←جستارهای وابسته
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==پانویس== +== پانویس ==)) |
|||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
با توجه به آنکه مثلهای [[قرآن]]، تعبیرهایی برای عبور از الفاظ قرآن به حقایق [[قرآنی]] است، روشن میشود که [[عقل]] و [[علوم الهی]] در [[فرهنگ قرآن]]، دو جلوه یک [[حقیقت]] هستند که هماهنگ با یکدیگر، نفس را در ابعاد عملی و نظری به [[توحید]] نزدیک میکنند. بر این اساس، کسی که عقل متعارف [[اجتماعی]] در [[تدبیر]] [[امور دنیوی]] خود دارد، ولی از [[دین]] و [[معارف الهی]] عملاً و نظراً فاصله گرفته، نه تنها عاقل نیست، بلکه عالم نیز نیست؛ او به تعبیر قرآن، در رتبه حیوان کروگنگی است که [[تظاهر]] به [[درک]] و [[فهم]] مینماید: {{متن قرآن|أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا}}<ref>«آیا گمان میکنی که بیشتر آنان میشنوند یا خرد میورزند؟ آنها جز همگون چارپایان نیستند بلکه گمراهترند» سوره فرقان، آیه ۴۴.</ref>، {{متن قرآن|وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و داستان کافران، چون داستان کسی است که حیوانی را بانگ میکند که جز فراخواندن و آوایی نمیشنود؛ (اینان) کرند، لالند، نابینایند، از اینرو خرد نمیورزند» سوره بقره، آیه ۱۷۱.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۱۹۷-۲۰۴.</ref> | با توجه به آنکه مثلهای [[قرآن]]، تعبیرهایی برای عبور از الفاظ قرآن به حقایق [[قرآنی]] است، روشن میشود که [[عقل]] و [[علوم الهی]] در [[فرهنگ قرآن]]، دو جلوه یک [[حقیقت]] هستند که هماهنگ با یکدیگر، نفس را در ابعاد عملی و نظری به [[توحید]] نزدیک میکنند. بر این اساس، کسی که عقل متعارف [[اجتماعی]] در [[تدبیر]] [[امور دنیوی]] خود دارد، ولی از [[دین]] و [[معارف الهی]] عملاً و نظراً فاصله گرفته، نه تنها عاقل نیست، بلکه عالم نیز نیست؛ او به تعبیر قرآن، در رتبه حیوان کروگنگی است که [[تظاهر]] به [[درک]] و [[فهم]] مینماید: {{متن قرآن|أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا}}<ref>«آیا گمان میکنی که بیشتر آنان میشنوند یا خرد میورزند؟ آنها جز همگون چارپایان نیستند بلکه گمراهترند» سوره فرقان، آیه ۴۴.</ref>، {{متن قرآن|وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و داستان کافران، چون داستان کسی است که حیوانی را بانگ میکند که جز فراخواندن و آوایی نمیشنود؛ (اینان) کرند، لالند، نابینایند، از اینرو خرد نمیورزند» سوره بقره، آیه ۱۷۱.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۱۹۷-۲۰۴.</ref> | ||
==کاربردهای [[عقل]] در [[قرآن]]== | |||
در [[قرآن کریم]]، ۴۹ بار مشتقات واژه «عقل» به کار رفته است و در [[آیات]] متعددی، [[انسانها]] به [[خردورزی]] و [[تفکر]] [[دعوت]] و [[تشویق]] شدهاند. عباراتی مانند {{متن قرآن|أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«آیا خرد نمیورزید؟» سوره بقره، آیه ۴۴.</ref>، {{متن قرآن|لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«باشد که خرد ورزید» سوره بقره، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«برای گروهی که خرد میورزند» سوره بقره، آیه ۱۶۴.</ref> و {{متن قرآن|إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«..........».. سوره آل عمران، آیه ۱۱۸.</ref>، تأکید بر اهمیت جایگاه خردورزی در [[فهم]] [[حقایق]] [[جهان]] و [[دستورهای الهی]] است. در برخی آیات، استفاده نکردن از عقل، از [[عوامل کفر]] و [[انحرافات فکری]] معرفی شده است: {{متن قرآن|وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و داستان کافران، چون داستان کسی است که حیوانی را بانگ میکند که جز فراخواندن و آوایی نمیشنود؛ (اینان) کرند، لالند، نابینایند، از این رو خرد نمیورزند» سوره بقره، آیه ۱۷۱.</ref>. از [[ابن عباس]] نقل شده است که [[خداوند]] در این [[آیه کریمه]]، [[منافقان]] و [[کفار]] را به حیوانات [[تشبیه]] کرده است؛ زیرا آنان [[تعقل]] نمیکنند<ref>ر.