بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
به بیانی دیگر [[پیروی]] صحیح از چیزی یا کسی به عنوان "[[مرجع]]" عبارت است از [[پیروی]] ناقص از کامل ([[جاهل]] از عالم) که در آیۀ {{متن قرآن|أَ فَمَن يهَْدِى إِلىَ الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يهَِدِّى إِلَّا أَن يهُْدَى}}<ref>«آيا آنكه به حقّ رهنمون مى گردد سزاوارتر است كه پيروى شود يا آنكه راه نمى يابد»؛ سورۀ یونس، آیۀ ۳۵. </ref> به آن اشاره شده است و باید دانست شرط [[بینیازی]] [[انسان]] از [[هدایت]] دیگران این است که از [[هدایت]] ویژۀ [[خداوند]] برخوردار باشد. علاوه بر [[دلیل نقلی]]، [[استدلال عقلی]] نیز بر [[ضرورت]] مرجعیّت و [[لزوم]] استمرار مرجعیّتی مصون از [[خطا]] دلالت دارد: یک [[جامعه]] [[نیازمند]] مرجعیّتی پیدرپی و مصون از خطاست. از جمله [[دلایل]] [[نیازمندی]] [[جامعۀ دینی]] به مرجعیّت، این است که مردم در شناخت، شناساندن و [[اجرای دین]]، از [[خطا]] مصون نیستند. بنابراین اگر مرجع نیز از [[خطا]] و [[لغزش]] مصون نباشد، به [[مرجع]] دیگری نیاز است و اگر او نیز مصون نباشد، باز هم مرجع دیگری نیاز است و لازمۀ آن [[تسلسل]] بوده که [[باطل]] است<ref>برای آگاهی بیشتر، ر.ک: ربـّانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی و خواجه نصیرالدین طوسی، کـشف المراد شرح تجرید الاعتقاد، شرح: جمال الدین علاّمه حلّی. </ref>. روش و سیرۀ عقلا نیز از گذشته، بر این بوده که برای یافتن پاسخ پرسشهای خویش، همواره به متخصصان و خبرگان در همان دانش و حرفه مراجعه میکردهاند<ref>ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۱۳ ـ ۱۵. </ref>. | به بیانی دیگر [[پیروی]] صحیح از چیزی یا کسی به عنوان "[[مرجع]]" عبارت است از [[پیروی]] ناقص از کامل ([[جاهل]] از عالم) که در آیۀ {{متن قرآن|أَ فَمَن يهَْدِى إِلىَ الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يهَِدِّى إِلَّا أَن يهُْدَى}}<ref>«آيا آنكه به حقّ رهنمون مى گردد سزاوارتر است كه پيروى شود يا آنكه راه نمى يابد»؛ سورۀ یونس، آیۀ ۳۵. </ref> به آن اشاره شده است و باید دانست شرط [[بینیازی]] [[انسان]] از [[هدایت]] دیگران این است که از [[هدایت]] ویژۀ [[خداوند]] برخوردار باشد. علاوه بر [[دلیل نقلی]]، [[استدلال عقلی]] نیز بر [[ضرورت]] مرجعیّت و [[لزوم]] استمرار مرجعیّتی مصون از [[خطا]] دلالت دارد: یک [[جامعه]] [[نیازمند]] مرجعیّتی پیدرپی و مصون از خطاست. از جمله [[دلایل]] [[نیازمندی]] [[جامعۀ دینی]] به مرجعیّت، این است که مردم در شناخت، شناساندن و [[اجرای دین]]، از [[خطا]] مصون نیستند. بنابراین اگر مرجع نیز از [[خطا]] و [[لغزش]] مصون نباشد، به [[مرجع]] دیگری نیاز است و اگر او نیز مصون نباشد، باز هم مرجع دیگری نیاز است و لازمۀ آن [[تسلسل]] بوده که [[باطل]] است<ref>برای آگاهی بیشتر، ر.ک: ربـّانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی و خواجه نصیرالدین طوسی، کـشف المراد شرح تجرید الاعتقاد، شرح: جمال الدین علاّمه حلّی. </ref>. روش و سیرۀ عقلا نیز از گذشته، بر این بوده که برای یافتن پاسخ پرسشهای خویش، همواره به متخصصان و خبرگان در همان دانش و حرفه مراجعه میکردهاند<ref>ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۱۳ ـ ۱۵. </ref>. | ||
==[[مرجعیت]] [[دینی]] [[امامان]] از دیدگاه [[شیعه]] و [[اهل سنت]]== | ==[[مرجعیت]] [[دینی]] [[امامان]] از دیدگاه [[شیعه]] و [[اهل سنت]]== | ||
# '''[[شیعه]]''': [[شیعه]] [[معتقد]] است همانگونه که [[پیامبر]] [[معارف دینی]] را از منبعی [[خطاناپذیر]] گرفته و در [[اختیار]] [[مردم]] میگذاشت، بعد از او افرادی خاص دارای همین [[منزلت]] و منصبند<ref>ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۰۱ - ۱۰۴.</ref> و به [[دلیل عصمت]] و [[ارتباط]] [[ائمه]] با [[عالم غیب]] از طریق [[الهام]] و نه [[وحی]]، [[تبیین]] و [[تفسیر]] آنان از [[آموزههای دینی]] مانند [[پیامبر]]، [[حجت الهی]] خواهد بود<ref>ر.ک. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۲. </ref>. در مدت زمان [[پیامبری]] [[نبی]] مکرم، چنین ظرفیتی نبود که همه [[احکام]] برای [[مردم]] بیان شود و امکان هم ندارد که چنین [[دینی]]، ناقص بیان شده باشد، لذاست که [[نیاز به امام]] روشن است<ref>ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۰۱ - ۱۰۴.