جز
جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == == منابع ==' به '== منابع =='
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== +== منابع ==)) |
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == == منابع ==' به '== منابع ==') |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
نکته دیگر آنکه اگر [[آزادی]] امر نهادی در [[سرشت انسان]] است، نیازی به [[قرارداد اجتماعی]] ندارد، حقی است که با اوست و نیاز ندارد که کسی به او ببخشد و [[عطا]] کند، پس ستاندنی نیز نمیباشد، [[حکومت]] و [[قدرت]]، نباید و [[حق]] ندارند بر [[شهروندان]] خویش برای وجود و حضور [[جامعه]] آزاد، [[منتگذاری]] کند، بلکه یکی از [[وظایف]] عمدهاش آن است که زمینه و بسترهای حضور آزادی را در جامعه فراهم کند و عملی گرداند. | نکته دیگر آنکه اگر [[آزادی]] امر نهادی در [[سرشت انسان]] است، نیازی به [[قرارداد اجتماعی]] ندارد، حقی است که با اوست و نیاز ندارد که کسی به او ببخشد و [[عطا]] کند، پس ستاندنی نیز نمیباشد، [[حکومت]] و [[قدرت]]، نباید و [[حق]] ندارند بر [[شهروندان]] خویش برای وجود و حضور [[جامعه]] آزاد، [[منتگذاری]] کند، بلکه یکی از [[وظایف]] عمدهاش آن است که زمینه و بسترهای حضور آزادی را در جامعه فراهم کند و عملی گرداند. | ||
نهایت آنکه آزادی سرشته و نهادینه شده در وجود انسان، به هنگام حضور و [[ظهور]] سیاسی- اجتماعی به وسیله [[حاکمان]] و قدرتمندان [[مستبد]] سلب میشود و او را از عمل آزادانه باز میدارد. به واقع، موانعی بیرونی، آزادی را سلب میکنند و البته [[پیامبران الهی]] میآیند تا آن گوهر سرشته و نهفته در وجود انسان را به او یادآور شوند و زمینههای [[رهایی]] از [[اسارت]] را برایش فراهم کنند و با پاره کردن بندهای [[طاغوت]] و [[خدایان دروغین]]، به [[حقیقت]] رهایی درونی و آزادی بیرونی در عرصه سیاسی- اجتماعی دست یابند. با این نگرش است که آزادی هم [[ارزش]] ذاتی دارد و “از بزرگترین [[ارزشهای انسانی]] و مافوق [[ارزش مادی]] است”<ref>مرتضی مطهری، انسان کامل، ص۵۰.</ref> و هم [[ارزش]] روشی. ارزش ذاتی دارد؛ زیرا همراه با [[آفرینش انسان]] است و روش است؛ زیرا که او را به سوی کمال و [[سعادت]] فردی و [[اجتماعی]] رهنمون میشود، “هدف [[انسان]] این نیست که [[آزاد]] باشد؛ ولی انسان باید آزاد باشد تا به [[کمالات]] خودش برسد، و انسان تنها موجودی است که خود باید [[راه]] خود را [[انتخاب]] کند”<ref>مرتضی مطهری، انسان کامل، ص۳۴۷.</ref>.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]] ص ۸۲.</ref> | نهایت آنکه آزادی سرشته و نهادینه شده در وجود انسان، به هنگام حضور و [[ظهور]] سیاسی- اجتماعی به وسیله [[حاکمان]] و قدرتمندان [[مستبد]] سلب میشود و او را از عمل آزادانه باز میدارد. به واقع، موانعی بیرونی، آزادی را سلب میکنند و البته [[پیامبران الهی]] میآیند تا آن گوهر سرشته و نهفته در وجود انسان را به او یادآور شوند و زمینههای [[رهایی]] از [[اسارت]] را برایش فراهم کنند و با پاره کردن بندهای [[طاغوت]] و [[خدایان دروغین]]، به [[حقیقت]] رهایی درونی و آزادی بیرونی در عرصه سیاسی- اجتماعی دست یابند. با این نگرش است که آزادی هم [[ارزش]] ذاتی دارد و “از بزرگترین [[ارزشهای انسانی]] و مافوق [[ارزش مادی]] است”<ref>مرتضی مطهری، انسان کامل، ص۵۰.</ref> و هم [[ارزش]] روشی. ارزش ذاتی دارد؛ زیرا همراه با [[آفرینش انسان]] است و روش است؛ زیرا که او را به سوی کمال و [[سعادت]] فردی و [[اجتماعی]] رهنمون میشود، “هدف [[انسان]] این نیست که [[آزاد]] باشد؛ ولی انسان باید آزاد باشد تا به [[کمالات]] خودش برسد، و انسان تنها موجودی است که خود باید [[راه]] خود را [[انتخاب]] کند”<ref>مرتضی مطهری، انسان کامل، ص۳۴۷.</ref>.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]] ص ۸۲.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||