ک: محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن ج۲، ص۴۸؛ عبدالرحمن بن محمد بن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم ج۱، ص۲۸۲؛ احمد ثعلبی نیشابوری، الاکشن و البیان عن تفسیر القرآن، ج۲، ص۱؛ عبدالرحمن بن محمد ثعالبی، جواهر الحسن فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۵۵، جلال الدین سیوطی، الدر المشور فی تفسیر المأثور، ج۱، ص۱۶۷.</ref>. خداوند در آیهای دیگر فرموده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و هیچ کس را جز به اذن خداوند یارایی نیست که ایمان آورد و (خداوند) عذاب را بر آنان که خرد نمیورزند برقرار میدارد» سوره یونس، آیه ۱۰۰.</ref>. [[مفسران]] نخستین مانند ابن عباس، [[پلیدی]] را در این آیه کریمه به [[خشم خداوند]]، [[گناه]] یا [[عذاب]] [[تفسیر]] کردهاند<ref>ر.ک: محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۱۲۰؛ عبدالرحمن بن محمد بن ابی حاتم تفسیر القرآن العظیم، ج۶، ص۱۹۹۰؛ عبدالرحمن بن علی بن جوزی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج۲، ص۳۵۲؛ علی بن محمد بغدادی، لباب التأویل فی معانی التنزیل، ج۲، ص۴۶۶؛ جلال الدین سیوطی، الدر المشور فی تفسیر المأثور، ج۳، ص۳۱۸.</ref>. «اولی الالباب»، یعنی صاحبان عقلهای [[سلیم]]<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داوودی، ص۷۳۳:{{عربی|اللُّبُّ: العقل الخالص من الشّوائب، و سمّي بذلك لكونه خالص ما في الإنسان من معانيه}}.</ref>، یکی دیگر از تعابیر [[قرآنی]] است که به [[ستایش]] خردورزان میپردازد. در [[قرآن کریم]]، [[فهم]] [[مصلحت]] [[قصاص]]<ref>{{متن قرآن|وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}} «و شما را ای خردمندان در قصاص، زندگانی (نهفته) است؛ باشد که شما پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۱۷۹.</ref>، رسیدن به [[حکمت]]<ref>{{متن قرآن|يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ}} «به هر که خواهد فرزانگی میبخشد و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان دادهاند؛ و جز خردمندان در یاد نمیگیرند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref>، [[عبرتگیری]] از حوادث<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ}} «به راستی در داستان آنان برای خردمندان پندی (نهفته) است؛ (قرآن) گفتاری بربافته نیست بلکه کتاب پیش از خویش را راست میشمرد و روشنگر همه چیز و رهنمود و بخشایشی برای گروه مؤمنان است» سوره یوسف، آیه ۱۱۱.</ref>، توجه به نشانههای [[خداوند]] در [[طبیعت]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ}} «بیگمان در آفرینش آسمانها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانههایی برای خردمندان است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۰؛ همچنین ر.ک: زمر، ۲۱.</ref>، [[هدایت]] پذیری از [[کتابهای آسمانی]]<ref>.{{متن قرآن|هُدًى وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ}} «که رهنمود و یادکردی برای خردمندان بود» سوره غافر، آیه ۵۴؛ همچنین ر.ک: ص، ۲۹.</ref>، [[شناخت]] دقیق [[حقایق]]<ref>.{{متن قرآن|أَفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ}} «آیا کسی که میداند آنچه از پروردگارت بر تو فرو فرستاده شده حقّ است همگون کسی است که کوردل است؟ تنها خردمندان پند میپذیرند؛» سوره رعد، آیه ۱۹؛ همچنین ر.ک: ابراهیم، ۵۹؛ زمر، ۹.</ref>، [[پیروی]] از بهترین سخنان<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ}} «کسانی که گفتار را میشنوند آنگاه از بهترین آن پیروی میکنند، آنانند که خداوند راهنماییشان کرده است و آنانند که خردمندند» سوره زمر، آیه ۱۸.</ref> و... به اولی الالباب نسبت داده شده است. از این کاربردها، میتوان نکته پیش گفته را [[تأیید]] کرد که مقصود از اولی الالباب، افرادی است که [[عقل]] آنان به خطاها و [[هواهای نفسانی]] [[آلوده]] نباشد. این افراد با [[تدبر در آیات]] [[الهی]]، [[حکمت]] آنها را در مییابند. | |||