</ref>. | # '''[[شیعه]]''': [[شیعه]] [[معتقد]] است همانگونه که [[پیامبر]] [[معارف دینی]] را از منبعی [[خطاناپذیر]] گرفته و در [[اختیار]] [[مردم]] میگذاشت، بعد از او افرادی خاص دارای همین [[منزلت]] و منصبند<ref>ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۰۱ - ۱۰۴.</ref> و به [[دلیل عصمت]] و [[ارتباط]] [[ائمه]] با [[عالم غیب]] از طریق [[الهام]] و نه [[وحی]]، [[تبیین]] و [[تفسیر]] آنان از [[آموزههای دینی]] مانند [[پیامبر]]، [[حجت الهی]] خواهد بود<ref>ر.ک. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۲. </ref>. در مدت زمان [[پیامبری]] [[نبی]] مکرم، چنین ظرفیتی نبود که همه [[احکام]] برای [[مردم]] بیان شود و امکان هم ندارد که چنین [[دینی]]، ناقص بیان شده باشد، لذاست که [[نیاز به امام]] روشن است<ref>ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۰۱ - ۱۰۴.</ref>. | ||
# '''[[اهل سنت]]''': [[اهل سنت]] معتقدند [[پیامبر اکرم]]{{صل}} همۀ آنچه که برای [[سعادت بشر]] لازم بود را بیان کردند و با [[رحلت]] او بیان واقعی [[احکام]] به دور از هرگونه [[خطا]] و اشتباهی به پایان رسید و به تدریج این [[اندیشه]] که صحابۀ [[پیامبر]]{{صل}} در [[تفسیر دین]] از صلاحیت بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند، قوت گرفت تا جایی که این افراد تمام تلاششان را برای از بین بردن موقعیت اجتماعی [[ائمه]] به کار گرفتند<ref>ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص۹۱ – ۹۵؛ سعیدی مهر، محمد؛ دیوانی، امیر، معارف اسلامی، ص۹۱ ـ ۹۵.</ref>، اما [[اهل سنت]] به [[دلیل]] [[انکار]] شرط [[عصمت]] و [[ارتباط با عالم غیب]] در [[امامت]] از یکسو و [[پذیرفتن]] عدم [[عصمت]] [[خلفای راشدین]] و خطاهای علمی آنان، نمیتوانند [[امام]] و [[حاکم]] را به [[وصف]] "[[مرجعیت]] علمی و [[دینی]]" متصف نمایند<ref>ر.ک. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۲. </ref>. | # '''[[اهل سنت]]''': [[اهل سنت]] معتقدند [[پیامبر اکرم]]{{صل}} همۀ آنچه که برای [[سعادت بشر]] لازم بود را بیان کردند و با [[رحلت]] او بیان واقعی [[احکام]] به دور از هرگونه [[خطا]] و اشتباهی به پایان رسید و به تدریج این [[اندیشه]] که صحابۀ [[پیامبر]]{{صل}} در [[تفسیر دین]] از صلاحیت بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند، قوت گرفت تا جایی که این افراد تمام تلاششان را برای از بین بردن موقعیت اجتماعی [[ائمه]] به کار گرفتند<ref>ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص۹۱ – ۹۵؛ سعیدی مهر، محمد؛ دیوانی، امیر، معارف اسلامی، ص۹۱ ـ ۹۵.</ref>، اما [[اهل سنت]] به [[دلیل]] [[انکار]] شرط [[عصمت]] و [[ارتباط با عالم غیب]] در [[امامت]] از یکسو و [[پذیرفتن]] عدم [[عصمت]] [[خلفای راشدین]] و خطاهای علمی آنان، نمیتوانند [[امام]] و [[حاکم]] را به [[وصف]] "[[مرجعیت]] علمی و [[دینی]]" متصف نمایند<ref>ر.ک. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۲. </ref>. | ||
==ساحتهای [[مرجعیت]] [[دینی]]== | ==ساحتهای [[مرجعیت]] [[دینی]]== | ||
ساحتها و حوزههایی که [[معصومین]]{{ع}} در آن [[مرجع دینی]] [[مسلمین]] شناخته شدهاند به گستره خود [[دین]] برخوردار از وسعت و گستردگی است که شامل همه عرصههای دین؛ اعم از حوزههای [[اعتقادی]]، [[فقهی]]، [[اخلاقی]] و غیره میشود. علاوه براینکه [[ائمه]]{{ع}} نیز به نقش خود در این سه بُعد، به ویژه در [[احکام فقهی]] تأکید کردهاند<ref>ر.ک: فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت ص: ۲۲۲ – ۲۳۵.</ref>. | ساحتها و حوزههایی که [[معصومین]]{{ع}} در آن [[مرجع دینی]] [[مسلمین]] شناخته شدهاند به گستره خود [[دین]] برخوردار از وسعت و گستردگی است که شامل همه عرصههای دین؛ اعم از حوزههای [[اعتقادی]]، [[فقهی]]، [[اخلاقی]] و غیره میشود. علاوه براینکه [[ائمه]]{{ع}} نیز به نقش خود در این سه بُعد، به ویژه در [[احکام فقهی]] تأکید کردهاند<ref>ر.ک: فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت ص: ۲۲۲ – ۲۳۵.</ref>. | ||