین]] خشک یا در حال گذراندن دورهای از خشکسالی بودهاند. البته مطالعات زمینشناسی و باستانشناسی نشان میدهد که بیابانهای جزیرةالعرب در دورههای پیشین از سرسبزی و [[اعتدال]] آب و هوایی برخوردار بوده و در دورهای خاص در اثر [[تغییر]] وضعیت جوّی، این منطقه به شکل بیایان در آمده که در اثر آن، مهاجرتهای متعددی از این سرزمین رخ داده است<ref>دائرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۳۱۸.</ref>. | ||