[[تدبر]] و [[تعقل]] در [[آیات]] [[خداوند]] در [[جهان]]<ref>ر.ک: بقره، ۱۶۴؛ آل عمران، ۱۹۰-۱۹۱؛ اعراف، ۱۸۵؛ یونس، ۶: ابراهیم، ۳۲؛ روم، ۸؛ لقمان، ۲۵؛ شوری، ۲۹.</ref>، وجود [[انسان]]<ref>ر.ک: فصلت، ۵۳؛ روم، ۸؛ مؤمنون، ۱۲-۱۴.</ref> و [[قرآن کریم]]<ref>ر.ک: محمد، ۲۴؛ نساء، ۸۲؛ کهف، ۵۴؛ روم، ۵۸؛ زمر، ۲۷، قمر، ۱۷، ۲۲، ۳۲ و ۴۰.</ref> از مسائلیاند که آیات متعددی بر آنها تأکید دارند. افزون بر این موارد، [[خداوند متعال]] در آیاتی متعدد، از استدلالهای روشن [[عقلی]] برای [[بیان معارف]] [[دینی]] استفاده کرده<ref>{{متن قرآن|وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ * قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ}} «و برای ما مثالی آورد و آفرینش خود را به فراموشی سپرد؛ گفت: چه کسی استخوانهایی را که پوسیده است زنده میگرداند؟ * بگو: همان کس که آن را نخست آفرید زندهاش میگرداند و او به (حال) هر آفریدهای داناست» سوره یس، آیه ۷۸-۷۹؛ همچنین ر.ک: غافر، ۵۶-۵۷؛ اسراء، ۹۹؛ نحل، ۱۷؛ نساء، ۷۸؛ حج، ۱۲؛ هود، ۲۴؛ زمر، ۹ و....</ref> و در کلمات [[پیامبران الهی]] مانند [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} نیز این گونه استدلالها آمده است. [[دلایل]] این [[پیامبر]] بزرگوار در رد [[شایستگی]] [[بتها]] برای [[پرستش]]<ref>ر.ک: شعراء، ۷۰-۸۳.</ref>، [[نقد]] [[تفکر]] [[ستاره]]، ماه و [[خورشید]] پرستان<ref>ر.ک: انعام، ۷۶-۷۹.</ref>، و استدلالهای روشن آن [[حضرت]] در برابر [[نمرود]]<ref>ر.ک: انبیاء، ۵۱-۹۷؛ بقره، ۲۵۸.</ref>، نمونههایی روشن از استفاده از [[نعمت]] [[عقل]] و [[علوم عقلی]] است. | |||
از مجموع این کاربردها میتوان دریافت که در [[قرآن]]، معنای لغوی عقل به کار رفته و به قوهای اشاره دارد که [[فهم]] و [[یادگیری]] به آن وابسته است؛ درست و نادرست را تشخیص میدهد و ثمره آن [[علم]] است. | |||
بنا بر برخی اصطلاحات، فقط علومی [[عقلی]] نامیده میشوند که حواس در به دست آوردن آنها هیچ دخالت نداشته و تمام مقدمات آن عقلی محض باشد<ref>ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج۱، ص۷۱: «همه علوم را با توجه به روشهای کلی تحقیق، میتوان به سه دسته تقسیم کرد: الف) علوم عقلی که فقط با براهین عقلی و استنتاجات ذهنی قابل بررسی است مانند منطق و فلسفه الهی؛ ب) علوم تجربی که با روشهای تجربی قابل اثبات است؛ مانند فیزیک، شیمی و زیستشناسی؛ ج) علوم نقلی که بر اساس اسناد و مدارک منقول و تاریخی بررسی میشود؛ مانند تاریخ علم رجال و علم فقه»؛ سمیح دغیم، موسوعة مصطلحات الامام فخر الدین الرازی، ص۳۲:{{عربی|أما الإدراک الحسی و الخیال فإنهما لا یتعلقان بالماهیة إلا عند کونها مقارنة لمادة معینة و لأعراض مشخصة... أما الإدراک العقلی فإنه یجب أن یکون مجردأ عن جمیع اللواحق والعوارض}}.</ref>؛ اما در معنایی عام، میتوان علومی را که با تفکر و [[تدبر]] به دست میآیند، عقلی نامید؛ هر چند برخی مقدمات آن، [[حسی]] یا [[نقلی]] باشد؛ زیرا [[ادراک]] امور حسی و نقلی نیز به [[خردورزی]] وابسته است<ref>جعفر آل یاسین، الفارابی فی حدوده و رسومه، ص۳۶۶: {{عربی|العقل لیس هو شیئا غیر التجارب، ومهما کانت هذه التجارب أکثر کانت النفس أتم عقلا}}؛ علی بن محمد جرجانی، کتاب التعریفات، ص۶۵: (العقل) {{عربی|مأخوذ من عقال البعیر یمنع ذوی العقول عن العدول عن سواء السبیل و الصحیح أنه جوهر مجرد یدرک الغائبات بالوسائط والمحسوسات بالمشاهدة}}؛ مجمع البحوث الاسلامیة، شرح المصطلحات الفلسفیة، ص۲۱۳: {{عربی|إن العقل اسم مشترک یقال علی معنیین: أحدهما ما تشیر به الفلاسفة إلی أنه أول موجود اخترعه الباری وهو جوهر بسیط روحانی محیط بالأشیاء کلها إحاطة روحانیة. المعنی الآخر مایشیر به جمهور الناس إلی أنه قوة من قوی النفس الإنسانیة التی فعلها التفکر والرویة والنطق والتمییز والصنائع وما شاکلها}} </ref>. کاربردهای [[قرآنی]] واژه [[عقل]] و مشتقات آن، با این معنا هماهنگ است. [[تأمل]] و [[تفکر]] درباره پدیدههای طبیعی، رخدادهای خارجی و [[آیات قرآن]]، از مصادیق [[تعقل]] به شمار میآیند؛ در حالی که بنا بر اصطلاح اول، این [[علوم]]، [[عقلی]] نیستند. در این نوشتار، این معنای عام از [[علوم عقلی]] مقصود است که با کاربردهای قرآنی نیز [[هماهنگی]] دارد.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۹۲.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||