←استقرار در مکان مناسب
| خط ۱۱۰: | خط ۱۱۰: | ||
اصل مهم [[جنگی]]، پیشروی به سوی [[دشمن]] و [[پرهیز]] از پشت کردن به او و فرار است: «اِذا لَقیتُمُ الَّذینَ کَفَروا زَحفـًا فَلا تُوَلّوهُمُ الاَدبار» ([[انفال]] / ۸، ۱۵)، گرچه در پارهای موارد، عقبنشینی [[ضرورت]] مییابد؛ مثلاً هنگامی که [[لشکریان]] در صدد یافتن مکان مناسبی برای [[جنگ]] یا [[پیوستن]] به گروهی دیگر باشند: «ومَن یُوَلِّهِم یَومَئذٍ دُبُرَهُ اِلاّ مُتَحَرِّفـًا لِقِتالٍ اَو مُتَحَیِّزًا اِلی فِئَةٍ». (انفال / ۸، ۱۶) <ref>مجمعالبیان، ج ۴، ص۴۴۴؛ المیزان، ج ۹، ص۳۷.</ref> برخی مراد از «مُتَحَرِّفـًا لِقِتالٍ» را فرار از دشمن برای [[فریب دادن]] وی و [[حمله]] [[مجدد]] دانستهاند. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۳۷؛ تفسیر غریب القرآن، ص۳۸۷.</ref> | اصل مهم [[جنگی]]، پیشروی به سوی [[دشمن]] و [[پرهیز]] از پشت کردن به او و فرار است: «اِذا لَقیتُمُ الَّذینَ کَفَروا زَحفـًا فَلا تُوَلّوهُمُ الاَدبار» ([[انفال]] / ۸، ۱۵)، گرچه در پارهای موارد، عقبنشینی [[ضرورت]] مییابد؛ مثلاً هنگامی که [[لشکریان]] در صدد یافتن مکان مناسبی برای [[جنگ]] یا [[پیوستن]] به گروهی دیگر باشند: «ومَن یُوَلِّهِم یَومَئذٍ دُبُرَهُ اِلاّ مُتَحَرِّفـًا لِقِتالٍ اَو مُتَحَیِّزًا اِلی فِئَةٍ». (انفال / ۸، ۱۶) <ref>مجمعالبیان، ج ۴، ص۴۴۴؛ المیزان، ج ۹، ص۳۷.</ref> برخی مراد از «مُتَحَرِّفـًا لِقِتالٍ» را فرار از دشمن برای [[فریب دادن]] وی و [[حمله]] [[مجدد]] دانستهاند. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۳۷؛ تفسیر غریب القرآن، ص۳۸۷.</ref> | ||
==== استقرار در مکان مناسب==== | ==== استقرار در مکان مناسب==== | ||
[[قرآن]] در [[آیه]] ۱۲۱ | [[قرآن]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و به یادآور که پگاهان از خانوادهات جدا شدی در حالی که مؤمنان را در سنگرها برای پیکار (احد) جای میدادی و خداوند شنوای داناست» سوره آل عمران، آیه ۱۲۱.</ref> از [[گزینش]] مکان مناسب برای [[کارزار]] با دشمن در [[جنگ احد]] از سوی [[پیامبر]]{{صل}} یاد کرده است<ref>الصافی، ج ۱، ص۳۷۴.</ref>. به سبب کمتر بودن شمار [[سپاهیان]] [[مسلمان]] در برابر [[لشکر]] [[قریش]]، پیامبر{{صل}} آنان را در مکانی پشت به [[کوه]] [[احد]] جای داد و با گماردن تیراندازانی به [[فرماندهی]] عبداللّهبن [[جبیر]] در تپهای در سمت چپ [[سپاه اسلام]]، راه ورود دشمن از پشت را هم بست؛<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۴۰۸ - ۴۰۹؛ تفسیر ثعالبی، ج ۲، ص۱۰۰.</ref> همچنین آیه {{متن قرآن|إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که (خداوند) خوابی سبک را بر شما فرا میپوشاند تا از سوی او آرامشی (برای شما) باشد و از آسمان آبی فرو میباراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دلهایتان را نیرومند سازد و گامها (یتان) را بدان استوار دارد» سوره انفال، آیه ۱۱.</ref> که از [[نزول]] [[باران]] برای تثبیت شنهای روان در قرارگاه [[لشکر اسلام]] یاد کرده <ref>احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۶۱ - ۶۲؛ التبیان، ج ۵، ص۸۶.</ref> بر اهمیتِ نقش مکان مناسب در [[پیروزی در جنگ]] دلالت دارد. | ||
===خودداری از اسیرگیری زود هنگام=== | ===خودداری از اسیرگیری زود هنگام=== | ||
قبل از پایان [[جنگ]] و حصول [[پیروزی]] کامل نباید از [[دشمن]] [[اسیر]] گرفت: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار این جهان را میخواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) میخواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۷.</ref> برخی [[مفسران]] مراد از «[[اثخان]]» را کشتن افراد بسیاری از دشمن <ref>روح المعانی، ج ۱۰، ص۳۳؛ التحریر والتنویر، ج ۹، ص۱۶۱.</ref> و برخی دیگر استقرار [[حکومت اسلامی]] <ref>المیزان، ج ۹، ص۱۳۴.</ref> و شماری دیگر، استقرار در عرصه [[نبرد]] و [[پیروز]] شدن بر دشمن <ref>الفرقان، ج ۱۲، ص۲۹۲؛ التحریر والتنویر، ج ۹، ص۱۶۱؛ نمونه، ج ۷، ص۲۴۳ - ۲۴۴.</ref> دانستهاند. اسیرگیری زودهنگام از [[دشمنان]]، پیش از [[تسلط]] کامل بر آنان توان نیروهای خودی را کاهش داده، ممکن است موجب [[شکست]] شود. <ref>نمونه، ج ۷، ص۲۴۳ - ۲۴۴.</ref> | قبل از پایان [[جنگ]] و حصول [[پیروزی]] کامل نباید از [[دشمن]] [[اسیر]] گرفت: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار این جهان را میخواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) میخواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۷.</ref> برخی [[مفسران]] مراد از «[[اثخان]]» را کشتن افراد بسیاری از دشمن <ref>روح المعانی، ج ۱۰، ص۳۳؛ التحریر والتنویر، ج ۹، ص۱۶۱.</ref> و برخی دیگر استقرار [[حکومت اسلامی]] <ref>المیزان، ج ۹، ص۱۳۴.</ref> و شماری دیگر، استقرار در عرصه [[نبرد]] و [[پیروز]] شدن بر دشمن <ref>الفرقان، ج ۱۲، ص۲۹۲؛ التحریر والتنویر، ج ۹، ص۱۶۱؛ نمونه، ج ۷، ص۲۴۳ - ۲۴۴.</ref> دانستهاند. اسیرگیری زودهنگام از [[دشمنان]]، پیش از [[تسلط]] کامل بر آنان توان نیروهای خودی را کاهش داده، ممکن است موجب [[شکست]] شود. <ref>نمونه، ج ۷، ص۲۴۳ - ۲۴۴.</ref> | ||